گُل هایی که به گِل نشست!

آفتاب بی‌رمق پاییزی سایه انداخته به تن بی‌عبور بازار گل همدانیان در شرقی‌ترین نقطه اصفهان. رُز و مریم و شب‌بــو عطــرشان را بی‌پروا رها کــرده‌اند به میان گــل‌هــا و بوی‌شان غالب‌شده بر دسته‌های مینا و داوودی و «لــوسیــن‌تـــوس» و «ژیپسوفیلیا» که کنار هم ردیف شده‌اند و قاب عکسی از رنگ‌ها منگنه کرده‌اند جلوی غرفه‌های گل‌فروشی. رنگ به رخسار گل‌ها افتاده و چهره تازه و پرطراواتشان لبخند به لب دارند و دلبری می‌کنند؛ گویی همه زورشان را می‌زنند تا رونق را به داخل غرفه‌ها بپاشند؛ اما رونقی در کار نیست.
 
تاریخ انتشار: 10:30 - سه‌شنبه 17 آبان 1401
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
گل‌ها خریداری ندارند و خیلی‌هایشان هر روز روی دســت گــــل‌فــروش‌ها می‌مانند: «گل‌ها می‌میرند؛ چون خریداری ندارند!» تردد ورفت و آمد در بازار گل خیلی وقت است که کم شده: «از وقتی که کرونا آمد و گرانی‌ها افسار گسیخت،مردمی که به نان شب محتاج‌اند می‌توانند گل بخرند؟» این را یکی از غرفه‌داران می‌گوید؛ زنی میان‌سال که ده‌سالی می‌شود گل‌فروشی می‌کند. ساقه‌های گلایول را کوتاه می‌کنند و آن‌ها را می‌گذارند در سطل آب: «امروز بازار گل کمی جان گرفته؛ چون پنجشنبه است و بعضی از مردم عادت دارند برای امواتشان گل ببرند؛ ولی روزهای دیگر خبری از خریدار نیست و فقط ضرر و زیان است که روی دستمان می‌ماند. شاید در هفته یک‌چهارم از گل‌ها خراب می‌شوند و باید آن‌ها را دور بریزم.»
 
گل خریدار ندارد
 
نسیم خنک پاییزی پیچیده لابه‌لای شاخه‌ها و دسته‌های بزرگ گل تا رایحه‌شان را در هوا پراکنده کند. گاری‌های کوچک گل وسط بازار درحال رفت‌و‌آمد هستند و ضایعات و گل‌های پلاسیده و خشک‌شده را جمع می‌کنند؛ لابد قرار است آن‌ها را روانه قبرستان گل کنند! 
صبح است و گل‌فروش‌ها مشغول شست‌وشوی غرفه و مرتب‌کردن گل‌ها هستند. آب میانه غرفه‌ها را برداشته: «هر روز صبح از محلات و تهران و خمین و… سفارش‌هایمان می‌رسد؛ البته اگر فروش نداشته باشیم، هر سه‌چهار روز یک‌بار سفارش می‌دهیم»؛ این‌ها را زنی جوان می‌گوید که حالا چندسالی است در بازار گل همدانیان، غرفه‌دارد. او از نبود خریدار می‌گوید و از اینکه یکی‌دو سالی است دیگر کسی گل نمی‌خرد: «الان، گل‌فروشی‌های سطح شهر هم خیلی کم از اینجاخرید می‌کنند؛ درحالی که قبلا مغازه‌هایشان پر از گل بود.  مردم حالا فقط برای مناسبت‌های خاصی که ناچارند، گل می‌خرند. در طول هفته اینجا خبری نیست. تک‌وتوک آدم می‌آید که آن‌ هم به قصد تماشا و بازارگردی است و نهایت هم دست خالی می‌روند یا با یک دسته مینا و داوودی که قیمتشان ارزان است و ماندگاری بهتری نسبت به بقیه گل‌ها دارند.» او هم می‌گوید که بازار گل دورریز زیادی دارد و این روزها  گل‌فروش‌ها ضرر و زیان زیادی متحمل هستند: «در طول هفته شاید نزدیک به 30درصد از گل‌ها خراب می‌شوند و باید آن‌ها را دور بریزم؛ چون عمر گل کوتاه است و مردم هم به‌دنبال گلی هستند که حداقل برای آن‌ها چندروزی بماند.  اتفاقا اولین سؤالی که مردم پس از انتخاب گل می‌کنند، این است که ماندگاری‌شان چندروز است؟ معمولا گل‌ها پس از یک‌هفته رنگ می‌بازند و طراواتشان را از دست می‌دهند. خریداران هم تا گل تازه است به آن دید خوبی دارند. از طرف دیگر چون قیمت گل‌ها زیاد است همان زمانی هم که تازه هستند، کمتر کسی حاضر می‌شود بابت خریدش پول بدهد. گلخانه‌دار هم وقتی گل رشد کرد، نمی‌تواند آن را نگه دارد و باید بپیند؛ بالاخره آن هم کلی هزینه کرده است.» زن دسته‌ای داوودی از لابه‌لای گل‌ها بیرون می‌کشد و می‌دهد دست مشتری: «کسادی بازار باعث شده تا خیلی‌ها عطای ماندن در این حرفه را به لقایش ببخشند و کارشان را رها کنند و غرفه‌هایشان را پس بــدهنــد. گــل‌فــروشی شغلــی استکه دورریز زیاد دارد و همین هم با روح و روان آدم بازی می‌کند. »  او می‌گوید: «فروشنده همه سرمایه خود را به میان می‌گذارد تا درآمد معقولی کسب کند؛ ولی در سال‌های اخیر بازار از رمق افتاده و خریداری وجود ندارد؛ البته زمستان‌ها ضرر گل‌فروش‌ها نسبت به تابستان کمتر است؛ چون در فصل گرم معمولا گل ارزان‌تر است و گل‌ها هم زودتر به عمل می‌آیند. در زمستان، ولی خرید فراوان است؛ چون امکان نگه‌داشتن گل بیشتر است.»  زن می‌گوید که در ساله‌های گذشته اگرچه بازار گل‌های سر شاخه‌ای کساد شده؛ ولی در عوضش گل‌های آپارتمانی خریدار بیشتری پیدا کرده‌اند؛ چون: «آن‌ها را می‌شود سال‌ها در خانه نگهداری کرد. بــرای خود فـــروشنـــده هم به‌صرفه‌تر است؛ چون حتی اگر به فروش نرسند، خراب هم نمی‌شوند و دورریز ندارند، بلکه می‌توانند آن‌ها را مدام تکثیر کنند.»
 
گل‌های لاکچری خریدار ندارند
 
جعبه‌های‌های رز جلوی غرفه‌ها زیبایی‌شان را به تماشا گذاشته‌اند؛ قرمز، سفید، خاکستری و سیاه. رنگ‌ها تمامی ندارند و جلوی چشم طنازی می‌کنند. 
بوی رز تا چندفرسخی غرفه پیچیده: «حیف که خریداری ندارند. قیمت رز نسبت به برخی از گل‌ها مثل داوودی و مینا و میخک بیشتر است و عمرش هم کوتاه‌تر؛ به خاطر همین خیلی‌ها ترجیح می‌دهند به جای یک‌شاخه، دسته‌ای گل بخرند که عمرش بیشتر باشد. قبلا برای برخی از مناسبت‌ها مثل ولنتاین و… رز خریدار داشت؛ حالا اما قیمت زیاد باعث‌شده تا در همین مناسب‌ها هم مردم گل‌های ارزان‌قیمت‌تر را به آن ترجیح بدهند.» دو قدم آن طرف‌تر، دسته‌های بزرگ «اورینتال» توی غرفه به ترتیب ردیف شده‌اند و هنوز غنچه‌هایشان نشکفته‌اند. زن فروشنده که خودش تولیدکننده نیز است و در دهاقان گلخانه دارد، از فروشش راضی است و می‌گوید بازار گل هنوز مشتری‌های خاص خودش را دارد: «کسانی که به گل احتیاج داشته باشند، هر طور که شده، آن را تهیه می‌کنند. کاری هم به ارزانی و گرانی آن ندارند؛ مثلا برای مجلس‌های عزا و عروسی یا افتتاحیه‌ها و… گل نیاز است که مردم آن را هم می‌خرند؛ البته نمی‌گویم که گرانی‌ها و کرونا تأثیری بر بازار گل نداشته، بلکه فروشمان نسبت به سال‌های قبل با افت روبه‌رو بوده است؛ به‌خصوص گلی مثل «اورینتال» که به‌دلیل واردات پیاز آن از هلند، گران است. اگر قبلا یک‌دسته گل 100 هزار تومان بود، الان بین 300 تا 400 هزار تومان فروخته می‌شود. مسلما مردم قدرت خرید این گل را ندارند و ترجیح می‌دهند گل‌های ارزان‌تر مثل رز و مریم و داوودی و … را بخرند. پیاز این گل از هلند وارد می‌شود و یک‌بار بیشتر هم نمی‌توان آن را کاشت؛ به‌خاطر همین هر دو ماه یک‌بار باید پیازش وارد شود.» او می‌گوید که اگرچه فروشش کم شده؛ ولی توانسته صادرات گل‌هایش را افزایش دهد: «کشورهای عربی و روسیه خریدار هستند و استقبال خوبی از این گل‌ها دارند.» دستــه‌ها و تــاج‌های گــل در حال آماده‌شدن برای رفتن بر سر مزار هستند؛ گل‌هایی که عمرشان کوتاه است و قیمت ز‌یادشان خریداری باقی نگذاشته است.» عطر گل‌ها می‌پیچد لابه‌لای باد ملایم پاییزی و بازار را پر می‌کند؛ بازاری که این روزها دیگر مثل سابق بروبیا ندارد و مشتری‌هایش تک‌وتوک هستند! گویی مردم دیگر درمیان دل‌مشغولی‌هایشان وقتی برای خرید گل ندارند!