سریال «مستوران» را میتوان از ابعاد گوناگون بررسی و در خصوص آن بحث کرد؛ اما یکی از شاخصههایی که این سریال را از دیگر سریالها متمایز میکند، نگارش متن فیلمنامه براساس حکایات و افسانههاست. حکایاتی که مخاطب را جذب خود میکند و هر شب او را منتظر قسمتهای بعدی نگه میدارد؛ ویژگیای که در این سالها، کمتر سریالی آن را داراست.سـریـال «مــستوران» به کــارگــردانی سیدجمال سیدحاتمی و مسعود آبپرور و تهیهکنندگی عطا پناهی، برای شبکه یک سیما ساخته شده است. این سریال که جدیدترین سریال شبکه یک است، هر شب ساعت ۲۲ و ۱۵ دقیقه روی آنتن میرود. حمیدرضا آذرنگ، نازنین فراهانی، رؤیا میرعلمی، بیژن بنفشهخواه، الهام جعفرنژاد، رابعه اسکویی، صفا آقاجانی، مزدک رستمی، یدالله شادمانی، علی دهکردی، جواد انصافی و … از بازیگران فصل نخست «مستوران» هستند.
سریال «مستوران» قصههای کهن ایرانی را در بستر تاریخ روایت میکند. محمد حنیف، فائزه یارمحمدی و یزدان کاظمی، گروه نویسندگان «مستوران» هستند. سریال مستوران با داستان دزدیدهشدن لطفعلیجان، پسر لیثعطار و لطیفه خاتون، شروع میشود. پدر و مادر لطفعلی در راه پیداکردن او با اتفاقات عجیبی روبهرو میشوند که بدنه اصلی سریال «مستوران» را میسازد.روایت قصه در مستوران با «یکی بود، یکی نبود» راوی که صدای دلنشین محمدرضا سرشار است، آغاز میشود و مخاطبان را گرداگرد هم جمع میکند تا شاهد قصهای کهن باشند. همین آغاز داستان با جمله «یکی بود، یکی نبود» کافی است تا مخاطب برای یک ساعت از دنیای صنعتی و مدرن جدا شود و در دنیایی که دغدغهها جنس قدیمی و دوستداشتنی دارند، سیر کند. قصهها در مستوران به شکل خردهروایت شروع میشود و از دل هر قصه، قصهای دیگر پدید میآید.همین تنیدن داستانها به یکدیگر سبب شده تا مخاطب با ولع دانستن انتهای داستان، در شبهای بعد هم مخاطب مستوران باشد و این جادوی داستان و روایت است؛ جادویی که ترکیب آن در فیلمنامه و اثر نمایشی، نتیجه خارقالعاده جذب مخاطب را به همراه داشته است.در دنیای امروز که قصهها همه رو به فراموشی گذاشتهاند، سریال «مستوران» در بهترین حالت ناقض این مسئله است که روح قصهها از بین رفته و روایت آنها برای مخاطبان امروزی نمیتواند جذابیت داشته باشد. مستوران با کمکگرفتن از فرهنگ شفاهی، روایات عامیانه و قصه پریان، ساختار و شکلی منسجم را نشان میدهد و تأکیدی بر این باور است که همچنان قصهگویی و پای داستان نشستن برای مخاطب محصورشده در دنیای امروز، جذابیت خود را از دست نداده است.قصهها با آنکه در اولین گام، ما را به یاد داستانهای غیرواقعی میاندازند، اما به عنوان یک ژانر مهم در ادبیات شفاهی، بیانگر باورها، آداب و رسوم و روحیات گذشتگان هستند. قصهها از آنجا که سینه به سینه نقل و ثبت شدهاند، به عنوان منابع مطمئن شناخت زندگی قابل تکیه و اعتماد هستند. در میان قصهها، داستان پریان و دیوان جذابیت بیشتری دارد.محمد حنیف، نویسنده این مجموعه، پژوهشهای بسیاری را برای نگارش متن «مستوران» انجام داده است. او از آثار مکتوب مانند «هزار و یک شب»، «هزار و یک روز»، «جوامع الحکایات و لوامع الروایات»، «تاریخ بیهقی» و اغلب آثار ادبی و فرهنگ و ادب عامه مکتوب گذشته و قصههای فولکلوریک مکتوب بهره برده است. از دیگر منابعی که مستوران از آن استفاده کرده، دیوان شعر شاعران است که این سریال را به نمایش منثور و منظوم موزونی بدل کرده است.از شگفتیهای متن «مستوران» وجود داستانهای خارقالعاده و حوادث دور از واقعیت است. حضور سنگ صبور یا دوالپا و نمایش آنها برای مخاطبان امروز، جذابیت تصویری و روایتی خاصی دارد. رویکرد رویارویی خیر و شر و نیکی و بدی، همه از پایههای اساسی قصههای کهن است که در سریال «مستوران» رنگ عینی به خود گرفته است.این سریال نشان داد که هنوز هم راههای بسیاری برای جذب مخاطب وجود دارد. استفاده از روایتها این باور را یادآوری میکند که قصه جزء جداناپذیری از وجود آدمی برای رسیدن به آرامش است و این حقیقت را بیان میکند که داستانها با گذر زمان روح خود را حفظ کرده و در پس رخدادها هنوز هم قدرت آموزش و پنددهی دارند .



