به گزارش اصفهان زیبا؛ عصر چهارشنبه، چهارم شهریور، مهدی جمالینژاد در میانه یک روز کاری فشرده و در اتاقی از عمارت تاریخی رکیبخانه؛ مکانی که پس از تخریب بخشی از ساختمان اصلی استانداری در جریان جنگ اخیر، میزبان عالیترین سطح تصمیمگیری استان شده است.
خسته و باانگیزه روبهرویمان نشست تا با هم از اصفهان بگوییم. این گفتوگو در روزهایی انجام شد که زندهرود پس از دو دهه، سهماه مداوم در بستر شهر جاری بود. صریح و بیتعارف، صحبتها را آغاز کردیم. قصد کلیگویی نداشتیم و برای ورود به لایههای عمیق بحرانهای استان، نیازمند واکاوی ریشهای بودیم. درست در روزهایی که شمارش معکوس برای بستهشدن دوباره زایندهرود آغاز شده بود، نخستین و حیاتیترین پرسش را از شاهرگ حیاتی اصفهان آغاز کردیم.
جناب استاندار آب زایندهرود پس از دو دهه بحران، در ماههای اخیر بهمدت سه ماهِ مداوم جریان داشت و متأسفانه در ۱۵ شهریور این جریان قطع خواهد شد. آیا باز هم شاهد بازگشت به همان چرخه فرسایشی بازگشاییهای مقطعی و سپس خشکی رودخانه خواهیم بود، یا اینکه استانداری برای مدیریت زایندهرود، برنامه مشخص و چندسالهای در دستور کار دارد که بتواند مدیریت زمان و میزان جریان آب را از حالت تصمیمهای مقطعی و اضطراری خارج کند؟ پرسش اصلی و دغدغه همیشگی مردم این است که در نهایت قرار است چه اتفاقی برای زایندهرود بیفتد؟
من معتقدم که همه ما نگران وضعیت آب هستیم؛ اما واقعیت این است که هنوز همه ما سهم خودمان را در احیای زایندهرود ایفا نمیکنیم. باید این نکته را بهوضوح بیان کنم که احیای زایندهرود، تنها درگرو مدیریت منابع آبی نیست؛ بلکه مدیریت مصارف نیز به همان اندازه حیاتی است. وقتی میبینیم که در حوزه مصرف شخصی، از استحمام گرفته تا مصرف آب در بخش کشاورزی و صنعتی یا حتی در استفاده از آبهای خاکستری و پسابها، دقت و مسئولیتپذیری لازم را بهکار نمیگیریم، درواقع در فرایند احیا، بازنده هستیم. من بهعنوان یک شهروند، اگر در مصرف آب دقت نکنم، ادعای مشارکت در احیا را ندارم. احیای زایندهرود نیازمند عزمی جدی بوده و این اراده، مستلزم حضور همهجانبه تمام ذینفعان است. من بهعنوان یک شهروند، قرار نیست ساعتها در حال استحمام باشم. باید بدانیم که هر قطره از آب تصفیهشده، با خون دل بهدست آمده است. از سوی دیگر، بخش صنعت باید در استفاده از آب، هوشمندانه عمل کند و بخش فضای سبز نیز نباید از این قاعده مستثنا باشد؛ همچنین در بخش کشاورزی، دیگر زمان آن رسیده است که با روشهای سنتی و غرقابی آبیاری نکنیم؛ ما باید بهسمت روشهای نوین حرکت کنیم.
مهمترین نکته اینجاست که همه میتوانیم در این مسیر سهیم باشیم. استانداری به تنهایی نمیتواند معجزه کند. نباید تصور کنید که استاندار با عصای موسی به زمین میزند و ناگهان آب فوران میکند! پروژههای آب و مدیریت منابع، تنها یک سوی ماجراست. در سوی دیگر، ما باید با یقین و همت جمعی حرکت کنیم. من در اینجا هم بهعنوان مسئول و هم بهعنوان یک شهروند، تأکید میکنم که همه باید وظیفه خود را در این مسیر انجام دهند. درباره بحث انتقال آب نیز، مدام در حال تلاش برای رقمزدن اتفاقهای جدید و ایجاد زیرساختهای لازم هستم؛ اما باید همزمان با مدیریت انتقال آب، بارگذاریهای جدید را نیز مدیریت کنیم؛ یعنی باید توسعه صنعت را داشته باشیم و همزمان توسعه کشاورزی را نیز بدون استفاده از روشهای نوین، ممکن ندانیم. اگر بخواهیم فقط به توسعه سنتی و مصرف بیرویه تکیه کنیم، آیا رودخانه احیا خواهد شد؟ خیر.
احیاشدن رودخانه، کاری ترکیبی و همهجانبه است. همه ما باید با هم همقدم شویم؛ همگی باهم وارد میدان شویم و هرکدام سهم و وظیفه خود را به دقت انجام دهیم. ما باید با یقین حرکت کنیم تا آنچه امروز شاهدش هستیم، یعنی این میزان از بازگشایی که پس از دو سه دهه برای اولینبار تجربه کردیم، صرفا یک اتفاق گذرا نباشد؛ بلکه با تکیه بر مدیریت هوشمندانه و مشارکت همگانی، دوباره و بهصورت پایدار تکرار شود.
از روند پیشرفت پروژههای مهم تأمین آب اصفهان که بخش مهمی از برنامه حل بحران آبی استان را تشکیل میدهند، بگویید. وضعیت این مجموعه پروژهها برای مردم روشن نیست و افکار عمومی توضیح میخواهد. چه زمانی باید منتظر اثرگذاری واقعی این پروژهها در حل بحران آبی اصفهان باشیم؟
سعی ما بر این است که تمام پروژههای آب را در سریعترین زمان ممکن تکمیل کنیم. آنطور که پروژه انتقال آب دریا خوشبختانه با سرعت انجام شد و سال گذشته آب آن در اختیار صنایع قرار گرفت و کار بزرگی بود، امسال نیز انشاءالله بتوانیم دیگرپروژهها را پیش ببریم. اما این نکته را مدنظر قرار دهیم که تکمیل پروژهها، تنها ۵۰درصد رفع مشکل است؛ ۵۰درصد دیگرش به همه عزیزان و خانوادههای خودمان بازمیگردد؛ از فرزند خود من گرفته تا کودکان این مرزوبوم و حتی سالمندان. اگر هرکسی وظیفه خودش را در مصرف آب انجام دهد و در مقابل صنایع، کشاورزی، فضای سبز، شهرداری و دستگاه اجرایی نیز در این مسیر عملکرد درستی داشته باشند، قطعا این اتفاق خواهد افتاد.
جناب استاندار بحران آب اصفهان بهطور مستقیم صنعت ما را هم تحتتأثیر قرار داده و ازطرفی کشورتنش ناشی از جنگ را هم پشت سر گذاشته است؛ فضایی که با وجود آسیبهای جدی واردشده به اقتصاد و صنعت استان، درعینحال با شاخصهای مثبت توسعهای نظیر رشد اعتبار پروژههای کلنگزنی، رتبههای برتر در صدور پروانه صنعتی و افزایش ۳۲هزارهکتاری اراضی صنعتی روبهروست و از سوی دیگر اما با چالش عدم تعادل میان تأمین منابع و مدیریت مصارف (بهویژه در تقابل با سهم خانوارها) هم مواجه است. حال با درنظرگرفتن این تضادها، دورنمای توسعه صنعتی اصفهان در سالهای آتی را چگونه ترسیم میکنید و چه رویکردی برای مدیریت همزمان توسعه تولید و کنترل مصرف در پیش خواهید داشت؟
در سند آمایش سرزمین، تکلیف صنایع استان بهطور کامل و دقیق روشن شده است. استراتژی ما دیگر مبتنی بر حمایت از صنایع آلاینده و آببر گذشته نیست. بهتازگی در دیدار با وزیر محترم، عملیات اجرایی مجموعهای بزرگ را با وسعتی بالغ بر ۳۰۰ تا ۴۰۰ هکتار آغاز کردیم. نکته کلیدی اینجاست که در این مجموعه، قرار نیست از صنایع آببر استفاده شود؛ بلکه تمرکز اصلی بر استقرار صنایع هایتک است، تا با خلق برندهای جدید و نوآورانه در اصفهان، جایگاه استان را در حوزه صنعت، بهویژه در بخش دانشبنیان، به سطحی بالاتر از وضعیت فعلی ارتقا دهیم. معاونت اقتصادی استانداری نیز دقیقابا همین رویکرد «اقتصاد دانشبنیان» در حال فعالیت است تا از اتکای صرف به صنایع مادر فاصله بگیریم. ازطرفی، استان اصفهان قطب بلامنازع صنعت کشور است و بیش از ۱۲درصد صنایع ایران در این استان مستقر هستند. صنعتگران اصفهانی نیز در حوزههای تخصصی از قالبسازی و تراشکاری گرفته تا ریختهگری و جوشکاری، در تراز جهانی حرف اول را میزنند. آنطورکه وزیر محترم صمت نیز بهتازگی اذعان داشتند، نقشآفرینی صنایع اصفهان در پروژههای استراتژیک، ازجمله مجموعههای موشکی، گویای ظرفیت بینظیر نیروی انسانی متخصص در این خطه است.
در خصوص صنایع آلاینده و آببر هم سیاست ما «انجماد توسعه» است؛ بهعنوانمثال، درباره مجموعهای مانند «ذوبآهن»، توسعه ظرفیتهای آلاینده منطقی نیست و به نفع هیچکس نخواهد بود؛ اما با توجه به اینکه ظرفیتهای تولیدی موجود و نیروهای شاغل در آن، سرمایههای انسانی ارزشمند استان محسوب میشوند که نمیتوان از آنها چشمپوشی کرد، حفظ وضع موجود در دستورکار قرار دارد. ما با متخصصان و صاحبنظران بسیاری دهها جلسه برگزار کردهایم تا به الگویی دست یابیم که در کنار حفظ این سرمایهها، کمترین آلودگی و بیشترین میزان خلق ثروت و صادرات را بههمراه داشته باشد. درنهایت، تمام توان استان در راستای حمایت، پشتیبانی و اعطای تسهیلات بر صنایع «آبصفر»، «کربنصفر» و مجموعههای دانشبنیان متمرکز است؛ برای نمونه، در شهرستان نائین، مجموعهای دانشبنیان روی فناوریهای پیشرفته همچون صنایع بادی فعالیت میکند که ما تمامقد از آن پشتیبانی میکنیم. رویکرد کلی ما این است که صنایع آلاینده و آببر را مدیریت و منجمد کنیم و در مقابل، زیرساختها را برای صنایع نوین و دانشبنیان که آینده صنعتی اصفهان را میسازند فراهم آوریم.
در کنار برنامههای توسعه صنعتی و دانشبنیان، یکی از انتقادهای جدی فعالان اقتصادی، فشار سنگین مالیاتی بر اصفهان است. با توجه به رتبه دوم استان در پرداخت مالیات پس از تهران، تحلیل شما از این «موضوع» چیست و برای اصلاح این رویه و همصدایی در سطح کلان چه برنامهای دارید؟
موضوع مالیات در اصفهان یکی از چالشهای جدی بهشمار میرود و بهنوعی به یک ساختار آسیبرسان و ظالمانه تبدیل شده است که از گذشتههای دور، بار اصلی تأمین درآمد کشور را به دوش اصفهان گذاشته است. ما در حال حاضر رتبه دوم پرداخت مالیات را پس از تهران داریم و اگر جمعیت تهران را با اصفهان مقایسه کنید، متوجه فشار نامتناسب بر استان خواهید شد. بیشترین جهش در میزان اخذ مالیات را از ۱۴۰۲ به ۱۴۰۳ تجربه کردیم. اگرچه تلاش من این است که این میزان را تعدیل کنیم و در مواردی حتی از وصول آن صرفنظر شود، واقعیت این است که دستورالعملهای مالیاتی توسط سازمان برنامه و بودجه کشور و وزارت اقتصاد تنظیم میشود و مجلس نیز در تصویب آنها نقش کلیدی دارد. فریاد من هم در لایههای مختلف مدیریتی کشور، از مجلس گرفته تا نهادهای اقتصادی، بلند شده است؛ اما باید بگویم «یک دست صدا ندارد». در این مسیر، نیازمند پشتیبانی جدی نمایندگان محترم مجلس هستیم تا برای سال آینده از همین حالا وارد عمل شوند و جلوی این افزایشهای بیرویه را بگیرند یا آن را متوقف کنند. در پاسخ به این نکته که آیا ناهماهنگی در سطح مدیریتی استان برای پیگیری این مطالبهها وجود دارد یا خیر، باید بگویم که شاید واژه «ناهماهنگی» دقیق نباشد. بهتر است بگوییم فرایندها باید همراستا شوند. اگر بتوانیم همه با هم، یکصدا و متحد، این مطالبه را بهطور جدی در سازمان برنامه و وزارت اقتصاد پیگیری کنیم، این موضوع به سرانجام خواهد رسید. این باید مطالبه همه ما، مردم، اصناف و فعالان اقتصادی باشد تا با همصدایی، این روند را متوقف کنیم و اجازه دهیم ظرفیتهای واقعی اصفهان شکوفا باقی بماند.
در ادامه مباحث مربوط به توسعه صنعتی و دانشبنیان، یکی از مأموریتهای ویژهای که وزیر محترم صمت در سفر اخیر خود به اصفهان بر آن تأکید داشتند، ارتقای سطح ارتباطات اقتصادی با کشورهایی چون چین و روسیه بود. با توجه به سابقه دیرینه روابط اصفهان با شهرهایی از چین در قالب تعاملهای اقتصادی یا همان روابط خواهرخواندگی که از سال های گذشته وجود داشته، برای تبدیل این ظرفیتهای دیپلماتیک به نتایج ملموس اقتصادی و صنعتی، چه برنامهریزیهای عملیاتی صورت گرفته است؟ همچنین با توجه به چالشهای موجود چگونه میتوان فضای روانی ایجاد شده علیه کشور را مدیریت کرد تا از این فرصت تعامل با قدرتهای اقتصادی جهان بهدرستی بهرهمند شد؟
برنامه و پیشینه ارتباطات اصفهان با چین و روسیه از گذشتههای دور، بسیار خوب و ریشهدار بوده است؛ نفس پیوند خواهرخواندگی با شهرهایی از این دو کشور هم دقیقا برای ایجاد همین بسترهای تعاملی بوده و هست؛ اما باید این روابط را بیش از گذشته توسعه دهیم. من بارها به دوستانی که از کاهش گردشگر یا مسائل مرتبط با هتلها گلهمندند و مدام نگران تأثیرات فضای رسانهای پس از درگیریهای نظامی هستند، تأکید کردهام که نباید نگاه ما صرفا معطوف به کشورهای اروپایی باشد. ما میتوانیم با تمرکز بر بازارهای اطراف، یعنی روسیه، چین و هندوستان، سهچهارم جمعیت جهان را بهسمت ایران و اصفهان جذب کنیم؛ اما برای این کار باید واقعبین باشیم. ما در این مسیر نقیصههای زیرساختی داریم. باید از خود بپرسیم که چقدر به زبان چینی یا روسی تسلط داریم؟ چند رستوران با استانداردهای پذیرایی از گردشگران چینی یا روس در اصفهان داریم؟ چه تعداد نیروی متخصص برای برقراری ارتباطات دقیق با این کشورها پرورش دادهایم؟ این ظرفیتها باید جدیتر پیگیری شوند. اصفهان در عرصه دیپلماسی دوجانبه و چندجانبه، از تفاهمنامهها گرفته تا عضویت در پیمانها، حرفهای بسیاری برای گفتن دارد و زیستبوم آن، ذاتا بینالمللی است.
درباره بحث ایرانهراسی نیز باید بگویم، اتفاقا برخلاف تصور برخی که فکر میکنند فضای پس از درگیریها گردشگری را متوقف کرده است، روایتهای متفاوتی وجود دارد؛ بهعنوانمثال، اخیرا در دیداری مجازی با آقای رحمانیفضلی، سفیر محترم ایران در چین، ایشان تأکید کردند که نگاه چینیها و روسها پس از وقایع اخیر(جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان)، نهتنها منفی نشده، بلکه بسیار مثبت و کنجکاوانه شده است. آنها با دیدن تابآوری مردم ایران، بهشدت کنجکاو شدهاند که بدانند ما چه مردمی هستیم و عطش آنها برای دیدن اصفهان بهمراتب از قبل بیشتر شده است؛ بنابراین، این فرصتی طلایی و کمنظیر است که شاید دیگر تکرار نشود. ما باید بلد باشیم چگونه این ظرفیتها را جذب کنیم. اصفهان به لحاظ تاریخی و تمدنی بسیار غنی است و با اصلاح زیرساختهای خدماتی و زبانی، میتواند این فرصتها را به دستاوردهای پایدار اقتصادی تبدیل کند.
البته ما با دسترسی به آبهای شمال و جنوب و همسایگی با کشورهایی نظیر عراق و پاکستان در موقعیت ممتازی هستیم؛ جنابعالی ظرفیتهای عملیاتی این موقعیت جغرافیایی را برای توسعه تجارت و صنعت استان چگونه ارزیابی میکنید؟
احساس قلبی من این است که ظرفیتهای ما بسیار وسیعتر از آن چیزی است که تا به امروز از آن نتیجه و محصول گرفتهایم؛ ما هنوز تا بهرهبرداری کامل از این توانمندیها فاصله داریم. نگاه کنید به پیرامون کشور؛ پاکستان در یکسو و عراق در سوی دیگر. اخیرا نیز میزبان هیئتی از بندر بصره از عراق بودیم که ظرفیتهای تعاملی بسیار خوبی با ما دارند. خوشبختانه جغرافیای ایران از شمال به دریا و از جنوب به آبهای آزاد متصل است و این دسترسیها، ما را به کانون ارتباطی با دهها کشور تبدیل کرده است. این مزیت سرزمینی، همان نقطه استراتژیکی است که در طول هزاران سال همواره موردتوجه و حساسیت قدرتهای جهانی بوده است. اعتقاد راسخ من این است که باید با هوشمندی از این موقعیت ممتاز جغرافیایی برای شکوفایی اقتصاد استان و کشور استفاده کرده و بیشازپیش بر این دسترسیهای مناسب تکیه کنیم.
جناب استاندار، به یکی از مسائل اصلی و حیاتی استان برگردیم. شما با توجه به جایگاه منحصربهفرد اصفهان، در صحبت های خود از این استان بهعنوان «پدر صنعت ایران» یاد کردید؛ بااینحال قبول دارید که حفظ این جایگاه و تقویت نقش اصفهان در اقتصاد کشور، فقط به ظرفیتهای صنعتی استان وابسته نیست؛ بلکه نیازمند زیرساختهایی است که بتواند این ظرفیت را به بازارهای داخلی و جهانی متصل کند؟ بهویژه اینکه در بخش پیشین گفتوگو بر توسعه بازارهای جهانی و دیپلماسی اقتصادی نیز تأکید داشتید و طبیعتا بدون یک شبکه حملونقل کارآمد، امکان استفاده از این توانمندیها و تقویت ارتباط اقتصادی اصفهان با جهان دشوار خواهد بود؛ بااینحال، امروز بخشی از زیرساختهای حملونقل استان همچنان با پروژههای نیمهتمام و بلاتکلیف مواجه است؛ از پروژههای جادهای گرفته تا طرحهای ریلی که سالهاست در انتظار تعیینتکلیف هستند. یکی از مهمترین آنها، پروژه قطار سریعالسیر است که با وجود گذشت حدود دو دهه، هنوز به سرانجام نرسیده و همچنان یکی از مطالبههای مردم اصفهان است. حال با توجه به محدودیت منابع و تعدد پروژههای نیمهتمام، اولویت استانداری برای تعیینتکلیف این پروژهها چیست و آنها را بر اساس چه شاخصهایی اولویتبندی میکند و اینکه اگر بخواهیم واقعبینانه صحبت کنیم، آیا میتوان انتظار داشت پروژههای استراتژیکی مانند قطار سریعالسیر تا پایان دوره مدیریت شما به سرانجامی مشخص برسند؟
نباید از این واقعیت چشمپوشی کرد که در شرایط خاص اقتصادی فعلی، مدیریت پروژهها با محدودیتهای شدیدی روبهروست؛ بهگونهای که انجام برخی پروژهها امکانپذیر است و برخی دیگر بهدلیل ماهیت هزینهای بسیار بالا، با دشواریهای جدی مواجه میشوند. برای درک بهتر، اگر از متخصصان قطارشهری بپرسید، خواهند گفت که هزینه هر کیلومتر ساخت قطارشهری یا قطار سریعالسیر، بسیار سنگین است. نمونه بارز آن، پروژه جاده اصفهانتهران بوده که سالهاست درگیر آن هستیم و اکنون باید به صورت قطعهقطعه و با مدیریت هزینهها، فرایند روسازی و تکمیل آن را پیش ببریم.
در خصوص پروژه قطار سریعالسیر نیز، باید بگویم که ما با جنبههای متعدد و متفاوت این موضوع روبهرو هستیم. ما در این مسیر تنها نبودهایم؛ نمایندگان مجلس، مدیران مربوط و تمامی ذینفعان با تمام توان پای کار هستند. واقعیت این است که در کل کشور، هیچ پروژه دیگری را نمیبینید که برای تکمیل آن، با تمامی سطوح مدیریتی ازجمله رئیسجمهور، معاون اول، وزیر صمت، وزیر راه و رئیس بانک مرکزی طی بیش از یک سال جلسههای متعدد و مستمری برگزار شده باشد. آنچه امروز در این پروژه شاهد هستیم، نوعی عزم جدی است؛ عزمی که باید درسطح کلان کشور نیز نهادینه شود. ازطرفی، اهمیتدادن به یک پروژه و پیگیری مستمر آن، چیزی است که در بسیاری از دولتمردان دیده نشده، اما اینجا بر این موضوع تأکید ویژهای داریم. درنهایت، برای عبور از این مرحله، حل چالشهای مربوط به LC یک ضرورت است. ما در این زمینه با سرمایهگذاران وارد گفتوگو شدهایم و حتی طرحهایی را در دستورکار داریم که در آن، صنایع بزرگ استان را برای تأمین مالی این پروژهها پای کار بیاوریم؛ مشابه همان رویکردی که در پروژههای حوزه آب پیش گرفتهایم. اگر حداقل تعهدات گذشته و مشکلات مربوط به LC حل شود، ما با قدرت و توانایی کافی میتوانیم این پروژه را تا پایان دوره دولت به سرانجام برسانیم.
در کنار این چالشهای زیرساختی و توسعهای، یکی از حوزههایی که در ماههای اخیر، اصفهان در آن بسیار خبرساز و رسانهای شد، بحث توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر است. درشرایطی که قطعیهای مکرر برق مستقیما تولید صنایع و زندگی روزمره مردم را با اختلال مواجه کرده، هدفگذاری کلان تولید ۵۷۰۰ مگاوات انرژی خورشیدی را برای استان مطرح کردهاید؛ پروژهای که گفته میشود تنها بخش خصوصی باید حدود ۲,۸ میلیارد دلار در آن سرمایهگذاری کند. دراینجا دو ابهام و چالش جدی مطرح است: نخست اینکه، آیا بخش خصوصی ما واقعا توان و ظرفیت آوردن چنین سرمایه سنگینی را دارد و سهم بخش دولتی در این نقشه راه کجاست؟ و دوم، از نگاه برخی کارشناسان این پرسش مطرح است که اگر دغدغه اصلی رفع ناترازی و کاهش آلودگی است، چرا به جای این حجم عظیم از سرمایهگذاری برای انرژی خورشیدی، به سراغ سیکل ترکیبیکردن نیروگاههای موجود مانند نیروگاه شهید منتظری که در زمستان مازوتسوزی آن حاشیهساز میشود، نمیرویم که هم برق ارزانتری میدهد و هم سرمایهگذاری به مراتب کمتری نیاز دارد؟ موضوع این است که با وجود چنین گزینههای جایگزینی، چرا نیروگاه خورشیدی به اولویت نخست استان تبدیل شده است؟
توجه کنید که موضوع انرژی خورشیدی اکنون دیگر تنها اولویت شخص من نیست؛ بلکه از همان روزهای نخست مدیریت، آن را بههمراه دیگر اولویتها بهعنوان یک ضرورت قطعی برای استان تعیین کردیم و خوشبختانه امروز این نگاه در سطح ملی نیز پذیرفته شده است. اول اینکه، انرژی خورشیدی در این شرایط ناترازی بسیار به حل مشکلات ما کمک خواهد کرد. ازطرفی، استان اصفهان در حوزه انرژی خورشیدی با فاصلهای چشمگیر از سایر استانها پیشتاز است و این ظرفیت، در شرایط حاد ناترازی فعلی، نقشی حیاتی و تعیینکننده ایفا میکند. ازسوی دیگر و در پاسخ به پرسش شما باید بگویم ما هر دو مسیر را همزمان پیگیری میکنیم؛ یعنی هم سیکل ترکیبی برای نیروگاهی مانند شهید منتظری را در دستورکار داریم و هم توسعه خورشیدی را. اما واقعیت این است که بخش خصوصی را نمیتوان با اجبار وارد یک پروژه کرد؛ آنها باید خودشان انگیزه و تمایل اقتصادی داشته باشند.
در خصوص هدفگذاری ۵۷۰۰ مگاوات، برنامه ما برمبنای ترکیبی از بخش خصوصی، نهادهای عمومی و دولتی است و حتی در قالب طرح «شهر خورشیدی» نیز تنظیم شده است. برخلاف برخی استانها همچون استان مرکزی که کل کار را تنها به یک یا دو شرکت واگذار میکنند، مدل ما در اصفهان مبتنی بر مشارکت همگانی و تنوعبخشی است. ما تکتک خانهها، شهرکهای صنعتی و بخش کشاورزی را وارد این چرخه کردهایم. البته میدانیم رسیدن به این عدد بالا تا چه اندازه دشوار است؛ اما سرمایهگذار بزرگی که پایکار آمده، موضوع را صرفا در حد یک تفاهمنامه نگذاشته است؛ کار مطالعاتی سنگین و چندجلدی انجام داده، برآورد هزینهها را آماده کرده و هماکنون یکسری مقدمات برای آغاز فاز مقدماتی و کلنگزنی آن انجام شده است. درنهایت تحقق این پروژه نیازمند پشتیبانی و همافزایی همهجانبه است تا سرمایهگذار دچار دلسردی نشود؛ اما درباره نیروگاه شهید منتظری و بحث مازوت آن، واقعیت بنیادین این است: تا زمانی که ما اقتصاد برق را در کشور سامان ندهیم و قوانین شفافی نداشته باشیم که توجیه مالی و سودآوری را برای سرمایهگذار بخش خصوصی تضمین کند، نمیتوان انتظار جهش در پروژههای سنگین سیکل ترکیبی داشت.
جناب استاندار اگر صنایع و زیرساختها را بازوی فنی اقتصاد اصفهان بدانیم، حوزه میراثفرهنگی و گردشگری اصفهان هم بیشک هویت و امید اصلی برای تنوعبخشی به درآمد استان بهشمار میرود؛ حوزهای که با وجود امیدهای فراوان برای تبدیل شدن به یکی از پیشرانهای اصلی اقتصاد آینده اصفهان، شاید مظلومترین حوزه در شرایط کنونی به شمار رود. البته با توجه به شرایط منطقهای، مسائل امنیتی و سایه وضعیت «نهجنگ و نه صلح»، این رکود دوچندان هم شده است. پرسش اصلی ما این است که با وجود آوازه جهانی و ظرفیتهای کمنظیر اصفهان، چرا هنوز نتوانستهایم به آورده اقتصادی متناسب با شأن این استان دست یابیم؟ به عبارتی مدیریت استان برای رهایی این صنعت از رکود، ساماندهی فعالان این عرصه و بهرهبرداری واقعی از این ظرفیت نمادین، چه بسته اقدامهایی را در دستور کار دارد؟
ما در حوزه گردشگری و میراثفرهنگی، در قالب میز گردشگری بهصورت کاملا تخصصی، تفکیکشده و ریشهای وارد عمل شدهایم و همه ارکان این صنعت را پای کار آوردهایم؛ از هتلداران و دفاتر خدمات مسافرتی گرفته تا هنرمندان صنایعدستی، برای هر بخش بهطور مجزا برنامهریزی عملیاتی انجام شده است. در حوزه زیرساختی و اقامتی، خوشبختانه اقدامهای بسیار مؤثری برای ارتقای ظرفیت و استانداردسازی هتلهای استان صورت گرفته و نظام معرفی مقاصد و اقامتگاهها متحول شده است. در بعد سامانهها و خدمات نیز تقویت بسترهایی چون سامانه «سفریار» را با جدیت پیگیری میکنیم تا زنجیره خدمات گردشگری تکمیل و منسجم شود. فراتر از این، برای نخستین بار اقدامهای نوآورانهای در حال اجراست که فرایند معرفی اصفهان، سرمایههای نمادین و میراث ملموس و ناملموس آن را دگرگون میکند. ما تیمهای متخصصی را بهکار گرفتهایم که با بهرهگیری از فناوریهای نوین و ابزارهای هوش مصنوعی، تاریخ، میراث و صنایعدستی اصفهان را به زبانهای گوناگون و متناسب با اقتضاهای بازارهای هدف بینالمللی تولید محتوا و معرفی کنند. از سوی دیگر، در حوزه بازارسازی مستقیم، میزبانی و ورود تورگردانان و توراپراتورهای برجسته خارجی را در دستورکار قرار دادهایم؛ چراکه معتقدیم خود توراپراتورها در کشورهای مبدأ جریانساز اصلی سفر هستند و دیدن واقعیت اصفهان از نزدیک، مؤثرترین راهکار برای خنثیسازی تبلیغات منفی و ایرانهراسی است؛ با این همه، باید به یک واقعیت اساسی اذعان داشت که شکوفایی و اثربخشی این زنجیره اقدامها، نیازمند اتمسفر و فضای روانی و امنیتی پایدار است. با گذر از ابهامها و شرایط ناپایدار کنونی، این مقدمهچینیها و زیرساختسازیهای گسترده نتیجه خواهد داد و اصفهان در دوران پسابحران و تثبیت آرامش، یک «خیزش بسیار بلند و جهشگونه» در حوزه اقتصاد گردشگری را تجربه خواهد کرد.
آقای دکتر جمالینژاد، یکی از برجستهترین مؤلفههای سبک مدیریتی شما که همواره موردتوجه افکار عمومی و فعالان اجتماعی استان هم قرار داشته، حضور مستمر شما در میان اقشار مختلف، ارتباط بیواسطه با شهروندان و رویکرد مردمدارانه شماست که موجب دلگرمی و امیدواری مردم اصفهان میشود. اگر از جنبههای عاطفی و نمادین این ارتباط بگذریم، از منظر علم مدیریت، این سطح از حضور میدانی و تعامل مستقیم تا چه میزان توانسته است به حل عینی گرههای پیچیده استان اصفهان و تحقق واقعی مطالبههای شهروندان در بخشهای گوناگون منجر شود؟
واقعیت این است که در ساختار مدیریتی کشور و بهویژه در استانی چون اصفهان، با شبکهای از مسائل درهمتنیده و پیچیده مواجهایم که حل هریک از آنها مانند حل یک معادله چندمجهولی است. در چنین فضایی، مرز بسیار باریکی میان اقدامهای سرمایهساز و تصمیمهای سرمایهسوز وجود دارد؛ برای نمونه، در جلسههای کارشناسی متعددی که با نیروی انتظامی داشتیم، بحث اصلی این است که چگونه میتوان انضباط اجتماعی را در اصفهان برقرار کرد؛ بدون آنکه سرمایه اجتماعی یا فرصتهای اقتصادی استان سوزانده شود. این پیچیدگی و تعارض منافع در تمام حوزهها به چشم میخورد؛ از مسائل فرهنگی و اجتماعی گرفته تا پروژههای اقتصادی و عمرانی. فرض کنید در حوزه آلودگی هوا یا بحران آب، اگر بخواهیم مسئله را تکبعدی حل کنیم و بلافاصله مشاغلی مانند کورههای آجرپزی یا کارگاههای تولیدی را تعطیل کنیم، از آن سو با بحران کاهش اشتغال و معیشت کارگران روبهرو میشویم؛ از طرفی هم محدودیتهای اعتباری مانع نوسازی فوری تمام ناوگان حملونقل عمومی است. اینها دوگانههای واقعی اداره استان هستند. در مواجهه با این تعارضها، معتقدم هیچ راهکاری والاتر و اثربخشتر از صداقت با مردم نیست. اگر مدیری با مردم روراست و شفاف باشد، حتی در دشوارترین شرایط نیز مردم فهیم ما نیت خالصانه و تلاشهای واقعی را درک میکنند. مردمداری یک شعار یا نمایش زودگذر نیست؛ شاید بتوان با رفتار غیرصادقانه یکیدو سال افکار عمومی را همراه کرد، اما من سالهاست در سطوح مختلف با این مردم زندگی کردهام؛ از شهرداری شهرهای کوچک و میانی گرفته تا شهرداری کلانشهر اصفهان، مدیریتهای کشوری و اکنون در جایگاه استاندار. ازطرفی، امروز نیز خوشبختانه همدلی کمنظیری میان تمامی جریانهای فکری سیاسی اعم از اصولگرا، اصلاحطلب و مستقلین برای پیشرفت استان وجود دارد.
گاهی به دوستانی که با انبوهی از مطالبهها پیش من میآیند میگویم برای لحظهای خودتان را جای استاندار بگذارید و با انبوهی از خواستههای متفاوت و بعضا متضاد روبهرو شوید؛ از مطالبههای تحولخواهانه نسل جوان با جهانبینی خاص خود گرفته تا دغدغههای معیشتی اقشار گوناگون و پرونده حیاتی زایندهرود. راهکار علمی مواجهه با این مطالبههای متکثر، تصمیمگیری پشت درهای بسته نیست؛ باید با سعهصدر، صدای همه گروهها و حتی صدای بیصدایان را شنید، نظرهای تخصصی و سلیقههای گوناگون را جمعبندی کرد؛ سپس بر پایه یک خرد جمعی تصمیم گرفت.
البته این فرایند بسیار دشوار است. متأسفانه در برخی ساختارهای بوروکراتیک و حتی در مرکز، مدیرانی هستند که برای دوری از پیامدها، صورتمسئله را پاک میکنند یا پشت قوانین دستوپاگیر و بازدارنده سنگر میگیرند؛ اما راه نجات اصفهان، پرهیز از تصمیمگیری نیست؛ مدیریت نیازمند جسارت در ورود و شجاعت در تصمیمگیری است. من در سراشیبی دوران خدمت خود قرار دارم و بهعنوان خادمی کوچک تمام تلاشم این است که یادگاری ماندگار و ثمربخش برای این دیار به جا بگذارم. همانطور که پیشتر نیز به مردم شریف اصفهان وعده دادهام، انشاءالله طی دو سال آینده این اقدامها و پیگیریها به ثمر خواهد نشست و کارنامه آن پیش روی مردم قرار خواهد گرفت.
در پایان، میخواهم به یک نکته بسیار مهم اشاره کنم؛ اینکه در سالهای اخیر، اصفهان با حجم عظیمی از معضلهای اجتماعی و اقتصادی دستوپنجه نرم کرده ، اما نکته تأملبرانگیز این است که مردم اصفهان، فراتر از بسیاری از نقاط دیگر کشور، از تابآوری و امید به آینده بسیار بالایی برخوردار بودهاند؛ فضایی که به نظر میرسد با حضور شما در استانداری و تکیه بر همان پیشینه مردمداری که به آن اشاره شد، این امید را در میان جامعه اصفهان دوچندان کرده است. در عین حال ما شاهد بودیم در این مسیر شما از ظرفیت همه گروههای سیاسی با رویکردهای متفاوت برای پیشبرد اهداف استان استفاده کردهاید که حاصل این همافزایی، در این یک سال و نیم گذشته کسب رتبههای اول و دوم در بسیاری از شاخصهای عملکردی برای استان اصفهان بوده است. حال برنامه شما برای تداوم این مسیر چیست؟ آیا در دو سال آینده نیز شاهد همین رویکرد و این سطح از دستاوردها خواهیم بود؟
بگذارید خیلی صریح و سریع خدمتتان عرض کنم؛ ما اصطلاحی میان خودمان در شورای معاونان داریم که میگوییم باید مانند یک «عقاب»، همواره مراقب اصفهان باشیم. این امانت دست ماست و باید آن را سالم به دست آیندگان بدهیم. بارها عرض کردهام که نباید «میراثخوار» گذشته باشیم؛ بلکه باید «میراثدار» باشیم. به همین دلیل احساسم بر این است که اصفهان یک شهر بزرگ، و استانی بسیار بزرگ است؛ اصفهان مثل یک ذرهبین محدب عمل میکند؛ هرکس که در کانون توجه و مدیریت این استان قرار میگیرد، باید خودش هم بسیار بزرگ بشود؛ چه استاندار آن باشد و چه شهروند آن. به همین دلیل این تکالیف، مسئولیت را بسیار سنگین میکند.
تمام تلاش من این است که اصفهان در عرصههای مختلف شکوفا شود. زمانی که شهردار بودم نیز این تکیهکلام را داشتم که شهردار یکبعدی به درد اصفهان نمیخورد. مدیریتشهری یا استانی نباید صرفا تکبعدی باشد؛ مثلا تمام نگاهها فقط معطوف به خدمات یا صرفا عمرانی یا فقط فضای سبز یا فقط اجتماعی و حملونقل باشد؛ نه، این کافی نیست. کسی که در این جایگاه قرار میگیرد باید همهجانبهنگر باشد. من بارها عرض کردهام که در جابهجایی و مدیریت شهرها، باید به جای استاندار، به دنبال حکیم بگردیم. خدا رحمت کند رهبر شهیدمان را که مصداق واقعی حکیم بودند و در هر موضوعی، اشراف کامل
داشتند.
به نظرم در تصمیمسازیها، داشتن این نگاه جامع و همهجانبه بسیار حیاتی است. نمیتوان مسائل فرهنگی را به خاطر مسائل صنعتی رها کرد یا به خاطر مسائل اشتغال، فرهنگ را فراموش کرد. منظورم این است که دیدن توأمان این مسائل و حل کردن آنها بهصورت همزمان، کار بسیار سنگینی است. باور کنید در این مدت من تجربه 30 سال خود و حتی تجربه در سازمان شهرداریها و معاونت خود را وسط آوردهام. اما میخواهم بگویم که تمام هم و غم من این است: امانتی را که دستم است، بهخوبی پاس بدارم و انشاءالله آن را با سرعت و انگیزهای بیشتر به نفر بعدی تحویل دهم.
همت من بر این است که در این مدت، خدایناکرده آسیبی به اصفهان نخورد و خدشهای وارد نشود. در مواردی هم درگیر بودیم که دشمنان اهریمنی، آمریکاییها و اسرائیل، اصفهان را بهعنوان مقصد اصلی بسیاری از توطئهها انتخاب کرده بودند.
من بارها عرض کردهام که ما مخرج مشترک تمام این بحرانها بودیم. خیلی از استانها جنگ دوازدهروزه را نداشتند یا جنگ رمضان؛ اما ما همه این شرایط را داشتیم. اغتشاشها را هم بسیاری از استانهای دیگر نداشتند؛ آذربایجان شرقی و غربی، سیستانوبلوچستان یا … شرایط متفاوتی داشتند؛ میخواهم بگویم خیلی از استانها بسیاری از این بحرانها را تجربه نکردند؛ اما در اصفهان همه این شرایط را با هم
داشتیم.
خیلی سخت است شما در جایگاه من باشید و در این فضا طوری صیانت کنید که وقتی استاندار بصره یا استاندار کربلا به اصفهان میآیند، میگویند: «ما فکر میکردیم اینجا با جایی شبیه غزه روبهرو میشویم؛ اما دیدیم اینجا همه به دنبال آرامش هستند، در کنار زایندهرود سفره انداختهاند و خوشحال هستند.»
این، یعنی صیانت از امنیت، پاسداری از آرامش و نشاط اصفهان؛ اینها کار کمی نیست.
باور کنید برای حفظ یک نشاط کوچک، گاهی باید در جای دیگر فریاد کشید؛ شاید برای اینکه خیلی جاها بتوان خندید، باید خیلی جاها گریه کرد. بههرحال، معتقدم در جایی که لازم است، باید آبرو را وسط گذاشت. من همیشه مطرح کردهام که آبروی انسان از همه چیز، حتی از اموال انسان مهمتر است.
طرف حاضر است میلیاردها تومان بدهد تا آبرویش نرود. همیشه گفتهام کسی باید مدیر شود که آبرویش مثل یک سرمایۀ در گردش باشد و بتواند آن را در جاهای مختلف برای شهر و استان هزینه کند. ممکن است این کار به راحتی حرف زدن نباشد، ولی اگر برای اصفهان باشد، ارزشش را دارد؛ به همین دلیل تمام هموغم من این است که بتوانم این کار را انجام دهم.
از طرفی، باید از تمام مجموعه همکارانم، دستگاههای مختلف و اجرایی استان تشکر کنم که فوقالعاده پای کار بودند. شورای تأمین ما بینظیر است؛ ما در اصفهان این برکت را داریم که انصافا اعضای شورای تأمین ما آدمهای عمیق، ریشهدار و کاربلدی هستند. همکارانم در استانداری نیز همینطور. امیدوارم دستبهدست هم بدهیم تا اصفهان را مثل گذشته، با حفظ اصالت و ریشههایش، حفظ کنیم و اگر اشکال و ایرادی وارد است، رفع کنیم. بالاخره من هم انسانم مثل بقیه، اما تلاشم بر این است که بهترین اقدامها و بالاترین خدمات را ارائه دهم. امیدوارم بتوانیم این دو سال دیگر را هم مثل قبل، شبانهروزی، با تمام انرژی، با تمام نیرو و تا پای جان بگذرانیم.
توصیهام به همکاران و مدیران ادارات این است که ما با کسب بیش از ۵۰ رتبه برتر در این یک سال و اندی، کم کار نکردیم. خواهش میکنم ملاحظه کنید؛ در بعضی از این رتبهها، استانهای دیگر بهسختی با ما رقابت میکنند. هیچکدامش هم سطحی نیست. وقتی رتبه اول انرژی خورشیدی میشویم، مشخص است که چند مگاوات تولید میشود. وقتی تحویل گرفتیم ۷۰ مگاوات بود و الان چقدر است؛ این را باید با شاخصهای دقیق سنجید. وقتی بحث شورای گفتوگو میشود، وقتی بیشترین میزان مصوبات، بیشترین میزان مطالبهها و بیشترین حضور مدیران ارشد و جلسهها را داشتیم و بیشترین خروجی را کسب کردیم؛ یعنی رتبه اول شورای گفتوگوی بخش خصوصی و دولت؛ این چیز کمی نیست. شورای آموزشوپرورش ما نمونه است؛ هر ماه جلسه میگذاریم؛ جلسههای چالشی. حتی زیر بمباران و در جریان اغتشاشها، این جلسهها به هیچ عنوان ترک نشد.
به نظرم تکتک اینها کار کمی نیست. زحمات دوستان در دستگاههای مختلف، آموزش و پرورش، اتاق بازرگانی، اداره برق؛ همه اینها باید دیده شود. در پایان، این نکته را خاطرنشان کنم که برخی میگفتند روزهای اول جمالینژاد داغ است و یک مقدار که جلوتر برود، سردتر میشود؛ اما هرچقدر جلوتر رفتیم، موتورمان گرمتر شد. به همکارانم نیز تأکید میکنم کمربندها را محکمتر ببندید و خیزش را قویتر بردارید؛ چرا که یقینا این دو سال باقیمانده از خدمت ما، از نظر کاری، سختتر از قبل خواهد بود.



