به گزارش اصفهان زیبا؛ حتماً نام «عَلم» را شنیدهاید و هر بار با شنیدن آن، به یاد عزای محرم و علمدار کربلا افتادهاید. عَلم در میان مردم بیشتر بهعنوان نمادی آیینی در روزهای محرم و سردمدار دستههای عزاداری شناخته میشود؛ اما شاید کمتر کسی از ارتباط این نماد آیینی با هنر علامتسازی باخبر باشد. علم یا علامت در کارگاههای علامتسازی ساخته میشود و پیشینهای طولانی در تاریخ هنر ایرانزمین دارد. علامتسازی یکی از زیرمجموعههای هنر مجسمهسازی با فلز است که گاه با هنرهایی مانند کتیبهنویسی یا ترمهدوزی نیز ترکیب میشود. هنر علامتسازی از جمله آثار هنری است که با زیست مردم پیوند خورده و برخلاف بسیاری از آثار هنری، کمتر کارکردی صرفاً تزئینی دارد.
در این شماره با محمد سواری، پژوهشگر مطالعات عالی هنر، گفتوگو کردهایم تا با هنر علامتسازی و پیوند عمیق آن با آیینهای مذهبی بیشتر آشنا شویم.
ابتدا تعریفی کلی درباره علامت و هنر علامتسازی ارائه دهید.
علامت یا عَلم، سازهای فلزی و نمادین است که در آیینهای سوگواری شیعیان، بهویژه در ماههای محرم و صفر، پیشاپیش دستههای عزاداری حمل میشود. فرم اصلی آن «طوق» است که در اواخر دوره قاجار تکمیل شده است. این سازه معمولاً از مجموعهای از تیغههای فلزی با تعداد فرد، نقوش اسلیمی، کتیبههایی با خط خوش و تندیسهای نمادین مانند شیر، طاووس، کبوتر و اژدها تشکیل میشود.
هنر علامتسازی تلفیقی پیچیده از هنرهای سنتی، همچون آهنگری، ریختهگری، قلمزنی، حکاکی، جوشکاری و خوشنویسی است و فراتر از یک شیء کاربردی، اثری هنری ـ آیینی به شمار میرود که نظامی از باورهای دینی، حافظه تاریخی و زیباییشناسی ایرانی را در خود متجلی میسازد.
پیشینه این هنر به چه زمانی بازمیگردد؟
هرچند نشانههایی از استفاده از طوق در دوران آلبویه (دیلمیان) وجود دارد، شکلگیری علامت به صورتی که امروز میشناسیم، عمدتاً به دوره صفویه بازمیگردد. با رسمی شدن مذهب تشیع در این دوره، آیینهای عزاداری توسعه یافت و علمهای ساده، بهتدریج پیچیدهتر شدند. در نقاشیهای شاهنامه کارکیا و دیگر نسخههای مصور شاهنامه آن دوره، طوق و کوتل جنگی دیده میشود. با این حال، اوج تکامل و گسترش تزئینات علامتها، بهویژه افزایش تعداد تیغهها و استفاده از نمادهای حیوانی، در دوره قاجار رخ داد و بسیاری از نمونههای مشهور باقیمانده نیز متعلق به همین دوره هستند.
آیا این هنر در اصفهان شکل گرفته و رشد یافته است؟
بهطور قطع نمیتوان منشأ علامت یا طوق را صرفاً اصفهان دانست؛ بااینحال، اصفهان بدون شک یکی از مهمترین مراکز تکامل و شکوفایی این هنر بوده است. در دوره صفویه، به دلیل پایتخت بودن اصفهان و حضور استادان برجسته فلزکار، این شهر نقش مهمی در شکلگیری ویژگیهای زیباییشناختی علامت ایفا کرد. همچنین در دوره قاجار نیز اصفهان در کنار شهرهای دیگر، جایگاه خود را بهعنوان یکی از قطبهای اصلی ساخت علامت حفظ کرد.
استفادههای یک علامت چه بوده است؟
کارکردهای اصلی علامت را میتوان در چند بخش خلاصه کرد. نخست، علامت بهعنوان نماد و هویت دسته عزاداری شناخته میشود و نشانهای برای شناسایی هیئتها و دستههای مختلف است. همچنین، تجسمی نمادین از خیمهگاه و سپاه امام حسین(ع) در واقعه کربلا به شمار میرود.
از دیگر کارکردهای آن، ایجاد نظم در دستههای عزاداری است؛ زیرا بهعنوان محور و پیشانی دسته، به حرکت منظم عزاداران کمک میکند. علامت همچنین بستری بصری برای انتقال مفاهیم اعتقادی، حماسی و عرفانی عاشوراست و در کنار آن، به مراسم عزاداری شکوه و هیبت آیینی میبخشد. ساخت و وقف علامت نیز خود نوعی نذر و ابراز ارادت مردم به اهلبیت(ع) محسوب میشود.
در مجموع، هدف اصلی از ساخت و استفاده از علامت و طوق، تجسم بصری مفاهیم عاشورا و ایجاد محوری هویتی و وحدتبخش برای دستههای عزاداری است. علامت، واسطهای میان هنر، آیین، حافظه جمعی و اعتقاد مذهبی محسوب میشود.
این هنر از چه زمانی کاربرد آیینی به خود گرفته است؟
اگرچه استفاده از درفش و علم در ایران پیشینهای کهن دارد، کاربرد اختصاصی و گسترده آن بهعنوان شیئی آیینی در سوگواریهای عاشورایی، عمدتاً از دوره صفویه آغاز شد و در عصر قاجار تثبیت گردید. در این دوران، علامت از یک درفش نظامی صرف، به نشانهای مقدس و حامل مفاهیم عمیق مذهبی تبدیل شد.
آیا هر دوره تاریخی زبان بصری خاص خود را داشته است؟
بله، زبان بصری علامت در هر دوره تاریخی متناسب با هنر و فضای فرهنگی همان عصر تغییر کرده است. در دوره صفویه، علامتها با سادگی نسبی، تقارن و تأثیرپذیری از هنرهای درباری شناخته میشدند. دورههای افشاریه و زندیه را نیز میتوان دورهای انتقالی دانست که نمونههای محدودی از علامتسازی از آنها بر جای مانده است.
در دوره قاجار، تزئینات به اوج خود رسید، تعداد تیغهها افزایش یافت، نمادهای حیوانی گسترش پیدا کرد و هنر علامتسازی بیش از گذشته از هنر عامه تأثیر پذیرفت. روزگار پهلوی، با کاهش حدودی تولید علامت مواجه شد و محدودیتهایی نیز برای برگزاری آیینهای مذهبی به وجود آمد.
در زمان معاصر نیز استفاده از فولاد ضدزنگ و فناوریهای جدید، مانند برش لیزری و جوش صنعتی، رواج پیدا کرده است. همچنین، ابعاد علامتها بزرگتر شده و در برخی موارد، کیفیت هنری سنتی و کارکرد زیباشناختی آنها دستخوش تغییر شده است.
کمی درباره نمادشناسی علامتها صحبت کنیم. شیر، طاووس، کبوتر، پنجه و شمشیر چه مفهومی دارند؟
شیر نماد شجاعت، قدرت و حضرت علی(ع) با لقب «اسدالله» است. همچنین در باور عامه، یادآور روایت حضور شیری در کربلا برای حفاظت از پیکر مطهر امام حسین(ع) به شمار میرود.
طاووس نماد بهشت، جاودانگی، پاکی و زیبایی معنوی است و ریشههای این نقش به هنر ایران پیش از اسلام و سپس هنر اسلامی بازمیگردد. کبوتر نیز نماد صلح، مظلومیت، روحانیت و پیامآوری است و در فرهنگ عامه با حرم امامان و انتقال پیام پیوند دارد.
پنجه، مشهورترین نماد علامت، عموماً به پنجتن آلعبا (پیامبر(ص)، حضرت علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع)) اشاره دارد. برخی نیز آن را نماد دست بریده حضرت ابوالفضل العباس(ع) میدانند.
شمشیر نماد جهاد، عدالت، مبارزه با ظلم و یادآور ذوالفقار، شمشیر مشهور حضرت علی(ع) است. بُراق نیز یادآور مرکب رسولالله(ص) در معراج است. اژدها نمادی برای محافظت از امر مقدس و غلبه بر شر به شمار میرود که ریشهای کهن در هنر ایران و آسیای شرقی دارد.
خورشید و هلال نیز بهترتیب نماد نور حقیقت و پیوند با جهان اسلام هستند. سرو یا فرم طوق، نماد آزادگی و جاودانگی است. همچنین، پر شترمرغ و پر طاووس شکوه، عظمت و حرکت را تداعی میکنند و کتیبهها و آیات قرآن نیز با هدف انتقال مستقیم مفاهیم دینی، با خطوطی زیبا روی تیغهها حکاکی میشوند.
ویژگی یک علامت اصیل چیست؟
یک علامت اصیل واجد ویژگیهایی چون انسجام نمادین، تناسب دقیق اجزای حجمی، کیفیت بالای آهنگری و فلزکاری، رعایت سنتهای بصری منطقه، اصالت در نمادپردازی، تعادل میان زیبایی و کارکرد آیینی و در نهایت، استحکام و قابلیت حمل است. در مقابل، نمونههای صرفاً تزئینی معمولاً فاقد این انسجام و عمق معنایی هستند.
بهطور کلی، علامت ابزاری آیینی است یا اثری هنری؟
علامت بهطور همزمان هم یک ابزار آیینی است و هم یک اثر هنری و این دو هویت از یکدیگر جداییناپذیرند. از منظر مردمشناسی و جامعهشناسی، علامت شیئی آیینی با کارکردهای اجتماعی و مذهبی است و از منظر تاریخ هنر و زیباییشناسی نیز اثری هنری و ارزشمند محسوب میشود که ارزش آن از کارکرد آیینیاش جدا نیست.
به سراغ دوره معاصر بیاییم. علامتها در دوره معاصر با چه تغییراتی مواجه شدهاند؟
در دهههای اخیر، تغییرات مهمی در ساخت علامت رخ داده است. یکی از این تغییرات، در حوزه مواد و استفاده گسترده از فولاد ضدزنگ (استیل) بهجای آهن و برنج در ساخت علامتهاست. در بخش فناوری نیز، دستگاههای برش لیزری و روشهای جوشکاری صنعتی جایگاه ویژهای پیدا کردهاند و در فرایند ساخت به کار گرفته میشوند. از سوی دیگر، ابعاد و ارتفاع علامتها نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته است. با این حال، با وجود بزرگتر شدن ابعاد، تلاش شده است وزن سازهها تا حد امکان کاهش یابد تا حمل آنها آسانتر باشد.
همچنین، شیوه تولید نیز تغییر کرده و ساخت علامتها بیش از گذشته به سمت تولید سفارشی و استفاده از نرمافزارهای طراحی برای انجام برشها حرکت کرده است.
آیا در این دوران جنبه نمایشی پررنگتر شده است؟
بله. در بسیاری از علامتهای جدید، تأکید بر عظمت ظاهری، اندازه، تعداد تیغهها و درخشندگی فلز بر عمق معنا و اصالت هنری غلبه پیدا کرده است. با این حال، این موضوع را نمیتوان به همه آثار تعمیم داد و همچنان استادکارانی هستند که به سنتهای اصیل وفادار ماندهاند. معمولاً در اصفهان، طوقها و علمهای سهتیغ و پنجتیغ که فرم اصیل را یادآوری میکنند، طرفداران بیشتری دارند.
امروز علامت چه کاربردهایی دارد؟
امروزه علامت علاوه بر کارکرد اصلی آیینی، نقشهای دیگری نیز پیدا کرده است. ازجمله این کاربردها میتوان به نمایش هویت هیئتها، جایگاه آن بهعنوان میراث فرهنگی، موضوع پژوهشهای دانشگاهی و جاذبهای برای گردشگری مذهبی اشاره کرد. علامتسازی همچنین بهعنوان یک صنعت دستی ارزشمند در نمایشگاههای هنرهای سنتی ثبت و مستندسازی میشود.
ساخت یک علامت چه فرایندی را پشت سر میگذارد؟
فرایند ساخت یک علامت، مجموعهای از مراحل پیچیده و هنرمندانه است که بهطور سنتی با طراحی اولیه آغاز میشود. در این مرحله، تعداد تیغهها تعیین میشود که باید فرد باشد و شاهتیغ نیز در مرکز قرار گیرد. پس از آن، نمادها، کتیبهها و نقوش تزئینی طراحی میشوند و در گام بعد، فلز مناسب، مانند آهن، برنج یا فولاد، انتخاب میشود.
در مرحله چهارم، قطعات برش میخورند. این کار در گذشته با قیچی و اره انجام میشد؛ اما امروزه از دستگاههای برش استفاده میشود. سپس قطعات اصلی طی فرایندی، چکشکاری (دواتگری) شده و با هدف تبدیل شدن به قطعات اصلی، فرم داده میشوند. پس از آن، به وسیله اسید روی تیغهها و صفحات حکاکی میشود.
در مرحله ششم، قطعات با استفاده از جوشکاری سنتی یا صنعتی به یکدیگر متصل میشوند و مجسمههای حیوانی، مانند شیر، طاووس و اژدها، ساخته و به مجموعه افزوده میشوند. پس از آن، نوبت به طلاکوبی، نقرهکوبی یا رنگآمیزی میرسد.
در مراحل پایانی، قطعات پرداخت، سابزنی و صیقلکاری میشوند و سپس مونتاژ و سرهمبندی آنها انجام میگیرد. در پایان نیز پرها، پارچهها و دیگر تزئینات نصب میشوند و سازه برای اطمینان از تعادل و استحکام، آزمایش میشود.
کدام بخش از این فرایند، بیش از همه به تجربه استادکار وابسته است؟
اگرچه تمام مراحل ساخت به مهارت نیاز دارد، ترکیببندی نهایی و ایجاد تعادل میان زیبایی، استحکام و معنا، مهمترین و حساسترین بخش کار است. استادکار باید بتواند وزن سنگین سازه را به گونهای مدیریت کند که هنگام حمل، تعادل آن حفظ شود و نظم نمادینش بر هم نخورد.
همچنین، ساخت و جان بخشیدن به عناصر حجمی، مانند شیر، طاووس و دیگر نمادها، بیش از هر بخش دیگری به تجربه، ذوق هنری و مهارت عملی استادکار وابسته است و همین بخشها هویت هنری و اصالت یک علامت را رقم میزنند.
درباره جایگاه اصفهان در شکلگیری و رشد این هنر توضیح دهید.
اصفهان بهعنوان یکی از مهمترین مراکز فلزکاری ایران، پیشینهای درخشان در هنر علامتسازی دارد. مهارت استادان قلمزن، آهنگر و طراح اصفهانی باعث شده است بسیاری از آثار شاخص و نفیس علامتسازی در این شهر ساخته شوند. به همین دلیل، اصفهان همواره بهعنوان یکی از قطبهای اصلی این هنر در کشور شناخته میشود.
در صد سال اخیر نیز میتوان گفت چند خانواده، هنر علامتسازی را بهطور جدی در اصفهان زنده نگه داشتهاند. در میان آنها، خانواده جوهریان و نوادگان این خاندان، جهانگیر آیتی، سرآمد هستند. آنان با نبوغ و خلاقیت خود، هنر علامتسازی اصفهان را به موزهها و مجموعههای شخصی بزرگ در سراسر جهان معرفی کردهاند. گفتنی است خانواده بهمن و آقای سعید صفاری نیز از چهرههای نامآور این هنر به شمار میروند.
آیا میشود در اصفهان مکتبی برای هنر علامتسازی در نظر گرفت؟
اگرچه اصطلاح «مکتب اصفهانی علامتسازی» بهصورت رسمی در ادبیات علمی تثبیت نشده است، زیرا در این هنر رویکردهای شخصی هنرمندان نقش پررنگتری دارد، میتوان از «ویژگیهای اصفهانی» سخن گفت؛ ویژگیهایی همچون تقارن دقیق، ظرافت قلمزنی، ترکیببندی متعادل، توجه به جزئیات و کیفیت بالای پرداخت فلز. بنابراین، به کار بردن تعابیری مانند «سنت اصفهانی» یا «شیوه اصفهانی» دقیقتر است.
این هنر در دوران معاصر با رشد همراه بوده یا با افول؟
در مجموع، هنر علامتسازی از نظر کمی با رشد همراه بوده است؛ اما از نظر کیفیت هنری، بر این عقیدهام که تولیدات امروز با چالش روبهرو هستند و ورود فناوریهای صنعتی، تا حدی جای مهارتهای سنتی را گرفته و به اصالت هنری آثار لطمه زده است. به بیان دیگر، امروز با رشد کمی این هنر، همزمان چالش حفظ کیفیت هنری و اصالت سنتی آن نیز وجود دارد.



