سکوت احزاب از انتخابات تا انتخابات

کمیــت و کیــفیــت فعــــالیــت احــزاب و تشکل‌های سیاسی چپ، راست و… در ایران تنها با نزدیک‌شدن به موعد هر انتخابات اعم از مجلس، شوراهای شهر و ریاست‌جمهوری موردتوجه و ارزیابی قرار می‌گیرد یا به‌عبارتی نمایان می‌شود؛ چراکه احزاب تنها در این دوران، مخاطبان و مشتریان خاص خود را دارند و به‌عبارتی، بازار آن‌ها داغ است؛ بازاری که عمده فعالیت آن معرفی نامزدهای موردنظر حزب به مردم و استفاده از هر ابزار تبلیغاتی با هدف رقابت با دیگر احزاب و جناح‌های سیاسی است و با گذر از انتخابات به‌جز تعدادی محدودی از احزاب، مابقی به تنظیمات پیش از انتخابات (تنظیمات کارخانه) برمی‌گردند و بدون عملکردی قابل‌قبول، تا انتخابات بعدی به اغما خواهند رفت. 
 
تاریخ انتشار: ۰۲:۲۵ - چهارشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۱
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
در این دوران نیز عمده فعالیت اکثریت احزاب در برگزاری کنگره‌های سالانه با حضور اعضا یا انتشار بیانیه‌هایی مرتبط با برخی مسائل و مشکلات کشور خلاصه می‌شود. تعداد دیگری از این تشکل‌ها نیز آن‌هایی هستند که تنها در قالب یک‌حزبی فعالیت دارند و در آستانه انتخابات تشکیل و پس از چندماه فعالیت منحل می‌شوند و افرادی را که مبنای رأی آن‌ها در انتخابات رویکرد سیاسی این تشکل‌ها بوده است، به حال خود رها می‌کنند.در کارشناسی چرایی منفعل‌بودن احزاب در ایران با کارکردی غیرواقعی نامتناسب با جوامع توسعه‌یافته و تحزب‌محور می‌توان متوجه شد که جدای از کم‌کاری احــزاب سیــاســی، بستــرهــای قـانــونی موردنیاز در راستای بالابردن کیفیت عملکرد و توسعه فعالیت‌های آن‌ها در کشورمان، حتی در همان دوران انتخاباتی که از آن به‌عنوان بهار احزاب نام‌برده می‌شود (ازنظر سهم‌دهی) وجود ندارد تا تأثیرگذاری بیشتری در فضای سیاسی کشور از آن‌ها دیده شود؛ معضلی که بارها از سوی کارشناسان مطرح‌شده است و باز هم خبری از اصلاح آن نیست. درحال‌حاضر مباحثی درخصوص اصلاح بخش‌هایی از قانون جامع انتخابات در مجلس شورای اسلامی و دولت مطرح است؛ اما تاکنون نقش احزاب آن‌طور که باید، درنظر گرفته نشده است؛ نقشی که جدای از تأثیرگذاری بر سیاست‌های کلی نظام می‌تواند همچون واسطه‌ای میان مردم و حاکمیت عمل کند تا مشکلات مردم را به مسئولان کشور منعکس کند.باایــن‌حال بهبــود شــرایــط احــزاب در ایران تنها زمانی رخ می‌دهد که علاوه برداشتن یک نگاه کاربردی و اهمیت دادن به مباحث ساختاری احزاب، با اصلاح قوانین نیز امکان حضور بیشتر تشکــل‌های سیاسی در تصمیمات کشوری فراهم شود تا در این فضا شاهد حضور احزاب به معنای واقعی با عملکردی قابل‌توجه و همسو با دیگر جوامع مدرن در این حوزه باشیم. این در حالی است که برخی از پژوهشگران نیز انفعال کنونی احزاب در ایران را به تاریخچه فعالیت آن‌ها درگــذشته ربط می‌دهنــد و معتــقدند که تاریخ فعالیت‌های احزاب و پدیده تحزب در ایران، به‌خوبی بیانگر توفیق‌نیافتن عملکردی این پدیده مهم سیاسی درگذشته و حال است. این کارشناسان علل این ناکارآمدی را جدای از اشکالات ساختاری از شرایط نامساعد سیاسی، تاریخی، اقتصادی، فرهنگی و حقوقی می‌دانند. شرایطی که مانع از تحقق اهداف جمعی احزاب در راستای تأثیرگذاری بر نظام حاکم و درنهایت بهبود شرایط به نفع مردم طی این سال‌ها در ایران شده است.
احزاب در انتظار عملکرد کلی دولت
«اصفهان زیبا» در بررسی منفعل‌بودن برخی احزاب در ایران و عدم کارکرد واقعی از سوی آن‌ها با حمیدرضا ترقی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه گفت‌وگو کرد. این فعال سیاسی اصول‌گرا با اشاره به سکوت کنونی برخی احزاب در ایران معتقد است آن‌ها احزابی هستند که منتظر هستند تا ببینند دولت آیت‌الله رئیسی با مشکلات و چالش‌های موجود در عرصه‌های مختلف اقتصادی، سلامت و سیاست داخلی و خارجی چگونه برخورد می‌کند تا بعدازآن سیاست و نوع فعالیت خود را در این مقطع مشخص کنند. او ادامـــه داد: «تـــلاش بــرخی از این احزاب و تشکل‌های سیــاسی با عنوان مخالفان دولت سیزدهم این است که با تخریب و طرح مطالبات مردم و همچنین تذکر در‌خصوص وعده‌های محقـــق نشــده، دولـــت را زیر ســـؤال ببرند. درواقع گرایش آن‌ها به سمت ناامید‌کردن مردم از توان دولت برای حل مشکلات است؛ سیــاستـــی که همچنان در مطبوعات و رسانه‌های خود دنبال می‌کنند و از هر فرصتی برای دوقطبی‌سازی در جامعه و جلوگیری از تحقق وعده‌های دولت استفاده می‌کنند. این احزاب مسائل و ضعف‌های کوچک را آن‌چنان بزرگ جلوه می‌دهند که دولت متوجه آن‌ها شود و از اجرای سیاست‌های اصلی خود بازبماند؛ بنابراین بخشی از سکوت در عرصه احزاب سیاسی به این استراتژی برمی‌گردد.»ترقی با اشاره به عملکرد جبهه نیروهای انقلاب و احزاب اصول‌گرا نیز افزود: «امروز این احزاب باید پاسخ‌گوی عملکرد دولت باشند و طبیعتا مطالبه‌گری چندان مفهومی ندارد. سیاست احزاب اصول‌گرا از ابتدا و در درجه اول دفاع و حمایت از دولت سیزدهم بوده و اکنون اعتقاد آن‌ها بر این است که باید به دولت فرصت داد تا بر مشکلات و چالش‌ها غلبه کند و زمان نقد و انتقاد به دولت نیست. در مقابل دولت نیز هیچ تعهدی در قبال تمام احزاب حتی اصول‌گرا و انقلابی که حامی او هستند، ندارد؛چراکه آیت‌الله رئیسی از ابتدا فراحزبی عمل کرده است. بر همین اساس طبیعتا سکوتی همه‌گیر در میان احزاب به وجود آمده است تا ببینند که آیا دولت می‌تواند بر این مشکلات غلبه پیدا کند یا نه؛ البته پیشنهـــاد‌های غیــرعلنی و غیررسمی نیز برای حل مشکلات از سوی برخی تشکل‌ها و احزاب سیاسی به دولت داده شده و همچنان می‌شود؛ اما آن‌ها به‌طور رسمی وارد فاز نقد منصفانه و مطالبه‌گری نشده‌اند و تاکنون رویکرد مشخصی نسبت به شرایط سیاسی کشور ارائه نکردند.»
چرا احزاب ایران کارکرد واقعی از خود نشان نمی‌دهند؟
معاون بین‌الملل حزب مؤتلفه جایگاه احزاب در عرصه سیاسی کشور را از چند بعد بررسی کرد و گفت: «متأسفانه احزاب در ایران از جایگاه قانونی صحیحی برخوردار نیستند و بااینکه در قانون احزاب اصلاحیه‌ای صورت گرفته است، هنوز نواقص بسیاری در این قانون وجود دارد. در این شرایط حتی سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری در ارتباط با قانون انتخابات که در آن تأکید کردند باید جایگاهی برای احزاب در انتخابات در نظر گرفته شود، اجرانشده و همچنان هیچ لایحه‌ای از سوی دولت‌ها و در راستای تحقق سیاست‌های انتخاباتی به مجلس شورای اسلامی داده نشده است. به‌همین‌خاطر شرکت احزاب در انتخابات و سعی آن‌ها در افزایش مشارکت مردم یا گرم‌کردن انتخابات بیشتر به انگیزه حزبی آن‌ها بر می‌گردد؛ نه اینکه این مسیر را قانون برای آن‌ها هموار و مشخص کرده باشد.»به اعتقاد ترقی تا زمانی که احزاب در ساختار قدرت، جایگاه مشخص و قانونی پیدا نکنند و دولت‌ها نیز مانع از تشکل‌گرایی مردم شوند، فعالیت‌های حزبی در کشور رونق لازم را پیدا نخواهد کرد. او خاطرنشان کرد: «درعین‌حال هزینه تحزب نیز در ایران بسیار بالاست و افراد عضو تشکل‌های سیاسی و احزاب نوعا با بی‌مهری دولت‌ها روبه‌رو هستند و به‌راحتی به کار گرفته نمی‌شوند. بعضا حتی برخی از آن‌ها در این شرایط شعار هم می‌دهند که ما وابسته به هیچ حزب و گروهی نیستیم. این‌ها همگی رفتارها و کنش‌های ضد تحزب در کشور به شمار می‌روند. در حالی‌که امکان تحقق جمهوریت در جامعه بدون کار تشکیلاتی و تشکل‌پذیری مردم اصلا وجود ندارد. از سوی دیگر در این شرایط رابطه مستقیم مردم و دولت و نظام نیز امکان استمرار نخواهد داشت. به عقیده بنده مردم را باید متشکل کرد تا نمایندگان این تشکل‌ها بتوانند به‌عنوان حلقه وصل مردم و دولت عمل کنند.»این عضو حزب مؤتلفه اسلامی در جمع‌بندی علل کم‌کاری احزاب در ایران گفت: «همان‌طور که اشاره کردم بخشی از این نوع کم‌کاری احزاب به فقدان قانون مناسب و عدم اقبال دولت‌ها نسبت به احزاب و بخش دیگر آن به خود احزاب برمی‌گردد. از سوی دیگر احزاب در نبود سرمایه اجتماعی و منابع مالی لازم قدرتی نخواهند داشت. آن‌ها باید بتوانند از عناصر کارشناس در تدوین برنامه‌ها و ارائه راه‌حل‌ها برای حل مشکلات کشور به دولت استفاده کنند؛ لذا در این شرایط نامناسب قدرت احزاب برای اداره و مدیریت کشور قدری ضعیف شده و این مسئله باعث شده است، کارکرد واقعی حزب که در برخی کشورهای غربی و خارجی وجود دارند در ایران دیده نشود. از سوی دیگر فرهنگ تحزب‌گرایی در ایران بسیار ضعیف است و مردم تمایل چندانی به تشکل‌های سیاسی ندارند و این مسئله نیز موجب شده است که احزاب نتوانند در کادر سازی برای کشور توفیقات لازم را به دست آورند.»