در این صفحه، قصد داریم فعالان فرهنگی شهرمان را بشناسانیم. اگر بخواهیم اکوسیستم فرهنگی شهر را بهخوبی بشناسیم، باید مجموعههای فرهنگی را بشناسیم؛ مجموعههایی که آبوهوای شهر را از لحاظ فرهنگی و اجتماعی تمیز میکنند و همچنین، میکوشند سبک زندگی اسلامی را ایجاد کنند.هدف ما در این بخش، معرفی این مراکز است تا از یک سو، مردم با فعالیتهای این مراکز آشنا شوندو از سوی دیگر، این مجموعهها در نتیجه دیدهشدن، به اهمیت کارهایشان بیشتر پی ببرند. هدف دیگر، ایجاد پل ارتباطی با این مجموعههاست تا مردم بتوانند از این ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی استفاده کنند.ورود روزنامه اصفهان زیبا به عنوان یکی از رسانههای فرهنگی شهر، برای معرفی مجموعههایی که در شهر اصفهان برای خدمت فرهنگی و اجتماعی به مردم بهصورت خودجوش در حال فعالیتاند، بسیار مبارک و اثرگذار خواهد بود.علیرضا دوستانی شخصیت فرهنگی نامآشنایی در سطح اصفهان است که مانند جهادگران عرصه دفاع مقدس و کرونا، مشغول شناسایی خلأهای فرهنگی شهر است و برای رفع این کمبودها میکوشد. در این شماره، به سراغ این فعال فرهنگی رفتهایم تا درباره دغدغههایش و روند انجام فعالیتهای فرهنگی با او گفتوگو کنیم.
اصفهان در همه زمینهها، بهخصوص در حوزه فرهنگ، نیروی انسانی شایستهای دارد و این ظرفیت فوقالعاده از دیرباز همراه مردم بوده است.برای بررسی شروع فعالیتهای فرهنگی در اصفهان پس از انقلاب، به سراغ علیرضا دوستانی رفتیم.دوستانی در آغاز، به اصفهانزیبا گفت: فعالیت فرهنگی خود را از سال 57 شروع کردم؛ زمانی که با تفکر و برنامههای حضرت امام خمینی (ره) آشنا شدم و در دبیرستان ادب دانشآموز بودم.این فعال فرهنگی بیان کرد: دانشآموزان دغدغهمند مدرسه را که صرفا به درس اکتفا نمیکردند و اعتقاد داشتند درسخواندن در مدرسه نیازهای روحی را رفع نمیکند، دور هم جمع کردیم. او افزود: میفهمیدیم که صرفا درسها از کتاب دینی تا کتاب ریاضی، نیازهای روحی ما را رفع نمیکند. به همین دلیل، به دنبال کاری بودیم تا روند زندگی و تحصیل را تغییر دهیم.
دوستانی با بیان اینکه با کوهرفتن فعالیتهای خود را شروع کردیم، تصریح کرد: با دانشآموزانی که فکر میکردیم جایمان در پشت میزها و نیــمکتهای مدرسه تـنگ است و حوصلهمان در مدرسه سر میرود، کارهایی را برنامهریزی میکردیم و انجام میدادیم.او اضافه کرد: فعالیتهایی را انجام دادیم که رایج نبود و بعدها متوجه شدیم این کارهایی که انجام دادیم، کارهای فرهنگی بوده است. سالها پیروزی انقلاب اسلامی دانشآموز بودم و از نزدیک در فعالیتهای پیروزی انقلاب حضور داشتم.این پیشکسوت فرهنگی اصفهان بیان کرد: در سال 62، پس از اخذ دیپلم و در دوران کارورزی و آغاز معلمی، مشاهده کردم جای تعامل، روابط انسانی، تفریح و بازی در مدرسه خالی است. پس از پایان سال تحصیلی، با حدود بیست نفر از دانشآموزان، گروهی را تشکیل دادیم.
دوستانی با بیان اینکه پدرم طبیب بود و مطبی داشته که فقط بعدازظهرها از آن استفاده میکرده، خاطرنشان کرد: تابستان دانشآموزان را جمع کردیم و با توجه به اینکه از صبح تا بعدازظهر مطب خالی بود، فعالیتهای جمعی را شروع کرده و دانشآموزان را سرگرم کردیم.او ادامه داد: تا آن زمان، مرکز فرهنگی و تابستانی ایجاد نشده بود و دانشآموزان در تابستان سراغ فعالیتهای پدرشان میرفتند.علیرضا دوستانی گفت: خانوادهها بهدلیل ایجاد خانههای تیمی اجازه نمیدادند بچههایشان جایی بروند. برای ادامه روند فعالیتهای گروه، به این نتیجه رسیدیم تابلویی سردر مطب بزنیم و اسمش را «کانون تربیت اخلاق و اندیشه» گذاشتیم.او با توضیح اینکه چون جوان بودیم و جرئت نمیکردیم چنین تابلویی را بالا ببریم، ابتدا با مرحوم آیتالله سید کمال فقیهایمانی صحبت کردیم، افزود: به ایشان گفتیم شما در کتابخانه امیرالمؤمنین (ع) نوجوانان را راه نمیدهید. نوجوانان تابستانها بیکارند و اگر میشود، کانون تربیت اخلاق و اندیشه را زیر نظر کتابخانه عمومی امیرالمؤمنین (ع) برپا کنیم.دوستانی اضافه کرد: حاجآقا کمال به ما اعتماد کرد و اجازه داد ما یک سال بهعنوان واحد نوجوانان کتابخانه امیرالمؤمنین (ع) فعالیت کنیم. پس از یک سال، ایشان گفت نیازی نیست زیرنظر ما باشید و مستقل کار کنید. برپایی اولین کانون تربیتی و مردمی اصفهان پس از انقلابدوستانی در ادامه چنین گفت: اولین کانون تربیتی و مردمی اصفهان پس از انقلاب را در خیابان بزرگمهر با همت نوجوانان برپا کردیم. ما با حدود سی نفر شروع کردیم و پس از چند سال، هشت نفر از این جمع، هرکدام شروع به جذب سی نوجوان کردند.
این فعال فرهنگی افزود: گروههای مختلفی در این کانون تشکیل شد و روند جذب نوجوانان و تشکیل گروههای جدید ادامه پیدا کرد و باعث مطرحشدن این کانون بین جوانان و نوجوانان شد.او با بیان اینکه کار اصلی این کانون این بود که آدمهای ثابت، مخاطبان ثابت پیدا کنند و نیازهای مدارس را رفع کنند، اظهار کرد: پس از این کانونها، کانونهای فرهنگی و تربیتی آموزشوپرورش برپا شد.
دوستانی بیان کرد: بهدلیل اینکه تجربه فعالیتهای کانونی داشتم، در کانونهای فرهنگی آموزشوپرورش معاون و مدیر شدم و پس از آنکه دیگر مراکز فرهنگی شهر فعال شد، با آنها همکاری کردم.او اضافه کرد: ممکن بود تفاوتهایی در برنامهها و اجرای آن داشته باشیم؛ اما هدف همه ما یکی بود. برنامهای که در حال حاضر دارم، این است که به کمک فعالیتهای قرآنی بروم و تجربیات خود را در این زمینه به اشتراک بگذارم.دوستانی خاطرنشان کرد: دغدغه من این است که اعضای یک خانواده، از نوزاد تا کهنسال، چه بهرهای باید از قرآن ببرند تا در زندگی و کار عملی به درد آنها بخورد و با توجه به تأکیدات قرآن، زندگی کرده و کسب درآمد حلال کنند.او اضافه کرد: با کانونهای مختلف لقمان، سلمان، کوثر، ریحانه، عمار و مسلم که در این زمینه دغدغه دارند همکاری میکنم. این کانونها گروههایی را تشکیل میدهند و خانوادهها را دور هم جمع میکنند تا نیازهای مشترک نوجوانان و جوانان و دیگر اعضای خانواده را شناسایی کنند. سپس نسخه جمعی و فردی را پیدا و اجرا میکنند.این فعال فرهنگی بیان کرد: اصفهان حتی نسبت به شهرهای مذهبی مانند مشهد و قم، نیروی انسانی قوی در زمینه فرهنگ و نوجوانان و جوانان خوشفکر، دلسوز، خالص و حسابگر و زیرک دارد و باید از این توانایی استفاده کرد.او گفت: باور دارم مهمترین کار در زمان حاضر و برای اثرگذاری فعالیتهای فرهنگی، ایجاد رفاقت و صمیمیت بین مردم است. باید خطها و دعواهای سیاسی و اختلافات طبقاتی کنار گذاشته شود و انسانی به هم نگاه کنیم.



