دکتر مهدی جمالی‌نژاد، استاندار اصفهان ضمن حمایت از پویش «هوای کسب و کار هم را داریم» بر لزوم ایجاد «اتاق اشتراک منابع» در واحدهای صنعتی تاکید کرد

این پویش اورژانس اقتصادی استان است

در شرایطی که سایه سنگین تقابل‌های جنگی و شوک‌های اقتصادی بر بازار اصفهان سایه انداخته است، مهدی جمالی نژاد، استاندار اصفهان، با رد کامل «رفتار جزیره‌ای» در مدیریت کسب‌وکارها، راه‌حل عبور از این بحران را در «همدلی اقتصادی» می‌داند.

تاریخ انتشار: 12:03 - یکشنبه 20 اردیبهشت 1405
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
این پویش اورژانس اقتصادی استان است

به گزارش اصفهان زیبا؛ در شرایطی که سایه سنگین تقابل‌های جنگی و شوک‌های اقتصادی بر بازار اصفهان سایه انداخته است، مهدی جمالی نژاد، استاندار اصفهان، با رد کامل «رفتار جزیره‌ای» در مدیریت کسب‌وکارها، راه‌حل عبور از این بحران را در «همدلی اقتصادی» می‌داند.

او در مصاحبه‌ای مفصل، پویش استانی «هوای کسب‌وکار هم را داریم» را نه یک اقدام نمادین، بلکه یک «اورژانس اقتصادی» عملیاتی معرفی می‌کند که از طریق اشتراک‌گذاری منابع راکد مانند ناوگان حمل‌ونقل، انبارها و نیروی انسانی مازاد و بازگشت به سنت‌های اصیل بازارنوردی مانند «مدارا در وصول مطالبه‌ها»، از ورشکستگی زنجیره‌ای اصناف و آسیب به نیروی کار جلوگیری می‌کند.

استاندار اصفهان با تأکید بر اینکه بقای هر کسب‌وکاری در گرو بقای همسایه و رقیب است، از مدیران و بازرگانان دعوت می‌کند به جای انزوا، شبکه‌ای از حمایت متقابل را در اصفهان تشکیل دهند. «برادر، می‌دانم که کمر بازار خم شده و دلت پر از تردید است؛ اما چراغ این مغازه که خاموش شود، فقط چراغ تو نیست که می‌رود؛ یک خانه گرم، تاریک می‌شود»؛ این جملات تکان‌دهنده استاندار اصفهان در انتهای مصاحبه‌ای است که در آن با نگاهی عمیق به واقعیت‌های بازار، از کاسبان و مدیران می‌خواهد که در روزهای سخت اقتصادی، تن به انزوا ندهند. «پویش «هوای کسب‌وکار هم را داریم» فراتر از یک شعار محیط‌زیستی است.

این ابتکارعمل، همدلی اجتماعی برای حمایت از سه قشر زحمت‌کش شهر اصفهان، یعنی اصناف، بازاریان و کارگران را هدف گرفته است. راه‌اندازی این پویش در شهر اصفهان، راهکاری برای کسب‌وکارهایی است که پایداری آن‌ها در جنگ رمضان ضعیف شده. در مصاحبه‌ای صمیمانه با استاندار اصفهان شنیدیم که چگونه پویش «هوای کسب‌وکار هم را داریم» تلاش می‌کند میان نگرانی‌های زیست‌محیطی و دغدغه‌های معیشتی مردمی که جنگ تحمیلی رمضان به زندگی آن‌ها رخنه کرده است، پیوند بخورد. در ادامه، گفت‌وگوی تفصیلی «اصفهان‌زیبا» با مهدی جمالی نژاد،استاندار اصفهان را بخوانید.

جناب‌عالی به‌عنوان یکی از سکان‌داران اقتصاد استان، در شرایط فعلی که سایه تقابل‌های جنگی و شوک‌های اقتصادی روی بازار سنگینی می‌کند، چرا معتقدید که دوره «رفتار جزیره‌ای» و رقابت‌های سنتی گذشته است؟ تعریف شما از «همدلی اقتصادی» برای عبور از این مقطع حساس چیست؟

در اقتصاد کلاسیک، رقابت موتور محرکه است؛اما در اقتصاد در شرایط بحرانی، رقابت انفرادی سم مهلک است. وقتی از «رفتار جزیره‌ای» حرف می‌زنیم، یعنی هر کسب‌وکاری خود را جزیره‌ای جداافتاده تصور کند و گمان ببرد می‌تواند به تنهایی از طوفان عبور کند؛ اما واقعیت میدانی این است که زنجیره‌های تأمین، لجستیک، نقدینگی و حتی نیروی انسانی، مثل رگ‌های یک پیکر به هم متصل‌اند. اگر یک حلقه از این زنجیره بلغزد، موج ورشکستگی دامن همه را می‌گیرد. «همدلی اقتصادی» در تعریف من، یک قرارداد عاطفی صرف نیست؛ یک استراتژی بقاست؛ یعنی ما به این بلوغ برسیم که بقای من درگرو بقای همسایه، رقیب و همکار من است؛ همدلی یعنی اگر امروز مواداولیه مازاد دارم، آن را احتکار نکنم؛ بلکه در اختیار کارخانه‌ هم‌جوار بگذارم تا چرخ او هم بچرخد؛ این یعنی ازخودگذشتگی تاکتیکی برای رسیدن به منفعت جمعی؛ چون اگر خدای ناکرده برای بازار اصفهان اتفاق ناگواری رخ دهد، مغازه من هم آسیب می‌بیند.

با توجه به اختلال‌های احتمالی در زنجیره تأمین و لجستیک، کسب‌وکارها به ویژه مدیران کارخانه‌ها چگونه می‌توانند به‌صورت عملی به یکدیگر کمک کنند؟ آیا به اشتراک‌گذاشتن ظرفیت‌های خالی مانند انبارها، ناوگان حمل‌ونقل یا حتی مواداولیه مازاد بین دو کارخانه رقیب، در این شرایط یک الزام است یا یک انتخاب؟

این دیگر یک انتخاب اخلاقی نیست؛ یک الزام اقتصادی و امنیتی است. ببینید، در شوک‌های لجستیکی، بزرگ‌ترین دارایی راکد، ظرفیت خالی است؛ به‌عنوان‌مثال، تصور کنید یک شرکت لبنیاتی در شهرک صنعتی شرق اصفهان، ناوگان یخچال‌دارش را پر از محصول می‌کند و به تهران می‌فرستد. در مسیر برگشت، این کامیون‌ها کاملا خالی به اصفهان برمی‌گردند. هم‌زمان، یک تولیدکننده مواد پروتئینی در همان شهرک، به‌شدت نیازمند حمل یک محموله فوری سردخانه‌ای به قم بوده؛ اما ناوگانش به‌دلیل کمبود سوخت یا خرابی، زمین‌گیر شده است. اگر این دو واحد در «همدلی لجستیکی» با هم شریک شوند، چه اتفاقی می‌افتد؟ کامیون لبنیاتی که در حال برگشت خالی است، با دریافت هزینه‌ای حداقلی، محموله واحد پروتئینی را بار می‌زند و در مسیر برمی‌گرداند. نتیجه این اشتراک‌گذاری چیست؟ کارخانه لبنیاتی هزینه سوخت برگشت را پوشش می‌دهد (حتی سود می‌کند) و کارخانه پروتئینی از فاسدشدن محموله و توقف خط تولید نجات پیدا می‌کند. به‌صورت عملی، پیشنهاد می‌دهیم واحدهای صنعتی، «اتاق اشتراک منابع» تشکیل دهند. در این اتاق، هر کارخانه اعلام می‌کند که چند مترمکعب انبار خالی دارد، چند دستگاه وانت یا کامیون بیکار است و چه مواداولیه‌ای دارد که خط تولیدش فعلا به آن نیاز ندارد. این کار هزینه تمام‌شده حمل‌ونقل را کاهش می‌دهد و مهم‌تر از آن، از توقف خط تولید به‌دلیل نبود یک ماده اولیه ساده جلوگیری می‌کند.

در فضای بازار، اعتبار، چوب‌خط و چک حرف اول را می‌زند. وقتی نوسان‌های جنگی باعث کاهش نقدینگی می‌شود، بازاریان چگونه می‌توانند با زنده‌کردن سنت مداراکردن در وصول مطالبه‌ها، از یک زنجیره ورشکستگی و زمین‌خوردن هم‌صنفان خود جلوگیری کنند؟

یکی از بزرگ‌ترین تهدیدهای این روزها، فروریختن سلسله‌وار کسب‌وکارهاست؛ یعنی یک نفر به‌خاطر کمبود نقدینگی چکش برگشت می‌خورد، طلبکار او هم به دنبالش دچار کسری می‌شود و این زنجیره تا ورشکستگی کامل یک صنف ادامه پیدا می‌کند. ماشه این فاجعه، برخوردهای قهری و قانونی شتاب‌زده است. اینجاست که باید «سنت مدارا» را نه از روی ترحم، که از روی هوشمندی اقتصادی زنده کنیم. توصیه مشخص ما به بازاریان این است: اگر بدهکارتان خوش‌سابقه است و فقط اسیر نوسان لحظه‌ای شده، مهلت بدهید. یک «قرارداد استمهال» یا «تمدید چک» حتی برای دو تا سه ماه، می‌تواند فشار را از روی شانه‌های او بردارد تا به جای فرار از بازار، بماند و کار کند و پول شما را پرداخت می‌کند. بزرگان بازار به جای اینکه بلافاصله چک را به اجرا بگذارند، در این کمیته‌ها وارد مذاکره شوند و تضمین بگیرند. نقدینگی مانند خون در رگ‌های بازار است؛ اگر آن را با ترس حبس کنید، کل بدن فلج می‌شود. مدارا یعنی حفظ گردش خون اقتصاد.

معمولا در شوک‌های اقتصادی، اولین‌فشار به نیروی انسانی و کارگران وارد می‌شود. مدیران و کارفرمایان چگونه می‌توانند با همفکری و حمایت از یکدیگر، سپر دفاعی بسازند تا اگر چرخ تولید خوابید، سفره کارگر کوچک نشود؟

این خط قرمز ما در استان است. کارگری که ۲۰ سال برای یک کارخانه عرق ریخته است، نباید قربانی یک بحران گذرا شود؛ اما واقعیت این است که کارفرما هم به نقطه بی‌پولی می‌رسد. راه‌حل، «همفکری بین کارفرمایان» است. پیشنهاد عملی ما «هم‌افزایی موقت نیروی کار» است؛ آن‌هم نه در قالب یک قرارداد دست‌وپاگیر و بوروکراسی پیچیده، بلکه براساس یک تفاهم ساده دوجانبه بین دو کارفرما. فرض کنید کارخانه «الف» مدتی است کاهش سفارش داشته و بخشی از نیروهایش بیکار نشسته‌اند، اما حاضر به تعدیل آن‌ها نیست. هم‌زمان، کارخانه «ب» که مثلا در یک شیفت فشرده سفارش گرفته، کمبود نیروی موقت دارد. راه‌حل چیست؟ یک تفاهم‌نامه ساده بین دو مدیر: کارخانه «الف» بخشی از کارگران بیکار (اما ماهر) خود را برای بازه یک تا سه‌ماهه به کارخانه «ب» امانت می‌دهد. در این شیوه، بیمه و سوابق کارگر همچنان نزد کارفرمای اصلی می‌ماند و کارخانه «ب» فقط حق‌الزحمه آن مدت را تقبل می‌کند. این یک راهکار انعطاف‌پذیر، سریع و کاملا داوطلبانه است که حق کارگر را پیچیده نمی‌کندو کارفرما درگیر قراردادهای سنگین استخدامی نمی‌شود.

استان اصفهان قطب صنایع مادر و هلدینگ‌های بزرگ است. در یک جنگ اقتصادی، صنایع بزرگ چه رسالتی در قبال کارگاه‌های کوچک‌تر و تأمین‌کنندگان خرد دارند؟ چگونه یک کسب‌وکار بزرگ می‌تواند نقش «تکیه‌گاه» را برای اصناف آسیب‌پذیرتر بازی کند؟

تصور کنید اقتصاد استان مانند یک دریاست. در این دریا، صنایع بزرگ مانند کشتی‌های اقیانوس‌پیما هستند؛ تنومند، مقاوم و مجهز به موج‌شکن. در مقابل، کارگاه‌های کوچک و تأمین‌کنندگان خرد، حکم قایق‌های ماهی‌گیری را دارند؛ چابک اما به‌شدت آسیب‌پذیر در برابر طوفان. در روزگار آرام، شاید این دو چندان به یکدیگر نیازمند نباشند؛ اما وقتی طوفان اقتصادی و تلاطم‌های جنگی آغاز می‌شود، این کشتی‌های بزرگ هستند که باید مسیر را برای قایق‌ها باز کنند و پناهشان باشند. رسالت صنایع مادر در این برهه، فراتر از سود و زیان خودشان است؛ آن‌ها باید «تکیه‌گاه» شوند.

یکی از آفت‌های شرایط بحرانی، تصمیم‌های هیجانی، احتکار یا ناامیدی مطلق است. بزرگان و ریش‌سفیدان هر صنف چطور می‌توانند به‌عنوان لنگرگاه آرامش، عمل کرده و به جوان‌ترها و استارتاپ‌ها یادآوری کنند که بازار ما روزهای سخت‌تر از این را هم پشت سر گذاشته است؟

بزرگان و ریش‌سفیدان بازار، «حافظه تاریخی» اقتصاد ما هستند. در ذهن آن‌ها، خاطره جنگ تحمیلی، جهش‌های ارزی دهه ۷۰، تحریم‌های فلج‌کننده و التهاب‌های گذشته ثبت شده است. این حافظه، گنجینه استان است. آن‌ها به چشم دیده‌اند که بازار اصفهان در بمباران‌ها هم تعطیل نشد. آن موقع هم مواد اولیه نبود؛ اما کارخانه چرخید.

در راستای همین ضرورت‌هایی که فرمودید، پویش استانی «هوای کسب‌وکار هم را داریم»، پلتفرمی برای اشتراک‌گذاری امن منابع از لجستیک تا انبار و نیروی انسانی راه‌اندازی شده است. ارزیابی شما از این ابتکارعمل چیست و چه توصیه‌ای به مدیران و فعالان اقتصادی برای پیوستن به این شبکه حمایتی دارید؟

این پویش، عملیاتی‌ترین شکل همدلی است. ارزیابی من این است که پویش «هوای کسب‌وکار هم را داریم» به «اورژانس اقتصادی استان» تبدیل خواهد شد. ویژگی مهمش «امنیت» و «اعتماد» است. اینجا کسی به‌دنبال سودجویی از بحران نیست؛ بلکه دارایی‌های راکد را به فرصت تبدیل می‌کند.

اگر در این روزهای پرالتهاب بخواهید فقط یک جمله یا یک توصیه برادرانه برای مدیر یا کاسبی داشته باشید که احساس تنهایی می‌کند و به فکر تعطیل‌کردن و پایین‌کشیدن کرکره مغازه‌اش افتاده است، آن عبارت چیست؟

برادر، می‌دانم که این روزها کمر بازار خم شده و دلت پر از تردید است، اما نگاهت به چهره کارگری باشد که پشت این دخل و دستگاه، خرجِ آبروی بچه‌هایش را درآورده. چراغ این مغازه که خاموش شود، فقط چراغ تو نیست که می‌رود؛ یک خانه گرم، تاریک می‌شود. این روزها بگذرند، آنچه می‌ماند دستان گرم همان کارگری است که تو ماندی و او ماند؛ پس محکم باش.