گونه‌شناسی معماری خانه‌های اصفهان در دوره پهلوی دوم

بناهای بی‌اقلیم

تا قبل از انقلاب اسلامی به‌دلیل گرایش رایج به غرب و انجام اصلاحات اجتماعی و اقتصادی که در دهه 40 رخ داد، سبک و الگوی معماری در شهرها هم دگرگون شد. در این دوره بین معماران، هم الگوی بین‌الملل ترویج پیدا کرد و هم الگوی بومی احیا شد.

تاریخ انتشار: ۱۱:۲۳ - پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 5 دقیقه
بناهای بی‌اقلیم

به گزارش اصفهان زیبا؛ تا قبل از انقلاب اسلامی به‌دلیل گرایش رایج به غرب و انجام اصلاحات اجتماعی و اقتصادی که در دهه 40 رخ داد، سبک و الگوی معماری در شهرها هم دگرگون شد. در این دوره بین معماران، هم الگوی بین‌الملل ترویج پیدا کرد و هم الگوی بومی احیا شد.

در آغاز این دوره تاریخی، اغلب مردم از همان الگوی معماری بومی پیروی می‌کردند؛ به‌خصوص کسانی که در روستا ساکن بودند یا شهرنشینانی که به‌صورت شخصی و برای خودشان خانه‌سازی می‌کردند؛ اما رفته‌رفته پیروی از این سبک خانه‌سازی، کم‌رنگ‌تر شد؛ به گونه‌ای که هرچه به سال 57 نزدیک شدیم، سبک سنتی و معماری بومی بیشتر در معماری مساجد، مدارس علمیه و مراکز آموزش دینی و خانه‌های روستایی مشاهده می‌شد و ساخت‌وساز شهری در حال دگرگونی بیشتری بود.

غلبه سبک معماری بین‌الملل
بر سبک سنتی

سبکی که به‌تدریج بر معماری بومی غالب شد، معماری با الگوی غربی ویلایی‌سازی بود. خانه‌هایی که با این سبک ساخته می‌شدند، به‌رغم برخورداری از حوض و باغچه و فضای باز و دلنشین، معماری و ساختار داخل آن‌ها با معماری سنتی از نظر سازه‌ای، فرم پلان و کارکرد اتاق‌ها تفاوت داشت. در این نوع خانه‌ها که در بافت تاریخی به‌صورت یک‌طبقه یا دوطبقه ساخته می‌شد، راه‌پله نقش مهمی در سازمان‌دهی فضای داخلی خانه داشت و فضاهای مختلف را به‌هم مرتبط می‌کرد.

ساختمان‌سازی بدون توجه به اقلیم

بیشتر ساختار بافت شهر اصفهان را در مناطق تازه‌ساز، ساختمان‌های ویلایی یک یا دوطبقه شکل می‌داد. این ساختمان‌ها را می‌توان ‌ به چند دسته تقسیم کرد: برخی از این ساختمان‌ها توسط معماران و طراحان بنام و تحصیل‌کرده غرب، طراحی و ساخته شد و این افراد بنا به تجربه‌هایی که از معماری جهانی کسب کرده‌ بودند، طراحی و ساخت انجام می‌دادند.

در آن زمان، سبک معماری بین‌الملل بین معماران شایع شده بود. در این معماری تعداد زیادی پنجره‌ وسیع استفاده و به‌وسیله آن‌ها حجم زیادی نور وارد فضای داخلی ساختمان می‌شد؛ این در حالی است که این سبک از معماری با اقلیم منطقه‌ای اصفهان همخوانی زیادی نداشت؛ البته این را هم باید در نظر گرفت که در شهر اصفهان به‌دلیل قوت زیاد ساختار معماری‌سنتی در بین مردم، الگوی معماری بومی ایرانی به‌کلی کنار گذاشته نشد و از آن در ساختمان‌های تازه‌ساز که دارای سبک معماری غیربومی بودند، استفاده می‌شد؛ به‌گونه‌ای‌که سازندگان با تلفیق این دو الگو، از آجرکاری و نقوش اسلیمی و کاشی‌کاری سنتی در فضای داخلی خانه‌های ویلایی تازه‌ساز استفاده می‌کردند. از سوی دیگر، در بافت تاریخی محله‌ها، در جایی که لکه‌های خالی وجود داشت، ساخت‌وساز با همین الگو انجام می‌شد.

در این دوره استفاده از مصالح جدید مثل تیرآهن رونق پیدا کرد و در کنار آن، شرکت‌های ساختمانی از تکنولوژی پیشرفته نیز برای ساخت‌وساز بهره می‌بردند. به‌طورکلی می‌توان چنین نتیجه گرفت که این نوع معماری به اقلیم زندگی و فرهنگی اجتماعی بی‌توجه و معتقد بود که در همه اقلیم‌ها و فرهنگ‌ها می‌توانیم از یک نوع معماری استفاده کنیم و در این میان فرقی بین ساختمان‌ها و بناهای ساخته‌شده در قطب شمال و خط استوا وجود ندارد و به‌همین‌ترتیب آنچه از مرکز تا شمال ایران نیز ساخته می‌شود، نباید با هم متفاوت باشد. این چیزی است که هنوز هم در معماری ساختمانی وجود دارد و یک‌شکلی و همسانی را در معماری پیشنهاد می‌دهد. این رویکرد در معماری موجب شد بافت‌های تاریخی در شهرهایی مثل اصفهان به‌تدریج موردتخریب قرارگیرند.

خانه‌های بساز‌بفروشی
و شخصی‌سازی‌ها

دسته دیگری از خانه‌ها، آن‌هایی بودند که از طرف بسازبفروش‌ها ساخته می‌شدند و می‌توان به ساختمان‌های یکی‌دوطبقه‌ای اشاره کرد که برمبنای نیازهای جدید و بر اساس رویکرد عملکردگرایانه طراحی می‌شدند. بخش دیگری از این خانه‌ها هم توسط خود مردم و به واسطه بنّاهایی که استخدام می‌کردند و در طراحی و معماری خانه نظر می‌دادند، ساخته می‌شد؛ یعنی خانه‌های شخصی‌سازی که نه تولیدکننده و انبوه‌ساز آن‌ها را ساخته، نه معمار و محصل تحصیل‌کرده غرب.

ساختمان‌های میان‌مرتبه‌ و مجتمع‌های مسکونی

نوع سوم ساختمان‌ها هم آن‌هایی بودند که از نظر ارتفاع، میان‌مرتبه‌اند و به‌‌عنوان مجتمع‌های بزرگ مسکونی برای اقشار و طبقات مختلف جامعه و بسته به مصرف‌کننده ساخته می‌شدند؛ به‌عنوان‌مثال، می‌توان به مجتمع مسکونی برج کاوه اشاره کرد که مهندس ایرج خلیلی آن را طراحی کرده بود. یکی دیگر از نمونه‌های خیلی خوبی که می‌توانیم از آن نام ببریم، مجتمع سرو پلی‌اکریل در باغ زیار است؛ همچنین مجتمع امین در کنار پل‌خواجو هم یکی دیگر از مجتمع‌های مسکونی است که توسط فیلیپ جانسن آمریکایی طراحی و ساخته شد. نکته مهم این است که برخی از این مجتمع‌ها میان‌مرتبه برای طبقات فرادست و ثروتمند ساخته شدند؛ مثل مجتمع امین و برخی دیگر مثل مجتمع سرو به کارمندان اختصاص داشت و کارگران هم در برخی دیگر از این واحدهای مسکونی میان‌مرتبه سهمیه داشتند؛ مثل ساختمان‌های مسکونی که در کوی امام فعلی بنا شدند. به عبارت دیگر، شکل معماری این مجتمع‌ها طبقه اجتماعی افراد مصرف‌کننده را نشان می‌داد.

بازگشت به معماری بومی

در کنار وجود گرایش بین‌الملل در معماری ایران طی دوره پهلوی دوم، گرایش دیگری نیز از دهه 40در دنیا رایج شد که حسن فتحی، معمار سرشناس مصر، آن را پایه‌گذاری کرده بود. این رویکرد به «ساختمان‌سازی با مردم» شهرت داشت که به معنای بازگشت به معماری بومی بود. او معتقد بود که می‌توان عملکردهای جدید را باتوجه به ساختار معماری بومی هر منطقه در ساختمان لحاظ کرد. این دیدگاه در ایران هم پیروانی پیدا کرد. یکی از معماران ایرانی پیرو این دیدگاه، کیوان خسروانی، معمار مهمان‌سرای جهانگردی نائین بود. او برای ساخت مهمان‌سرا در بافتی که قبلا سابقه مسکونی و ساخت‌وساز در آن وجود نداشت و در حاشیه شهر نائین قرار داشت، الگوهای معماری تاریخی را با تلفیق تکنولوژی جدید به‌کار برد؛ یعنی در کنار معماری و طراحی سنتی از تأسیسات به‌روز و زیرساخت جدید مثل اسکلت فلزی در ساخت این مهمان‌سرا بهره برد.

از دیگر کارهای فاخری که در معماری ویلایی در دوره پهلوی دوم در اصفهان انجام شد، ساخت خانه‌ای به اسم درمانگاه باغ زرشک در چهارباغ بالاست که در حال حاضر به تأمین اجتماعی تعلق دارد. معماری آن را حسین امانت، معمار برج آزادی تهران برعهده داشت. ابتدا این مکان به‌صورت یک خانه مسکونی طراحی شد که در آن، الگوی ایوان (یکی از الگوهای مهم در معماری ایرانی) با نیازهای جدید و تکنولوژی روز در ساختمان فعلی درمانگاه باغ‌زرشک تلفیق شده بود.

یکدستی و مشابهت

به‌جز برخی از بناهای خاص، در این دوره مشاهده می‌کنیم بیشتر بناها شبیه هم و دارای ایوان‌های بزرگ سرتاسری بودند و فضای زیادی برای پنجره و زدن شیشه داشتند که باعث می‌شد نور زیادی داخل ساختمان بیاید. این نوع معماری موجب می‌شد به دلیل افزایش دمای فضای داخلی خانه، نیاز به استفاده از دستگاه‌های سرمایشی مثل کولر افزایش پیدا کند؛ البته گرمای هوا در خانه‌های دوره پهلوی به‌دلیل حیاط‌های بزرگی که داشتند و همچنین به‌علت وجود باغچه و حوض در آن‌ها، تاحدی تعدیل می‌شد؛ اما این سبک از معماری موجب شد به‌تدریج استفاده از وسایل سرمایشی در خانه‌هابه یک الزام تبدیل شود.

حفاظت از خانه‌های تاریخی

قبل از گرایش معماران به استفاده از رویکرد بین‌الملل در طراحی واحدهای مسکونی، خانه‌های تاریخی زیادی در اصفهان مطابق با فرهنگ معماری ایرانی ساخته شده بودند؛ اما در دوره قبل از انقلاب وقتی به‌تدریج الگوی معماری سنتی کنار گذاشته شد، بسیاری از ثروتمندان خانه‌های تاریخی خود را به‌دلیل متناسب‌نبودن با نیازهای جدیدشان ترک و به محله‌های جدید نقل‌مکان کردند. متروکه‌شدن این بناها، آرام‌آرام موجبات مخروبه‌شدن آن‌ها را هم فراهم کرد؛ این درحالی بود که بسیاری از این خانه‌ها از نظر هنری و معماری اهمیت فراوانی داشتند؛ مثل خانه مارتا پیترز در خیابان حکیم‌نظامی که هم‌اکنون محل دانشکده هنر دانشگاه اصفهان است.

عباس بهشتیان در دهه 40 در کتاب خود به نام «بخشی از گنجینه آثار ملی اصفهان» برای اولین‌بار به لزوم حفاظت از خانه‌های تاریخی اصفهان اشاره کرده و معتقد است که این سبک معماری که رایج شده باعث خواهد شد در آینده، اصفهان دچار مشکلات زیست‌محیطی شود. 10 سال بعد از نوشتن این کتاب، اولین‌خانه‌ها در اصفهان ثبت ملی شدند؛ به‌این‌صورت که دکتر باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی، پدر مرمت نوین ایران، دفتر حفاظت از آثار باستانی را تشکیل داد و تعداد زیادی از این بناها را شناسایی کرد و موجب شد آن‌ها ثبت ملی شده و از این طریق حفاظت شوند. شایان ذکر است؛ این خانه‌ها اولین‌بناهایی بودند که در ایران ثبت ملی شدند. در سال 53 دفتر حفاظت از آثار باستانی توانست حدود 10 خانه تاریخی را در اصفهان ثبت ملی کند. برخی از این سازه‌ها به‌عنوان انبار استفاده می‌شدند؛ مثلا خانه مارتاپیترز که با آن گچ‌بری‌های فاخر برای بسیاری از بناها مثل کاخ هشت‌بهشت به‌عنوان الگو استفاده می‌شد، درنتیجه غفلت به انبار پیاز تبدیل شده بود؛ اما با تغییر کاربری توانستند آن را سرپا نگه دارند.