آنطور که به نظر میآید، رویکرد جدید ایران در اجرای سیاستهای خارجی با تمرکز بر شرق و تقویت روابط با قدرتهای اقتصادی همچون روسیه و چین پیش میرود. تحلیل شما از روابط اخیر ایران و چین بر مبنای توافق 25ساله چیست؟
آنچه این روزها به عنوان یک قرارداد 25ساله میان ایران و چین مطرح است، در واقع امضای توافقی است میان دو کشور که میتوان از آن به عنوان طرحی برای همکاری نام برد. در همان زمان انعقاد توافقنامه این موضوع توضیح داده شد که قرارداد رسمی در کار نیست و ایران و چین تلاش خواهند کرد در این چهارچوب به توافقاتی دست پیدا کنند.
تاکنون هم به دلیل موانعی همچون تحریمها، طرفین به توافقات جدی دست پیدا نکردهاند.
برخی تحلیلگران معتقدند در حال حاضر این تلاشهای دیپلماتیک، بیشتر از سوی ایران برای برقراری ارتباطات با کشورهایی همچون روسیه و چین صورت میگیرد تا طرفهای مقابل. چرا؟
در محورهای مختلفی میتوان این موضوع را بررسی کرد. اول اینکه چین بزرگترین شریک تجاری ایران هم در حوزه واردات هم در بحث صادرات است. بنابراین کاملا طبیعی است که ایران برای کسب جایگاه معتبرتر در حوزه اقتصادی با یک شریک تجاری که مطمئنا ظرفیتهای زیادی در زمینه صادرات و وادارات دارد، ارتباط برقرار کند. البته چین تنها برای ایران شریک تجاری اول به شمار نمیآید و این موضوع در رابطه با خیلی از کشورها صدق میکند. از طرفی این مسئله به سهم چین در سطح تجارت بینالملل نیز برمیگردد؛ برای مثال آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهایی همچون ژاپن، کره و هند هم جزو شرکای تجاری اول چین هستند. نکته دوم اینکه ایران همواره دوست داشت یا حداقل فکر میکرد که میتواند چین را به عنوان یک قدرت بزرگ مطلوب برای خود داشته باشد. با این حال هر چند به نظر میآمد پایه سیاست خارجی ایران مبتنی بر نفی و مبارزه با قدرتهای بزرگ است، اما به مرور زمان به نظر میرسد مبارزه با قدرتهای بزرگ و مجادله ایران با آنها به قدرتهای غربی و در رأس آنها آمریکا محدود شده است و آن بدبینی که در سیاست خارجی ایران و در رابطه با قدرتهای بزرگ وجود دارد، درباره کشورهایی همچون روسیه و چین صدق نمیکند و در این بین چین هم یک قدرت مطلوب برای ایران است؛ چراکه هم از توان و هم از قدرت اقتصادی مطلوبی برخوردار است و ایران با این نگاه سعی میکند روابط خود را با آن گسترش دهد و با استفاده از ظرفیتهای چین قدرت اقتصادی اش را توسعه بخشد. از سوی دیگر ایران زمانی که سیاست نگاه به شرق را مطرح کرد، طبیعتا به ارتباط ژاپن یا کشورهای آسیای شرقی که متحد و همراه آمریکا محسوب میشوند، فکر نمیکرد و تنها بازیگر قابل توجه کشورمان در این چهارچوب کشور چین بود. کشوری که بیشترین تأکید کشورمان را برای توسعه روابط داشت. از طرفی جدای از ارتباط دولتهای ایران و چین و شرکتهای دولتی چینی، که به دلیل تحریمها سهم کمتری در تجارت بینالمللی با ایران دارند، شرکتهای خرد غیردولتی و خصوصی این کشور در روابط با ایران جایگاه بسیار مهمی بهویژه در بحث خرید نفت ایفا میکنند. ایران در شرایط تحریمها مجبور است در عرصه بینالملل نفت خود را با تخفیف به فروش برساند که این شرکتهای کوچک چینی از خریداران اصلی نفت کشورمان هستند؛ آنهایی که چین را در سیاست خارجی ایران بسیار قابل توجه کرده اند.
جدای از این دلایل مطرحشده آیا گرایش ایران به چین و روسیه بهمنظور توسعه ارتباطات و تعاملات سیاسی و اقتصادی میتواند به دلیل عدم احتمال امیدبخش در رابطه با احیای برجام و توافق ایران با آمریکا باشد؟
قطعا یکی از دلایل عمدهای که ایران را وادار به روابط نزدیک با روسیه و چین کرده است، همین موضوع برجام است. سیاست خارجی ایران با تأکید ویژه در توسعه روابط با این کشورها، نشاندهنده شرایط دشوار پیش روی برجام نیز هست. هر بازیگر خردمندی در عرصه بینالملل، اگر جای ایران بود، همین رویکرد را انتخاب میکرد. زمانیکه ایران احتمال عدم احیای برجام را در کنار دیگر احتمالات قرار میدهد، طبیعتا به سمت گزینههای جایگزین خواهد رفت. به عقیده بنده مهمترین دلیلی که میتوان به ارتباط ایران با روسیه و چین نسبت داد، همین مسئله است.
دلایل چین برای ارتباطی محتاطانه با ایران چیست؟
اینکه چرا چین مشابه ایران برای توسعه رابطه مشتاق نیست، دلایل مختلف دارد. یکی از دلایل اصلی آن این است که چین در سیاست خارجی با محدودیتهایی که ایران دارد، مواجه نیست. این کشور در سبد خود گزینههای مختلفی همچون آمریکا و کشورهای اروپایی برای ارتباطات بینالمللی دارد. از سوی دیگر و به لحاظ تأمین انرژی نیز با کشورهای عربی که دردسرهای تجاری کمتری برای او دارند، ارتباط دارد. با این شرایط طبیعی است که اشتیاق چندانی به داشتن ارتباط ایران نداشته باشد؛ کشوری که با محدودیتهای بسیاری از طریق تحریمهای آمریکا مواجه است. اگر چین نیز همچون کشورمان و به هر دلیلی در فضای تحریم قرار گیرد و در مناسبات خارجی با محدودیت مواجه شود، گزینههای ارتباطی او نیز مانند ما کاهش پیدا خواهد کرد و در آن شرایط مشتاق برقراری ارتباط به اندازه ایران خواهد بود.
همچون شرایط کنونی روسیه؟
بله دقیقا. روسیه در شرایط کنونی که در جنگ با اوکراین قرار دارد، برای ارتباط با ایران مشتاقتر است. کشوری که تا پیش از این گزینههای بسیاری برای ارتباط داشت و رابطه با ایران برای آن اهمیت حیاتی نداشت. البته رویکرد کنونی چین نیز بر مبنای سیاست خارجیاش پیش میرود. پکن هیچ زمانی به دنبال این نیست که بر روی تنها یک بازیگر بین المللی تأکید داشته باشد و دیگر بازیگران را ناراضی کند. سیاست خارجی چین همیشه بر مبنای یک رابطه متوازن در عرصه بینالملل است. چین در عین حال که در خاورمیانه و با ایران ارتباط برقرار میکند، رضایت اسرائیل، اعراب و بهویژه عربستان نیز برای او اهمیت دارد؛ چراکه درحال حاضر یکی از شرکای اصلی تجاری رژیم صهیونیستی به شمار میرود و با اینکه رژیم صهیونیستی از متحدان برجسته آمریکا محسوب میشود، رابطه خود را با آن در حوزههای مختلف امنیتی اقتصادی و سیاسی گسترش میدهد. اگر بخواهم دقیقتر به این سوال پاسخ دهم، باید بگویم که عدم اشتیاق چین برای گسترش ارتباط با ایران از یک طرف به این بر میگردد که هیچگونه محدودیتی برای ارتباط خارجی خود همچون ایران ندارد و برای تأمین منافعش با همه کشورها ارتباط دارد. از سوی دیگر این ارتباط با کشورهایی خواهد بود که محدودیتهای کمتری داشته باشند و بدون در نظر گرفتن غربی و شرقی بودن آنها یا متحد آمریکابودن ارتباط این سیاست را اجرایی خواهد کرد.
آیا به نظر شما چین و روسیه میتوانند بهترین گزینههای جایگزین برای ایران در ارتباطات بینالمللی و با هدف جبران محدودیتهای اقتصادی به شمار آیند؟
خیر، روسیه و چین بهترین جایگزین برای جبران کمبودهای ایران در شرایط عدم لغو تحریمها نیستند؛ چراکه امکانات و منافعی که ایران از احیای برجام بهدست میآورد، با امکانات و مزایای حاصل از روابط با چین و روسیه قابل مقایسه نیست و به نوعی متفاوت است. در واقع شرکای برجامی ایران جدای از چین و روسیه برای ایران مفیدتر خواهند بود تا شرکای کنونی کشورمان در سطح غیر رسمی. چین همچنان بهخاطر منافع خود در حوزه فناوری و سرمایهگذاریهای خارجی ارتباط خود را با آمریکا و اروپا حفظ کرده است و هیچ زمانی این رابطه را به خطر نمیاندازد. این شرایط برای ایران هم صدق میکند؛ ایران هم باید هم از ظرفیتهای چین و روسیه بهره بگیرد و همزمان از تکنولوژی و ظرفیتهای آمریکا و اروپا غافل نشود. در حال حاضر و در شرایطی که آینده مشخصی برای برجام پیشبینی نمیشود، حضور روسیه و چین در سیاست خارجی ایران باز هم بهتر از نبودشان است. ضمن اینکه اگر برجام هم احیا شود، به این معنا نیست که روابط ایران با چین و روسیه دچار مشکل خواهد شد؛ بلکه کماکان این دو کشور در شرایط احیای برجام نیز برای ایران بسیار قابل اهمیت خواهند بود؛ چراکه منافع و مزایای ارتباط با آنها برای ایران همیشه وجود داشته و خواهد داشت؛چه در صورت احیای برجام و چه در صورت عدم احیای برجام.
شما در ابتدای صحبتهای خود اشاره کردید که تا به امروز در رابطه ایران با چین هیچ دستاورد قابل توجهی دیده نشده است. آیا چینیها برای یک رابطه و تعامل جدی با ایران منتظر نتیجه مذاکرات ایران با اروپا و آمریکا و مشخصشدن بحث تحریمها علیه ایران هستند؟
مطمئنا اگر تحریم وجود نداشته باشد، روابط ایران و چین نیز گستردهتر خواهد شد؛ چراکه محدودیتهای کنونی کاهش مییابد. در هر صورت چین بهعنوان یک اقتصاد قدرتمند در دنیا، ظرفیتهای بسیاری برای برقراری ارتباط با ایران و توسعه آن حتی با وجود تحریمها دارد. حتی شاید در صورت دوام تحریمها و بهثمرنرسیدن برجام این رابطه را در قالبهای مختلف اقتصادی و رسمی و غیر رسمی گسترش دهد. هر چند اگر تحریمها نباشد زمینه توسعه روابط مساعدتر است.
درحال حاضر اروپا با تحریمهای روسیه برای تأمین انرژی دچار چالش شده است. چرا ایران از این فرصت برای احیای روابطش با اروپا استفاده نمیکند و تنها به ارتباط با شرق و کشورهای همسایه مشتاق است؟
در این خصوص باید توجه داشته باشیم که ارتباط با کشورهای اروپایی بر خلاف چین که حتی در شرایط تحریم با ایران ارتباط دارد و به نوعی قوانین تحریمها را رعایت نمیکند، تا اندازهای متفاوت است. با درنظر گرفتن شفافیتهای موجود در اتحادیه اروپا و همچنین زمینههای قانونی و سختگیریها و سطح ارتباطی که اروپا با آمریکا دارد و البته با وجود تحریمهای آمریکا، عملا اتحادیه اروپا نمیتواند ارتباط خود را با ایران برقرار کند. دلیل اصلی تلاشهای اخیری که از سمت اروپا برای احیای برجام صورت میگیرد نیز همین موضوع است. هم اکنون واسطه ایران و آمریکا اتحادیه اروپاست، نه روسیه و چین؛ چراکه آنها بیشتر به ارتباط با ایران نیاز دارند تا چین و روسیه. اروپا در صورت عدم احیای برجام و باقیماندن تحریمهای آمریکا، خیلی نمیتوانند به روابط با ایران امید داشته باشد. از سوی دیگر کشورهای همسایه ایران نیز در جبران کمبودهای اقتصادی ایران ناتوان هستند و ایران باید در ارتباط با آنها به سطح توسعه اقتصادی آنها توجه بسیاری داشته باشد.



