آسیبِ آسیب‌ها به چهارباغ

سرما سیلی می‌زند به ‌صورت و سوزش تا استخوان آدم نفوذ می‌کند! یکی‌دو ساعت مانده به غروب آفتاب. صدای قارقار کلاغ‌های پناه‌برده به شاخه‌های خشک و عبوس درختان که زمستان آن‌ها را لخت و عریان کرده، پیچیده به صدای پچ‌پچ‌ها و خنده‌های آدم‌ها در میانه چهارباغ؛ ساکنان پیاده‌راهی که بیشترشان جوان و نوجوان هستند و چهارباغ، حالا پاتوقی برای گذراندن ساعاتی در کنار دوست و آشنا یا خانواده‌شان شده است؛ جایی برای گپ و گفت‌وگو و تماشای ویترین رنگارنگ مغازه‌ها یا کافه‌گردی و نوشیدن یک فنجان قهوه داغ یا نشستن روی صندلی‌هایی که دورتادور حوض آب و آب‌نماها چیده‌شده و تماشای جریان زندگی در جایی که محل تلاقی آدم‌های بالانشین و پایین‌نشین شهر است و هزینه چندانی هم برایشان ندارد.

تاریخ انتشار: 09:09 - سه‌شنبه 17 اسفند 1400
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه

 در میان این همهمه و شلوغی‌ها و ترددهای وقت و بی‌وقت به چهارباغ، حضور برخی از آدم‌ها توی ذوق می‌زند؛ همان‌هایی که به «لش‌پوش»های چهارباغ معروف هستند؛ گعده‌های کوچک چهار یا پنج‌نفره از پسران و دختران کم‌سن‌وسال با پیراهن و شلوارهای سیاه و لش و آرایش‌های غلیظ و زننده که هیچ سنخیتی با سن‌وسالشان ندارد و با ادبیاتی رکیک و زننده باهم صحبت می‌کنند.

بی‌پروا در ملأعام مواد می‌کشند

تعداد لش‌پوش‌ها کم نیست؛ گله‌به‌گله چهارباغ سیگار به‌دست گرفته‌اند و لابه‌لای جمعیت حضور دارند. هرچه هوا رو به تاریکی می‌رود، تعدادشان به‌ویژه حول‌وحوش بدنه شرقی چهارباغ بیشتر می‌شود؛ مثل آرمان 13ساله که پکی عمیق به سیگار  می‌زند و دودش را در هوا سرد می‌کند. حلقه‌های دود بالا می‌رود و در سرمای هوا می‌ماسد. سیگار بین سه‌چهار تینیجر دیگر می‌چرخد و آرمان و دوستانش صدایشان به خنده و شوخی بلند می‌شود. می‌گوید: «تنها سرگرمی‌مان همین است که عصرها با هم اینجا قرار بگذاریم و دورهم جمع شویم. “سیگاری” دود کنیم و چندساعتی از غرزدن‌ها و گیردادن‌های خانواده‌هایمان دور شویم!»
صدای کسبه و آن‌هایی که به این معبر رفت‌وآمد دارند، اما درآمده است: «دخترها و پسرهای جوانی را می‌بینم که “سیگاری” را روشن می‌کنند و دست‌به‌دست هم می‌چرخانند.» این جمله‌ها را زن میان‌سال گل‌فروشی می‌گوید که از صبح تا اوایل شب در مغازه‌اش مشغول کار است و مدام به چهارباغ رفت‌وآمد دارد. مغازه‌اش در یکی از پاساژهای قدیمی چهارباغ است و هرازگاهی که فرصت داشته باشد، برای استراحت از مغازه بیرون می‌آید تا در این پیاده‌راه قدم بزند و خستگی درکند: «برای این نوجوان‌ها و جوان‌ها اصلا مهم نیست که دیگران متوجه مصرف آن‌ها می‌شوند. بارها دیده‌ام مغازه‌دارها یا عابران به آن‌ها تذکر داده‌اند؛ ولی انگارنه‌انگار!» پیرمرد دیگری که در چهارباغ ساعت‌فروشی دارد هم از این موضوع شاکی است. او ضلع شرقی چهارباغ را که خلوت‌تر و کم‌ترددتر است، پاتوق این آدم‌ها می‌داند: «چهارباغ جای این کارها نیست؛ چون خانواده‌ها در آن رفت‌وآمد دارند. هم‌جواری پارک شهید رجایی با این پیاده‌راه باعث شده تا نوجوانان و جوانان به‌راحتی به مواد دسترسی پیدا کنند و با فروشندگان آن در تماس باشند.»

چهارباغ ناامن می‌شود؛ اگر…

 کسبه و اهالی چهارباغ فقط از حضور مصرف‌کنندگان و فروشندگان مواد در این پیاده‌راه گله ندارند؛ بلکه می‌گویند بعضی وقت‌ها آدم‌هایی هم به چهارباغ رفت‌وآمد می‌کنند که بی‌شباهت به اراذل‌واوباش نیستند؛ آدم‌هایی که «امنیت چهارباغ را به خطر می‌اندازند و چهره آن را مخدوش می‌کنند.» این‌ها را مرد میان‌سالی می‌گوید که در پاساژ ایفل نقره‌فروشی دارد و حدود 40 سالی می‌شود که ساکن چهارباغ است: «البته اکنون حضور اراذل‌واوباش در چهارباغ نسبت به سال‌های قبل کمتر شده است، ولی بازهم هستند آدم‌هایی که با ادبیات رکیک و زننده و با سرووضعی نامناسب به چهارباغ رفت‌وآمد دارند یا اینکه با همدیگر دعوا می‌کنند و خط‌ونشان می‌کشند.»
 ازنظر زنی که محل کارش نزدیک چهارباغ است و هرروز در آن تردد می‌کند، همه این موضوع‌ها باعث ایجاد ناامنی و حضور کمتر خانواده‌ها در چهارباغ می‌شود. می‌گوید: «وقتی چهارباغ ناامن شود و معتادان و اراذل‌واوباش به آن رفت‌وآمد زیادی داشته باشند، مسلما خانواده‌ها و آن‌هایی که معقول‌تر هستند، به چهارباغ رفت‌وآمد نمی‌کنند و به فرزندانشان هم اجازه حضور نمی‌دهند؛ چون این مکان دیگر سالم نخواهد بود.» موضوعی که به نظر یکی از کسبه چهارباغ در درازمدت می‌تواند بر کار و درآمد کسبه نیز تأثیر بگذارد: «اگر چهارباغ پاک‌سازی شود، حضور خانواده‌ها نیز در این پیاده‌راه بیشتر می‌شود؛ چراکه اکنون هم‌جواری این پیاده‌راه با چهارباغ باعث شده است دسترسی افراد بهتر شود و خانواده‌ها تمایل بیشتری به حضور در این مکان داشته باشند.»

هویت اصفهان در چهارباغ به نمایش گذاشته شود

میز فرهنگ شهرداری اصفهان به‌منظور سامان‌دهی چهارباغ عباسی با مشورت و تعامل جمعی از نخبگان و فعالان شهری و ذی‌نفعان چهارباغ و همچنین جامعه‌شناسان  به بررسی و آسیب‌شناسی مشکلات این پیاده‌راه در سه حوزه اجتماعی، فرهنگی و کالبدی پرداخته است. میز فرهنگ همچنین در حال مطالعه و بررسی عمیق این معضل‌ها است. مریم کریمی، محقق و پژوهشگری که سال‌هاست به بررسی مشکلات چهارباغ پرداخته نیز دراین‌باره می‌گوید: «با پیاده‌راه‌شدن چهارباغ گروه‌های مختلفی از جامعه به این گذر روانه شدند؛ از پیر تا نوجوان و جوان. ورود جمعیت‌های مختلف به چهارباغ باعث شده است اکنون شاهد حضور نوجوانان و جوانانی با ظاهری نابهنجار باشیم که شاید قبلا مشابه آن‌ها را در خیابان نظر می‌دیدیم.»
به گفته کریمی، این مسئله ریشه در فرهنگ و تغییرات فرهنگی دارد که چهارباغ بستری برای بروز و خودافشاگری آن‌ها شده است؛ مثل زمانی که به‌وفور در پارک شهید رجایی شاهد بروز آسیب‌های اجتماعی مانند خریدوفروش مواد و استعمال آن بودیم. تا پیش‌ازاین چهارباغ یک خیابان بود؛ اما اکنون ‌که به پیاده‌راه تبدیل ‌شده است، امکان کنشگری به تمام آدم‌هایی که قابلیت تردد در شهر دارند، می‌دهد؛ بنابراین حالا تمام زخم‌های فرهنگی و آسیب‌ها در چنین بستری خودنمایی می‌کنند. باید توجه داشت که مسائل و مشکلات اجتماعی نیز مدام در حال تغییر است و برنامه‌ریزان باید این موضوع را مورداهتمام خود قرار دهند.»
 این‌گونه که او می‌گوید: «در دوره قبل مدیریت شهری، هیئت‌امنایی از کسبه قدیمی چهارباغ تشکیل شد؛ منتهی اکنون فعالیت آن‌ها متوقف شده است. اما مسئله‌ای که دراین‌باره وجود دارد این است که این افراد صرفا مغازه‌دار بودند؛ مثلا آن‌ها موافق بودند که باید از رواج خنزرپنزرفروشی‌ها یا اغذیه‌فروشی‌ها که ممکن است به هویت چهارباغ لطمه بــزننــد، جــلــوگیــری شـــود؛ این در  حـالـی است که این موارد بــه‌هیــچ‌عنــوان نـمـی‌تـوانـد موجب کاهـش آســیـب‌هــای اجتماعی در چهارباغ شود.» او ادامه می‌دهد: «در چهارباغ چند پاساژ وجود دارد که از آن‌ها استفاده‌ای نمی‌شود و تبدیل به متروکه شده‌اند. تمام اجتماع‌هایی که در چهارباغ وجود دارد، حول همین پیاده‌راه است و تمام آسیب‌ها نیز در این گذر انجام می‌شود. اگر تمرکز مغازه‌ها را به داخل پاساژها ببرند و به آن‌ها رونق بدهند، شاید از اجتماع‌هایی که در چهارباغ وجود دارد، کاسته شود.»