آزادههای جهان را بر سر سفره خود مهمان کرده و آموزههایی را در ابعاد مختلف به ارمغان آورده است که در این یادداشت به برخی از آموزههای سیاسی آن اشاره میشود.
ولایتپذیری
نهضتها و نظامهای سیاسی بدون رهبر نمیتوانند تشکیل شوند یا دوام پیدا کنند. رهبران هم بدون حمایت یارانشان نمیتوانند موفق شوند. عاشورا نیز بهعنوان یک نهضت سیاسی از این قاعده مستثنا نیست. کربلا در سال 61هجری صحنههای زیادی از ولایتمداری و ولایتپذیری را نشان داد و نمود عینی آن در رفتار و گفتار عاشوراییان جلوهگر شد.
بــرای بیــان نمـــونــه، میتــوان بــه ولایـــــتپــــذیـــری مسلـــــمبـــنعقیــــل و هانیبنعروه اشاره کرد که هردو برای لبیکگویی به امر مولای خویش تا پای جان ایستادند و به شهادت رسیدند.3 مورد دیگر لبیک برخی از بصریان به امر مولای خود ازجمله یزید بن نبیط است که پس از آگاهی از نامه امام، به همراه دو فرزندش به لشکر امام پیوستند و در روز عاشورا به شهادت رسیدند. 4
نمونه بعدی اینکه وقتی حضرت اباعبدلله علیهالسلام بیعت خویش را از گردن یاران برداشت و اجازه داد که بروند، یاران باوفا هر یک عکسالعملی نشان دادند که خود از عمق پذیرش ولایت امام زمان توسط ایشان حکایت دارد.
ابتــدا عبــاس بــن علــی علیـــهالســلام پشتیبانی خویش را از امام اعلام نمود. آنگاه سایر افراد تبعیت نموده و فداکاری خود را تا آخریننفس نسبت به امام زمان خویش ابراز داشتند؛ گویی هر یک در اهدای جانشان گوی سبقت را از یکدیگر میربایند.
مسلم بن عوسجه برخاست و فرمود: «ای پسر پیغمبر، آیا ما تو را تنها بگذاریم و برویم در صورتی که دشمن تو را احاطه کرده است؟ نه، به خدا قسم چنین عملی امکانپذیر نیست.» پساز آن به ترتیب سعید بن عبدالله حنفی، زهیر بن قین، محمد بن بشیر حضرمی و دیگران هرکدام با عشقی وافر و ادبیات متفاوت نسبت به ابیعبدالله علیهالسلام ابراز وفاداری و اعلام پشتیبانی کردند. 5
عشقبازی کار هر شیاد نیست
این شکار، دام هر صیاد نیست
عاشقی را قابلیت لازم است
مرد عاشق را حقیقت لازم است
امربهمعروف و نهی از منکر
یکی از سیاسیترین احکام الهی، مسئله امربهمعروف و نهی از منکر است که امام حسین علیه اسلام هدف قیام خود را انجام این فریضه معرفی کردند.در فقه سیاسی اسلام همه آحاد مردمنسبت به صـلاح و فساد جامعه مسئــول هستند و هیــچکـــس حــق نــدارد رهبانیت برگزیند و خود را تافته جدا بافته از مردم بداند.
در چنین مرامی، گرچه مسائل به فردی و اجتماعی تقسیم میشود؛ اما در حوزه اثرگذاری نمیتوان بین تکالیف فردی و اجتماعی تفاوتی قائل شد؛ زیرا حتی گناهان فردی میتواند آثار اجتماعی را در پی داشته باشد و امربهمعروف و نهی از منکر برای رفع این آثار تشریع شده است؛ البته برای تبیین درست مفهوم سیاسی امربهمعروف و نهی از منکر ابتدا باید معنای محدودی که از این فریضه بزرگ الهی در ذهنها نقش بسته را اصلاح کنیم و آن را به تمام اجزای زندگی اجتماعی بشر تسری دهیم، تا نگاه عبادیِ صرف به این فریضه، به یک نگاه عبادی و سیاسی ارتقا پیدا کند؛ آنگاه نقش امربهمعروف و نهی از منکر عاشورایی در متزلزلکردن پایههای حکومت ظالم (بنی امیه) و هدایت آن حکومت به زبالهدان تاریخ خود را بیشتر بنمایاند.
عزت حسینی
در ادبیات عاشورایی، عزتداشتن محور حیات و ممات است؛ یعنی اگر قرار شد زندگی کنیم باعزت زندگی میکنیم و اگر بنا به مردن باشد، مرگ با عزت را انتخاب میکنیم و در هر دو صورت زیر بار ذلت نمیرویم.
امام حسین علیهالسلام در این راه به همان سیره جد و پدر بزرگوارشان
علی بن ابیطالب علیهالسلام رفتار کردند 7 یعنی همینطور که امام علی علیهالسلام در نهجالبلاغه فرمودند: «خوارگشتن و زندهماندنتان مردن و کشتهشدن و پیروزشدن، زندهبودن است8؛ امام حسین علیهالسلام نیز در آن شرایط، زندگی را در مرگ باعزت و زیستن با ذلت را همان مردن میدانستند؛ ازاینرو همواره یکی از رجزهایشان در میدان نبرد و در اوج حماسه این بود: «مرگ از پذیرش ننگ بهتر است و ننگ از ورود در آتش سزاوارتر است.9»
امام حسین علیهالسلام اینگونه درس زندگی به بشریت میآموزد که در برابر غیرخدا باید عزیز بود؛ باعزت باید زیست و اگر بنا به مرگ باشد، با عزت باید مرد؛ ازاینرو مرگ را به تسلیم باطلشدن ترجیح داد و دشمنان خود را دعوت کرد تا در برابر حق سر خم کنند و خود را از آتش برهانند.
در جهــــان نتــــوان اگــــر مـــردانـــــه زیســــــت همچو مردان جان سپردن زندگیست
در روز عاشورا نیز وقتی که دو سپاه در مقابل یکدیگر قرار گرفتند، آن حضرت از میـان سپــاه خــود بیــرون آمــدنـــد و
در برابر صفوف دشمن قرار گرفتند، عزت حسینی را یادآور شدند و فرمودند: «آگــاه باشیــد که ایــن پسرخــوانــده
(ابن زیاد)، فرزند پسرخوانده، مرا میان دوراهی شمشیر و ذلت قرار داده است و هیهات که ما زیر بار ذلت رویم؛ زیرا خداوند و پیامبرش و مؤمنان از اینکه ما زیر بار ذلت رویم ابا دارند و دامنهای پاک مادران و انسانهای پاکدامن و مغزهای باغیرت و نفوس باشرافت روا نمیدارند که اطاعت افراد لئیم و پست را بر قتلگاه انسانهای
کریم و نیکمنشان مقدم داریم.10»
ظلمستیزی
امـام علــی علیــهالســلام در آخــر عمـــر شریفشان بعد از ضربه ابن ملجم ملعون، امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را توصیه کردند به اینکه همواره با ظالم دشمن باشند و به کمک مظلوم بشتابند؛ 11 بنابراین حضرت سیدالشهدا علیهالسلام برای نهضت خود عمل به وصیت پدر را سرلوحه خود قرار دادند و زیر بار یزید ظالم نرفتند، بلکه خود در مقابل او قیام و جان خود را نیز تقدیم کردند؛ اما سفره حکومت بنی امیه را نیز برچیدند تا این حرکت عظیم
علاوه بر عبرت ظالمان، مایه درس مظلــومان جهــان هــم قــرار گیـــرد و بهعنــوان یک الگــوی رفتــاری در هــر زمان و مکانی برای مبارزه با ظالم از آن استفاده کنند. ازاینروست که در ادبیــات عـــاشورایـــی عبارت «کــل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» مشهور شده است.
منابع
1_ أنی لم أخرجْ أشرا وَ لا بَطرا وَ لا مُفسِدا وَ لا ظالما وَ أنما خرجْت لطلب الاصلاحِ فی أمة جَدی. بحارالأنوار (ط-بیروت)،
ج 44، ص 330
2_ وَلا تحسَبَن الذینَ قتلوا فی سبیل اللهِ أمواتا بَل أحیاءٌ عند رَبّهمْ یرزَقون. سوره آل عمران، آیه 169
3_ لهوف سید بن طاووس، ترجمه عقیقی بخشایشی، چاپ هفتم، ص 77
4_ اعیان الشیعه، ج 10، ص 305
5_ لهوف سید بن طاووس، ترجمه عقیقی بخشایشی، چاپ هفتم، ص 117
6_ أرید أنْ آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر بحار الأنوار (ط – بیروت)؛ ج44؛ ص 329
7_ و أسیر بسیرة جدی و أبیعلی بن أبی طالب. بحار الأنوار (ط – بیروت)؛ ج 44؛ ص 329
8_ فالموت فی حیاتکم مقهورینَ وَ الحیاة فی موتکمْ قاهرین. نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 89
9_ المَوْت خَیرٌ مِنْ رُکوبِ العار/ وَ العار أوْلی منْ دخولِ النار. مناقب آل
أبی طـالب علیهم السلام (لابن شهر آشوب)؛ ج 4؛ ص 68
10_ ألا وَ إنَّ الدعی ابْنَ الدعی قدترَکنی بَینَ السَّلة وَ الذلة و هیهات له ذلک منی هیهات منا الذلة أبی الله لک لنا وَ رَسوله وَ المُؤْمنونَ وَ حجُورٌ طهُرَت وَ جُدود طابت أنْ یؤْثر طاعة اللئام علی مصارع الکرَام. الاحتجاج علی أهل اللجاج (للطبرسی)؛ ج 2؛ ص 300
11_ کونا للظالم خصما وَ للمظلوم عونا نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ ص 421



