همه اهالی سینما اذعان دارند که تولید فیلم کوتاه دروازهای برای ورود به دنیای سینمای بلند است. طبیعی است که جوانان مستعد و علاقهمند به سینما نیز کارشان را با تولید فیلمهای کوتاه شروع کنند که هم هزینه تولید کمتری دارد، هم فضایی است برای آزمون و خطا و کسب تجربه.
جنگ رمضان بخشی ارزشمند از حافظه تاریخی و هویت ملی ایرانیان را شکل داده است. روایت این رویدادها از طریق سینما، مستند، فیلم کوتاه و دیگر هنرهای تصویری، نقش مهمی در انتقال تجربهها و ارزشهای آن دوران به نسلهای امروز و آینده دارد.
«جنگ رمضان» که در چندماه اخیر نام آن بر تارک تحولات غرب آسیا نقش بست، تنها یک درگیری نظامی گذرا نبود؛ بلکه تقابلی راهبردی و تمامعیار میان جبهه مقاومت بهویژه ایران اسلامی از یک سو، و رژیم اسرائیل همراه با حمایت همهجانبه آمریکا از سوی دیگر محسوب میشود.
رهبر معظم انقلاب، آیتالله سید مجتبی خامنهای، چندی پیش و به مناسبت روز بزرگداشت فردوسی، ضمن تأکید بر لزوم بعثت هنرمندان در امتداد بعثت مردم، تصریح فرمودند که حماسه حضور و دفاع و پیروزی ملت، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و ادب و هنر میگذارد تا همچون فردوسی برخیزند و فکر و قلم و زبان را با هنر درآمیزند و روایت خیزش عظیم ملت را در تاریخ، ماندگار کنند.
مدتهاست که اصفهان در فیلمها و سریالها جایگاه شایستهای ندارد. مدتهاست سریالی با امضای پررنگ اصفهان نمیبینیم.
آدمی بعد از آن روزی که چشم به دنیا باز میکند، دوباره متولد میشود؛ همانطور که پیش از مرگ هم بارها ممکن است در بازی زندگی بمیرد. مگر نه اینکه بعضی وقتها، در کشاکش روزهای سخت، میگوییم «مُردم و زنده شدم»؟
«جوانی جمعیت» و «فرزندآوری» در سالهای اخیر از حساسترین و در عین حال چالشبرانگیزترین موضوعات اجتماعی ایران بوده است. از آمارهای نگرانکننده کاهش موالید تا نگرانی بابت پیری جمعیت، این بحث به یکی از اولویتهای سیاستگذاری فرهنگی و رسانهای تبدیل شده.
«گریه کن، گریه کن، گریه کن»؛ چون گاهی باید گریه کرد و دیگر هیچ، انتخاب دیگری پیشرو نیست. گاهی زندگی، نَفَس، تسلی، در پناه گریه معنا مییابد، در آغوش اشکهای شفاف و روان و پرسروصدای نوزادی که بعد از انتظاری طولانی به روی دنیا چشم باز میکند.
طی دو ماه گذشته، برنامهسازان صداوسیما بیش از همیشه در تکاپو برای وطن بودهاند. آنها شب و روزشان را برای تولید برنامههایی با محوریت جنگ رمضان گذاشتند تا بتوانند میان مردم روحیه وطنپرستی را تقویت کرده و بعثت ایرانیها را با شیوههای مختلف روی آنتن شبکههای استانی و سراسری روایت کنند.
سریال «قصههای مجید» شاید خاطرهانگیزترین سریال برای ایرانیها باشد؛ سریالی شیرین با قصههایی پرکشش از دل کوچهها و محلههای اصفهان که درخشانترین برند را برای شهرمان تولید کرده است.
گروهی از مستندسازان مستقل با تکیه بر تجربه «ضیافت» و الهام از مکتب شهید آوینی، بیآنکه منتظر سفارش یا حمایت ارگانی باشند، فیلمبرداری از حضور خودجوش مردم را از همان ساعات اولیه آغاز جنگ شروع کردند.
«صدای هند رجب» (The Voice of Hind Rajab) به کارگردانی کوثر بن هنیه، فراتر از یک مستند یا اثر داستانی صرف، تجربهای سینمایی است که مرزهای ژانرها را در هم میشکند و مخاطب را با پرسشی اخلاقی روبهرو میکند: آیا سینما میتواند بدون افتادن در دام تماشاگرپسندی، صدای بیپناهی را به تصویر بکشد؟