این مجسمه تصویری از بازیکن و یک مربی نیست، بلکه شما سه سرباز را در این مجسمه مشاهده میکنید. در کتیبهای که در پایین این مجسمه است آمده است: تقدیم به هواداران باشگاه در 13 می1990 که جنگ با صربستان را در این زمین آغاز کردند.
این کتیبه و مجسمه به یک رویداد خاص در مسابقه فوتبالی که در آن زونیمر بوبان در مرکز ماجرا قرار گرفت و با یک ضربه جنگ را شروع کرد، اشاره دارد. درزمانی که بازی بین دیناموزاگرب و ستاره سرخ بلگراد برگزار شد، پسزمینه جنگ و خصومتی از قبل وجود داشت.
یوگوسلاوی از قبل در آستانه جنگی بود که پس از پنج سال باعث غرق شدنش شد. جمهوری کرواسی یک ماه قبل از برگزاری این مسابقه انتخابات برگزار کرده بود و فرانکو توجدمان، نامزد هوادار استقلال این کشور پیروز شد. توجدمان و یارانش که با صربهای میانهرو و شهرنشینان ساکن در شهرهای بزرگ کرواسی مانند زاگرب آشنا بودند؛ واکنش صربها در سایر نقاط کشور را تهدیدی برای شیوه حکومت خود میدانستند. درواقع یک کمپین رسانهای از بلگراد به راه افتاده بود که ادعا میکرد صربها در کرواسی در زیر تهدید نسل کشی زندگی میکنند.
این تبلیغات فقط برای برانگیختن تنشهای قومی بود. بسیاری از صربها در کرواسی، ناسیونالیسم کرواتی غیرقابلتوجیه توجدمان را یک فاشیسم خزنده میدانستند. در دوران سلطنت تیتو بر یوگوسلاوی، حقوق سیاسی ملی سرکوب شد. کروات، صرب، مونتهنگرو، آلبانیایی، بوسنیایی، مسلمان، کوزوو، مقدونی و اسلونیایی همه در زیرمجموعه دولت پهناور یوگوسلاوی قرارگرفته و بنابراین پس از پیروزی توجدمان بسیاری از کرواتها به دنبال دوره جدیدی برای دولت خود بودند. در این زمان ناسیونالیسم کروات از مخفیگاه بیرون آمد و پرچم sahovnica سپر هرالدیک قرمز و سفید که اکنون بر روی لباس تیم ملی کرواسی نیز مشخص است، از ساختمان آویزان شد.
کرواتی جایگزین صربی بهعنوان زبان دولت شد و تعداد زیادی از صربها به دلیل اینکه ملیت معیاری برای استخدام بود، بیکار شدند. درگذشته صربها در کرواسی حدود 12 درصد جمعیت را تشکیل میدادند اما تقریباً 18 درصد مناصب رسمی را در اختیار داشتند.
موضع طرفداری از استقلال و ملیگرایی توجدمان باعث شد که کرواسی با صربستان و اسلوبودان میلوسویچ، رهبر حزب کمونیست صربستان درگیری داشته باشد. میلوسویچ اتحاد را ترویج میکرد و به تداوم یوگوسلاوی یکپارچه تحت کنترل صربها اعتقاد داشت.
میلوسویچ قبلاً کنترل خود را بر مناطق خودمختار سابق کوزوو و وویوتینا تثبیت کرده بود اما کرواسی، اسلوونی و بوسنی که همگی بهشدت خواهان خودمختاری بودند. تنشهای سیاسی هیچ مانعی برای برگزاری لیگ فوتبال یوگوسلاوی که تیمهایی از همه جمهوریهای یوگوسلاوی در آن حضور داشتند ایجاد نکرد و مسابقات برگزار شد.
در 13 می1990 ستارهسرخ بلگراد به زاگرب رفت تا در ورزشگاه ماکسمیر به مصاف دینامو برود. طرفداران دو تیم خشن و پرتنش بودند. اولتراهای ستاره سرخ با عنوان Delije شناخته میشدند که رهبری آنها را جنگسالار مشهور صرب زلیکو رازناتوویچ، معروف به آرکان بر عهده داشت و اولتراهای دینامو به Bad Blue Boys (BBB) معروف بودند. درگیری بین این دودسته از طرفداران موضوع جدیدی نبود.
حتی درگیری در مسیرهای منتهی به ورزشگاه نیز انتظار میرفت و برنامهریزیشده بود. درگیریها در خارج از زمین و در خیابانهای زاگرب آغاز شد و به داخل زمین نیز ادامه یافت. گزارشهای متفاوتی درباره اتفاقات به وقوع پیوسته منتشرشده اما به نظر میرسد که Delije قبل از شکستن صندلیها و پرتاب آن به سمت طرفداران رقیب شروع به سردادن شعار «زاگرب صربستانی است» کردند. در سوی دیگر اولتراهای دینامو شروع به پاره کردن بنرهای ستارهسرخ کردند و پسازآن هر دودسته به سمت یکدیگر یورش بردند.
بازیکنان ستارهسرخ بهسرعت از ورزشگاه خارج شدند اما اکثر بازیکنان دینامو در زمین باقی ماندند و زمینه برای خلق لحظهای ماندگار توسط بوبان فراهم شد. هافبک 21 ساله و کاپیتان باشگاه دیناموزاگرب در آن زمان با مشاهده یکی از هواداران دینامو که توسط پلیس موردحمله قرارگرفته بود با یک ضربه پلیس را سرنگون کرد و به آن هوادار اجازه داد فرار کند. این لحظه توسط یک دوربین ثبت شد و بوبان بهسرعت به یک قهرمان مردمی کروات تبدیل شد. نمادی برای جنگ برای دفاع از هموطن.
بوبان 9 ماه توسط اتحادیه فوتبال یوگوسلاوی تعلیق شد. جام جهانی 1990 را از دست داد و در سراسر صربستان مورد سرزنش قرار گرفت. البته او بسیار سریع ازآنجا رفت و در سال 1991 به آث میلان پیوست. علیرغم دوران درخشان فوتبال بوبان به عقیده بسیاری این مهمترین کاری بود که بوبان انجام داد. او به یک افسر پلیس لگد زد و نه به توپ.
شورشها در زاگرب و استادیوم ماکسیمیر بهعنوان آغاز غیررسمی جنگ استقلال کرواسی، یکی از جنگهای یوگوسلاوی که بین سالهای 1990 تا 1995 ادامه داشت شناخته میشود و مرگبارترین درگیری در اروپا از زمان جنگ جهانی دوم به شمار میرفت. اعتقاد بر این است که حدود 140000 نفر در طول این جنگ جان خود را از دست دادند و بیش از دو میلیون نفر آواره شدند. بربان هرگز فکر نمیکرد که یک ضربه برای دفاع از یک هموطن، پیش درآمدی بر چنین رویدادهایی است. یک مسابقه فوتبال شروع یک آینده بود . بازی 13 می1990 ثابت کرد که فوتبال بیش از یک بازی میتواند باشد. فوتبال گاهی خود جنگ است.
فوتبال گاهی جنگ است
در بسیاری از استادیومهای فوتبال، مجسمهای در خارج از محوطه استادیوم نصبشده است. معمولاً مربیان افسانهای، کاپیتانهای تیم و یا گل زنان جاودانهای که در تاریخ باشگاه ثبتشدهاند از افرادی هستند که مجسمشان ساختهشده است. یکی از مجسمههایی که ممکن است عجیب به نظر برسد و توجه بسیاری را معمولاً به خود جلب کند را میتوان در خارج از استادیوم ماکسیمیر، در زاگرب کرواسی که خانه تیم دینامو زاگرب است مشاهده کرد.
-
امیرعباس شریفی
خبرنگار گروه ورزش



