هنوز یک راه مانده است. برای مایی که تمام پساندازمان حتی یک سفر تا کیش نمیشود، چه برسد به ترکیه و یونان و مصر. برای مایی که حقوق آخر برجمان کفاف زنده ماندن را هم نمیدهد. که از خروس خوان سحر تا بوق سگ سوار بر یک لکنته شهر را تابیدهایم و برای لقمه نان جانی کندهایم. مایی که از همه چیز زندگی خستهایم. که صفحات مجازی سلبریتیها و اینفلوئنسرها را به ذوق سفر کردن خواندهایم و بعد به صفحات خودمان برگشتهایم و پوزخندی زدهایم و بستهایم. مایی که روی ویلچر مینشینیم. نابینا هستیم یا ناشنوا و جهان با ما سر ناسازگاری دارد. برای مایی که دیدن اهرام ثلاثه یک آرزوست. بعلبک، ایفل، پیزا، دیوار چین، کوه فوجی، جنگل آمازون، آبشار نیاگارا یک عکس یا فیلم است در اینستاگرام. یک امکان برای همه ما هنوز مانده است. یک امکان ویژه.
خوبیش این است که برای این نوع از سفر نیازی به هیچ امکاناتی هم نداریم. حتی نیاز به کولهای برای هیچهایک کردن. دوچرخهای برای رکاب زدن. موتوری برای گاز دادن. کمپری برای پیمودن یا آفرودی برای درنوردیدن. نیازی به هیچ وسیلهای نیست. حتی نیازی به برنامهریزی هم نیست. نیازی به گرفتن هیچ ویزایی نیست. قرار نیست نگران ارزش پول و دلار و اعتبار پاسپورتتان باشید. فکر امنیتتان هم نباشید. این سفر امنِ امن است. برای اینگونه سفر کردن تنها یک دقیقه زمان نیاز است. همین. موبایلتان را بردارید و توی گوگل عبارت زیر را جستجو کنید: موسیقیهای بیکلام النی کارایندرو. این موسیقیها را میشود توی هر اپلیکیشن دیگری هم جستجو کنید. فرقی ندارد. مثلا ساند کلود. اسپاتیفای. یک جایی که اینها پشت سر هم پخش شوند. همین کافیست. موسیقیهای بیکلام کارایندرو البته پیشنهاد ماست. شما هرچه دوست دارید گوش کنید. مثلا لالاییهای پروین بهمنی مادر لالاییهای ایران. دو تار حاج قربان. موسیقی نواحی ایران. هرچه که به دل مینشیند و میپسندید و میبردتان. حالا چشمهایتان را ببندند و از اولین پنجره توی اتاق به بیرون پرواز کنید. به همین راحتی. از کوهها و درهها و کویرها چون عقابی تیزچنگال بگذرید. از روی جنگلهای پر درخت عبور کنید و خودتان را به نزدیکی دریا برسانید. بگذارید موسیقی همینطور پخش شود. بی وقفه. اعجاز صدا شما را حتما سحر میکند. کم کم صدای موج دریا را خواهید شنید. صدفهای توی ساحل را لمس خواهید کرد. آب دریا شن ساحل را به میان انگشتانتان خواهد آورد و کف پایتان را نوازش خواهد داد. نسیم دریا در موهایتان خواهد پیچید و رطوبت موج حالتان را جا خواهد آورد. حالا شما در سفرید. در کجا؟ بلخ؟ ری؟ تروآ؟ قم؟ رم؟ آتن؟ پکن؟ اصفهان؟ بخارا؟ و زیر لب زمزمه میکنید: چه زندگیهایی داشتم! تنها دیوانگان میدانند که چه زندگیهایی داشتم.2
مخاطبان عزیز لطفا سفر کنید. هرجور که شده. پیش از آنکه دیرتر شود. به هر طریق ممکن. سفر غذای روح شماست و در این گزاره شکی نیست. آدمی تنها یکبار عمر میکند و حیف است پیش از مرگ دنیا را نبینید و شهرها و جنگلها و دریاها را پشت سر نگذارد و تنها محدود به زندانی شود که در آن اسیر است. توصیه ما سفر در خیال است. در رویا. حتی در خواب. تنها چیزی که این روزها برایمان مانده است. گیرم که نان از سفره و کلمه از کتاب، چراغ از خانه و شکوفه از انار گرفته شده باشد.3
* شعری از احمد شاملو
2: شعری از رضا براهنی
3: شعری از سید علی صالحی



