به گزارش اصفهان زیبا؛ در منابع آکادمیک هوشمصنوعی را طراحی، برنامهنویسی و ساخت سیستمها و زیر سیستمهایی تعریف میکنند که در نظر کاربران آنها، هوشمند به نظر آید.
این تصنعی نامیدن آن دلیلی بر این موضوع است که هنوز انسان قادر به خلق هوش واقعی یعنی موجودی که بتواند صاحب فکر و ایده باشد، نیست یا شاید هیچوقت نتواند چنین معجزهای را انجام دهد. اما یک سوال. چرا هوشمصنوعی را این قدر بزرگ کردهایم؟
پردازش و ذخیره دادهها
هوشمصنوعی به واقع صاحب فکر و ایده نیست اما نباید تصور کرد آثاری را که ایجاد میکند، منحصربهفرد هم نیست. بین منحصربهفرد بودن با صاحب اثر بودن تفاوت وجود دارد.
در اینجا هدف، بیان و شرح این وجه تمایز نیست. چیزی که تقریبا بیشتر کارشناسان بر سر آن توافق دارند، تمایز توان پردازش و میزان فضای ذخیره دادهها در مسئله هوشمصنوعی در تفاوت با انسان است.
دیگر تقریبا همه میدانند اگر فرد ماهری بتواند نقاشی را در یک نصف روز به اتمام برساند، این مسئله برای هوشمصنوعی با همان کیفیت (اگر بیشتر نباشد) تنها در یک یا دو دقیقه قابل انجام است (این یعنی همان مسئله توان پردازش بالا).
علاوه بر این ممکن است یک فرد ماهر در یک یا چند تکنیک نقاشی مهارت خوبی داشته باشد اما هوشمصنوعی همین حالا میتواند به سبکهای مختلف نقاشی (رئالیسم، امپرسیونیسم، اکسپرسیونیسم، کوبیسم، سوررئالیسم، انتزاعی، فوتورئالیسم، پاپ آرت، مدرنیسم و سبکهای جدید نقاشی و کاریکاتور) اثر تولید کند که نمونهای از فضای ذخیرهسازی دادهها به شمار میرود.
پیش از فراگیر شدن استفاده از هوشمصنوعی هیچ کس باور نمیکرد روزی بیاید که رایانه بتواند نقاشی کند، تصویر و فیلم بسازد، آهنگ و موسیقی خلق کند، کد بنویسد، مشاوره روانشناسی بدهد، برنامهریزی تحصیلی و شغلی کند و و و.
اما حالا به مدد آن تقریبا همه افراد میتوانند این امور را در مدت زمان کوتاهی با کیفیتهای عجیب و غریب انجام دهند.
این باعث شده تا نام هوشمصنوعی این روزها زیاد شنیده شود.
امروزه رقابتهای زیادی بین افراد در آموزش بکارگیری هوشمصنوعی در امور مختلف ایجاد شده است.
دانستن روش کار با یک یا دو هوشمصنوعی یا بیشتر حالا تبدیل به مزیتهای شغلی شده و افراد در یادگیری کار با این پدیده به یکدیگر فخر میفروشند!
ایراد استفاده از هوشمصنوعی کجاست؟
شاید این سوال عجیب به نظر آید که خب آیا ایرادی دارد افراد با هوشمصنوعی کار میکنند؟
قصد ندارم برای پاسخ به این سوال و بررسی جنبههای مختلف آن وارد مسائلی از جمله تنبل شدن و کرخت شدن افراد برای انجام کارها و امورشان یا از بین رفتن مشاغل در آینده شوم. این عنوانها را بگذاریم برای آینده.
اما فعلا باید به وجه دیگر هوشمصنوعی توجه ویژه داشت و آن حافظه هوشمصنوعی برای شناخت افراد در کار با آن است. خصوصا وقتی که پای کشورها و منافعشان به این مسئله باز شود.
از بزرگترینها در مقام تولیدکننده زنجیره فناوری هوشمصنوعی در جهان در حال حاضر میتوان به آمریکا اشاره کرد. این کشور با سرمایهگذاری در حوزههای مختلف مانند نرمافزار و سختافزار جایگاه ویژهای در این حوزه پیدا کرده است.
بعد از آن چین فاصله قابل توجهی با سایر کشورها دارد و این کشور در کنار آمریکا بخش عمده سرمایهگذاری جهانی در هوش مصنوعی را به خود اختصاص داده است.
پس از آنها، کشورهای اروپایی شامل انگلیس، فرانسه و آلمان و کشورهای دیگر مانند کانادا و ژاپن بوسیله حمایت از دانشبنیانها و در نهایت تعجب برخی کشورهای غرب آسیا مانند امارات و عربستان سعودی، با سرمایهگذاریهای گسترده در زیرساخت، پژوهش و جذب شرکتهای فناوری، قرار دارند که در حال تقویت جایگاه خود در فناوریهای هوشمصنوعی هستند.
حافظه هوشمصنوعی چیست؟
قطعا اگر با برخی از هوشمصنوعیهای جامع مانند ChatGPT کار کرده باشید، میدانید که امکانی در آنها به نام حافظه (Memory) وجود دارد .
حافظه به این هوشمصنوعیها امکان میدهد تا گفتوگوها را با شما شخصیسازی یا در اصطلاح Personalize کنند.
جالب است بدانید که شما میتوانید امکان حافظه را در هوشمصنوعی نامبرده در بالا خاموش کنید.
خودمانیتر آن که حافظه در هوشمصنوعی باعث میشود که آن هوشمصنوعی شما را بشناسد، از تواناییهایتان آگاه شود، سلایق شما را درک کند.
این اتفاق ناگهانی نیست. به مرور که با هوشمصنوعی گفتوگو میکنید یا از آن سوال میپرسید، درکی از شما برایش ایجاد میشود؛ بدون آن که متوجه شکلگیری این شناخت از خودتان شوید.
آیا این مسئله ایرادی دارد؟ هم بله هم خیر. بیایید کمی این مسئله را بیشتر بررسی کنیم. شرکتهای بزرگ فناوری مانند گوگل برای آن که در جهان دیجیتال شما را بشناسند، از شناسههایی مانند ایمیل و نام کاربری استفاده میکنند.
با استفاده از این شناسهها و دخالت دادن توانایی هوشمصنوعی، آنها میدانند شما کجا هستید، چه تواناییهایی را در چه سطوحی دارید، درک میکنند چه شغل یا مشاغلی دارید، احتمالا اعضای خانواده شما را بشناسند و و و.
این موضوع بسیار به گفتگوهای شما با هوشمصنوعی بستگی دارد.
آنها در راه شناخت شما از هیچ موضوعی نمیگذرند.
در یک تجربه شخصی استفاده از هوشمصنوعی ChatGPT وقتی تصویری از صفحه نمایش برایش ارسال کردم تا میزان پیشرفت در یک دوره آموزش کار با یک نرمافزار را بررسی کند، وقتی تمام ابعاد تصویر را بررسی کرد و تحلیلهای خودش را ارائه داد، در نهایت موضوعی کاملا غیر مرتبط با نحوه کار با نرمافزار تحت آموزش را که در تصویر ارسالی موجود بود، عنوان کرد.
جالب آن که بعد از عنوان کردن موضوع خودش اذعان کرد که آن مسئله نگرانکننده نبوده و در کار با نرمافزار تحت آموزش خللی وارد نمیکند.
به طور خاص هوشمصنوعی ChatGPT که یک هوشمصنوعی جامع است، در حال حاضر قریب به 1 میلیارد کاربر دارد. یعنی از هر هفت یا هشت نفر در جهان یک نفر با این هوشمصنوعی در حال کار است.
کافی است این افراد هر جا میروند اکانتهای خود را ارائه کنند. بلافاصله تواناییها، تخصصها، سلایق و گرایشهایشان مشخص خواهد شد. ارتباطاتشان کشف شده و مورد پیگیری قرار خواهد گرفت. اگر چه این میزان کاربر برای سازندگان این فناوریها آورده مالی بسیار خواهد داشت اما جنبههای پنهان کار با آنها نباید برای کاربرانشان فراموش شود.
برای حفاظت از خود چه کار باید کرد؟
شما به راحتی میتوانید از یک هوشمصنوعی برنامه کاری یا آموزشی بگیرید. کافی است یکبار امتحان کنید.
برای مثال برنامه یا نرمافزاری را که میخواهید یاد بگیرید، به هوشمصنوعی بگویید. هوشمصنوعی با توجه به هدف شما و کاربردی که میخواهید از آن نرمافزار داشته باشید و حتی تواناییهای فعلی شما، به شما برنامه میدهد.
با این برنامه کاری میدانید در چند روز میتوانید نرمافزار را با توجه به هدفی که دارید، آموزش ببینید. چه جنبههایی از نرمافزار تحت آموزش را کنار بگذارید؛ چون به کار هدف شما نمیآید. در چه روزهایی چه موضوعی را آموزش ببینید. همه اینها عالی است. اما توجه داشته باشید برای حفاظت از خودتان بهتر است چند نکته را رعایت کنید.
اول این که برای ورود به اکانتهای خود به هیچ عنوان از شناسههای یکسان و همیشگی خود استفاده نکنید. برای مثال ایمیل جداگانهای ایجاد کرده و برای ورود به هوشمصنوعیهای مختلف از ایمیل همیشگی خود استفاده نکنید.
دوم آن که اگر هوشمصنوعی که در حال استفاده از آن هستید، امکان خاموش کردن حافظه را در اختیار شما قرار داده بود، این کار را انجام دهید تا فرآیند
شناخته شدن شما توسط آن هوشمصنوعی تکمیل نشود.
سوم آن که در هنگام ارسال تصویر یا متن برای هوشمصنوعی، به محتوایی که در حال ارسال برای هوشمصنوعی هستید، دقت کنید. مطلب اضافه برای آنها ارسال نکنید.
سخن آخر
اگر عنوان جاسوس دیجیتال را برای هوشمصنوعی انتخاب کنیم، شاید فعلا زیادهروی باشد. اما با توجه به مسائل امروز جهان زیاد هم دور از ذهن نیست اگر روزی پیدا شود که کشورهای صاحب این فناوریها از دادههای عظیمی که شرکتهای تولیدکننده هوشهایمصنوعی از کاربرانشان در حال جمعآوری هستند، سوءاستفاده کنند.
به یاد داشته باشید هرگاه با هوشمصنوعی گفتوگویی را شروع میکنید، او در حال شناخت شما است. از تواناییها و سلایق شما آگاه خواهد شد (که به خودی خود بد نیست).صاحبان این اطلاعات میتوانند این دادهها را با هر هدفی در اختیار شخص سومی قرار دهند. تنها باید مراقب این موضوع باشید که از هویت خود در فضای مجازی حفاظت کنید.



