به گزارش اصفهان زیبا؛ ۱۵ فروردین سال گذشته بود که جمعی از دانشآموزان با راهانداختن کارزاری خطاب به رئیسجمهور و همچنین رئیس مجلس، خواستار تصویب قانون آزادی بردن موبایل به مدارس شدند. اینگونه که در متن این کارزار آمده است: «مشکل بردن موبایل به مدرسه چیست؟ و چرا این قانون باید آنقدر سختگیرانه گذاشته شود؟ ما باید بهصورت آزادانه به مدرسه موبایل ببریم، چون هیچ اتفاق بدی نمیافتد. خیلی از دانشآموزان نیاز به گرفتن اسنپ بعد از مدرسه دارند. ما از دانشآموزان دبیرستانی و راهنمایی کشورهای دیگر چه کم داریم که نباید خیلی از قوانین را داشته باشیم؟» استفاده از موبایل از زمان کرونا به دلیل مجازی شدن مدارس، بین دانشآموزان محبوبیت زیادی پیدا کرد. از آن موقع تا به الان نیز به دلایل مختلف مثل آلودگی هوا و وقوع جنگ و… و عدم امکان حضور دانشآموزان در مدارس، کودکان و نوجوانان وابستگی شدیدی به گوشی تلفن همراه پیدا کردهاند.حالا، اما پس از یک سال که از راهاندازی این کارزار میگذرد، بهتازگی خبری منتشر شده که حاکی از مجاز شدن بردن گوشی به مدارس است. موسیالرضا کفاش، معاون دبیرکل شورای عالی آموزشوپرورش، با اشاره به ضوابط استفاده از تجهیزات الکترونیکی و آموزشی در مدارس به رسانهها گفته است: «مدرسه قلب تپنده نظام تعلیم و تربیت است و هر نوع تحول در آموزشوپرورش از مدرسه آغاز میشود. بنابراین، شورای عالی آموزشوپرورش در آییننامه اجرایی جدید مدارس بر نقش محوری و حیاتی مدرسه در روند تعلیم و تربیت تأکید و اختیارات زیادی را برای اداره مدرسه به مدیران و شورای مدرسه تفویض کرده است. در ماده ۱۲۰ آییننامه اجرایی مدارس، استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات، ابزارهای فناوری اطلاعات و فضای مجازی بر اساس قوانین و مقررات جاری کشور و بخشنامههای وزارت آموزشوپرورش مجاز دانسته شده است. بر اساس تبصره یک این ماده، استفاده آموزشی از وسایل و تجهیزات الکترونیکی در کلاس درس، با هدف تکمیل و تقویت فرایند آموزش و یادگیری و با تأیید شورای مدرسه، بلامانع است.» معاون دبیرکل شورای عالی آموزشوپرورش تأکید کرد: «به منظور جلوگیری از آسیبهای تلفن همراه و سایر وسایل اطلاعاتی و ارتباطی و فضای مجازی، مدرسه موظف است زمینه آموزش والدین و توانمندسازی و تقویت خودکنترلی دانشآموزان برای مواجهه و حضور آگاهانه در فضای مجازی و استفاده بهینه از وسایل اطلاعاتی و ارتباطی را فراهم کند. استفاده از تلفن همراه بدون محدودیت و با اهداف غیرآموزشی مجاز نیست و استفاده از این ابزار باید در چارچوب ضوابط تعیینشده انجام شود. استفاده از تلفن همراه [توسط دانشآموز] در کلاس درس برای فعالیتهای آموزشی خاص و همسو با برنامه درسی با نظر معلم، برای زمان مشخص و محدود مجاز است.» به گفته او، آییننامه اجرایی جدید مدارس پس از ۲ سال کار کارشناسی و فنی در یک کارگروه تخصصی با حضور نمایندگان حوزههای مختلف آموزشوپرورش و بررسی و تأیید آن توسط اعضای شورای عالی آموزشوپرورش، اکنون در حال طی مراحل بررسی نهایی و ابلاغ است.این مسئول با اشاره به اصلاح آییننامه در زمینه استفاده از تبلتهای دانشآموزی بیان کرد: «در این زمینه اصلاحیهای پیشبینی شده است تا استفاده آموزشی از تبلت دانشآموزی مجاز باشد. همچنین، در شرایطی که دانشآموز به تبلت دسترسی ندارد، استفاده محدود از تلفن همراه برای فعالیت آموزشی، با تشخیص معلم و در چارچوب ضوابط مربوط، امکانپذیر خواهد بود. موضوع تجهیزات الکترونیکی و نحوه استفاده از آنها در مدارس باید مطابق مقررات و با در نظر گرفتن مصوبات شورای مدرسه اجرا شود.» بردن گوشی موبایل به مدارس، اما در صورت عدم مدیریت میتواند چالشهایی را به همراه داشته باشد. محمدرضا نیکنژاد، آموزگار، حامد سعادتپور، مدیرعامل گروه خلاق برنا (روش میزان) و حبیب راثی تهرانی، عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبائی، در گفتوگو با «اصفهان زیبا» به ارزیابی این موضوع پرداختهاند.
محمدرضا نیکنژاد، آموزگار: نمیدانیم بردن گوشی به مدرسه درست است یا نادرست!
دو رویکرد پیرامون استفاده از ابزارهای الکترونیکی در نظام آموزشی وجود دارد؛ رویکرد نخست، جلوگیری از ورود گوشی و ابزارهای الکترونیکی به مدرسه یا جمعآوری آنها در آغاز روز و تحویلشان به دانشآموزان هنگام بازگشت است. رویکرد دوم، بهکارگیری ابزارهایی مانند گوشی، لپتاپ و تبلت درون کلاس درس و بهرهگیری از آنها در فرایند آموزش است. تاکنون در سطح ملی پژوهشی جامع در این زمینه انجام نشده است، اما بررسی مطالعات جهانی نشان میدهد که پژوهشگران هنوز به نتیجه قطعی نرسیدهاند که آیا بردن گوشی به مدرسه درست است یا نادرست. در برخی مناطق، استفاده از گوشی در تحصیل مثبت و در برخی دیگر منفی ارزیابی شده است. بهتازگی برخی کشورهای اسکاندیناوی ورود این ابزارها را ممنوع کرده و درصدد «گوشیزدایی» و «تبلتزدایی» از آموزش و بازگشت به روشهای سنتی برآمدهاند. یکی از دلایل این تصمیم، بروز مشکلات جدی در مهارت نوشتن، ادبیات و فاصله گرفتن نسل جدید از فرهنگ نوشتاری و خوانداری گذشته است.بنابراین پیش از اتخاذ هرگونه تصمیم درباره آزادسازی این ابزارها، نیازمند انجام پژوهشهای ساختاریافته از سوی نهادهای بالادستی مانند مرکز پژوهشهای مجلس هستیم تا پس از بررسی مزایا و معایب، موضوع به گفتگوی اجتماعی گذاشته شود و معلمان، کارشناسان و مسئولان مدارس نظرات خود را ارائه دهند. با این حال، از آنجا که حذف کامل این ابزارها از زندگی ممکن نیست، باید نحوه استفاده بهینه از آنها را بررسی کرد. باور شخصی من این است که استفاده از این ابزارها در پایههای پایین تحصیلی، به شکلگیری سواد پایه شامل خواندن، نوشتن و حساب کردن آسیب میرساند؛ بنابراین بهتر است این ابزارها در این مقطع دور از دسترس دانشآموزان نگه داشته شوند تا در مراحل بعدی که از کنترل ذهنی و رسمی بیشتری برخوردار میشوند، دسترسی به آنها آزاد شود. تجربیات جهانی دوران کرونا و آموزش مجازی نشان میدهد که این شیوه آموزشی مناسب نبوده و سطح بیسوادی را بهشدت افزایش داده و تا حد امکان باید از آن دوری کرد. در سطح جهان، بیش از ۹۰ تا ۹۵ درصد نظامهای آموزشی به آموزش حضوری بازگشتهاند و آموزش مجازی تنها به عنوان مکمل به کار میرود. در ایران نیز بحرانهای پس از کرونا و بهویژه جنگ، آموزش حضوری را برای یک بازه چهار تا پنج ساله به حاشیه راند. باید توجه داشت که مدرسه تنها وظیفه آموزش سواد پایه را بر عهده ندارد، بلکه کانون جامعهپذیری، آموزش تعاملات اجتماعی، تابآوری، تحمل دیدگاههای مخالف، دلسوزی، مهربانی و راستگویی است؛ مهارتهایی که در فضای مجازی و پشت رایانه قابل یادگیری نیستند.در نتیجه، داشتن موبایل در مدارس مقاطع ابتدایی و ابتدای دوره متوسطه آسیبزا و پیامدآفرین است، اما میتوان در سالهای پایانی دبیرستان، با نظارت و کنترل کافی، از این ابزارها، فناوریهای نوین و هوش مصنوعی به بهترین شکل در راستای آموزش بهره برد.
حبیب راثی تهرانی، عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبائی: بردن موبایل به مدارس به شرطی مجاز است که باعث پیشرفت شود
طبق آخرین سندی که یونسکو در خصوص قوانین و مقررات همراه داشتن موبایل در مدارس صادر کرده، استفاده از تلفن همراه در کلاسهای درس فقط به شرطی مجاز است که موجب افزایش کیفیت آموزش و پیشرفت در معیارهای تحصیلی دانشآموز بشود و در غیر این صورت ممنوعیت دارد. طبق مشاهدات و آزمایشهایی که انجام گرفته، در صورتی که دانشآموز به گوشی تلفن همراه توجه کند و حواسش پرت بشود، بهطور میانگین ۲۰ دقیقه طول میکشد تا دوباره حواسش متمرکز بشود و به درس و معلم برگردد. بنابراین با وسیله پرخطری از نظر حواسپرتی و برهمزدن تمرکز دانشآموز مواجه هستیم. این وسیله باید محدود بشود. فناوری باید در راستای سیاستهای آموزشی و آن هم با نظارت کامل در کلاس مورد استفاده قرار بگیرد. با توجه به شرایطی که در کشور وجود دارد، چنین تصمیمی گرفته شده؛ اما استفاده از این وسیله باید به زمانهایی که معلم اجازه میدهد، محدود شود. اینکه استفاده از گوشی کاملا آزاد باشد و هیچ محدودیتی برای آن در نظر نگیریم، عواقب زیانباری میتواند برای دانشآموز داشته باشد.استفاده از تلفن همراه اگر ضروری باشد، باید تحت نظر مستقیم مربی یا استاد یا معلم باشد؛ همچنین همزمانی استفاده از گوشی با تدریس معلم کاملا ممنوع باشد. شرط بعدی نیز این است که این ابزار باید در راستای سیاستهای آموزشی استفاده شود.نقش خانوادهها هم در این زمینه تأثیرگذار است. در واقع خانواده بستر اصلی است که میتواند از سیاستهای مدرسه و آموزشوپرورش حمایت کند. خانواده با نقش حمایتگری که دارد، کودک را برای جامعهپذیری، قانونپذیری، قانونمندی و هنجارپذیری، آماده میکند؛ یعنی این خانواده است که دانشآموز و دانشجو را قانونمند میکند.
حامد سعادتپور، مدیرعامل گروه خلاق برنا (روش میزان): از کنترل دانشآموز تا پرورش خودمدیریتی
در رابطه با بردن موبایل به مدرسه یک پرسش تربیتی مهم مطرح میشود: آیا هدف مدرسه این است که دانشآموز فقط در حضور ناظر از تلفن همراه استفاده نکند، یا میخواهد توانایی مدیریت رفتار خود را در او پرورش دهد؟ اگر تنها به کنترل بیرونی تکیه کنیم، ممکن است دانشآموز در محیط مدرسه از گوشی فاصله بگیرد، اما در موقعیتهای دیگر همچنان در مدیریت زمان و توجه خود ناتوان باشد. در مقابل، اگر به او فرصت دهیم قواعد را بفهمد، درباره پیامدهای انتخابهایش گفتوگو کند و در موقعیتهای متناسب با سن خود مسئولیت بپذیرد، زمینه رشد خودمدیریتی فراهم میشود. البته مسئولیتپذیری به معنای رها کردن دانشآموز در برابر فناوری نیست. رشد این توانایی به آموزش تدریجی، نظارت متناسب، بازخورد و قواعد روشن نیاز دارد. میزان اختیار نیز باید با سن، شرایط و توانایی دانشآموز متناسب باشد. این نگاه، بهویژه برای مدارسی که بر یادگیری فعال، انتخابمحوری و پرورش شخصیت دانشآموز تأکید دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند. تلفن همراه نه ذاتا ابزار یادگیری است و نه مانع یادگیری. این هدف، شیوه استفاده و کیفیت مدیریت مدرسه است که تعیین میکند کدام نقش پررنگتر شود. مدرسهای که فقط به ممنوعیت میاندیشد، ممکن است بخشی از فرصتهای یادگیری دیجیتال را نادیده بگیرد؛ مدرسهای که استفاده آزادانه را میپذیرد نیز ممکن است تمرکز، تعامل انسانی و امنیت دانشآموزان را به خطر اندازد. راه درست، عبور از جدال بر سر خودِ ابزار و تمرکز بر هدف تربیتی آن است. مدرسه باید هم از زمان یادگیری و روابط انسانی محافظت کند و هم دانشآموز را برای زندگی در جهانی آماده سازد که فناوری و هوش مصنوعی هر روز در آن نقش پررنگتری پیدا میکنند. در نهایت، معیار موفقیت یک مدرسه در این زمینه، تعداد گوشیهای ممنوعشده یا مجازشده نیست؛ بلکه توانایی دانشآموزان آن در استفاده آگاهانه، سنجیده و مسئولانه از فناوری است. هدف نهایی، تربیت دانشآموزی نیست که فقط در حضور ناظر گوشی خود را کنار بگذارد؛ هدف، پرورش انسانی است که بداند چه زمانی، چرا و چگونه از فناوری استفاده کند و چه زمانی، آگاهانه، آن را کنار بگذارد.



