به گزارش اصفهان زیبا؛ داستان زندگی ژوزیمار ژوزه اِوُرا دیاس، (ملقب به ووژینا) بسیار زیباست. او یک شبه قهرمان ملی کشورش کیپ ورد شد. شاید تا روز قرعه کشی جامجهانی کمتر کسی میدانست کشوری در جنوب قاره سیاه وجود دارد که نامش کیپ ورد است.
بعد از قرعه کشی همگان آنها را گردشگر این مسابقات میپنداشتند؛ اما با تساوی این تیم با اسپانیا، ناگهان دنیا با احترام از آنها و بازی خوبشان یاد کرد که در راس آن، دروازه بان حیرت انگیزشان قرار داشت.
دوران سخت کودکی و نوجوانی
ژوزیمار، دوران کودکی آسانی نداشت. پدرش یک نظامی دائم در ماموریت بود و مادرش برای تأمین زندگی مجبور بود مدام کار کند. به همین دلیل او بیشتر دوران کودکی خود را نزد پدربزرگ و مادربزرگش سپری کرد. او در خیابانهای جزیره سائو ویسنته فوتبال بازی میکرد.
چون از بقیه بچهها کوچکتر بود، اغلب کتک میخورد یا مسخره میشد. هر وقت ناراحت میشد گریه کنان به نزد مادربزرگش میرفت و همین باعث شد بچههای محل به او لقب «ووژینا» بدهند.
در زبان پرتغالی، «Vozinha» به معنای «مادربزرگ عزیز» است. به همین دلیل بچههای محل او را «ووژینا» صدا میزدند. یکی دیگر از بزرگترین مشکلات او در نوجوانی قد کوتاهش بود. مربیان فوتبال استعدادش را میدیدند؛ اما معمولاً دروازهبانهای بلند قدتر را انتخاب میکردند و او همیشه بخاطر قدش ترد میشد.
در نوجوانی برای امرار معاش و کسب درآمد تلاش بسیاری کرد حتی برای مدتی برای اینکه بتواند از پس مخارجش بر آید اقدام به کارگری و زباله گردی کرد. برخلاف اکثر ستارههای فوتبال که در ۱۷ یا ۱۸ سالگی حرفهای میشوند، ووژینا تا حدود ۲۵ سالگی فوتبال حرفهای را شروع نکرد. بسیاری در آن سن به او میگفتند دیگر برای پیشرفت دیر شده است؛ اما او تسلیم نشد. تنها شانسی که داشت جهش قدی ناگهانی او در اواخر سن بلوغ بود که کور سوی امیدش شده بود.
فوتبال پلی به سوی آینده
کم کم توانست بعنوان دروازه بانی قابل اطمینان، جای خود را در تیمهای باشگاهی کشورش باز کند و سپس بعنوان لژیونر به لیگهای نه چندان مطرح کشورهایی نظیر آنگولا، مولداوی، پرتغال، قبرس و اسلواکی برود و سپس راهی لیست تیم ملی کشورش شد.
از سودای خداحافظی تا قهرمان ملی
چند سال قبل از جامجهانی، بعد از از دست دادن جایگاهش در تیم ملی، آنقدر ناامید شد که به بازنشستگی از فوتبال ملی فکر کرد. در لحظهای که میخواست بازنشستگی خود را از مستطیل سبز اعلام کند، همتیمیهایش از او خواستند بماند و برای رؤیای جامجهانی بجنگد.
او بعدها گفت: «میخواستم تیم ملی را ترک کنم، اما به خاطر رؤیای جامجهانی ماندم”.کیپورد برای اولین بار در تاریخ خود به جامجهانی ۲۰۲۶ رسید.در نخستین مسابقه، آنها مقابل اسپانیا، یکی از مدعیان قهرمانی، قرار گرفتند.
تقریباً همه انتظار پیروزی آسان اسپانیا را داشتند؛ اما ووژینای ۴۰ ساله نمایشی فوقالعاده ارائه کرد و با چندین مهار بزرگ، لاروخا (لقب اسپانیا) را متوقف کرد تا بازی با نتیجه صفر – صفر تمام شود. او عنوان بهترین بازیکن میدان را از آن خود کرد و یکشبه به قهرمان ملی کشورش تبدیل شد.
اشک و حسرت
ووژینا پس از پایان بازی غرق در اشک بود؛ اما دلیل اشکهایش فقط فوتبال نبود. او گفت که پدربزرگ و مادربزرگش که بزرگش کرده بودند، چند سال پیش فوت کردهاند و نتوانستند این روز تاریخی را ببینند همچنین مادرش به دلیل مشکلات و هزینههای ویزا نتوانسته بود برای تماشای مسابقه به آمریکا سفر کند.
بعد از انتشار این داستان، مقامات آمریکایی و مسئولان فیفا برای حل مشکل سفر مادرش وارد عمل شدند تا او بتواند در بازیهای بعدی فرزندش را از نزدیک ببیند. «ووژینا»، بیشتر از اینکه لقب واقعی ژوزیمار باشد، یادآور مادربزرگی است که نقش مهمی در بزرگ شدن قهرمان ملی کیپ ورد داشت.



