به گزارش اصفهان زیبا؛ اصفهان، مهدِ تمدن و هنر، سالها در قامتِ «پایتختِ ورزش قهرمانی کشور» به خود میبالید. روزگاری نهچندان دور، سکوهای ملی در رشتههای مختلف، از فوتبال گرفته تا ورزشهای پایه و مدالآور، در تسخیرِ ورزشکارانِ اصفهانی بود.
ورزش در این استان، نه یک سرگرمی، که یک «صنعتِ اجتماعی» بود که شور و نشاط را به لایههای مختلف جامعه تزریق میکرد، اما امروز از آن قطبِ ورزش کشور، تنها سایهای بیرمق باقیمانده و آن شکوهِ ورزشی، این روزها در چنبره انفعال گرفتار شده و اگر امروز فکری به حال آن نشود، خساراتِ جبرانناپذیرِ فرهنگی و اجتماعیاش برای دهههای آینده باقی خواهد ماند.
اداره کل ورزش و جوانان؛ نهادی در انفعال
اداره کل ورزش و جوانان استان که باید «قطبنمایِ استراتژیک» ورزش اصفهان باشد، اکنون در وادیِ انفعال و روزمرگی گم شده است. درحالیکه ورزشِ مدرن نیازمندِ برنامهریزیِ کلان، آمایشِ سرزمینی و حمایت از استعدادهاست، در این اداره نشانی از برنامه توسعه استراتژیک دیده نمیشود.
وقتی متولیِان ورزش نقشآفرینیِ فعالانهای نداشته باشند، چگونه میتوان انتظار داشت که ورزشکاران و باشگاهها مسیرِ رشد را بپیمایند؟ از سویی حمایت و پیگیری زیرساختها و هدایت هیئتهای ورزشی در حد انتظار نبوده تا زنگ خطر کمشدن انگیزه و پویایی به صدا دربیاید.
سپاهان؛ تراژدیِ یک امپراتوری
سپاهان، نگینِ ورزش اصفهان، مدتی است که در طوفانی از رخدادهای ناامیدکننده گرفتار شده است. بحرانهای ساختاری که پیشتر بهصورت چراغخاموش در این باشگاهِ بزرگ دیده میشد، امروز با ضرباتِ مهلکِ بیرونی و بحرانهایِ مالی، علنی شده است. ناکامی چند ساله در لیگ برتر، حذفهایِ تلخ از جام حذفی و نمایشهایِ دور از انتظار در عرصهآسیا، تنها بخشی از تصویرِ فعلی است.
داستانِ «مجوزِ حرفهای» و چالشهایِ مداوم در این حوزه، نشان میدهد که سیستم مدیریتیِ باشگاه، با ناهماهنگیهایِ اساسی روبروست. سپاهان، که زمانی الگویِ باشگاهداریِ حرفهای در ایران بود، امروز نماد سقوطِ سازمانی شده است. وقتی ثباتِ مدیریتی و آرامش روانی در بزرگترین باشگاهِ اصفهان رنگ میبازد، طبیعی است که هوادارانش در بهت و ناامیدی فرو روند.
ذوبآهن؛ دستوپازدن در قعرِ جدول
در سوی دیگرِ این میدان، وضعیتِ باشگاه ذوبآهن نیز دستکمی از فاجعه ندارد. تیمی که همواره به سازندگی و ثبات معروف بود، اکنون در قعرِ جدول و در جمعِ «فانوس به دستان» برای بقا میجنگد. حذف زودهنگام از جام حذفی و ناکامیهایِ مکرر در لیگ، نشان میدهد که استراتژیهایِ این باشگاه نیز دچارِ بنبست شده است.
وقتی تیمی باسابقه ذوبآهن، با چنین شرایطی به کار خود ادامه میدهد، باید شدیداً نگران یکی از باریشهترین باشگاههای ایران شد. تداوم این روند، نهتنها نام بزرگِ این باشگاه را لکهدار میکند، بلکه سبب میشود تشویش نسبت به آینده بیشتر شود، بهخصوص اینکه گفته میشود که مالکیت حامی اصلی این باشگاه نیز تغییر کرده است و هنوز رویکردش نسبت به این باشگاه دقیقاً مشخص نیست.
بیتحرکی در سازمان ورزش
ورزش شهرداری اصفهان در این پازلِ یک قطعه کلیدیِ است. این سازمان که وظیفه گسترشِ ورزشِ همگانی و برنامههایِ نشاطبخش در محلات را برعهده دارد، از آن پویایی مدنظر فاصله گرفته و مدتهاست از رویدادهای خوب شهری، حمایت برنامهمحور از ورزش در دل شهر و محلات خبری نیست. ورزشِ شهر، تنها در باشگاههایِ بزرگ خلاصه نمیشود، بلکه ورزش، در محلات و بوستانها باید زنده بماند، آن هم در شرایطی که مدیریتِ شهری ضامن «سلامت عمومی» از طریق ورزش است.
جناب استاندار؛ زمان تنگ است
جناب آقای استاندار! وضعیتی که اشاره شد، در زمانِ مسئولیتِ شما در نصفجهان درحال وقوع است. انفعال این ارکان اصفهان را به سمت یک «بحران اجتماعیِ خاموش» میبرد. ورزش، سوپاپ اطمینان جامعه است؛ وقتی این سوپاپ بسته شود و جایِ افتخارات در ویترین ورزش استان خالی شود، بخشی از هویتِ غرورآمیز مردم اصفهان خدشهدار میشود.
باید پیش از آنکه «دیر شود»، دستبهکار شوید. ورزش اصفهان نیازمند یک «جراحیِ مدیریتی» است. وقت آن رسیده که پرسشگری جدی از مدیران این ارکان آغاز شود. تاریخ، قضاوتکننده سختی برای مسئولانی است که در برابرِ آسیب به میراث ورزشیِ یک استان سکوت کردهاند. برایِ بازگرداندنِ اصفهان به جایگاهِ حقیقیاش، نیاز به عزمِ راسخ شماست. اگر این سقوط آزاد متوقف نشود، نهتنها ورزش، بلکه «امیدِ اجتماعی» در این شهر بزرگ از دست میرود.



