در فصل 19/18 لیدز یونایتد با ثبت 6/64 درصد در آمار مالکیت در این بخش بالاتر از برنتفورد با 6/58 رتبه نخست را در مسابقات چمپیونشیپ به دست آورد. در فصل 20/19 که آنها به لیگ برتر صعود کردند مجدداً با همین آمار رتبه نخست این حوزه آماری را به دست آورد.
گرچه سبک بازی تیمها در لیگ جزیره گاهی تغییر میکند اما لیدزیونایتد همچنان بر سبک بازی خود و بازی مالکانه خاص خود باقی مانده است. حتی شکست سنگین آنها برابر منچسترسیتی نمیتواند آنها را از اهدافشان دور کرده و یا باعث شود دست به تغییر فلسفه بزنند، اما آیا مالکیت توپ فقط همان درصدی است که بیان میشود یا معانی دیگری هم دارد؟
مالکیت چیست؟
شاید برای شما جالب باشد که بدانید آماری که در انتها بهعنوان درصد مالکیت هر تیم بیان میشود بر اساس مدتزمانی نیست که آن تیم توپ را در اختیار دارد.
درگذشته ثبتکنندگان آمار از (ساعت شطرنج) برای ثبت این آمار استفاده میکردند. ساعت هرکدام از تیمها که توپ را در اختیار داشت زده میشد و زمانسنج تیم ادامه پیدا میکرد. این روش بسیار حساس و سخت و نیازمند دقت فراوانی بود، پس روش جدیدی ایجاد شد.
نحوه ثبت آمار توسط Opta
Optaبا محاسبه تمامی پاسهای تیمها و تقسیم آن بر کل پاسهای هر دو تیم عددی به دست میآورد و آن را بهعنوان درصد مالکیت معرفی میکند. در بازی 2 فرد تحلیلگر وجود دارد که هرکدام اتفاقات، حرکات و تمام نکات هر تیم را ثبت میکند. این دادهها با یک کد زمانی و مشخصات X وy ثبت میشود.
بنابراین بر مبنای Optaمالکیت توپ به معنی نسبت پاسهای کامل بر کل پاسهای بازی است و نکته مهم این است که معیار زمان در آن دخالت ندارد. گرچه معیار زمان بههرحال در این آمار تأثیرگذار است اما مؤلفه اصلی نیست. درصد مالکیت گرچه بسیار مهم و تأثیرگذار است اما همه نکات را درباره بازی بیان نمیکند. بهطور مثال درباره نتیجه و نیز روند بازی ودیگرنکات آن هیچ اطلاعات موثقی از آن قابلدستیابی نیست.
مالکیت یک پدیده دوسویه است یعنی اگر شما توپ را در اختیار داشته باشید تیم حریف قطعاً آن را در اختیار نخواهد داشت و نیز بالعکس. مالکیت تقسیم میشود و به صورتی به اشتراک گذاشته میشود که زنجیره متناوبی از مالکیت در طول مقاطع بازی ایجاد میشود. اگر تیمی در یک مدتزمانی از بازی 10 مرتبه مالکیت توپ را به دست بیاورد تیم دیگر 9، 10 و یا 11 دفعه مالک توپ میشود. این مورد معیار جدیدی به ما میدهد که میتواند ما را به مفهوم مالکیت نزدیک کند.
انتقال مالکیت
دریک بازی هردو تیم قطعاً در زمانهای متفاوتی مالک توپ هستند، پس امکان اینکه در انتها آمار تیمی در بحث مالکیت100درصد بشود غیرممکن است. گاهی مشاهده میکنیم که درصد مالکیت هر دو تیم 50 درصد است. پس چگونه تیمی بهراحتی پیروز شده است؟
اگر فقط بر طبق تعریف خام مالکیت بخواهیم قضاوت کنیم، همهچیز برابر است، اما با توجه به نکات مؤثر در مالکیت بهخصوص موارد انتقال مالکیت یک تیم توانسته برتری را ایجاد کند. نکته مهم بهترین استفاده از زمان در اختیار داشتن توپ و نیز بهترین استفاده از پاسها و حرکات است.
نکته دیگر این است که یک تیم چه مقدار از انتقال مالکیت بهره برده و چه مقدار آن را حفظ کرده است. این نکات و مجموعه نکات دیگر باعث میشود یک تیم با درصد مالکیت مساوی بهراحتی پیروز شود.
با نگاهی دقیقتر متوجه میشویم که درمجموع انتقالهای مالکیتی که در بازی صورت گرفته است، تیم پیروز از 100انتقال و تیم شکستخورده از 50 انتقال استفاده و بهره برده است. این خود نشاندهنده این است که بازی در دستان تیم پیروز و مناسب خواسته آنان بوده است.
نگاهی دقیقتر به انتقال مالکیت
در اینجا جدولی بسیار کاربردی و مناسب برای نشان دادن انتقال مالکیت را مشاهده میکنیم.
همانطور که مشاهده میکنید تیمی که بیشترین انتقال توپ را داشته ساوتهمپتون است؛ که بهطور متوسط 100 انتقال توپ در هر بازی ثبت کرده است.
هرچه تعداد انتقالهای مالکیت بیشتر باشد، بیانگر این است که مدتزمان در اختیار داشتن توپ در هر بازه زمانی کمتر است.
ساوتهمپتون تحت هدایت هازن هوتل طبق این آمار عموماً مدتزمان زیادی توپ را در اختیار ندارد و آمار از دست دادن توپ آنها زیاد است. در انتهای جدول منچسترسیتی را مشاهده میکنیم که انتقالهای مالکیت آن حدوداً 85 است.
این به چه معنا است؟ ما میدانیم منچسترسیتی دارای مالکیت بسیار بالایی است. پرس شدید آنها و نیز نحوه پاسکاری این تیم باعث ثبت آمار مالکیت بالایی از جانب آنها میشود، اما انتقالهای مالکیت منچسترسیتی بسیار کم است و بازههای طولانیتری توپ را در اختیار داشته و کمتر از دست میدهند.
لیدز یونایتد و انتقال مالکیت
در جدول شکل زیر انتقالهای مالکیت تیم لیدز یونایتد در مسابقات چمپیونشیپ را مشاهده میکنیم.
درباره لیدز چه مشاهده میکنیم؟ لیدزیونایتد در کمال تعجب در بالای جدول با 100 انتقال مالکیت قرار دارد.
بااینکه که آنها نیز همچون منچسترسیتی آمار64 مالکیت را داشتهاند اما 15 انتقال مالکیت بیشتر از منچسترسیتی دارد. بهعنوانمثال منچسترسیتی در یکی از مسابقات گذشته خود بازی بسیار پر انتقال و سرعتی را به نمایش میگذارد اما در دقایق انتهایی مسابقه با آوردن فرناندینیو به بازی سرعت را گرفته و مالکیت بیشتری را با انتقال کمتر ایجاد کرد.
این به آن معنی است که لیدز یونایتد در مالکیت مشابه با منچستر سیتی در هر مالکیت زمان کمتری صاحبت توپ است. آنها گرچه توپ را از دست میدهند اما بسیار سریع آن را دوباره تصاحب میکند تا مالکیت خود را دربازی حفظ کنند. این مطلب نشان میدهد که لیدز توپهای بیشتری را ازدستداده و بهاصطلاح انتقالیتر بوده است.
درنهایت باید گفت همانطور که در این مقاله نیز به آن اشاره شد، نتیجهگیری در فوتبال بر اساس فاکتورهایی بیش ازآنچه در آمار ساده و یا حتی قاب تلویزیون مشاهده میکنیم است.
نهتنها بحثهای تجاری و اقتصادی تأثیری هرچند غیرمستقیم و کم در آن دارند، بلکه مسائل روانی نیز بر آن مؤثر است. ما در این مقاله صرفاً به جنبههای جزئیتر در بحث مالکیت پرداختیم و قطعاً فوتبال، این پدیده بسیار بزرگ چیزی بسیار فراتر از این است.



