به گزارش اصفهان زیبا؛ از منظر امام شهید حضرت آیت الله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، تحولات نظام بینالملل در دهههای اخیر نشان میدهد که جهان همچنان صحنه تقابل دو نوع نگرش اساسی است. در یک سو، جریانی قرار دارد که روابط جهانی را بر پایه سلطهطلبی، زورگویی و تأمین منافع مادی قدرتهای بزرگ تعریف میکند؛ و در سوی دیگر، نگاهی قرار دارد که عدالت، معنویت، کرامت انسانی و استقلال ملتها را محور نظم جهانی میداند.
به اعتقاد ایشان، انقلاب اسلامی ایران در چنین فضایی به عنوان یک پدیده بزرگ تاریخی و تمدنی ظهور کرد و چارچوب تازهای از مواجهه با قدرتهای جهانی را ارائه داد. این چارچوب بر اصولی چون استکبارستیزی، استقلال سیاسی و فرهنگی، عدالتخواهی و وحدت امت اسلامی استوار است. رهبر معظم انقلاب معتقد بودند این منظومه فکری پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز استمرار یافته و در مسائل مهم جهانی از موضوع فلسطین و حمایت از ملتهای مظلوم گرفته تا نوع رابطه با شرق و غرب و همچنین مسئله احیای تمدن اسلامی، نقشآفرین بوده است.
انقلاب اسلامی ایران و چالش
با نظم سلطه جهانی
به باور امام شهید، انقلاب اسلامی ایران در شرایطی شکل گرفت که قدرتهای بزرگ تلاش میکردند مسیر فرهنگها، تمدنها و حتی آینده تاریخ جهان را مطابق با منافع و ارزشهای خود تعیین کنند. در آن دوران، برخی نظریهپردازان غربی چنین القا میکردند که آینده جهان ناگزیر در چارچوب تمدن و نظام ارزشی غرب تعریف خواهد شد و هیچ بدیل جدیای در برابر آن وجود ندارد.
در چنین فضایی، انقلاب اسلامی ایران با تکیه بر ایمان دینی، حاکمیت الهی و اراده ملتها وارد عرصه شد و این تصور را به چالش کشید. حضرت آیتالله خامنهای بارها تأکید میکردند که در نگاه توحیدی، قدرت حقیقی از آنِ خداوند متعال است و هیچ قدرتی حق ندارد خود را حاکم مطلق سرنوشت ملتها بداند.
از این رو، تلاش برخی قدرتها برای جایگزین کردن اراده انسان به جای حاکمیت الهی، همانند ادعاهای تاریخی فرعونها و نمرودها، توهمی بیش نیست و مشروعیتی ندارد. رهبر انقلاب معتقد بودند آنچه در ادبیات انقلاب اسلامی ایران از آن با عنوان «استکبار جهانی» یاد میشود، نظامی از قدرت است که بر پایه زیادهخواهی، سلطهطلبی و تحمیل اراده بر ملتهای دیگر شکل گرفته است.
از نگاه ایشان، قدرتهایی که خود را حاکم بلامنازع جهان معرفی میکنند، در حقیقت با وجود برخورداری از ابزارهای اقتصادی، رسانهای و نظامی، از بنیانهای عمیق معنوی و انسانی برخوردار نیستند و قدرت آنان بیش از آنکه واقعی باشد، متکی بر سازوکارهای سلطه است.
حضرت آیتالله خامنهای بر این باور بودند که همین وضعیت موجب شده است بسیاری از اندیشمندان و پژوهشگران در نقاط مختلف جهان به بازاندیشی درباره ماهیت تمدن غربی و نظام مسلط جهانی بپردازند. در این بازنگری، بیش از پیش روشن شده است که بسیاری از ادعاهای تمدنی غرب، در عمل بیش از آنکه بر ارزشهای انسانی استوار باشد، ریشه در منافع اقتصادی و سیاسی دارد.
سرگشتگی تمدنی در اروپا
رهبر معظم انقلاب معتقد بودند تحولات سالهای اخیر در اروپا نشانههایی از نوعی بحران هویتی و تمدنی را آشکار کرده است. ارزشهایی که دههها به عنوان الگوی نهایی توسعه سیاسی و اجتماعی معرفی میشدند، امروز با چالشهای جدی مواجه شدهاند و در عین حال جایگزین معنوی و تمدنی روشنی نیز برای آنها شکل نگرفته است.
از این رو، بخشهایی از نظام سیاسی غرب بیش از هر چیز در پی حفظ منافع کوتاهمدت خود هستند و همین مسئله نشانهای از نوعی سرگشتگی در مسیر تمدنی آنان به شمار میآید. به باور ایشان این وضعیت نشان میدهد که تمدن مادی غرب در پاسخگویی به نیازهای عمیق انسانی با محدودیتهای جدی روبهرو است.
مسئله فلسطین و دوگانگی
حقوق بشر
در نگاه رهبر معظم انقلاب، یکی از آشکارترین نمونههای تناقض در سیاستهای جهانی، مسئله فلسطین است. آنگونه که شکلگیری رژیم صهیونیستی از ابتدا با حمایت قدرتهای استعماری همراه بوده و طی دهههای گذشته به آوارگی میلیونها فلسطینی و کشته شدن شمار زیادی از مردم بیگناه انجامیده است. در عین حال، در نظام سیاسی غربی همواره از مفاهیمی چون حقوق بشر و آزادی سخن گفته میشود؛ اما در عمل نوعی استاندارد دوگانه در اجرای این اصول مشاهده میشود. رهبر انقلاب بارها تأکید میکردند که در ادبیات قدرتهای غربی، مفهوم «تروریسم» غالباً به گونهای تعریف میشود که هرگونه اقدام علیه منافع آمریکا یا رژیم صهیونیستی را در بر گیرد، در حالی که خشونتها و کشتارهایی که علیه ملتهای دیگر صورت میگیرد، یا نادیده گرفته میشود یا توجیه میگردد.
نگاه اسلامی به جایگاه زن
حضرت آیتالله خامنهای در حوزه مسائل فرهنگی نیز تفاوت بنیادین میان نگاه اسلامی و نگاه غربی به زن را مورد تأکید قرار میدادند. به اعتقاد ایشان، در بسیاری از جوامع غربی زن به ابزاری برای پیشبرد اهداف اقتصادی، تبلیغاتی و سیاسی تبدیل شده است. در مقابل، در نگرش اسلامی زن دارای شأن انسانی و معنوی است و میتواند در عرصههای علمی، اجتماعی و فرهنگی حضوری فعال داشته باشد، در حالی که کرامت انسانی و ارزشهای اخلاقی نیز حفظ میشود. از دیدگاه امام شهید این تفاوت نگرش یکی از شاخصههای مهم تمایز میان دو الگوی فرهنگی در جهان معاصر است.
روابط با شرق و اصل استقلال
رهبر معظم انقلاب همچنین در تبیین سیاست خارجی جمهوری اسلامی همواره بر اصل «نه شرقی، نه غربی» تأکید میکردند. بر اساس این اصل، جمهوری اسلامی ایران نه در اردوگاه قدرتهای غربی تعریف میشود و نه در بلوک شرق؛ بلکه سیاست خود را بر پایه استقلال و منافع ملی و اسلامی تنظیم میکند. در این چارچوب، روابط با کشورهایی مانند روسیه یا چین میتواند در حوزههای اقتصادی، سیاسی یا همکاریهای بینالمللی شکل گیرد، اما این روابط به معنای وابستگی ایدئولوژیک نیست. ایدئولوژی جمهوری اسلامی بر مبنای آموزههای اسلامی و قرآنی تعریف میشود و از همین رو مستقل از بلوکهای قدرت جهانی باقی میماند.
وحدت امت اسلامی و آینده جهان
یکی از محورهای اساسی در اندیشه امام و رهبر شهید ایران مسئله وحدت امت اسلامی بود. ایشان معتقد بودند اگر کشورهای اسلامی بر اساس آموزههای قرآن و ارزشهای مشترک دینی با یکدیگر همکاری کنند، ظرفیت عظیمی در حوزههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پدید خواهد آمد. به باور ایشان، همگرایی کشورهای مسلمان میتواند زمینه رهایی از سلطه قدرتهای بزرگ را فراهم سازد و در عین حال نقشی مهم در برقراری عدالت و صلح در سطح جهانی ایفا کند.



