به گزارش اصفهان زیبا؛ تورم در لغت به معنای ورم و برآمدگی است و در اقتصاد تورم به افزایش مداوم سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در یک دوره زمانی معین گفته میشود.
نتیجه تورم کاهش قدرت خرید مردم در جامعه است. دقت داشته باشید که تورم افزایش نامتناسب و نامنظم قیمتها است و افزایش قیمت در همه کالاها به صورت یکسان و هماهنگ نخواهد بود. یعنی اگر نرخ تورم در یک جامعه ۳۰ درصد باشد، این عدد میانگین رشد قیمتها است و همه کالاهای مصرفی مردم به این میزان افزایش قیمت نداشتهاند. نکته جالب اینکه کاهش تورم به معنای پایین آمدن قیمت کالاها نیست، بلکه به معنای پایین آمدن سرعت رشد قیمت است.
دلایل به وجود آمدن تورم
تورم همان تناسب نداشتن حجم پولِ در گردش با عرضه خدمات و کالاهاست. تمام اقتصاددانها بر این باور هستند که تورم پایدار و دراز مدت ، ریشهای جز عرضه پول و افزایش نقدینگی ندارد. هر چه میزان تورم بیشتر شود، قدرت خرید یک واحد پول کمتر میشود.
یکی از ریشههای تورم ، نبود تعادل میان درآمدها و هزینههای دولت است. به این ترتیب که وقتی هزینههای دولت از درآمدهای آن در بودجه سالانه بیشتر باشد، دولت با کسری بودجه مواجه میشود. اگر دولت برای حل مشکل کسری بودجه اقدام به استقراض از بانک مرکزی یا فروش درآمدهای ارزی به بانک مرکزی کند ، پایه پولی و به دنبال آن نقدینگی کل در اقتصاد افزایش مییابد که این افزایش نقدینگی آثار تورمی به دنبال خواهد داشت.
یکی دیگر از علل افزایش نرخ تورم ، انتظارات تورمی است. به این معنی که اگر مردم براساس تجربیات گذشته خود یا بر مبنای مشاهدات بازار پیشبینی کنند که در آینده نزدیک ، قیمتها افزایش خواهند یافت ، میزان هزینههای خود را افزایش میدهند. از طرف دیگر، تولیدکنندگان و فروشندگان از فروش و عرضه کالاهای خود به امید افزایش قیمت در آینده خودداری میکنند. بدیهی است که در این صورت ، عرضه و تقاضا مستقیماً بر قیمتها اثر کرده و موجب افزایش تورم خواهد شد.
آشنایی با شاخصهای اندازهگیری تورم
بهطورکلی، چهار نوع شاخصِ قیمتی رایج برای اندازهگیری نرخ تورم وجود دارد، که در ادامه به توضیح آن می پردازیم:
شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی (CPI)
این شاخص قیمت سبد معینی از کالاها و خدمات که توسط مصرفکنندگان خریداری میشود را اندازهگیری میکند. از آنجاییکه برای محاسبه این شاخص، از قیمتهای خردهفروشی پرداخت شده توسط مصرفکنندگان استفاده میشود، بنابراین شاخص مذکور، منعکسکننده وضعیت هزینههای زندگی و تغییرات آن است. CPI معمولترین شاخص برای محاسبه تورم محسوب میشود.
شاخص بهای تولیدکننده (PPI)
شاخص بهای تولیدکننده ، به جای اندازهگیری وضعیت قیمتهای پرداختشده توسط مصرفکنندگان ، وضعیت و تغییر قیمتهایی که در مراحل مختلف فرآیند تولید توسط تولیدکننده وضع میشود را اندازهگیری میکند. این شاخص علاوه بر کالاها و خدمات نهایی ، کالاهای نیمساخته و مواد خام را هم شامل شده و ابزار خوبی برای بررسی تغییرات هزینه در صنایع مختلف محسوب میشود. از تغییرات شاخص بهای تولیدکننده در یک بازه زمانی مشخص، برای محاسبه تورم تولیدکننده استفاده میشود.
در ادبیات اقتصادی از شاخص بهای تولیدکننده بهعنوان یک شاخص پیشنگر یاد میشود؛ بدین معنی که با بررسی این شاخص میتوان از سطح تغییر قیمتها در بازار کالا و خدمات مصرفی یا تورم اطلاع کسب کرد. بهعبارت دیگر، هر افزایش یا کاهش قیمت در شاخص قیمت تولیدکننده با یک وقفه زمانی در شاخص بهای مصرفکننده نیز مشاهده میشود.
شاخص قیمت عمدهفروشی (WPI)
این شاخص معیار سنجش تغییرات سطح عمومی قیمتها در بخش عمدهفروشی است و تغییرات قیمت کالاها و خدمات در سطح تولیدکنندگان و فروشندگان عمده را اندازهگیری میکند. به بیان دیگر ، این شاخص نشاندهنده تغییرات قیمت پرداختی برای کالاها در مراحل مختلف توزیع تا مرحله خردهفروشی است و شامل قیمت مواد خام برای مصارف نهایی و واسطهای ، قیمت کالاهای ناتمام یا واسطهای و قیمت کالاهای تمامشده ، میشود.
شاخص قیمت کالاهای وارداتی (MPI)
روند تغییرات قیمت محصولات عرضهشده به داخل کشور طی یک دوره زمانی مشخص ، با استفاده از شاخص قیمت کالاهای وارداتی نشان داده میشود. در واقع ، عدد این شاخص بیانگر میانگین تغییرات قیمت کالاهای مختلف سبد معینی از واردات بر اساس سال پایه است.
تغییرات شاخص قیمت کالاهای وارداتی تحت تأثیر متغیرهای نرخ ارز ، تورم جهانی و سیاستهای اقتصادی دولتها قرار دارد. با توجه به اینکه قیمت کالاهای وارداتی یکی از مهمترین عوامل اثرگذار بر میزان مبادلات خارجی کشورها است، بنابراین، تغییرات آن از اهمیت بالایی برخوردار است.



