به گزارش اصفهان زیبا؛ بررسی اخبار بیرونآمده از مذاکرات روز شنبه ایران و آمریکا نشان از آن دارد که چند عامل کلیدی موجب به توافقنرسیدن ایران و آمریکا در قالب متنی مکتوب شد؛ ازجمله موارد مطرحشده مسئله تنگه هرمز بود که طرف آمریکایی سعی در مشارکتداشتن در مدیریت این تنگه داشت.
پیش از رویارویی طرفهای ایرانی و آمریکایی رهبر معظم انقلاب در دو نوبت در پیامهای خود به موضوع تنگه هرمز اشاره داشتند؛ به گونهای که در پیام اول خود، بستن این تنگه را بهعنوان ابزار فشار بر دشمن لازم دانستند و در پیام دوم، نوع مواجهه جمهوری اسلامی با این تنگه را نسبت به قبل از جنگ رمضان متفاوت دانستند.
به عقیده برخی، طرح مسئله مدیریت تنگه هرمز توسط آمریکا درواقع نوعی رویکرد آبرومندانه برای پایاندادن به جنگ و خروج از آن است، تنگهای که پیش از حمله آمریکا علیه ایران محدودیتی برای رفتوآمد از آن وجود نداشت و حالا خروج آمریکا از این جنگ بدون تغییر در وضعیت فعلی، به معنای شکست قطعی آمریکا در این جنگ است.
دروازه ورود ایران به جمع کشور های ابرقدرت جهان
شاید در جنگ فعلی شاکله ارتش آمریکا و علت اصلی تحکم این کشور بر جهان وجود زیرساخت نظامی همچون جنگنده و… قلمداد شود، اما ارتش اصلی آمریکا در تسلط بر جهان فعلی، نظام پولی دلار است که باعثشده بهواسطه این جایگاهش در نظام مالی جهانی، ستونفقرات تأثیرگذار بر مناسبات جهانی بهشمار رود.
آنچه در سالهای اخیر باعث آسیبپذیری اقتصاد ایران شده اولا، وابستگی کشور به درآمدهای نفتی و ثانیا، درآمدی است که براساس واحد دلار از فروش نفت داشته.
به بیان دیگر، تعبیر پترودلار همان مؤلفه مهم قدرت آمریکا برای تأثیرگذاری بر اقتصاد ایران بوده است. پترودلار به معنای فروش نفت در ازای دریافت دلار و بالعکس است. از آنجایی که انرژی و نفت ازجمله الزامهای تولید و ایجاد رفاه در کشورهاست، وجود چنین ابزار قدرتمندی در دستان حاکمان ایالاتمتحده باعثشده کشورها در قبال سیاستهای آمریکا آسیبپذیر باشند؛ ازهمینرو، وجود سلاح کشتارجمعی، بمب هستهای، آزادی بیان، حمایت از مردم و… تنها عامل حمله آمریکا به کشورهایی همچون عراق، ونزوئلا ، ایران و… بوده است.
آنچه در همه این موارد مشترک بوده و موضوعیت داشته، نقش کشورهای مذکور در بحث تضعیف یا تقویت جایگاه دلار بوده است. چنانچه یک کشور همچون عربستان با وجود نفت در برابر جریان دلار نقش منفی نداشته باشد، میتواند از همراهی آمریکا برخوردار باشد؛ اما اگر رویکرد یک کشور همچون ایران در جهت تضعیف جریان پترودلار باشد، وجود این کشور مانعی برای تحکم آمریکا برجهان است.
با نگاهی به سیاست کشورهایی همچون چین، روسیه، ایران و… در سال گذشته در قالب سازمانهایی همچون شانگهای و… اینگونه نتیجهگیری میشود که این کشورها با رونمایی از پول مشترک سعی در تضعیف جایگاه دلار داشتهاند.
واضح است که با تضعیف جایگاه در مبادلههای جهانی، از اثربخشی تحریمهای آمریکا بر تجارت بینالملل نیز کاسته میشود و این به معنای آغازی بر پایان تسلط آمریکا بر کشورهای جهان است؛ درواقع رویکرد کشورهای مذکور در جهت ایجاد یک نظام چندقطبی بوده است.
راهحل نوآورانه در ایجاد نظام چندقطبی
حال پرسشهای اساسی این است که آیا با تلاش برای ایجاد پول مشترک یا رویکرد داوطلبانه بهمنظور مبادله براساس ارزهایی همچون یوآن میتوان به ایجاد یک نظام چندقطبی و کاهش اثربخشی تحکم آمریکا بر جهان اقدام کرد و اینکه آیا امکان استفاده از راهکار گپهای جدید به گونهای که بتوان در مدتزمان کوتاهتری اجماعی علیه نظام دلار برقرار کرد، وجود دارد؟
در جنگ آمریکا علیه ایران، بستن تنگه هرمز باعث محدودیت چین در دسترسی به نفت بود و حتی عامل وتو قطعنامه علیه ایران در خصوص تنگه هرمز، چین بود؛ اما چرا با توجه به محدودیتی که چین برای دسترسی به نفت پیدا کرده، همچنان از ایران در این خصوص حمایت میکند؟ جواب واضح است: استفاده ایران از موقعیتی که ترامپ در اختیار آن گذاشت؛ با اعمال یک رژیم حقوقی جدید بر تنگه هرمز؛ به گونهای که اولا، عبورومرور کشتیها از این تنگه متناقض با منافع ایران نباشد و ثانیا، گذر کشتیها از این تنگه مبتنیبر عایدی اقتصادی برای ایران باشد. این عایدی میتواند در قالب عوارض یا خدماتی همچون بیمه و… بهشمار رود؛ به این صورت که مبنای پرداخت براساس یوآن چین یا ریال باشد.
از طرفی، تنگه هرمز محل عبور 23درصد محمولههای نفتی جهان است؛ بهعنوانمثال، درخصوص مادهای همچون اوره، محدودیت در دسترسی به آن باعث محدودیت در تولید کود و آسیبرسیدن به امنیت غذایی در سطح جهان میشود.
وجود یک رژیم حقوقی به نفع یک دولت مقابل با آمریکا به معنای ایجاد نظم جدید جهانی و شکلگیری یک ابرقدرت جدید است؛به همین خاطر در گفتوگوی میان ایران و آمریکا تنگه هرمز یکی از محورهای اختلافی بود؛ بهگونهایکه اصرار آمریکا بر مدیریت مشترک با ایران بر تنگه هرمز صدای روسیه را نیز درآورد؛ آنطور که موضعگیری روسیه مبنی بر این پرسش بود که مگر تنگه هرمز متعلق به آمریکاست که این کشور انتظار دارد ایران مدیریت مشترک بر این تنگه را بپذیرد؟ ازهمینرو، عدم توافق آمریکا در گفتوگوهای روز شنبه، تلاش برای جلوگیری از تبدیل ایران به یک ابرقدرت بوده است، تلاشی که به نظر میرسد تا اینجای کار نتیجهای نداشته. به همین خاطر میتوان گفت که اولویت ایران در ادامه گفتوگوها یا ادامه جنگ میبایست حفظ این برگ برنده باشد.



