این رسانهها با راهانداختن یک جنگ رسانهای آرام و بدون خونریزی در میان خود، اما شدیدترین جنگها را با تحتتأثیرقراردادن افکار، اراده و احساسات مردم و ایجاد دوقطبیسازی در جامعه رقم میزنند؛ فضایی که قربانیان بسیاری را از هر دو طرف برجای خواهد گذاشت. این در حالی است که در میان این ناآرامیها و جدای از اغتشاشگران، هستند کسانی که تنها به دنبال بیان مطالبههای خود و شنیدهشدن از سوی مسئولان هستند و البته در مقابل، نیروهای امنیتی که در این فضای متشنج از این قشر محافظت میکنند. پرسش این است که رسانهها چگونه میتوانند با استفاده از ظرفیتهای خود و در قالب یک میانجی میان مردم و نظام، مطالبههای جامعه را با ایجاد فضای مذاکره یا گفتوگو به گوش مسئولان برسانند؟ در این زمینه جواد جلوانی، کارشناس علوم فرهنگ و ارتباطات، معتقد است نباید همه این شرایط را به گردن رسانهها انداخت؛ باید از آنها در حد و اندازه خودشان انتظار داشت. جلوانی همچنین معتقد است اگر به فعالیت رسانهای به چشم یک کار ذاتا دینی بنگریم، اطلاعرسانی به جامعه را فدای بغضهای سیاسی و رقابتهای جــنـــاحــی نخواهیم کرد. در ادامه، مشروح گفتوگوی «اصفهانزیبا» با این کارشناس علوم ارتباطات را میخوانید.
هماکنون برخی از رسانهها؛ اعم از روزنامهها یا خبرگزاریها، بر اساس جناح سیاسی خود به شرایط کنونی جامعه در قالب آشوبهای خیابانی واکنش نشان میدهند؛ فضایی که بیشتر نشان از اعلام مواضع آنها و بهنوعی، رقابت با جناح مقابلشان دارد. به نظر شما جدای از این جناحبندیهای رسانهای، مسئولیت اصلی این صنف در آرامکردناین فــضــا و مــدیــریــت بحران چیست؟
رسانه در لغت فارسی به معنی رساندن و در انگلیسی به معنی واسطهبودن است (media جمع برای medium) و در نگاه دینی همان کار انبیاست که واســطــهبـــودن برای وحی و رساندن خبر وحی است و به آن ابلاغ میگویند. واژگان بَلاغ، ابلاغ و تبلیغ همه از یک ریشهاند و دهها بار در قرآن تکرار شدهاند که معنی «دعوت» دارند و البته این انسانها هستند که پس از این دعوت مسئول اعمال خویشاند: «وَ ما عَلَيْنا الاَّ اَلْبَلاغُ اَلْمُبِينُ» (ما مأمور نشدهایم؛ مگر تنها به اینکه رسالت خدا را به شما ابلاغ کنیم)؛ «وَ مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ». «بلاغت» نیز که به معنی زیبا و اثرگذار سخنگفتن است، از همین ریشه بوده و این ابزاری دینی و فرهنگی در اختیار جامعه ما است که بتوانیم کلام و مطالبههای خود را زیبا و اثرگذار مطرح کنیم. اگر به فعالیت رسانهای به چشم یک کار ذاتا دینی و ادامهدهنده راه پیامبران (پیغامبران) نگاه کنیم، آنگاه در کشور خودمان اطلاعرسانی صحیح و آگاهیبخش را فدای حبوبغضهای سیاسی و رقابتهای جناحی نخواهیم کرد. البته در این مسیر «مُسَیلمه کذابها»یی هم هستند که همان پیامبران دروغیناند و آنها را میتوان به رسانههای بیگانه و دشمن تشبیه کرد که خط ما از آنها جداست.
همانطور که شاهد هستیم، در میان اغتشاشهای موجود در قالب اعتراض برخی از اقشار جامعه همچون دانشجویان و بهخصوص نوجوانان معترض به برخی شرایط در کشور و خواهان تغییر هستند و معتقدند باید صدای آنها از سوی مسئولان شنیده شود؛ درحالیکه به نظر میآید، زبان آنها با زبان مسئولان یکی نیست؛ اول اینکه، چرا اغلب این کنشگریها از سوی نوجوانان و دانشجویان است و دوم اینکه، رسانهها چگونه میتوانند در تناسب فهم این مطالبهها نقش ایفا کنند؟
دین اسلام بهترین دین برای گفــتوگــوســت و گفــتوگـو شــیــوه خردمندان است: «فَبَشِّرْ عِبَادِ، الَّذِينَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ»؛ «پس بشارتده به آن بندگان من که به سخن گوش فرامیدهند و بهترین آن را پیروی میکنند؛ اینان هستند که خدایشان راه نموده و اینان همان خردمندان هــســتـــنــد» (آیــات 17 و 18 سوره زمر).از اوباش و لمپنیسم که انتظار گفتوگو نیست؛ اما تعجب از صحنههایی در دانشگاههاست که گاه مشاهده میکنیم دانشجویان سخنان همدیگر و حتی سخنان استادان دانشگاه را «هو» میکنند و حاضر به شنیدن حرف یکدیگر و انتخاب بهترین سخن نیستند. در اینجا هیجانهای کاذبِ روز بر عقلانیت و بر عنوان جوانی که جوینده دانش است، غلبه پیدا میکند و بهسمت رفتار خشن ناپسند کشیده میشود که لازم است این شیوه از سوی خود جامعه و رسانهها تقبیح شود.از سوی دیگر، بررسی آمار نشان میدهد سن و طبقه اجتماعی افرادی که رفتارهای غیرمتعارف و آسیبزا در دو هفته اخیر داشتهاند، با آنچه در تخریبهای آبان 98 مشاهده کردهایم، متفاوت است و نقش شبکههای اجتماعی و نــســل نوجــوانهایی که با این شــبــکهها بـزرگ شدهاند، مشهود است.
پاسخ پرسش قبل را نگرفتم. دوباره میپرسم: رسانهها چگونه میتوانند اعتراضها را از این شکل ناآرام که بعضا همراه با شعارهای نامتعارف و حرکتهای آسیبزاست، به شکل مذاکره و گفتوگو در راستای تحقق مطالبههای جامعه تبدیل کنند؟
در پاسخ به پرسش شما که چطور رسانهها میتوانند به آرامشدن فضا کمک کنند، باید بگویم «جهاد تبیین» را در این مسئله توصیه میکنم و واجب میدانم؛ اما لازم است تذکری بدهم که خداینکرده گرفــتـــار اشتــبـــاه در تــحلیــل خود نشویم. واقعیت این است که از رسانه در حد و اندازه خودش باید انتظار داشت. نباید دچار خطای «رسانهانگاری» در تحلیل خود شویم. این خطا به معنی تلقی گسترده و انتظارهای نابجا از رسانههاست؛ بهطوریکه مسئلهای را که الزاما رسانهای نیست، بخواهیم با رسانه حلوفصل کنیم. درباره اغتشاشهایی که گاهوبیگاه رخ میدهد، البته دشمن از موج رسانهای برای ضریبدادن به نارضایتی یا تبدیل اعتراضها به اغتشاشها استفاده میکند؛ اما دشمن هم از ضعفهای ساختاری و مدیریتی در کشور خودمان بهره میجوید؛ به این معنا که نارضایتی پمپاژشده در فضای مجازی ریشه در دنیای حقیقی دارد؛ اما توسط رسانهها کجومعوج و مبالغهآمیز میشود. نظام مقدس جمهوری اسلامی بهتر است یکبار برای همیشه بهانههای موجود را رفع کند. آیا سربازی اجباری برای پسران، بانکداری ربوی برای علما، ضعفهای صنعت خودروسازی برای عموم، گشت ارشاد بهنحویکه توسط رئیسجمهور و رئیس مجلس هم تأیید نشد، تورم ناشی از خلق پول بدون پشتوانه، توزیع نابرابر امکانات، ضعف شبکه ملی اطلاعات، دعوای استانها برای آب، تبعیض افراد در برابر قانون و عدم استفاده از همه ظرفیتهای قانون اساسی، مثالهایی از انتقادهایی نیست که سالهاست از سوی دلسوزان فریاد زده میشود و هنوز مانند زخمی کهنه برای این کشور درمان نشدهاند؟ آیا هنوز زمان آن نرسیده است که همه چیز را به گردن رسانهها نیندازیم؟



