اگرچه نشانه‌هایی از حرکت تهران و واشنگتن به‌سوی توافق دیده می‌شود، منطقه همچنان در وضعیت شکننده‌ای قرار دارد

اختلاف‌ها و رقابت ها جنگ را ادامه‌دار می‌کند

در حالیکه منطقه غرب آسیا در یکی از حساس‌ترین مقاطع امنیتی خود قرار دارد و طی روزهای اخیر با حملات عربستان به اهدافی در عراق و سپس تشدید درگیری‌ها با یمن، دامنه تنش از خلیج فارس به دریای سرخ کشانده شد، بار‌دیگر نگرانی‌ها درباره فراگیر شدن جنگ در منطقه، این پرسش را مطرح کرد که آیا در آستانه ورود به یک جنگ گسترده قرار داریم؟

تاریخ انتشار: ۱۱:۵۴ - دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
اختلاف‌ها و رقابت ها جنگ را ادامه‌دار می‌کند

به گزارش اصفهان زیبا؛ در حالیکه منطقه غرب آسیا در یکی از حساس‌ترین مقاطع امنیتی خود قرار دارد و طی روزهای اخیر با حملات عربستان به اهدافی در عراق و سپس تشدید درگیری‌ها با یمن، دامنه تنش از خلیج فارس به دریای سرخ کشانده شد، بار‌دیگر نگرانی‌ها درباره فراگیر شدن جنگ در منطقه، این پرسش را مطرح کرد که آیا در آستانه ورود به یک جنگ گسترده قرار داریم یا تحولات اخیر صرفا بخشی از فشارهای میدانی برای تقویت موقعیت ایران و آمریکا در میز مذاکره است؟ آنطور که با اظهارات اخیر دونالد ترامپ درتعویق حمله جدید علیه ایران برای فراهم شدن فرصت مذاکرات، گزارش‌ها حاکی از ادامه رایزنی‌ها بین تهران و واشنگتن و حرکت به سمت یک توافق سیاسی است.

با این حال و به اعتقاد کارشناسان اما استمرار و تکرار تحرکات نظامی، تبادل پیام‌های تهدیدآمیز و گسترش دامنه درگیری‌ها نشان می‌دهد که معادلات منطقه همچنان بر لبه بحران حرکت می‌کند و در چنین شرایطی، هرگونه خطای محاسباتی و خارج از کنترل می‌تواند بحران را از سطح تقابل‌های محدود به رویارویی گسترده میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای سوق دهد.

طی ماه‌های گذشته نیز بارها نسبت به خطر سرایت جنگ و درگیر شدن بازیگران بیشتر در منطقه هشدار داده شده بود؛ هشداری که اکنون با تحولات میدانی اخیر، بیش از گذشته مورد توجه محافل سیاسی و امنیتی قرار گرفته است.

واشنگتن در جست‌وجوی خروج آبرومندانه از بحران است

جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل خاورمیانه، درباره تحولات اخیر منطقه و شکل‌گیری ائتلاف نظامی جدید علیه ایران و محور مقاومت، معتقد است هدف اصلی آمریکا از طراحی آرایش جدید امنیتی در منطقه، خروج آبرومندانه از بحرانی است که به اعتبار و حیثیت نظامی واشنگتن آسیب جدی وارد کرده است.

این سفیر سابق ایران در لیبی با بیان اینکه آمریکا طی سال‌های گذشته همواره تلاش کرده از ورود مستقیم به جنگ‌های منطقه‌ای پرهیز کند، عنوان کرد: راهبرد واشنگتن بر این مبنا استوار بوده که بار اصلی درگیری‌ها را متحدان منطقه‌ای بر دوش بکشند و آمریکا نقش پشتیبان را ایفا کند. به همین دلیل نیز طی دهه‌های گذشته پایگاه‌های نظامی متعددی در منطقه ایجاد شد تا ظرفیت نظامی کشورهای هم‌پیمان تقویت شود و آنها در راستای اهداف آمریکا عمل کنند. اما به اعتقاد من، اشتباه راهبردی آمریکا زمانی رخ داد که خود به صورت مستقیم وارد میدان درگیری شد؛ اقدامی که هم در داخل آمریکا و هم در سطح بین‌المللی، هزینه‌های سیاسی و نظامی سنگینی برای این کشور به همراه داشت.

قنادباشی ادامه داد: از دیگر اهداف آمریکا این است که وابستگی امنیتی کشورهای منطقه به واشنگتن حفظ شود؛ به گونه‌ای که این کشورها همچنان خریدار تسلیحات آمریکایی باشند، به حضور مستشاران نظامی آمریکا نیاز داشته باشند و ادامه فعالیت پایگاه‌های نظامی ایالات متحده را برای امنیت خود ضروری بدانند. در‌واقع آمریکا تلاش می‌کند پیوند امنیتی خود با متحدان منطقه‌ای تضعیف نشود.

این تحلیلگر مسائل غرب آسیا با اشاره به بحث تشکیل ائتلاف نظامی به رهبری عربستان نیز گفت: تجربه نشان می‌دهد ریاض سابقه موفقی در ائتلاف‌سازی ندارد. ائتلافی که حدود یک دهه پیش برای جنگ یمن تشکیل شد، خیلی زود با اختلافات داخلی مواجه شد و عملاً از هم پاشید. پس از آن نیز عربستان بارها از تشکیل ائتلاف‌های چند ده کشوری علیه ایران یا محور مقاومت سخن گفت، اما هیچ‌یک از این ائتلاف‌ها از مرحله اعلام سیاسی فراتر نرفت.

او افزود: در دوره نخست ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ نیز در نشست ریاض، از تشکیل ائتلافی متشکل از ده‌ها کشور علیه ایران، حزب‌الله، حماس و داعش سخن گفته شد، اما آن طرح نیز هرگز عملیاتی نشد. علت اصلی این ناکامی، اختلافات عمیق میان کشورهای عربی و رویکرد سلطه‌جویانه عربستان در تعامل با همسایگان است؛ به‌گونه‌ای که به جای همگرایی، واگرایی در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس افزایش یافته است.

قنادباشی با اشاره به طرح‌هایی مانند «ناتوی عربی» نیز عنوان کرد: آمریکا سال‌هاست به دنبال ایجاد یک ساختار امنیتی مشترک در منطقه است، اما موانع متعددی بر سر راه آن وجود دارد.

اختلافات سیاسی میان کشورهای عربی، نبود اعتماد متقابل و همچنین مخالفت افکار عمومی در کشورهای اسلامی، از جمله این موانع است. به عنوان نمونه، افکار عمومی در پاکستان تمایل چندانی به مشارکت در جنگی که در راستای منافع آمریکا باشد، ندارد و همین موضوع درباره برخی دیگر از کشورهای منطقه نیز صادق است.

او همچنین همکاری احتمالی کشورهای عربی با اسرائیل را یکی دیگر از چالش‌های تشکیل چنین ائتلافی دانست و گفت: پس از جنگ غزه، هرگونه همکاری نظامی با آمریکا که به نوعی همسویی با اسرائیل تلقی شود، هزینه سیاسی و اجتماعی بالایی برای دولت‌های عربی خواهد داشت. ارتش‌های این کشورها نیز نمی‌توانند نسبت به واکنش افکار عمومی بی‌تفاوت باشند و دولت‌ها نگران تبعات داخلی چنین همکاری‌هایی هستند.

این کارشناس مسائل غرب آسیا افزود: آمریکا امیدوار است با کاهش حضور مستقیم خود در منطقه، خلأ امنیتی ایجادشده از طریق یک ائتلاف منطقه‌ای جبران شود، اما تحقق چنین هدفی آسان نیست. بخشی از نیروها و تجهیزات آمریکایی از منطقه خارج شده‌اند و واشنگتن تلاش می‌کند بدون حضور مستقیم، همچنان مدیریت معادلات امنیتی را در اختیار داشته باشد.

قنادباشی در ادامه به تجربه جنگ یمن نیز پرداخت و گفت: طی سال‌های گذشته آمریکا، انگلیس و برخی کشورهای غربی در حمایت از عملیات نظامی علیه یمن مشارکت داشتند، اما این اقدامات نتوانست به اهداف مورد نظر آنها منجر شود. این تجربه نشان داد که برتری تسلیحاتی، لزوماً به معنای پیروزی در میدان نیست.

احتمال گسترش جنگ در منطقه چقدر است؟

سفیر سابق ایران در لیبی درباره احتمال گسترش جنگ در منطقه نیز عنوان کرد: حتی اگر میان ایران و آمریکا توافقی حاصل شود، به معنای پایان همه تنش‌های منطقه‌ای نخواهد بود، زیرا اختلافات و رقابت‌های منطقه‌ای همچنان پابرجاست. با این حال، تبدیل این تنش‌ها به یک جنگ فراگیر مستلزم شکل‌گیری یک ائتلاف واقعی، هماهنگی عملیاتی، آموزش مشترک نیروها و ایجاد ساختار فرماندهی واحد است؛ موضوعی که در شرایط فعلی نشانه‌ای از تحقق آن دیده نمی‌شود.

به گفته این کارشناس مسائل منطقه، عربستان حتی در جنگ هشت‌ساله یمن هم نتوانست به اهداف خود دست یابد و اکنون نیز برای تشکیل یک ائتلاف گسترده، ناگزیر به اتکا بر ارتش‌هایی مانند پاکستان و مصر است. با این حال نه شرایط داخلی این کشورها و نه افکار عمومی آنها، اجازه مشارکت در جنگی جدید به سود آمریکا را نمی‌دهد. قنادباشی در پایان تأکید کرد: آنچه امروز درباره تشکیل یک ائتلاف منطقه‌ای نظامی گسترده در بستر تقابل ایران و آمریکا مطرح می‌شود، بیش از آنکه یک طرح عملیاتی باشد، یک پروژه سیاسی و تبلیغاتی است و در شرایط فعلی، تحقق چنین هدفی بسیار دور از ذهن به نظر می‌رسد.