او افزود: ما باید بپذیریم که ضعف در فیلمنامهنویسی یکی از مواردی است که در فیلمهای کوتاه باید مورد توجه قرار گیرد. موضوع فیلمنامههای ما با خود ما و حتی جامعه فرق دارد. این در حالی است که برای عمیقتر شدن فیلم لازم است فیلمنامه را زندگی کنیم. قطعا تمرین و نوشتن میتواند تأثیر بهسزایی در این امر داشته باشد. همچنین احمدرضا سیستان، کارشناس سینما و همچنین عضو هیئت انتخاب فیلمهای جشن دوم و سوم پاتوق فیلم کوتاه گفت: من نظر متفاوتی نسبت به این موضوع دارم. ما در این جشن، فیلمهایی را میبینیم که به موضوعهای مختلف میپردازند و فیلمسازها توانستهاند در آن زندگیهای مختلف را به تصویر بکشند. فیلمی که زندگی راستین را به تصویر بکشد اشتباهترین نوع فیلم است. فیلمها باید با تجربه زیست ما فاصله داشته باشد. نگاه ما نسبت به فیلمها باید عمیقتر باشد. بهتر است برای این امر به صورت مجزا به فیلمها بپردازیم.
باق سیب؛ استفاده خوب از نمادها
حیدری با اشاره به ساختار روایی فیلم «باق سیب» گفت: شناخت فیلمسازها از موضوعی که به آن میپردازند بسیار مهم است. متأسفانه این فیلمساز شناخت خوبی از موضوع نداشت. هنر ارتباط برقرارکردن با مخاطب نیز بسیار مهم است؛ اما این ارتباط باید با اشیای داخل فیلم هم صورت گیرد که این موضوع در این فیلم ناقص مانده است. تنها نکتهای که به خوبی در این فیلم به آن پرداخته شده، استفاده از نمادهاست که در آن فضای کودکانه به خوبی نشان داده شده است. منتها ما به عنوان تماشاگر باید متوجه نمادگرایی شخصیت اول این فیلم شویم. همچنین سیستانی در ادامه نقد این فیلم کوتاه گفت: معمولا نگاه هنرمند به زندگی با سایر افراد متفاوت است. در مکاتب مختلف هنر نیز به این موضوع اشاره شده است. بارها شاهد هنرمندانی بودهایم که زندگی متفاوتی داشتهاند و از این تفاوت رضایت دارند. در فیلم باق سیب، فیلمساز از ایدهای استفاده کرده که در اصل از این ایده رونمایی کرده، اما به خوبی به آن نپرداخته است.
بازگشت؛ انتخاب آگاهانه لوکیشن
حیدری با اشاره به ساختار فیلم«بازگشت» گفت: این فیلم هم یکی از فیلمهایی بود که در آن کارگردان به ایدهای که داشته به خوبی نپرداخته است. زمان فیلم میتوانست کوتاهتر باشد و در تدوین باید دقت بیشتری میشد. سیستان نیز درباره این فیلم گفت: یکی از معدود فیلمهایی که لوکیشن در آن به خوبی انتخاب شده، بازگشت است. انتخاب لوکیشن در این فیلم آگاهانه بوده اما چیزی که به تماشاگر القا میشود، ژانر وحشت است و ممکن است مخاطب این برداشت را داشته باشد که واقعا کسی در انباری میخواهد بازیگر نقش اول را آزار دهد. اما کارگردان در نقطه عطف فیلم توانست ورق را برگرداند و اطلاعات جدیدی را در اختیار تماشاگر قرار دهد. متأسفانه پایانبندی فیلم دراماتیک نیست و داستان به درستی پیش نرفته است.
اتاق زندگی؛ عقیم در محرک ایده
سیستان با اشاره به ساختار روایی فیلم کوتاه «اتاق زندگی» گفت: این فیلم متأسفانه در محرک ایده عقیم میشود. شاید حتی به فیلمنامه نرسد. در واقع فضاسازی به خوبی انجام شده است؛ اما از این فضا استفاده خوبی نشده است. در اصل از ایده رونمایی شده اما به خوبی به آن پرداخته نشده است. انفعال شخصیت در اصل در بیشتر فیلمها صورت گرفته و شاید این ضعف به عدم تکنیک فیلمنامهنویسی مربوط شود. همچنین حیدری اضافه کرد: یکی از نقاط قوت این فیلم طراحی صحنه است. ملیکا غلامی به این موضوع با دقت پرداخته است و فضای فیلم تماشاگر را به ایده نزدیکتر میکند.
سال صفر؛جای خالی یک معما
حیدری با اشاره به ساختار روایی فیلم کوتاه «سال صفر» گفت: ایده فیلم تا اواسط کار به خوبی پرداخت میشود و نقطه عطف قابل توجهی دارد. اما گرهای که در آن ایجاد شده متأسفانه به درستی فیلم را قابل هضم نکرده است. سیستان ادامه داد: اگر من جای کارگردان بودم، زاویه دیدم را از بازیگر اصلی به بازیگر محوری نمیبردم و میگذاشتم یک معما ایجاد شود. اما تدوین و صدابرداری به بهترین نحو انجام شده است. متأسفانه لوکیشنی که برای فیلم انتخاب شده نامناسب است. اتفاقاتی که در پایان فیلم میافتد انتخاب نویسنده است و این قطعا گامی است که در ابتدای فیلم برداشته شده است.
ساکنین بهشت؛ فیلم بیپایان
حیدری با اشاره به ساختار روایی فیلم کوتاه «ساکنین بهشت» گفت: از نظر من فیلم ساز تکلیف خود را نمیداند و مشخص نیست که میخواهد چه چیزی را نشان بدهد. احساس میکنم که فیلمساز ایدهای داشته و فقط میخواسته ایده را ارائه کند. پارادکسی که در این فیلم ایجاد میشود جای سؤال دارد. شاید اگر فیلمساز اینجا بود میگفت که فیلم را پایان باز ساختهام، اما این حرف برای من قابل قبول نیست. سیستان نیز درباره این فیلم گفت: از نظر من ایده خوب است، اما درست در جایی که فیلم میتوانست به نقطه عطف برسد فیلم به پایان میرسد. فیلمساز پیشزمینهای برای مخاطب ایجاد میکند؛ اما متأسفانه نتیجه را به ما نشان نمیدهد و فیلم به پایان میرسد.
سرور؛ همچنان دور شدن از نقطه عطف
سیستان با اشاره به ساختار روایی فیلم کوتاه «سرور» گفت: خوشبختانه کارگردان توانسته فضاسازی و پلانهای مختلف مضمونی که در نظر دارد را به مخاطب برساند. همچنین صداهایی که در طول فیلم میشنویم ستونهای فیلم را شکل میدهند و حتی توانستهاند پایههای فیلم را سرپا نگه دارند. اما ضعف این فیلم هم مانند بسیاری دیگر از این فیلمهایی که امروز دیدیم دور شدن از نقطه عطف، آن هم در زمانی است که مخاطب کاملا با آن ارتباط برقرار کرده است. فیلمسازان باید این موضوع را در نظر بگیرند که اسیر فیلمهای واقعگرای بلند نشوند و پایانبندی بهتری داشته
باشند. حیدری نیز درباره این فیلم گفت: گاهی با فیلمهایی روبهرو میشویم که ایده آن تازه نیست. ساخت این گونه فیلمها دورهاش تمام شده و این نوع برخورد با قصه بهروز نیست. فیلم با وجود همه المانهای خوبی که دارد، با تعدد شخصیت، با چالشی روبهرو است که متأسفانه نتوانسته آن را تحلیل کند.
میرا؛ نبود یکپارچگی
حیدری با اشاره به ساختار روایی فیلم کوتاه «میرا» گفت: بزرگترین مسئله این فیلم چرایی داستان است که متأسفانه به خوبی به آن پرداخته نشده است. این فیلم نمادین نیست و پیرنگ از پس قصه نیامده و فقط چیدمان صورت گرفته است. این ایده شبیه پازل نیست و هر تکه آن مفهوم متفاوتی دارد. احساس میکنم بزرگترین ضربهای که به این فیلم وارد شده فقدان تم و نداشتن یکپارچگی فیلمنامه است.
همچنین سیستان ادامه داد: کارگردانی غلط و میزانسنهای اشتباه منجر شده تا این پازل یکدست نباشد. این ایراد ممکن است به خاطر کارگردانی اشتباه باشد، نه نحوه نگارش فیلمنامه. شاید با خواندن فیلمنامه متوجه اشتباهمان شویم. همچنین به ارتباط بین دختر و سرباز به خوبی پرداخته نشده است. فضاسازی فیلم میتوانست به نقش مایع تبدیل شود؛ اما کارگردان از این نقطه قوت استفاده نکرده است. همچنین فیلم میتوانست کوتاهتر باشد و در تدوین آن باید دقت بیشتری به خرج داده میشد.
بین ما؛ پایبند به قرارداد
حیدری با اشاره به ساختار روایی فیلم کوتاه «بین ما» گفت: به نظر من نکته مثبت فیلم این است که ما خیلی زود متوجه داستان اصلی آن میشویم. اما بزرگترین ضربه فیلم جایی است که در پایانبندی دقت کافی نشده است. سکتهای که در فیلم اتفاق افتاد، ارتباط بین تماشاگر و فیلم را از بین میبرد. همچنین سیستان اضافه کرد: این فیلم یکی از معدود فیلمهای جشن پاتوق بود که داستان توسط دیالوگ پیش میرود و نه به واسطه تصویر. دوربین در خدمت فیلم است و جنس زیبای تصویر حفظ شده است. اما نکته مهمی که باید به آن پرداخت، برقراری ارتباط درست بین تماشاگر و شخصیتمحوری فیلم است. نکته قابل توجه دیگر این است که شخصیتمحوری فیلم در زمان کوتاه تغییر میکند و شاید اگر این اتفاق در فیلم بلند میافتاد، برای ما قابل باور تر بود. همچنین فیلمساز در فیلمنامه و کارگردانی به قراردادی که در ساختار بسته، پایبند است.
مازاد؛ یک پلان سکانس
سیستان با اشاره به ساختار روایی فیلم کوتاه «مازاد» گفت: این فیلم یک پلانسکانس بود. مشخص است که فیلمساز به نوع میزانسن ها توجه زیادی کرده است. کارگردان حتی با نشان دادن موتور سهترکه حس اضافی بودن که موضوع اصلی فیلم است را به تماشاگر القا میکند. همچنین پلان آخر فیلم یکپارچگی مفهوم را تثبیت میکند. قابل باور بودن یا قابل باور نبودن فیلم به اجرای فیلم بستگی دارد. نوع میزانسنها بیشتر تئاتری است تا سینمایی. پایانبندی این فیلم من را به یاد فیلمهای بهرام بیضایی انداخت و این میتواند نکته قابل توجهی برای فیلمساز باشد. فیلم نمادگرایانه است؛ اما نمادها از فضای فیلم خارج نمیشود.
ترس خود را جا بهجا میکند فیلمی که باید ساخته میشد
حیدری با اشاره به ساختار روایی فیلم کوتاه «ترس خود را جابهجا میکند» گفت: برای این فیلم خلاقیت زیادی به کار برده شده است. شاید از نگاه بسیاری از مخاطبان این فیلم غیر قابل باور باشد؛ اما فیلمی است که باید ساخته میشد. این فیلم فیلمی است که باید با احتیاط درباره آن حرف زد. چون همانجور که در بسیاری از جشنوارهها پذیرفته نشد، در بسیاری از آنها نامهها هم مورد تقدیر قرار گرفته است. سیستان افزود: این فیلم از معدود فیلمهایی است که تمام نکتههای فیلم کوتاه را رعایت کرده است. فیلمساز میدانسته از پلان اولی فیلم میخواهد در پلان آخر استفاده کند و این هماهنگی فیلمنامه و کارگردانی را میرساند.



