تعهد و تخصص لازمه اخلاق اجتماعی

انسان ذاتا موجودی اجتماعی است و اساسا تشکیل یک نظام اجتماعی مبتنی بر یک هدف مشخص از ضروریات زندگی انسان‌هاست. 

تاریخ انتشار: 02:22 - پنجشنبه 5 خرداد 1401
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
اجتماعی‌بودن افراد منجر می‌شود تا وظایف و حقوقی برای هر فرد در قبال سایر افراد تعریف شود.در جامعه اسلامی ما نیز افراد بر مبنای اشتراکات دینی موظف به رعایت حقوق یکدیگرند.البته انجام وظایف فقط به وظایف بین‌فردی منحصر نمی‌شود؛ بلکه میان حکومت و مردم نیز حقوق و وظایف مشخصی وجود دارد. هر جامعه‌ای ناگزیر است برای اداره بهتر، مدیران و کارگزارانی را انتخاب کند و مسئولیت‌هایی را به آن‌ها بسپارد تا در سایه این مسئولیت‌پذیری، سعادت دنیوی و اخروی مردم تأمین شود.یکی از مهم‌ترین و می‌شود گفت اولین شرط پذیرش مسئولیت، تعهد است. منظور از تعهد پای‌بندی افراد به اصولی است که حاکم بر آن اجتماع است. تعهد به‌نوعی منجر به التزام اشخاص به کار می‌شود. وقتی اشخاص در قبال مسئولیت خویش و در برابر مردم و جامعه متعهد باشند، هرگز حاضر نمی‌شوند خط‌قرمزهای اخلاقی و شرعی را زیر پا بگذارند. اگرچه کنترل‌کننده‌های بیرونی قادرند از طریق بازرسی و بررسی رفتارهای مدیر یا مسئول، میزان تعهد او را بسنجند، آنچه بیش از کنترل‌کننده بیرونی می‌تواند یک مدیر را پایبند به تعهداتش کند، کنترل‌کننده‌های درونی است.تعهد امری باطنی است که از درون انسان می‌جوشد و حاصل تهذیب و تقوای انسان است. بنابراین، آن‌ها که روحشان به مادی‌گرایی گره می‌خورد، کمیت تعهدشان می‌لنگد. آنچه در کنار تعهد، کار رسیدگی به خلق خدا را آسان می‌کند، تخصص است. علم و آگاهی‌داشتن برای مدیران در همان زمینه‌ای که فعالیت می‌کنند، از لوازم مدیریتشان است.در داستان حضرت یوسف (ع) آمده است که وقتی پادشاه مصر تصمیم گرفت مسئولیتی را به یوسف واگذار کند، او گفت:«قال اجْعلنی علی خزائِنِ الارْضِ إنی حفیظ علیم.» «مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرار ده که هم نگهدارنده و هم آگاهم.»در واقع، دو ویژگی حفیظ و علیم که در این آیه آمده، اشاره به تعهد و تخصص دارد. آنچه امروز در برخی از جریانات و اتفاقات اجتماع شاهد هستیم، مانند آنچه در متروپل آبادان اتفاق افتاد، ناشی از گزینش‌های غیرمنطقی است که نتیجه‌اش انتخاب مدیرانی می‌شود که مجهز به یکی از ابزار تعهد یا تخصص یا حتی هر دو نیستند.مکتب علمی امام صادق (ع) مکتبی است که تعهد و تخصص را در کنار یکدیگر ارج می‌نهد. امام شاگردان متعددی را تربیت کردند؛ به‌گونه‌ای که در آن علم، به تخصص کافی رسیدند و آن شاگردان، خودشان استاد شاگردان دیگری شدند؛ افرادی همچون زرارة‌بن‌اعین، متخصص در فقه، هشام‌بن‌حکم، متخصص در کلام و مسائل اعتقادی و جابربن‌حیان، متخصص در مسائل شیمی و… که هرکدام زمینه‌ساز تحولات اجتماعی و فکری در دوران خود بودند.شرایط عصر امامت آن حضرت به‌گونه‌ای بود که ایشان مجاهدت‌های زیادی در تعلیم و تربیت امت اسلامی متحمل شدند. در واقع، تکیه ایشان بر تربیت شاگردانی که هم اهل تعهد باشند و هم در رشته‌ای خاص تخصص یابند، به‌وضوح مشهود است.تقسیم ‌کار امام صادق (ع) در میان شاگردان به‌گونه‌ای بود که هرکدام را متناسب با توانمندی و علاقه‌ای که داشتند، به تخصص در بخشی از علوم فرا می‌خواندند. نقش بی‌بدیل آن حضرت در شبهه‌زدایی، برگزاری کرسی‌های علمی، ایستادگی در برابر موج تبلیغات بیگانگان، تربیت چهارهزار شاگرد و ابتکار آن حضرت در ترسیم و تفکیک رشته‌ها و شاخه‌های مختلف علوم، همه نشان از توجه آن حضرت به تخصص است.برخی از افراد تصور می‌کنند از طریق رانت و برخورداری از شرایط ویژه قادر خواهند بود که به اهداف خویش جامه عمل بپوشانند؛ اما امام صادق(ع) تأکید می‌کنند که کار بدون علم و بصیرت منجر به دوری انسان از هدف خواهد شد.در روایتی از ایشان چنین می‌خوانیم:«الْعامِل علی غیر بَصیرة کالسَّائِر علی غیر الطریق لا یزیده سرعة السَّیرإلا بعدا.» «هرکه بدون بصیرت عمل کند، مانند کسی است که بیراهه می‌رود؛ هرچند شتاب کند از هدف دورتر شود.»حضرت امام صادق (ع) دربیانی دیگر، سپردن کار به انسان غیرمتعهد و غیرمتخصص را نوعی خیانت قلمداد کرده و می‌فرمایند:«ما ابالی ائتمنت خائنا أو مُضیعا.» «برای من تفاوتی نمی‌کند که امانت را به خیانتکار بسپارم یا به تباه‌کننده.»منظور این است که وقتی کسی امانتی در دستش است، حال چه آن امانت مادی باشد یا معنوی، فرقی نمی‌کند، چه مال مردم امانت باشد یا جان، تفاوتی ندارد، چه مسئولیتی به شکل امانت در دست کسی باشد یا وظیفه‌ای، تفاوتیندارد. آنچه مهم است، این است که آن شخص ضایع‌کننده و تباه‌کننده امانت نباشد. طبیعتا نداشتن تعهد یا تخصص در هر کار منجر به تضییع آن کار می‌شود و خسارت‌های جبران‌ناپذیری را به بار می‌آورد و امام‌صادق (ع) پذیرفتن این مسئولیت‌ها را بدون دارا بودن شرایط، نوعی خیانت می‌دانند.