اما تفاوت نوروز و عاشورا این است که رسوم مختلف و رفتارهای متفاوت در نوروز مشکلی برای جامعه ایجاد نمیکند و موجب تحریف معنای نوروز نمیشود. اما عاشورا یک حرکت بوده با اهداف مشخص و پیامهای معلوم که گرچه تکبعدی نیست؛ اما اینقدر هم ژلهای نیست که هرکس هر کار و هر سخنی را بتواند در ظرف عاشورا بگنجاند. در دوره معاصر و از بیش از یک قرن پیش، عدهای از علمای دینی و روشنفکران به فکر آسیبشناسی عاشورا و زدودن تحریفاتی که برخلاف پیام اصلی و هدف سالار شهیدان در این مراسم باب شده، افتادند.
پیشتاز این حرکت را میتوان محدث نوری دانست؛ گرچه وی مطالب سست و ضعیفی در بخشهای دیگر معارف دینی دارد؛ اما نسبت به رواج دروغ در منبرهای روضهخوانی و بعضی رفتارهای نادرست در مراسم عاشورا معترض بود و با نوشتن کتابی اعتراض خود را اعلام کرد.
پسازآن دردمندانی چون دکتر شریعتی و استاد مطهری در این وادی گام نهادند. استاد مطهری در این راه از نوشتههای مرحوم دکتر محمد ابراهیم آیتی بسیار کمک جست در بعد تاریخنگاری نیز آثار دکتر شهیدی بسیار خواندنی و قابلتأمل و دقت است. این موج هرروز شدت و قوت بیشتری یافت و حرکت احیاگرانه امام خمینی(ره) آن را به مرحله نوینی رسانید.
در سالهای اخیر با توجه به قدرت گرفتن رفتارهای سنتی و بعضا عوامانه در جامعه روشنفکران و نواندیشان دینی که بعضا در اثر ناکامی از مسائل سیاسی از خوانشهای گذشته خود از عاشورا توبه کرده و سعی در انکار یا فرار از آن دارند بهجای آنکه در برابر این روند عوامیگری و قدرت یافتن خرافات تولید فکری جذابی ارائه دهند فقط به مخالفت با آن برخاسته و در پوشش آسیبشناسی عاشورا دین خود را به این آیین مذهبی و ملی ادا نمیکنند.
گرچه آسیبشناسی امری لازم، ضروری و مفید است؛ اما آسیبشناسی هدف نیست، بلکه مقدمه است برای نتیجهگیری و ادامه راه تا رسیدن به مقصود. متأسفانه بیشتر نو اندیشان دینی در این قسمت از مسیر متوقف شده و بعضی هم دارند به آسیبشناس حرفهای تبدیل میشوند و هر سال برای آنکه سخنی نو داشته باشند سعی میکنند تا کشف کنند که فلان ماجرای ذکر شده در داستان عاشورا هم سند ندارد یا صحت ندارد!
اگر درشیب یک جاده کوهستانی توقف کنیم، خطر سقوط به پرتگاه هر لحظه ما را تهدید میکند. قصه آسیبشناسی هم مانند شیب تند این جاده طولانی است. توقف در این جایگاه، خطر جدا شدن از پیام و هدف اصلی عاشورا را به همراه خواهد داشت. این نکته را هم خوب است در نظر داشته باشیم که افراط در این موضوع بیش از آنکه مطلوب عاشقان امام حسین(ع) و دینداران باشد، مطلوب دینستیزان و دشمنان سالار شهیدان است تا با تمسک به آن زمینهای برای استهزا و تخطئه قیام عاشورا و مناسک دینی بیابند. اگر شهید مطهری چهار جلسه سخنرانی با نام تحریفات عاشورا داشت؛ اما دهها جلسه در ابعاد ایجابی واقعه کربلا سخن گفته است.
اگر شریعتی نسبت به تحریف پیام کربلا و شهادت فریاد زد؛ اما خود سعی داشت تا مفهوم و رسالت حسین(ع) و زینب(س) را به نسل امروز بفهماند؛ اما در روزگار کنونی وقتی در محافل روشنفکران دینی مینشینیم، تنها چیزی که میگویند این است که این سخن از امام نیست. این ماجرا صحت ندارد. این حرف را امام حسین(ع) نگفته است؛ اما نمیفهمیم که امام حسین چه گفته است و چه کرده است!
و البته همه هم متخصص تاریخ شدهاند و با اعتمادبهنفسی مثالزدنی نظرات متقن و غیرقابل خدشهای در باب تاریخ اسلام بیان میکنند! چند ده سال است که آسیبشناسی کردیم، بد نیست چند سال هم ازآنچه امام حسین(ع) گفت و آنچه به ما آموخت بگوییم. از اخلاق حسین(ع) بگوییم. از مدیریت حسین(ع) در حرکت اعتراضیاش بگوییم. از عرفان حسین(ع) با مردم سخن بگوییم و رفتارهای امام را در خانواده و در جامعه برای مردم تبیین کنیم. سرخوردگی از مسائل سیاسی ما را بهسوی تقلیل پیام کربلا و فرو کاستن اهداف سالار شهیدان نراند که این پرتگاهی بسیار خطرناک خواهد بود. وظیفه یک اندیشمند دینی مسئول در عین پیراستن باورهای دینی از خرافات و تحریفها، ارائه جلوهای زیبا و جانفزا از آموزههای دینی است.
پرتگاه خطرناک تقلیل پیام عاشورا
پدیده عاشورا فراتر از یک ماجرای تاریخی یا یک واقعه دینی در جامعه ایران بروز و ظهور داشته است. عاشورا جزئی جدانشدنی از فرهنگ و هویت ایرانی است. چنین پدیدهای با دهها میلیون هواخواه و مخاطب نمیتواند با یک خوانش و یک سطح برداشت در جامعه معرفی شود.
هرکس به قدر فهم، ظرفیت و علاقه خود جلوهای از عاشورا را برمیگزیند و البته در بیشتر موارد عاشورایی برای خود میسازد که دلخواه خودش باشد. پدیده مشابه دیگری که در فرهنگ ایرانی از این خصوصیت برخوردار بوده نوروز است که آنهم در شیوهها و رسوم گوناگون و با تاریخسازیهای متفاوت موردپذیرش ایرانیان واقع شده است.
-
اصفهان زیبا
اصفهان زیبا



