به گزارش اصفهان زیبا؛ شهید لاریجانی را از چند جهت میتوان سنجید. حوزه روابط بینالملل عملیترین ساحت در علوم سیاسی است؛ یعنی از فضای انتزاعی و اندیشهای خارج و وارد بحثهای عملی میشود. یک علم عملگراست.
در این حوزه کسانی موفقترند که برای اینکه تکنیک را بفهمند، منطق شکلدهی به آن تکنیک را فهم کردهاند؛درواقع ضمن تجارب اجرایی موفق، پشتوانه نظری دارند.
در دستگاه سیاست خارجه ما، برخی افراد صرفا پروسههای اجرایی را بلد بوده یا اینکه صرفا با مبانی نظری آشنا هستند. شهید لاریجانی از استثناهای تاریخ دیپلماسی ما بود که به هر دو عرصه مسلط بود؛ بنابراین میتوانست درک بالایی از امکانات و محدودیتهای ما و دیگران داشته باشد و بر همین اساس میتوانست راهبرد تنظیم کند. نکته دیگری که به شخصیت ایشان برمیگردد، این است که همیشه ایران را بر خود ترجیح میداد؛ این مزیتی بسیار بزرگ است.
برخی با اولینتندی در ساختار سیاسی کشور کاملا بهکار گرفته میشوندیا اینکه زیر بار تکرار یک سمت یا سمت پایینتر نمیروند. کتاب معروف جک استراو که به نام کار، کار انگلیسیهاست ترجمه شد، به ملاقات ایشان با شهیدلاریجانی میپردازد و در حین ملاقات، آقای لاریجانی،رئیسجمهور دولت نهم را همراهی میکند.
جک استراو یک بند درباره شخصیت و پوشش شهید لاریجانی مینویسد و ما از اهمیت این مسئله در روابط بینالملل باخبریم. معنایش این است: من که باید از ایران در روابط بینالملل دفاع کنم، علاوهبر حرف درست، باید تصویر ذهنی درستی ایجاد کنم.
ایشان سیاستمداری با سه ویژگی بود: جنگ و صلح را میدانست و صلحطلب بود. ما عدهای داریم که جنگبلد و صلحطلباند؛ اما صلح را بلد نیستند؛ دلیل هم تجربه حضور در ساحت نظامی انقلاب اسلامی است؛ بنابراین در تشخیص زمان جنگ و زمان صلح باید به دقت عمل کنند.
در خصوص رابطه با چین، متأسفانه در سنت سیاست خارجهمان افراد را با دو برچسب غربگرا و شرقپرست یاد میکنیم؛ درصورتیکه چیزی که منافع ملی ایران را لحاظ میکند، موازنهگرایی است. شهیدلاریجانی نماینده ویژه کشور در امور چین منصوب میشود؛ اما هیچگاه برچسب شرقپرست به او نمینشیند و شأنی بالاتر دارد.
در گفتوگوی با غرب هم چنین مواجه نمیشود که ناخودآگاه یا ذیل غرب تعریف شود یا با یک نحوه، اجتنابگرایی به ناچار ذیل شرق تعریف شود.



