آیا هیئت، مداحی و شعر آیینی اصفهان در هفته‌های گذشته با جنگ و مسائل روز نسبت خود را پیدا کرد؟

عاشورا؛ روایت امروز؟

ایام عزاداری شیعیان در ماه محرم و صفر امسال، درحالی سپری می‌شود که با همه سال‌های گذشته متفاوت است. ما در سال‌های اخیر مواجهه‌ای مستقیم با جنگ نداشتیم و شاید هیچ موقع فکرش را هم نمی‌کردیم که رهبر انقلاب، فرمانده‌ها و مردم کشورمان به چنین شکلی شهید شوند.

تاریخ انتشار: ۱۱:۰۴ - یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 9 دقیقه
عاشورا؛ روایت امروز؟

به گزارش اصفهان زیبا؛ ایام عزاداری شیعیان در ماه محرم و صفر امسال، درحالی سپری می‌شود که با همه سال‌های گذشته متفاوت است. ما در سال‌های اخیر مواجهه‌ای مستقیم با جنگ نداشتیم و شاید هیچ موقع فکرش را هم نمی‌کردیم که رهبر انقلاب، فرمانده‌ها و مردم کشورمان به چنین شکلی شهید شوند.

اما به هرحال آنچه رخ داده اگرچه تلخ است، تجربه جدیدی را به روی مردم گشوده است؛ مواجه با شهادت و در نگاهی عمیق‌تر پیوند آن با عاشورای حسینی. همین تجربه، بحث نسبت هیئت، مداحی و آیین‌های عزاداری با مسائل روز را نیز پررنگ‌تر از همیشه کرد. عده‌ای معتقد بودند اشعار و نوحه‌های عزاداری امسال بیش از اندازه تحت تأثیر فضای جنگ و شهادت قرار گرفته و از محور اصلی خود فاصله گرفته‌اند.

در مقابل، گروهی دیگر انتظار داشتند محرم امسال بیش از هر زمان دیگری آیینه شرایط امروز جامعه باشد و روضه‌ها و مداحی‌ها، میان حوادث عاشورا و آنچه این روزها بر کشور گذشته است، پیوندی روشن برقرار کنند.

این پرسش، در واقع به یک اختلاف عمیق‌تر بازمی‌گردد؛ اینکه اساسا نسبت مداحی با مسائل اجتماعی و سیاسی چیست؟ آیا رسالت مداح تنها روایت مصائب عاشوراست یا آنکه عاشورا، خود مکتبی برای فهم و تبیین رخدادهای هر عصر به شمار می‌رود؟ رسول میرباقری، عضو هیئت‌مدیره خانه مداحان و احسان تبریزیان، شاعر آیینی در یادداشت‌های پیش‌رو از منظر خود به این مسئله پرداخته‌اند.

عاشورا، امتداد قیام در صحنه اجتماع

رسول میرباقری
عضو هیئت مدیره خانه مداحان

در رابطه با این پرسش که در ماه محرم و صفر امسال، نسبت بین مداحی و اشعار آیینی با مسائل جامعه چه بود، بیش از هر چیز عقیده، ایدئولوژی و بینش مداح، شاعر و مسئولان هیئتی که مراسم عزاداری را برگزار می‌کنند، موثر است. واقعیت این است که متأسفانه برخی نگاه‌ها در جامعه مداحی، «سکولار» است؛ یعنی نگاهی که معتقد است نباید با مسائل روز جامعه و سیاست کاری داشت و فقط باید به خواندن مصائب امام حسین(ع) بسنده کرد. این گروه مدعی‌اند که نباید امام حسین(ع) را سیاسی کرد. اما اگر در تاریخ تأمل کنیم، درمی‌یابیم که عامل اصلی شهادت حضرت زهرا(س) و امام حسین(ع) دقیقا توجه به مسائل سیاسی بوده است.

اگر اباعبدالله(ع) در حکومت دخالت نمی‌کرد و در گوشه‌ای به عبادت در مسجد و محراب خود می‌نشست، هرگز به قربانگاه نمی‌رفت. مسئله شهادت ایشان از زمانی جدی شد که بر حاکم ظالم و خونخوار زمانه خود خروج و قیام کرد. درباره حضرت زهرا(س) نیز همین‌طور است؛ ایشان برای این قیام کرد که ولایت امیرالمؤمنین(ع) همراه با حکومت بر جامعه اسلامی باشد؛ چراکه آن ولایت، حقی بود که جز خدا به ایشان نداده بود. همین ایستادگی بر سر حکومت امیرالمؤمنین(ع) بود که باعث شد عده‌ای نتوانند این ولایت را بپذیرند و در نهایت منجر به شهادت ایشان شد.

در مقابل این نگاه، در جنگ اخیر و در روزهایی که کشور درگیر شرایط سخت بود، حضور برخی مداحان در خیابان، نقش بسیار مؤثری در حفظ روحیه مردم و حضور آنان در میدان‌ها داشت. اگر این حضور شکل نمی‌گرفت، با توجه به حملات دشمن از بیرون و تلاش اغتشاشگران برای ایجاد ناامنی در داخل، شرایط کشور می‌توانست بسیار دشوارتر شود. این مداحان بودند که با خواندن اشعار انگیزشی و متناسب با اقتضائات روز، مکمل بعثت مردم در میادین بودند. در دهه محرم نیز بخشی از مداحان همین مسیر را ادامه دادند و تلاش کردند در نوحه‌ها و اشعار خود، در کنار قیام امام حسین(ع)، به مسائل جهان اسلام، مسائل کشور، انقلاب اسلامی و شهادت فرماندهان و شهدا هم بپردازند و از ظرفیت قیام عاشورا برای تبیین شرایط امروز استفاده کنند.

بر این اساس می‌توان گفت جامعه مداحان نسبت به گذشته دچار تغییر شده‌ است. همواره از گذشته برخی مداحان رویکردی انقلابی داشته‌اند و اشعار و نوحه‌هایشان نیز در همین مسیر بوده است، اما حوادث اخیر، شهادت فرماندهان و حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی باعث شد، عده دیگری نیز بیدار شوند و احساس مسئولیت بیشتری پیدا کنند. به طور مثال در این مدت شاهد بودیم که در بسیاری از میدان‌ها و موکب‌ها، در کنار برنامه‌های مختلف، یک یا دو مداح نیز حضور داشتند. این مسئله نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از جامعه مداحان در این حرکت مردم نقش‌آفرینی کردند.

البته همه این ظرفیت‌ها زمانی می‌تواند استمرار پیدا کند که برای جامعه مداحان برنامه‌ریزی جدی وجود داشته باشد. یکی از مشکلات اصلی این حوزه، نبود متولی مشخص و واحد برای مداحی در کشور است. امروز هرچند سازمان تبلیغات اسلامی تا حدودی خود را متولی این عرصه می‌داند و بسیج مداحان نیز بخشی از این مسئولیت را بر عهده گرفته است، اما در سال‌های گذشته کمتر شاهد برنامه‌ای منسجم برای آموزش، ارتقای فکری، معرفتی و معنوی مداحان بوده‌ایم. بسیاری از آسیب‌هایی که امروز درباره آن صحبت می‌شود، ریشه در همین مسئله دارد.

واقعیت این است که نه برنامه‌ریزی جدی و بلندمدتی در این حوزه انجام شده، نه بودجه‌گذاری مناسبی صورت گرفته و نه اقدام عملی متناسبی برای رشد این قشر شکل گرفته است. طبیعی است که اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، ممکن است با فروکش کردن شرایط ویژه امروز، بخشی از این حرکت نیز به تدریج کمرنگ شود و آن اهتمامی که اکنون نسبت به این ظرفیت وجود دارد، استمرار پیدا نکند.

به همین دلیل، آینده نقش‌آفرینی مداحان بیش از هر چیز به نحوه نگاه و برنامه‌ریزی مسئولان بستگی دارد.

اگر برای این قشر برنامه‌ریزی شود، اگر امکان حضور آنان در عرصه‌های اجتماعی و خدمت‌رسانی فراهم شود و اگر بتوانند در موضوعات مختلف جامعه نقش‌آفرینی کنند، آن‌وقت ظرفیت واقعی مداحان بیش از گذشته آشکار خواهد شد. به اعتقاد من، این روزها نشان داد که چه انرژی عظیمی در وجود مداحان نهفته است و اگر این ظرفیت به درستی هدایت شود، می‌تواند در عرصه‌های مختلف اجتماعی نیز منشأ اثر باشد.

ما در کشور اقشار فرهنگی متعددی داریم که هر یک به اندازه خود تأثیرگذار هستند و زحمات فراوانی نیز کشیده‌اند، اما اگر بخواهیم میزان اثرگذاری آن‌ها را با حضور مداحان در ماه‌های اخیر مقایسه کنیم، به نظر من نقش جامعه مداحان در همراه کردن مردم و ایجاد انگیزه برای حضور در صحنه، نقشی متفاوت و برجسته بوده است. همه گروه‌ها تلاش خود را انجام دادند، اما اثرگذاری مداحان در این مقطع ویژگی خاص خود را داشت.

امیدوارم بتوانیم از این ظرفیتی که اهل‌بیت(ع) برای جامعه اسلامی ایجاد کرده‌اند، بیشترین بهره را ببریم. محرم و صفر سرمایه‌ای هستند که به تعبیر امام راحل، اسلام را زنده نگه داشته‌اند و این ظرفیت نباید تنها به ایام عزاداری محدود بماند. اگر از این سرمایه به درستی استفاده شود، می‌توان در موضوعات مختلف اجتماعی نیز از آن بهره گرفت؛ از آسیب‌های فرهنگی و اخلاقی گرفته تا دیگر مشکلاتی که جامعه با آن‌ها روبه‌رو است. با حضور مداحان و همراهی مردم، این ظرفیت می‌تواند در مسیر رفع بسیاری از مسائل و آسیب‌های اجتماعی نیز به کار گرفته شود.

روضه‌ای که از سیاست جدا نیست

احسان تبریزیان
شاعر آیینی

این پرسش که نسبت هیئت و روضه با مسائل روز چیست، پس از تحولات اخیر کشور، بیش از گذشته محل بحث شد. بسیاری انتظار داشتند فضای عزاداری‌های محرم بازتاب مستقیمی از شهادت رهبر شهید، مردم و فرماندهان باشد؛ انتظاری که برای برخی برآورده شد و برای برخی دیگر نه.

اما شاید پیش از هر قضاوتی، لازم باشد خود مسئله را دقیق‌تر ببینیم. آیا اساسا می‌توان از «روضه‌ای غیرسیاسی» سخن گفت؟ یا آنچه گاهی به عنوان فاصله گرفتن از مسائل روز تعبیر می‌شود، ناشی از تفاوت در شیوه بیان و اولویت‌بندی هیئت‌هاست؟

واقعیت این است که هیئت‌های مذهبی را نمی‌توان یک مجموعه یکدست تصور کرد. دست‌کم سه رویکرد متفاوت در میان آن‌ها دیده می‌شود. در یک سوی این طیف، هیئت‌هایی قرار دارند که رویکردی غیرسیاسی به مراسم روضه امام‌حسین(ع) دارند. این مجالس، آگاهانه تلاش می‌کنند هرگونه اشاره مستقیم به مسائل سیاسی روز را از متن روضه دور نگه دارند. از نگاه آنان، مجلس امام حسین(ع) جای پرداختن به موضوعات سیاسی نیست و هرچه روضه به واقعه عاشورا نزدیک‌تر بماند، رسالت خود را بهتر انجام داده است. این نگاه البته سال‌هاست در بخشی از هیئت‌های کشور وجود دارد و منحصر به امروز نیست.

در سوی دیگر، هیئت‌هایی قرار دارند که اساسا انقلاب اسلامی و جریان مقاومت را امتداد همان مکتب عاشورا می‌دانند. از نگاه این جریان، سخن گفتن از امام حسین(ع) بدون سخن گفتن از ظلم، مقاومت، عزت، ولایت و ایستادگی در برابر دشمن، به معنای تقلیل دادن عاشورا به یک واقعه صرفا تاریخی است. این هیئت‌ها معتقدند عاشورا تنها برای گریستن نیست؛ مدرسه‌ای است که باید نسبت خود را با هر دوره تاریخی حفظ کند. میان این دو نیز طیفی از هیئت‌ها قرار دارند که به نوعی میانه رو هستند.

همین تفاوت رویکردها باعث شده است که برداشت مخاطبان از محرم امسال نیز یکسان نباشد. کسانی که تنها در چند مجلس محدود حضور یافته‌اند، شاید به این نتیجه رسیده باشند که فضای هیئت‌ها تفاوت چندانی با سال‌های گذشته نداشت؛ اما اگر دامنه نگاه را به مجموعه هیئت‌هایی که خود را در امتداد گفتمان انقلاب اسلامی تعریف می‌کنند گسترش دهیم، تصویر متفاوتی پیش روی ما قرار می‌گیرد.

در این هیئت‌ها، تلاش بر آن نبود که مجلس عزای امام حسین(ع) به تریبونی برای بیان مستقیم مواضع سیاسی تبدیل شود؛ بلکه کوشش شد نسبت میان عاشورا و مسائل روز از دل خود واقعه کربلا استخراج شود. به بیان دیگر، حادثه امروز به عاشورا تحمیل نشد، بلکه عاشورا، زبان فهم امروز قرار گرفت.

به همین دلیل، هر شب محرم متناسب با مضمون تاریخی خود، پیوندی با مسائل جاری جامعه پیدا می‌کرد. شب حضرت مسلم(ع)، سخن از جایگاه نایب امام و نسبت جامعه با او بود؛ اینکه کوفه چگونه در برابر نماینده امام ایستاد و این تجربه تاریخی چه نسبتی با امروز پیدا می‌کند. در شب حضرت ابوالفضل(ع)، روایت امان‌نامه به عنوان نمادی از سازش‌ناپذیری و حفظ عزت بازخوانی می‌شد. حضرت علی‌اصغر(ع) تنها نماد مظلومیت نبود، بلکه روایت او به مقاومت در اوج نابرابری پیوند می‌خورد و حتی در شب حضرت رقیه(س)، رنج کودکان کربلا پلی برای فهم رنج کودکانی می‌شد که امروز نیز قربانی جنگ و خشونت هستند.

نکته مهم این است که در چنین نگاهی، سیاست یک موضوع بیرونی نیست که به مراسم عزاداری افزوده شود. پیام‌های اجتماعی و سیاسی، از متن عاشورا استخراج می‌شوند. به همین دلیل، بسیاری از مداحان و شاعران آیینی نیز به جای آنکه صرفاً چند شعار متناسب با فضای روز به اشعار خود اضافه کنند، تلاش کردند همان مضامین اصیل عاشورا را با زبان امروز بازخوانی کنند. نتیجه آن بود که روضه همچنان محور مجلس باقی ماند، اما مخاطب در خلال همان روضه، نسبت خود را با مسائل زمانه نیز پیدا می‌کرد.

شاید مهم‌ترین نکته‌ای که در این میان کمتر مورد توجه قرار گرفته، همین باشد که اساسا تفکیک کامل عاشورا از سیاست، از منظر بسیاری از فعالان این عرصه امکان‌پذیر نیست. عاشورا از ابتدا با مفاهیمی چون عدالت، ظلم‌ستیزی، وفاداری، عزت و مقاومت شناخته شده است. وقتی مداح از نپذیرفتن امان‌نامه توسط حضرت ابوالفضل(ع) سخن می‌گوید یا شعار «هیهات منا الذله» را محور روضه قرار می‌دهد، حتی اگر هیچ اشاره مستقیمی به وقایع روز نکند، مخاطب این مفاهیم را در نسبت با جامعه امروز نیز معنا می‌کند.

از این منظر، حتی هیئتی که خود را سیاسی نمی‌داند نیز ناخواسته حامل پیام‌های سیاسی و اجتماعی عاشوراست؛ زیرا خود نهضت امام حسین(ع)، نهضتی اجتماعی و تمدنی است و نمی‌توان این ابعاد را از آن جدا کرد.

البته پذیرش این واقعیت، به معنای تأیید سیاسی شدن بی‌قید و شرط هیئت‌ها نیست. درست همان‌گونه که حذف مسائل اجتماعی از عاشورا، تصویری ناقص از این نهضت ارائه می‌دهد، تقلیل مجلس عزاداری به مجموعه‌ای از شعارهای سیاسی نیز به همان اندازه آسیب‌زاست. اگر قرار باشد روضه، ذکر مصیبت و معرفت حسینی به حاشیه رانده شود و همه چیز در حماسه‌خوانی خلاصه شود، هیئت از هویت تاریخی خود فاصله خواهد گرفت. هنر هیئت انقلابی آن است که مسیر را برعکس طی کند؛ از امام حسین(ع) آغاز کند و به مسائل امروز برسد، نه آنکه از مسائل روز آغاز کند و عاشورا را تنها بهانه‌ای برای بیان آن‌ها قرار دهد.

از همین منظر، محرم امسال را نمی‌توان صرفا با میزان صراحت شعارهای سیاسی در مجالس سنجید. آنچه اهمیت دارد، کیفیت پیوندی است که میان روایت عاشورا و مسائل روز برقرار شده است؛ پیوندی که اگرچه گاه آرام و غیرمستقیم است، اما می‌تواند عمیق‌تر و ماندگارتر از هر شعار مقطعی عمل کند. بنابراین مسئله اصلی، یافتن نسبت درست میان این دو ساحت است؛ نسبتی که در آن، عاشورا همچنان محور باقی بماند و پیام‌های آن، راهنمای مواجهه جامعه با مسائل امروز باشد، نه آنکه یکی جای دیگری را بگیرد.

اگر نسبت عاشورا و مسائل روز در بسیاری از هیئت‌های انقلابی برقرار شده است، این پرسش همچنان باقی می‌ماند که آیا این جریان تنها به دهه اول محرم محدود شد یا با توجه به شرایط کشور پس از آن نیز ادامه پیدا کرد؟ پاسخ نگارنده منفی است. به اعتقاد بنده، پایان دهه اول محرم به معنای پایان این گفتمان نبود؛ بلکه تنها شکل بروز آن تغییر کرد.

در سال‌های اخیر، نقش مداحان و شاعران آیینی نیز دستخوش تحول شده است. مداح امروز صرفا اجراکننده یک مجلس روضه نیست. او در بسیاری از مواقع به یک کنشگر اجتماعی تبدیل شده که آثارش در فضای مجازی، رسانه‌ها و افکار عمومی بازنشر می‌شود. شعر آیینی نیز دیگر تنها برای خوانده شدن در یک مجلس سروده نمی‌شود؛ بلکه گاه ظرف چند ساعت به نماهنگ، کلیپ و محتوای رسانه‌ای تبدیل می‌شود و در سطح گسترده منتشر می‌شود.

به همین دلیل، جریان تولید محتوا در هیئت‌های انقلابی محدود به شب‌های محرم نیست و به خصوص در فضای اکنون جامعه همچنان پررنگ است. در هفته‌های گذشته اشعار متعددی با موضوع مقاومت، حمایت از جبهه مقاومت، شهادت فرماندهان و مسائل روز تولید و اجرا شد. بسیاری از این آثار فاصله‌ای چندساعته میان سرایش تا اجرا داشتند؛ به گونه‌ای که شاعر، همان شب نسبت به یک اتفاق یا موضع جدید شعری می‌سرود و فردای آن روز، مداحان در شهرهای مختلف آن را اجرا می‌کردند. این سرعت واکنش، نشان می‌دهد که هیئت تنها یک نهاد آیینی نیست، بلکه در مواقع حساس به یک شبکه فعال تولید و بازنشر معنا نیز تبدیل می‌شود.

البته استمرار این جریان، همیشه به چشم مخاطب عمومی نمی‌آید. یکی از دلایل این مسئله، تفاوت ظرفیت رسانه‌ای هیئت‌هاست. بخش مهمی از آنچه در هیئت‌های شهرستان‌ها و حتی مراکز استان‌ها تولید می‌شود، هرگز به فضای رسانه‌ای کشور راه پیدا نمی‌کند. بسیاری از مداحان، هرچند در میدان حضور دارند و متناسب با شرایط جامعه اشعار و دَم‌های تازه اجرا می‌کنند، اما به دلیل نداشتن شبکه رسانه‌ای گسترده، صدای آنان فراتر از همان مجلس شنیده نمی‌شود.

همین مسئله سبب می‌شود گاهی این تصور شکل بگیرد که فضای هیئت‌ها نسبت به مسائل روز بی‌تفاوت شده است؛ در حالی که واقعیت، بیشتر از آنکه ناشی از فقدان محتوا باشد، ناشی از ضعف در بازنمایی رسانه‌ای است. آنچه در بسیاری از مجالس اتفاق می‌افتد، کمتر ثبت، روایت و منتشر می‌شود. در نتیجه، تصویری که در افکار عمومی شکل می‌گیرد، الزاماً منطبق بر واقعیت میدان نیست.

این نقد، بیش از همه متوجه رسانه‌های رسمی است. در شرایطی که هیئت‌ها هر شب متناسب با رخدادهای روز، اشعار، شعارها و مضامین تازه‌ای تولید می‌کنند، انتظار می‌رود رسانه‌ها این ظرفیت را به تصویر بکشند. بازتاب این مجالس تنها پوشش یک مراسم مذهبی نیست؛ بلکه ثبت بخشی از واکنش فرهنگی جامعه به رخدادهای سیاسی و اجتماعی نیز به شمار می‌رود. هنگامی که این بازتاب شکل نمی‌گیرد، طبیعی است که بخشی از جامعه تصور کند این جریان وجود خارجی ندارد یا دست‌کم بسیار کم‌رنگ‌تر از واقعیت است.

از این منظر، مسئله صرفا نقد هیئت یا مداح نیست؛ بلکه نقد نظام روایت‌گری است. اگر رسانه نتواند آنچه در متن جامعه در حال شکل‌گیری است را به‌درستی روایت کند، فاصله میان واقعیت و ادراک عمومی افزایش پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، قضاوت‌ها نیز بر پایه تصویری ناقص شکل می‌گیرد؛ تصویری که گاه حضور پررنگ یک جریان را به غیبت آن تعبیر می‌کند.