رئیسجمهور جمهوری آذربایجان ۱۷ آبان به برگزاری مانور اقتدار جمهوری اسلامی ایران در کنار رود ارس در اواخر مهرماه واکنش نشان داد و طی اظهاراتی به مناسبت پیروزی این کشور در جنگ با ارمنستان گفت که برگزاری رزمایشها در مرز جمهوری آذربایجان موجب ترس باکو نخواهد شد و کسانی که در مرز جمهوری آذربایجان برای حمایت از ارمنستان رزمایش برگزار میکنند نیز باید این را بدانند که هیچکس نمیتواند ما را بترساند. از سوی دیگر، علیاف طی سخنانی تأملبرانگیز در نهمین اجلاس سران سازمان کشورهای ترکزبان در 20 آبان نیز با اشاره به رویکرد این سازمان در قبال ترکزبانان خارج از این مجموعه گفت: «جهان ترک تنها از کشورهای مستقل ترک تشکیل نمیشود، مرزهای جغرافیایی آن گستردهتر است. من معتقدم زمان آن فرا رسیده است که در چارچوب سازمان، مسائلی مانند جلوگیری از همسانسازی و حفظ حقوق، امنیت و هویت ملی هموطنان خود را که در خارج از کشورهای عضو سازمان ترکها زندگی میکنند، همیشه در نظر داشته باشیم. دولت آذربایجان توجه ویژهای به حمایت از حقوق، آزادیها و امنیت آذربایجانیهای مقیم خارج از کشور دارد. ما به تلاش خود ادامه خواهیم داد تا هموطنان ما که به سرنوشت تلخ از کشور آذربایجان جداشدهاند، زبان و سنت و فرهنگ ما را حفظ کنند و به اندیشه آذربایجانی گری وفادار بمانند و هرگز با سرزمین تاریخی خود قطع رابطه نکنند.» صحبتهایی که به تحلیل کارشناسان به نظر میرسد تنها بر مبنای رویکرد شخصی علیاف نیست و ابعاد گوناگونی در پس آنها نهفته است که باعث تنشها میان روابط صدساله دیپلماتیک جمهوری آذربایجان و ایران شده است.
چرا رفتار علیاف با ایران غیردیپلماتیک است؟
سید احمد فاطمینژاد، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، در گفتوگو با «اصفهانزیبا» مواضع رئیسجمهور کشور جمهوری آذربایجان در رابطه با ایران را ریشهیابی کرد و از ابعاد آن گفت. به بیان این تحلیلگر مسائل بینالملل، این موضعگیریهای الهام علیاف دلایل گوناگونی دارد که زمینههای تاریخی اولین بعد رفتارهای غیردوستانه او در خصوص همسایه جنوبیاش به شمار میرود. او میگوید: «شباهتهای جمهوری آذربایجان و آذربایجان ایران این نگرانی را برای علیاف به وجود آورده است که جذابیت ایران برای شهروندان جمهوری آذربایجان، کیان ملی کشورش را به خطر بیندازد. درواقع او هماکنون سیاست پیشگیرانه را در پیش گرفته است. آنطور که اگر به اولین سالهای پس از فروپاشی شوروی برگردیم، خواهیم دید مردم جمهوری آذربایجان در بخشهای مختلف این کشور (بهخصوص شیعیانی که مقلدان مراجعی از ایران هستند و البته بخشی از تالشیها و مردمی از نخجوان که با ایران روابط حسنه بسیاری دارند) علاقه بسیاری برای پیوستن به کشورمان داشتند؛ فضایی که باعث میشود علیاف نسبت به آن یک رویکرد تهاجمی در پیش گیرد تا بتواند این احساسات هم گرایانه را به کنترل خود درآورد.»فاطمینژاد دومین دلیل هیاهوی علیاف علیه ایران را به پنهانکردن ناکارآمدی خود در پس رویهای که اغلب حکام دموکراتیک برای تحریک احساسات ملی مردم کشورشان از آن استفاده میکنند، ربط میدهد و میافزاید: «حکام جمهوری آذربایجان، بهرغم جــمهــوری بودن کشورشان، دموکرات و مردمی انتخاب نشدهاند. رویکرد حیدر علیاف، پدر الهام علیاف نیز همانند پسرش بود. درواقع علیاف این سیاست خود را از پدرش به ارث برده است. این مدل حکومتها احساسات ملی را درگیر میکنند و جاهطلبیهای فرامرزی را پیش میگیرند و بر اساس یکسری آرمانهای دستنیافتنی سعی میکنند مردم را پشت سرخود بسیج کنند و همه حواس مردم و دغدغههای آنها را از مسائل و مشکلات داخلی همچون ضعف دموکراسی به مسائل حاشیهای و کماهمیت پرت کنند؛ سیاستی که هماکنون علیاف پسر و برخی از نخبگان جمهوری آذربایجان طی سالهای اخیر در پارلمان و دولت دنبال کرده و همچنان بر آن تأکید دارند.»سومین عنصری که این استاد روابط بینالملل در بیان مواضع رئیسجمهور جمهوری آذربایجان در رابطه با ایران به آن اشاره کرد، تحریکات خارجی است. او در توضیح این عامل میگوید: «الهام علیاف در سالهای اخیر نشان داده که بهشدت تحت تأثیر ترکیه و اسرائیل است. ایران در مناسبات دوجانبه خود با ترکیه مشکل اساسی ندارد؛ اما طبیعتا در اهداف مشترک استراتژیک و منطقهای در تضاد است. هم ایران و هم ترکیه مدعی این هستند که قدرت منطقهای میباشند، که البته یکی از حوزههای رقابت آنها قفقاز است. ترکیه تلاش میکند در منطقه قفقاز بیر قیب باشد؛اما با توجه به روابط نزدیک ایران با ارمنستان، در رقابت با کشورمان در این منطقه دچار مشکل است. اساسا ترکیه با ایران هماورد نیست و ازطرفی با توجه به سابقههای تاریخی منفی که با ارمنیها دارد، از این منظر دچار ضعف است که برای برطرف کردن این ضعف سیاست نزدیک شدن به آذربایجان را با هدف تضعیف نفوذ و حضور تاریخی ایران در قفقاز جنوبی در پیش گرفته است. در این بین یکی از مواضع دشمنان ایران، همچون رژیم صهیونیستی، تحریک ترکیه باتوجه به رقابتهای منطقهای بین ایران و این رژیم است. ایران در لبنان، سوریه و فلسطین و مناطق همجوار کشورمان حضور دارد و رژیم صهیونیستی هم برنامههای بلند مدت خود را برای ضربهزدن به ایران در مناطق همجوار ایران پیاده میکند. درواقع آذربایجان یکی از اهداف رژیم صهیونیستی برای ضربهزدن به ایران است که بخشی از موضعگیریهای الهام علی اف در رابطه با ایران تحت تأثیر این سیاست قرار گرفته است.فاطمینژاد ادامه میدهد: «دلیل اثرگذار دیگری که میتوان در خصوص رفتارهای رئیسجمهور جمهوری آذربایجان با ایران مطرح کرد، این است که جمهوری آذربایجان از زمان جنگهای دهه نود در قرهباغ و پس از آن همیشه مورد تحریم آمریکا بوده است که این شرایط باعث بستهشدن دست آذربایجان شد. شاید جمهوری آذربایجان احساس میکند، میتواند از طریق به چالشکشیدن ایرانی که با آمریکا مشکل دارد، نظر مثبت آمریکا و سایر قدرتهای بزرگ، همچنین صهیونیستها را در تأمین تسلیحات برای خود جلب کند.»
چه عواقبی در انتظار رفتارهای علی اف در رابطه با ایران نهفته است
این عضو هیئتعلمی دانشگاه فردوسی مشهد در خصوص پیامد رفتارهای علیاف با ایران خاطرنشان میکند: «طبیعتا یکی از عواقب اصلی این فضا به خود جمهوری آذربایجان و ارمنستان و شرایط پیش روی قفقاز برمی گردد؛ به این معنا که سیاست او در نهایت باعث افزایش تنشها و ناامنی در این منطقه خواهد شد؛ منطقهای که میتوانست به دور از رقابت قدرتهای منطقهای و بزرگ وضعیت آرام تری داشته باشد؛ اما هماکنون به جولانگاه ترکیه، صهیونیستها و دیگر کشورها تبدیل شده است. از دیگر پیامدهای رفتارهای غیر دیپلماتیک رئیسجمهور آذربایجان با ایران این است که طبیعتا کشورمان در مقابل جاهطلبیها و ایدههای علیاف ساکت نمینشیند و برنامههایی را پیاده خواهد کرد که با توجه به عدم توازن استراتژیکی بین ایران و آذربایجان، قطعا آذربایجان بازنده این بازی خواهد بود. پیامد بعدی این است که مشروعیت و اقتدار آذربایجان در میان مردم این کشور به چالش کشیده میشود و ممکن است گروههای معترض به این شرایط، بهخصوص مرزنشینان و مردمی از جمهوری آذربایجان که همبستگیهای تاریخی و مذهبی بیشتری با کشورمان دارند، خواهان پیوستن به ایران شوند.»



