این پردههای تلخ و تاریک از تاریخ منطقه مدیترانه ویژگیهای کلیدی مشترکی دارند که هشدار و زنگ خطری را برای آینده به صدا درمیآورند: هر دوی این حوادث خیل عظیمی از انسانها را مجبور به ترک خانه و کاشانهشان کردند، هر دو در سیاست ریشه داشتند و عواقب سیاسی کوبنده و شدیدی را نیز به دنبال آوردند و نکته دیگر اینکه شرایط آبوهوایی جدی و وخیمی که نتیجه تغییرات اقلیمی بود، آتش هر دوی این بحرانها را برافروختهتر کرد.
بهعنوان کسی که در حوزه تاریخنگاری زیستمحیطی فعالیت میکند، من درباره درگیریها، جنگها و فشارهای زیستمحیطی در منطقه مدیترانه شرقی بهطور گسترده پژوهش کردهام و بسیار هم نوشتهام. درحالیکه طوفانها و خشکسالیهای شدید، بالا آمدن آب اقیانوسها و موجهای مهاجرتی ناشی از تغییرات اقلیمی ممکن است برای برخی جدید و منحصر به زمانه ما به نظر برسند اما باید گفت که بحرانهای اینچنینی و از انواع دیگر که در گذشته اتفاق افتادهاند، درسهای مهم و قابلتوجهی را در این مورد به ما میآموزند که چطور اقلیمهای در حال تغییر میتوانند جوامع انسانی را بیثبات کنند و از هم بپاشانند. بیایید از نزدیکتر نگاهی به این پدیده بیندازیم.
خشکسالی در قلب یک امپراتوری
ما در دورهای از گرمایش جهانی زندگی میکنیم که بهطور گسترده نتیجه فعالیتها و اقدامات ناپایدار انسانی است که به محیطزیست آسیب وارد کردهاند. نظر عمومی بر این است که این دوره که عمدتاً با نام آنتروپوسین شناخته میشود، در قرن نوزدهم و مدت اندکی پس از دوران دیگری از تغییرات اقلیمی عمده و گسترده در سطح جهان آغاز شد که به آن عصر یخبندان کوچک میگویند.
عصر یخبندان کوچک با خود درجه حرارتهای خنکتر و پایینتر از حد متوسط و همچنین شرایط آبوهوایی افراطی و وخیمی را برای بسیاری از مناطق کره زمین به همراه آورد. برخلاف گرمایش جهانی کنونی که از فعالیتها و کنشهای انسانی منشأ گرفته است، احتمالاً عصر یخبندان کوچک در اثر رخدادها و عوامل طبیعی از قبیل فعالیتهای آتشفشانی بروز کرد و مناطق مختلف زمین را در زمانهای مختلف، به درجات مختلف و همچنین به روشها و اشکال بسیار متفاوتی تحت تأثیر خود قرار داد.
ظهور و بروز این دوره در اواخر قرن شانزدهم بهطور ویژهای در آناتولی آشکار، برجسته و قابلتوجه بود. آناتولی بهطور عمده منطقهای روستایی و رعیتنشین بود که زمانی قلب امپراتوری عثمانی را تشکیل میداد و تقریباً میتوان گفت که با ترکیه امروزی هممرز بود. بخش بزرگی از این سرزمین بهطور سنتی برای کشت و پرورش غلات یا چرای گوسفندان و بزها استفاده میشد. این منطقه یک منبع غذایی حیاتی و مهم، هم برای جمعیت روستایی و حومهنشین و هم برای اهالی و ساکنان پایتخت شلوغ و پرجنبوجوش امپراتوری عثمانی یعنی استانبول یا قسطنطنیه محسوب میشد.
دو دهه حول سال 1600 بهطور ویژه و خاصی خشن و دشوار بودند. آنطور که شواهد حاصل از درختگاهشماری و دیگر اطلاعات بهدستآمده از اقلیمشناسی دیرینه (پالئوکلیماتولوژی) نشان میدهد، آناتولی در این دوره تعدادی از سردترین و خشکترین سالهای تاریخ خود را تجربه کرد. همچنین، آناتولی در این دوران شاهد خشکسالیها، یخبندانها و سیلهای متعدد و مکرر بود. درعینحال، یک بیماری مسری حیوانی و نیز سیاستهای حکومتی سرکوبگرانه و ظالمانه، ازجمله فرامین صادرشده برای استفاده از غلات و گوشت بهمنظور تأمین منابع موردنیاز برای یک جنگ پرهزینه در مجارستان، ساکنان این منطقه را بسیار تحتفشار گذاشته و در هم کوبیده بود.
برداشتهای کشاورزی ناچیز و ضعیف، جنگ و دیگر دشواریها که برای مدتی طولانی ادامه پیدا کرده بودند، کاستیها و نواقص اساسی و مهمی را در ساختار و نظام تأمین منابع غذایی در امپراتوری عثمانی آشکار کردند. درحالیکه شرایط آبوهوایی نامطلوب تلاشهای حکومتی برای توزیع همان منابع و ذخایر غذایی محدود را هم مختل و متوقف کرده بود، قحطی با یک همهگیری مرگبار همراه شد و سرتاسر مناطق روستایی و رعیتنشین را درنوردید و به استانبول رسید.
تا سال 1596، مجموعهای از قیامها که رویهمرفته با نام شورش جلالی شناخته میشوند نیز فوران کرده بودند و به ریشهدارترین و دیرپاترین چالش داخلی در مقابل قدرت حکومت در طول شش قرن سلطه امپراتوری عثمانی تبدیل شده بودند.
کشاورزان و دهقانان، گروههای شبه کوچگر و همچنین رهبران محلی، همه با هم به این جنبش پیوستند و از طریق ایجاد موجی از خشونت، دزدی، راهزنی و بیثباتی به گسترش آن کمک کردند بهگونهای که این شورشها تا مقطعی قابلملاحظه در قرن هفدهم نیز ادامه پیدا کرد. همچنان که خشکسالی، بیماری و جنگ و خونریزی ادامه پیدا میکرد، مردم نیز مزارع و روستاها را ترک کردند و در جستوجوی سرزمینها و نواحی باثباتتر از آناتولی گریختند. دراینبین، بسیاری از مردم که وسایل و امکانات لازم برای ترک محل زندگیشان را نداشتند نیز در اثر قحطی کشته شدند.
تضعیف امپراتوری عثمانی
تا قبل از این مقطع، امپراتوری عثمانی یکی از قدرتمندترین رژیمها در مراحل ابتدایی جهان مدرن محسوب میشد. این امپراتوری قسمتهای طویلی از اروپا، آفریقای شمالی و خاورمیانه را در بر میگرفت و کنترل مقدسترین اماکن در ادیان اسلام، مسیحیت و یهودیت را در دست داشت. در طول یک قرن گذشته، سربازان عثمانی به آسیای مرکزی نفوذ کرده بودند، قسمت اعظم مجارستان را تصاحب کرده بودند و در امپراتوری هابسبورگ نیز پیشروی کرده بودند تا جایی که در سال 1529 تهدیدی برای وین محسوب میشدند.
قیام جلالی عواقب و نتایج سیاسی جدی و مهمی در پی داشت. حکومت عثمانی موفق شد تا سال 1611 آرامش و ثبات نسبی را به مناطق روستایی و حاشیهنشین آناتولی بازگرداند اما برای آن بهایی نیز پرداخت. اشراف و تسلط سلطان وقت عثمانی بر ایالتها و ولایات بهطور برگشتناپذیر و غیرقابلجبرانی کاهش یافته و تضعیف شده بود و این مانع داخلی در برابر قدرت و اعتبار امپراتوری عثمانی در حقیقت به فرونشاندن و محدود کردن گرایش عمومی این امپراتوری به توسعه و گسترش هرچه بیشتر، کمک کرد.
قیام جلالی مهر پایانی بر «عصر طلایی» پادشاهی عثمانی زد و این امپراتوری سترگ و باشکوه را وارد روند پیوسته و فزایندهای از توزیع و چندپارگی قدرت، موانع و مشکلات نظامی و همچنین سستی و ضعف اجرایی کرد که حکومت عثمانی را برای سه قرن باقیمانده آن با سختیها و دشواریهای فراوانی مواجه نمود.
تغییرات اقلیمی بهعنوان یک تهدید فزاینده
چهارصد سال بعد، مشکلات و فشارهای زیستمحیطی با آشوب و ناآرامیهای اجتماعی همزمان و همراه شد تا سوریه را وارد یک جنگ داخلی طولانیمدت و ویرانگر کند. این ستیزهها و درگیریها در پسزمینه ظلم و سرکوبهای سیاسی، همگام با جنبش موسوم به بهار عربی و همچنین در مراحل پایانی یکی از شدیدترین و وخیمترین خشکسالیهای سوریه در تاریخ مدرن این کشور ظاهر شد.
ارزیابی و برآورد میزان تأثیرگذاری و اهمیت نقش مشکلات زیستمحیطی در جنگ داخلی سوریه کار دشوار و پیچیدهای است چراکه همانند آنچه در ارتباط با قیام جلالی بیان شد، تأثیرات این پدیده در مورد خاص سوریه نیز به طرزی غیر قابل انکار و چشمپوشی، با فشارها و مشکلات اجتماعی و سیاسی مرتبط و بههمپیوسته بود. بااینوجود، روشن است که آمیزش و ترکیب خشن و بیرحمانه این نیروها را نمیتوان نادیده گرفت. به همین دلیل هم هست که امروزه متخصصان مسائل نظامی و جنگی از تغییرات اقلیمی بهعنوان یک «تهدید فزاینده» یاد میکنند.
جنگ داخلی سوریه که حالا کمکم وارد دومین دهه خود شده است، بیش از 13 میلیون سوری را از خانه و کاشانهشان بیرون رانده است. حدود نیمی از این جمعیت آواره و بیخانمان مجبور به سکنی گزیدن در مناطق دیگری در داخل کشور شدهاند، درحالیکه بقیه نیز در کشورهای همسایه، اروپا و ورای آن پناه جستهاند و بدین ترتیب بحران جهانی پناهجویان را بسیار شدیدتر و وخیمتر کردهاند.
درسهایی برای امروز و آینده
ممکن است که منطقه مدیترانه بهطور ویژه و خاصی در برابر تأثیرات و عواقب منفی گرمایش جهانی آسیبپذیر باشد؛ اما دو روایتی که بررسی کردیم بههیچوجه موارد انحصاری و منفردی نیستند. همچنان که درجه حرارت در سطح کره زمین افزایش مییابد، بحرانها و مشکلات مرتبط با اقلیم نیز بهطور فزایندهای روابط و کنشهای انسانی را مختل خواهند کرد، جنگها و درگیریها را تشدید خواهند کرد و مهاجرت را افزایش خواهند داد. در سالهای اخیر، کشورهایی که ارتفاع کمی از سطح دریا دارند، بهعنوانمثال بنگلادش، با سیل ویران شدهاند، درحالیکه خشکسالی زندگی مردم را در کشورهای شاخ آفریقا و آمریکای مرکزی واژگون و نابود و مهاجران بسیار زیادی را به کشورهای دیگر روانه کرده است.
تاریخ منطقه مدیترانه سه درس مهم درباره چگونگی پرداختن به موضوعات و مشکلات زیستمحیطی در جهان کنونی به ما میآموزد:
اول اینکه تأثیرات منفی تغییرات اقلیمی بهطور نامتناسب و ناعادلانهای بر دوش افراد فقیر و به حاشیه راندهشده سنگینی خواهد کرد، یعنی آن کسانی که کمتر از همه توانایی دادن پاسخ مناسب به این شرایط و وفق دادن خودشان با آن را دارند.
دوم اینکه چالشهای زیستمحیطی معمولاً وقتیکه با عوامل و نیروهای اجتماعی ترکیب شوند بیشترین آسیبها را به جوامع وارد خواهند کرد و البته این دو مسئله اغلب آنقدر به هم مرتبط هستند که نمیتوان آنها را از یکدیگر تمیز و تشخیص داد.
سوم اینکه تغییرات اقلیمی این پتانسیل را دارد که در سرتاسر جهان منجر به مهاجرت و اسکان انسانها در مناطق دیگر شود، محرکی برای بروز خشونت باشد، حکومتها را سرنگون کند و جوامع انسانی را به طرز ناگهانی و چشمگیری دگرگون سازد.
در نهایت تغییرات اقلیمی به اشکالی چشمگیر، پیشبینینشده و بهشدت نگرانکننده تکتک ما را متأثر خواهد کرد. همچنان که به این آینده میاندیشیم، خوب است این را هم در نظر داشته باشیم که میتوانیم در این خصوص درسهای بسیاری را از گذشتهمان فرابگیریم.
این مطلب ترجمه مقالهای است به قلم آندریا دافی، مدیر مرکز مطالعات بینالملل در دانشگاه ایالتی کلرادو، که در تاریخ 7 ژوئن 2021 در وبسایت کانورسیشن (theconversation.com) منتشر شده است. این سازمان رسانهای میکوشد نتایج پژوهشها و مقالات منتشرشده توسط محققان، متخصصین و دانشگاهیان در حوزههای مختلف را در دسترس عموم قرار دهد.



