فیلمهایی با موضوع تلاش و صعود تدریجی قهرمانان که علاوه بر تقویت امیدواری، حس اعتمادبهنفس و خودباوری را نیز در بین مخاطبان خود افزایش داده و به یکی از ژانرهای بسیار پرطرفدار تبدیل شده است. شاید مهمترین دلیل محبوبیت فیلمهای انگیزشی حس همذاتپنداری است که در وجود مخاطب با دیدن قهرمانهای داستان و مواجهه با زندگی پر فراز و نشیب او به وجود میآید. قهرمانانی که معمولا از طبقه ضعیف جامعه، اهدافی بلندپروازانه و دستنیافتنی را در سر میپرورانند و با وجود شکستها و محدودیتها و موانع، درنهایت با موفقیت به رؤیاها و آرزوهایشان جامه عمل میپوشانند و الگوهای مناسبی برای الهامبخشی افراد جامعه هستند؛ اما متأسفانه در سینمای ایران خلأ ساخت فیلمهای اینچنینی با موضوعات الهامبخش بهشدت احساس میشود. فیلمهای سینمایی این روزها یا قهرمان ندارند یا اساسا قهرمانها در آنها نابود میشوند. بهتصویرکشیدن یأس به جای امید، باخت به جای پیروزی و در نهایت تسلیم شدن بهجای جنگیدن که از آن بهعنوان سینمای مدرن یاد میشود، مورد توجه فیلمسازان جویای نام و جوان قرار گرفته و استقبال داوران جشنوارهها، منتقدان و کارشناسان سینما، از این دست فیلمها نیز در این اتفاق بیتأثیر نیست. این در حالی است که ساخت و تماشای فیلمهای انگیزشی از علاقــهمنــدیهــای جــدی جــامعه مخاطب سینما و تلویزیون ایران است. شاهد ساده و عینی آن استقبال بینندهها از سریالهای بلند کرهای است که صرفا به علت داشتن یک قهرمان مردمی، با وجود تکرار در موضوع، ضعف در فیلمنامه و قابل پیشبینی بودن پایانبندیها، مورد توجه مخاطبان قرار میگیرند. بیننده تحقق رؤیاهای خود را در پیروزی قهرمان فیلم میبیند و این خود دلیلی میشود بر استقبال و علاقهمندی او به فیلمهای الهامبخش و امیدوارکنندهای که سینمای ایران از آن محروم است. متأسفانه در یک تقسیمبندی عامیانه، تولیدات سینمای امروز را میتوان به دو بخش کلی تقسیم کرد. دسته اول فیلمهای کمدی که عموما برای فروش بیشتر تبدیل به طنز سخیف و بیمحتوا و حتی مضر شده و دسته دوم فیلمهایی که مضمون اصلی آن نمایش فقر، توحش، قتل، تجاوز، رذالت و اعتیاد، آن هم در اغراقآمیزترین شکل ممکن است! روشن است از خروجی این سینمای تلخ، هرگز نمیتوان جامعهای پویا و امیدوار و شاداب توقع داشت. برای درک بهتر باید نگاهی اجمالی به ورزش فوتبال در کشور ژاپن بیندازیم و ببینیم که تا چند دهه قبل خبری از این ورزش در ژاپن نبود. ورزشی ناشناخته و بدون محبوبیت، که بعد جهانیشدن و تبدیل آن به صنعتی پردرآمد، مورد توجه این ساکنان آسیای شرقی قرار گرفت. ژاپنیها برای معرفی ورزش فوتبال در کنار همه برنامهریزیها، به ساخت انیمیشنهایی با همین موضوع برای کودکان و نوجوانان با بزرگنمایی و قهرمانسازیهای جذابی روی آوردند که به راحتی رؤیای فوتبالیستشدن را در ذهن کودکان و نوجوانان بپروراند. باید قبول کنیم فیلمهای انگیزشی قدرت میآفرینند، اما مخاطب این روزهای سینمای ما قبل از نشستن روی صندلی و تماشای فیلم به اصطلاح اجتماعی، به لحاظ روحی فردی سالمتر و امیدوارتر است تا هنگام خروج باانبوهی از امیدهای بر باد و ناامید از تغییر. این امیدکشی و قهرمانسوزی را در هیچیک از فیلمهای بزرگ هالیوودی نمیتوان مشاهده کرد؛ برای نمونه بد نیست نگاهی بیندازید به فیلم در جستوجوی خوشبختی یا The Pursuit of Happyness. در این فیلم یک پدر با تمام سختیها و مشکلاتی که در زندگی خودش دارد، در پی رسیدن به خوشبختی است و همین موضوع باعث میشود که ما به هیچ عنوان تصمیم مشکلات خود نشویم و با تمام وجود به تلاش و کوشش ادامه دهیم. بازی فوقالعاده ویلاسمیت در این فیلم او را به یک بازیگر جاودانه تبدیل کرد. در این فیلم یاد میگیریم که نباید در کسب و کار خود کمالگرا باشیم؛ بلکه باید سعی کنیم هرچه زودتر شروع کنیم تا مشکلات خودمان را در حین مسیر شناسایی و برطرف کنیم.
فیلم در «جستوجوی خوشبختی» نماد سختکوشی و تلاشکردن در هر شرایطی است و هر فردی با دیدن این فیلم تحتتأثیر قرار میگیرد. درسهای بسیار زیادی میتوان از این فیلم گرفت؛ اما یکی از بهترین درسها این است که بعد از هر اتفاق سختی، خوشبختی ظاهر میشود و نباید در برابر سختیها ضعف نشان داد.این تنها یک نمونه از صدها نمونه است؛ موضوعی که در سینمای ایران، رنگ باخته و باعث شده، مخاطب از این سینما خسته شود. گویی مخاطب امروز سینما با توجه به تکرار موضوع و تشابه سبک فیلمهای اخیر، در حال پس زدن این سینمای به اصطلاح مدرن است. امروزه دوره فیلم ناآرام، سیاه و تاریک با نماهای شلوغ و کثیف، دیالوگهای پر سرو صدا و فریادهای مکرر، در حال نزدیکشدن به خط پایان خود است. این کاهش استقبال مخاطب یک پیام را به سازندگان و تصمیمگیرندگان حوزه هنر هفتم میدهد که وقت آن رسیده سینما کمی آرام بگیرد و سکوت کند. نیاز پرده نقرهای امروز حضور سینماگرانی هوشمند است که بتوانند با ساخت فیلمهای انگیزشی و امیدبخش و خلق قهرمانانی مردمی و جذاب در تراز سلیقه مخاطب تحول ایجاد کنند. جامعه امروز ما به شدت نیازمند امید است و سینما در این خصوص از ظرفیتی انکارناپذیر برخوردار است؛ چراکه در ذات خود صنعتی پویا و الگوساز است. ما گنجینهای سرشار از ادبیات غنی، متون کهن، اسطورههای تاریخی و قهرمانان و حتی ابرقهرمانانی داریم که سبب میشود به لحاظ محتوا و موضوع هیچ کمبودی احساس نکنیم. فقط کافی است فیلمسازان جوان با تغییر نگرش و رویکرد، با استفاده از این ذخایر طلایی، با تولید فیلمهای خوشساخت به جامعه خسته امروز، روحیه، غرور، آرامش و امید هدیه دهند و سطح سلیقه مخاطب خود را نیز ارتقا بخشند که با توجه به نیاز جامعه به حتم شاهد گیشه پررونقتری خواهیم بود.



