به گزارش اصفهان زیبا؛ تاریخچه شروع مطالعات سد سوم کوهرنگ به سالهای دهه 60 بر میگردد؛ بنابراین میتوان عمر آن را اکنون 40 ساله در نظر گرفت. اما تطویل این پروژه استراتژیک برای حوضه زاینده رود در چارچوب بایدها و نبایدهایی قابل ارزیابی و حسابرسی است.
ساختار بسیار پیچیده زمین شناسی منطقه، مشکلات سیاسی بین استانی، ناتوانی پیمانکار، بی توجهی مشاور به موضوعهای فنی از عمده دلایل اصلی زمانبر شدن این پروژه است.
هر چند این بایدها و نبایدها در مورد تونل انتقال آب این سد نیز وجود دارد؛ ولی به هر صورت این تونل بر مبنای اهداف تعریف شده در سال 1393 با پشت سر گذاشتن تمام مشکلات فنی پیش بینی شده، آماده بهره برداری برای انتقال موقت آب شد.
با تکمیل پوشش بتنی داخل تونل و تزریقهای مربوط جریان طبیعی چشمههای متاثر از این تونل مجددا برقرار شد. علیرغم تلاش جهادی در اجرا و به بهره برداری رساندن، این تونل اما بهدلیل مشکلات سیاسی و اجتماعی فعلا انتقال موقت آب صورت نمیپذیرد!
اما بایدها و نبایدها در مورد سد سوم کوهرنگ به دلیل واقعیتهای فنی، حقوقی، اجتماعی و زیستمحیطی قابلتأمل است و عدم پایبندی به این بایدها و نبایدها شرایطی را برای بهرهبرداری یکپارچه از سامانه سد و تونل فراهم کرده است؛ پس از بالغ بر 13 سال از امکان بهرهبرداری ثقلی از تونل کوهرنگ، هرچند پیشرفت اجرای این سد از سوی دستگاه اجرائی بالغ بر 55 درصد اعلام شده است.
ولی پیشرفت واقعی عملیات اجرائی این سد پس از 16 سال در حدود 15 درصد است؛ این در حالی است که زمان پیشبینیشده برای اجرای این طرح 4 سال در نظر گرفته شده بود؛ هرچند در پروژههایی که مرتبط با زیر زمین هستند( به دلیل ماهیت آنها) زمانبندی اجرا عمدتا منطبق بر زمانبندی پیشبینیشده نیست.
البته باید گفت در مورد سد کوهرنگ ارائه زمانبندی اولیه در یک چارچوب غلط و سادهانگارانه صورت پذیرفته است! با رجوع به اسناد و مدارک مشخص میشود، انتخاب ساختگاه از منظر فنی و بهخصوص آببندی مخزن جای تردید داشته است؛ علیرغم تذکر از سوی کارشناسان مسئول، دستگاه اجرایی بدون توجه به آن و قبل از تکمیل مطالعات احداث این سد را به مناقصه گذاشته است. در انتخاب پیمانکار نیز بیتوجهی به توانایی و عدم قدرت مانور مبلغ پیشنهادی، شرایط را برای دیرهنگام رسیدن به ظهور مشکلات اجرایی فراهم کرد.
ناتوانی پیمانکار در پیشبرد عملیات اجرایی، چنان تأثیر زمانی برای ظهور معضلات داشت که میتوانست در سال اول شروع عملیات اجرایی عیان شود.
در این میان، اولین علائم مشکلات فنی مربوط به تقریبا پنج سال بعد از شروع عملیات اجرایی بود. با نمایانشدن مشکلات فنی این طرح در حین عملیات اجرایی، لزوم مطالعات تکمیلی اجتنابناپذیر شد؛ مطالعاتی که اساسا مبنای توجیهی داشت و لازم بود قبل از شروع عملیات اجرایی و حتی قبل از انتخاب ساختگاه صورت پذیرد؛ آنچنان که نتایج آن میتوانست سرنوشت این سد را کاملا دگرگون کند.
اما جریانهای مختلف وابسته به گذشته موضوعهای رخداده را بسیار عادی و پیگیریهای آن را منتسب به انگیزههای غیرفنی برشمردند؛ اما واقعیتهای حاکم بر این طرح(با هر انگیزهای)، اجرای این سد را در مکان فعلی بسیار پر ریسک کرده است.
این درحالی است که تذکرهای فراوان به دستگاه اجرایی در خصوص مشکلات فنی این سد که ریسک بهرهبرداری آن را با صرف هزینههای بسیار زیاد کاملا مختل کند، صورت پذیرفت و وزارت نیرو نیز مطلع از این موضوع و با رویکرد باریبههرجهت و عبور بیتفاوت از کنار آن از یک سو و دخالت دستگاههای غیرمسئول از سویی دیگر و ناتوانی دستگاه اجرائی در اتخاذ رویکرد مبتنی بر اصلاح تصمیمهای غلط، شرایط این طرح را پس از گذشت 16 سال از شروع عملیات اجرایی به پیشرفت حداکثر 15 درصد سوق داده است.
متأسفانه مسئولین استان علیرغم اطلاعرسانی درباره ریسکهای بسیار زیاد و ناتوانی اهداف این سد در ساختگاه فعلی به دلیل عدم تخصص لازم در توانایی درک این ریسکها، امکان هدایت صحیح موضوع را نداشته و تنها مشکلات طرح را به دو موضوع اجتماعی و نقدینگی مرتبط میدانند و شاهد آن را تعطیلی ایستگاه پمپاژ انتقال موقت آب کوهرنگ عنوان میکنند.
بنابراین لازم است وزارت نیرو پس از 40 سال از شروع مقدمات احداث سد سوم کوهرنگ نسبت به پذیرش خطاهای رخداده بابت بیتوجهی به نگرانیهای متعدد فنی به این طرح از سوی کارشناسان اقدام و رویکرد جدیدی برای بهثمررسیدن میزان آب تخصیصیافته از این طرح به حوضه آبریز زایندهرود اتخاذ کند.
شکی نیست با پذیرش واقعیتهای فنی، حقوقی و اجتماعی مترتب بر این طرح از سوی وزارت نیرو، گام بزرگی برای انتقال آب رودخانه کوهرنگ مطابق اسناد بالادستی و اهداف تعریف شده برداشته خواهد شد؛ گامی که در آن تکمیل سامانه سد و تونل کوهرنگ از نظر زمانی بسیار زودتر و با ریسک و هزینه کمتر محقق خواهد شد.



