جالب اینجاست که انرژی درونی ما اصولا از جنس آنچه انرژی میپنداریم نیست و بیشتر ناشی و مربوط به موضوعهای روانشناختی است؛ برای مثال، ورزشکاری که در اوج آمادگیهای جسمانی است، زمانی در کارزار مسابقه موفق خواهد بود که از امید و انگیزه خالی نباشد. این امیدواری و داشتن انگیزه همان انرژی درونی فرد است.همانگونه که ما با روشهای مختلف و با عمل به توصیههای کارشناسان حوزه سلامت، تلاش میکنیم، انرژی ظاهری و جسمانی خود را حفظ و تقویت کنیم، انرژی درونی ما نیز نیازمند حفظ و گسترش است. مثبتاندیشی، کنارگذاشتن افکار منفی، ارتباط با معنویات، عبادت و راز و نیاز با خداوند، کارهای خیرخواهانه، همدلی و نوعدوستی، ذکر و… راهکارهای حفظ و ارتقای انرژی درونی است.البته ارتباط جسم و روان تنگاتنگ و قوی است و انرژی درونی ما هم تحت تأثیر مسائل جسمانی ماست؛ لذا مواردی مانند تغذیه مناسب، خواب کافی و بهموقع، ورزش و… نهتنها بر انرژی جسمانی ما تأثیرگذار هستند، بلکه انرژی درونیمان را هم تحتتأثیر قرار میدهند.یادمان باشد که انرژی درونی هم ممکن است بهراحتی و از روی غفلت و عدم آگاهی از دست برود و دچار هدررفت انرژی درونی شویم.این نشت انرژی به صورتهای مختلف رخ میدهد؛ مثلا حوادث تلخ و ناگوار، شوکهای عصبی، سوگ و ازدستدادن عزیزان، نگرانی، اضطراب و استرس، ناکامیها و… انرژی درونی ما را میکاهند.علاوه بر موارد فوق، برخی موضوعها، مانند آتشی به انبار انرژی درونی انسان افتاده و آن را نابود میکنند.
خشم
خشم، یکی از بزرگترین آفتهای انرژی درونی است. با هر بار خشم و عصبانیت، بهخصوص در رخدادهایی که ضرورتی به خشمگینی نیست یا در مواردی که شدت خشم متناسب با رخداد نیست، فرد در اوج خشمگینی با حرکات شدید جسمی و نیز گفتن کلمات و عبارتهای گاه رکیک، حجم بالایی از انرژی درونی خود را بیهدف آزاد کرده و تلف میکند.جالب اینجاست که اگر در مواقع خشم، بتوانیم آن را با تکنیکهایی که روانشناسان به ما میآموزند، کنترل کنیم، نهتنها اتلاف انرژی نخواهیم داشت، بلکه با پیشگیری از برونریزی انرژیهای ناشی از تغییرات فیزیولوژیک زمان خشم، میتوانیم آنها را در درون ذخیره کنیم.
تغذیه نامناسب
همانگونه که تغذیه مناسب، ضامن سلامت جسم و روان است، تغذیه نامناسب و غیراصولی، به سلامت ما آسیب میزند، تا جایی که در سببشناسی اغلب بیماریها، ردپای تغذیه نامناسب پیداست و محققان و پزشکان در اتیولوژی بیماریها حتما به نقش تغذیه اشاره و تأکیددارند.غذاهای نامناسب نهتنها به پایداری و حفظ انرژی درونی ما کمکی نمیکنند، بلکه با آسیب رساندن به سیستم متابولیسم طبیعی بدن، باعث اتلاف و هدررفت انرژی درونیمان میشوند.
افکار منفی
شاید بتوان ادعا کرد که چندین برابر میزانی که مثبتاندیشی، انرژی درونی ما را بسط میدهد، افکار منفی آفت این انرژی است. در پی افکار منفی، روح و روان ما خسته، بیانگیزه، ناامید و… خواهد شد و برای حفظ سلامت جسم و روان، توانی نمیماند، بدین ترتیب دچار نوعی خستگی مزمن روحی میشویم.
تضعیفکنندههای قلب
در طب ایرانی معتقدند برخی عوامل مقویات قلب هستند و اینجا فقط بحث قلب بهعنوان عضو صنوبری داخل قفسه سینه که پمپاژ خون به سراسر بدن را به عهده دارد، نیست.ورزش، خواب خوب، تغذیه مناسب، برخی دمنوشها، رایحهدرمانی یا آروماتراپی، حضور در طبیعت یا اکوتراپی، مطالعه و کتابخواندن، موسیقی فاخر و مناسب، همنشینی با یار مهربان و رفیق جان، عشق و… همه قلب ما را تقویت میکنند و بالطبع از این طریق انرژی درونی ما تقویت میشود. در مقابل بیتوجهی به مقویات قلب، باعث افت انرژی درونیمان میشود.
جروبحثهای بیهوده
اگرچه گفتوگو و حرف زدن بجا و مناسب برای سلامت روان ضروری است، اما حرفهای بیهوده و جروبحث، انرژی بسیاری را به هدر میدهد؛ بنابراین تا جایی که ممکن است باید از آنها پرهیز کنیم. در مقابل گزیدهگویی، همصحبتی با افراد مورداطمینان و همدل و… را نباید فراموش کنیم.
بیهدفی و بیبرنامگی
محققان معتقدند، هدفمندی و داشتن برنامه در زندگی، انگیزهها را در ما تقویت، امید را ارتقا و انرژی درونیمان را حفظ میکند. در مقابل، زندگیهای باریبههرجهت، بیکاری، بیبرنامگی، سردرگمی و... باعث اتلاف انرژیهای درونی ما میشود.



