عکسها خاموشاند و آوا ندارند؛ وگرنه میشد از لابهلای تکتک آنها صدای ضجه و فریادهای خفه شده، رنجها و مصیبتهای ناتمام و غم و اندوه سالهای متمادی را شنید. عکسها یادآور اتفاقی تلخ و شوم هستند و تکتکشان خشونت علیه زنان را روایت میکنند؛ خشونتی به نام اسیدپاشی که در سالهای اخیر قربانیان زیادی گرفته و ردپایش هنوز پابرجاست. قربانیان اسیدپاشی، حالا با لباسهای رنگارنگ و دستدوزی شده جلوی لنز دوربین ظاهر میشوند و به آن لبخند میزنند تا تجربه جدید و نویی را آغاز کنند و به جامعه بگویند این حجم از خشونت نمیتواند آنها را خانهنشین و از حضور در جامعه منعشان کند. آمن خادمی، طراح لباسی که برای اولین بار ایده مدلینگ قربانیان اسیدپاشی را مطرح کرده، در گفتوگویی از انگیزه و هدف این کار میگوید. به اعتقاد او، ذات زن فارغ از زیباییهای ظاهری که دارد، زیباست. کسی که بر صورت زن اسید میپاشد، میخواهد به گمان خود زیبایی او را سلب کند. خادمی اولین کار خود را از معصومه عطایی شروع کرد؛ زن جوانی که نزدیک به ده سال پیش، از سوی پدر شوهرش به دلیل بیتوجهی به اصرارهای او مبنی بر ادامه زندگی با پسرش، قربانی اسیدپاشی شد و چشمهایش را از دست داد.
چند سال است که در حوزه طراحی لباس فعالیت میکنید؟
کار طراحی را 1396 با طراحی لباسهای فولکلور شروع کردم. قبل از آن نیز طراحی عروسک انجام میدادم و قبلتر نیز ژورنالیست بودم. در ساخت عروسکهایم اقوام مختلفی مثل لرها، زرتشتیها و… را در نظر میگرفتم. دو نمونه از عروسکهایم نیز ثبت ملی شدهاند. درواقع برای عروسکها که لباس میدوختم، بسیاری از افراد از من میخواستند که آن لباسها را در مقیاس بزرگتر برای آنها هم بدوزم. اینگونه بود که بهطور تجربی وارد حیطه طراحی لباس شدم و تا به الان آن را ادامه دادهام.
شما بهتازگی مبحث مدلینگ قربانیان اسیدپاشی را مطرح کردهاید. این ایده چطور شکل گرفته است؟
اعتقاددارم ذات زن فارغ از زیباییهای ظاهری که دارد، زیباست. کسی که بر صورت زن اسید میپاشد، میخواهد به گمان خود زیبایی او را سلب کند. هدف من از انتخاب قربانیان اسیدپاشی بهعنوان مدلینگ این است که خطاب به اسیدپاشان بگویم درست است که شما با این کارتان میخواستید زنان را خانهنشین و افسرده کنید، اما من با انتخابشان بهعنوان مدل، آنها را به بطن جامعه میآورم. من با این کار میخواهم تابوشکنی کنم و بگویم که زیبایی فقط ویژگیهای ظاهری افراد نیست.
معمولا مدلینگها در تصور عامه، افرادی هستند با اندام و ظاهر خاص و متمایز از دیگران. چرا شما برای مدلینگ از قربانیان اسیدپاشی استفاده کردید؟
بله دقیقا همینطور است. همه انتظار دارند اندام و ظاهر زیبا و متمایزی نسبت به بقیه داشته باشند. زمانی که کار طراحی لباس را شروع کردم از مدلهای معمولی که کمترین آرایش یا عمل زیبایی را داشتند، استفاده کردم که برخی از مدلها موردانتقاد قرار میگرفتند؛ مثلا اینکه چرا میکاپ آنچنانی ندارند یا اینکه کوتاه یا بلند، چاق یا لاغر هستند. حالا هم که از قربانیان اسیدپاشی بهعنوان مدل استفاده کردم، میخواهم بگویم که زیبایی افراد با سوزاندن پوستشان از بین نمیرود.
با این اوصاف انتخاب قربانیان اسیدپاشی برای این کار ریسک است. نگران نیستید این کار با استقبال روبهرو نشود و باعث دلزدگی طرفداران مد شود؟
داستان قربانیان اسیدپاشی ازآنجا شروع شد که من به دنبال مدلهایی بودم که بتوانم با توجه به ساختار لباس میکاپ منحصربهفرد خودم را روی آنها لحاظ کنم. این موضوع مرا به این فکر انداخت که از افرادی استفاده کنم که بهطور طبیعی دارای این ویژگی باشند. پس جرقه استفاده از قربانیان اسیدپاشی بهعنوان مدلینگ در ذهنم زده شد. در دیماه 98، نامهای به انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی زدم و ایده را با آنها طرح کردم که موردتوجه و استقبال قرار گرفت و چندین نفر را که میتوانستند از لباسهایی که طراحی میکنم، استفاده کنند، به من معرفی کردند.
قرار است با چه تعداد از قربانیان اسیدپاشی کارکنید؟ آیا مدلینگها از میان قربانیان سراسر کشور انتخاب میشوند؟
از بین آنهایی که به من معرفی شدند، قرار شد با سه نفر کار کنم. اولین کسی که برای این داستان انتخاب کردم خانم معصومه عطایی بود که خودش هم استقبال زیادی از این موضوع کرد. معصومه عطایی در شهریور 89 از سوی پدرشوهر سابقش به نام «حسین»، قربانی اسیدپاشی شد. او به دلیل بدرفتاریها و کتکزدنهای مکرر شوهرش در آذر ۸۷ از او طلاق گرفت و پسازآن به همراه پسر کوچکش آرین در منزل پدرش سکونت داشت. معصومه از ناحیه دو چشم تقریبا نابینا شده و صورت و لبهای او بهشدت آسیبدیده است. پسازآن تقریبا 10 تا 15 لباس که مناسب شأن و جایگاه او بود، طراحی شد. البته قرار بود پروژه را با دو مدل دیگر که یکی تهرانی و دیگری سمنانی بود، ادامه دهیم؛ اما اوایل سال 99 بود که فهمیدم ایدهام از طرف انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی لو رفته است و متأسفانه یک مزون دیگر دارد این کار را انجام میدهد. به خاطر همین نگذاشتیم کار بهطور کامل تکمیل شود و بعدازآن، عکسهای آنها را منتشر کنیم. درواقع مجبور شدیم همان عکسهای اولیه را منتشر کنیم. این ایده قابلیتهای زیادی داشت و هدفهای بلندمدتی را دنبال میکرد؛ مثلا اینکه قرار بود شوی لباس بگذاریم و لباسهایی را طراحی کنیم که در شأن و جایگاه قربانیان اسیدپاشی باشد؛ اما در ابتدای کـار طرح لو رفت و باعث شد بسیاری از ایـدههـا از بین بروند.
پس از انتشار عکسها چه بازخوردی از سوی جامعه گرفتید؟
از ابتدای کار این نگرانی وجود داشت که مبادا این موضوع با استقبال روبهرو نشود؛ اما خوشبختانه پس از انتشار عکسها واکنشها و بازخوردهای بسیار خوبی از مردم گرفتم.
در کشورهای دیگر تا به الان چنین طرحی اجرا شده است؟
بله؛ اما در ایران برای اولینبار بود که چنین اتفاقی میافتاد. اتفاقا این موضوع نیز یکی از نگرانیهای من بود و واهمه داشتم که مبادا از طرحم استقبال نشود.
آیا قربانیان اسیدپاشی مرد نیز در این طرح جایگاهی دارند؟
زمانی که عکسها منتشر شد، بسیاری از آقایان هم به این موضوع واکنش نشان دادند و از این پروژه حمایت کردند. امیدوارم این اتفاق باعث فرهنگسازی در کشور شود و دیگر شاهد چنین خشونتهایی در جامعه نباشیم.
واکنش خود قربانیان اسیدپاشی به این موضوع چه بود؟ آیا از این طرح استقبال کردند؟
بسیار زیاد. هرچند در ابتدای کار نگران بودیم این موضوع با استقبال آنها و خانوادههایشان روبهرو نشود، اما خوشبختانه این اتفاق نیفتاد و از طرح استقبال کردند.
فکر میکنید کاری که دارید انجام میدهید چقدر باعث کاهش خشونت میشود؟
وقتی مدلها جلوی دوربین ظاهر میشوند، احساس خوشایندی پیدا میکنند و دیگر خانهنشینی را کنار میگذارند. این طرح قاعدتا ادامهدار خواهد بود و هدف این است که نگاه جامعه تغییر یابد و خانوادهها هوشمندانهتر به تربیت فرزندانشان بپردازند تا از حجم خشونت در جامعه کاسته شود و افراد بهراحتی در کنار یکدیگر به زندگی بپردازند.



