پول و ثروت، یکی از پـدیـدههـای بهشدت پیچیده و عجیب در زندگی انســانهــاست و برای اثبـات ایــن واقعیت میتوان دلایل عدیدهای را بر شمرد. از جمله پول و ثروت در واقع ابزاری است که برای تسهیل زندگی انسان و روابط انسانی خلق شده است؛ اما امروز در زندگی بسیاری از انسانها، پول و ثروت نه تنها یک ابزار نیست، بلکه در اغلب زندگیها تبدیل به هدف زندگی شده است؛ بهطوری که خیلیها حاضر هستند تمام زندگی و موهبتهای آن را فدا کنند تا به ثروت برسند. چرا؟ چون به این باور رسیدهاند که وقتی غرق در ثروت شوند، غرق در خوشی و سعادتمندی و رضایت و لذت نیز خواهند شد؛ البته شکی نیست که ثروت و ثروتاندوزی مطلوب است؛ اما برخی درک درستی از آن ندارند.از آنجایی که علیرغم باورهای غلط اما شایع، پول در نهایت یک ابزار است، وقتی این ابزار در اختیار شما قرار گیرد اما ندانید که از آن چگونه میتــوانیــد استفــاده کنیــد، قطعـا بهخودیخود لذت، رضایتمندی و سعادت را نیز بهدنبال نخواهد داشت.اجازه دهید واقعیت مهم اما دردناکی را با شما در میان بگذارم؛ خیلیها وقتی به ثروت و پول زیاد دست مییابند، به دلیل اینکه بسیاری از موهبتهای زندگی را در این مسیر قربانی کردهاند، نه تنها لذت و سعادتی را تجربه نمیکنند، بلکه به یکباره درگیر پوچی و بیمعنایی شدیدی میشوند و تمام انگیزههای خود را برای زندگی و لذتبردن از آن نیز از دست میدهند.
دیدگاه نادرست نسبت به پول آرزوهای نادرستی بههمراه میآورد
از این بحث که بگذریم، باید عرض کنم وقتی افراد دیدگاه درستی نسبت به ثروت و پول ندارند، هنگامی که آن را در اختیار میگیرند، درگیر برداشتها و آرزوهای نادرست و اشتباه و حتی گاهی خندهداری نیز در ارتباط با آن میشوند؛ البته همگی حاصل نگاه و برداشت نادرست آنها درباره پول و ثروت است.نکته مهم: پیش از اینکه مصادیقی از این آرزوهای عبث و جاهلانه را بررسی کنیم، اجازه دهید تأکید کنم که بنده اصلا مخالف ثروت نیستم و اتفاقا اعتقاد دارم اگر کسی نگاه درستی به ثروت و پول داشته باشد، میتواند از مسیــر قـــدرتــی که ایـن ثروت بــرایش بــه همـراه داشتـــه اسـت، بهصورت جدی به بهبود زندگی خود و رضایتمندیاش کمک کند.یک فـرد آگاه و ثــروتمنــد میتــوانــد اهداف و آرزوهای خوبی را نیز شکل دهد و بدین واسطه معنا و ارزش زندگی خود را ارتقا نیز دهد؛ آرزوهایی مثل گشتن دور دنیا و دیدن تمام زیباییهای زندگی، کمک به ارتقای بهداشت عمومی در کشور خود و یا حتی کشورهای دیگر، ایجاد اشتغال بیشتر برای هممیهنان و توسعه اقتصاد کشور و…؛ اما وقتی ذهن یک فرد فقیر باشد، بدین معنا که شناخت و درک درستی از ثروت نداشته باشد، پس از کسب ثروت به طرق مختلف مثل برندهشدن در لاتاری، رسیدن یک ارثیه بسیار خوب و یا حتی گاهی با تلاش و کوشش بسیار آرزوهایی که شکل میدهد، نیز خندهدار و بهتانگیز خواهند بود. حال اجازه دهید به برخی از این آرزوها بپردازیم و برخی از مهمترین آنها را معرفی کنیم.
جوانشدن
شایعترین آرزوی مسخره ثروتمندان فقیرذهن، جوان شدن است.در دنیا کم نیستند ثروتمندانی که بخش عمدهای از پول و ثروت خود را خرج عملهای زیبایی گوناگون، دستکاریهای ژنتیکی و… میکنند تا جوانتر شوند!گویی با پول و ثروت میتوانند در مسیر زندگی و تکامل جهان قرار گیرند، گویی برای طبیعت یا خدا هم ثروت و اندوخته مالی آنها مهم و ارزشمند تلقی میشود؛ این در حالی است که یک انسان ثروتمند یا انسان معمولی اما آگاه میداند که لذتبردن از زندگی در گرو واقعبینی و کنارآمدن با شرایط است؛ بنابراین چنین فردی از جوانی خــود نهــایت استفـــاده را میکند و وقتی به دوره میانسالی و پیری نیز رسید، با توجه به مقتضیات ذهنیسنی خود با گامبرداشتن در مسیر تأمین خواستههای خویش لذت و رضایتمندی را به خود هدیه میدهد. ثروتمند ناآگاهی که تصور میکند میتواند خود را جوان کند و برای این کار کلی هم پول خرج میکند، تنها چیزی که در نهایت نصیبش مـــیشـــود، سرخـــوردگی و حقارت شدید است؛ چراکه ایستادن در برابر سیر زندگی ناممکن است و پیری و کهنسالی به طرق مختلف بهخصوص بهصورت ذهنی خود را نمایان خواهد ساخت. حتی اگر او ظاهر و نمای بیرونی جسمش را نو و تازه کند، بهواسطه ازدســتدادن تــــوان و انــــرژی و البته تغییر شرایط ذهنی، انواع رنجشها را تحمل میکند؛ چراکه هرگز خود را برای آنها آماده نکرده است.
کسب محبوبیت
آرزوی غلط دیگر برخی از ثروتمندان، کسب محبوبیت از طریق ثروت است. چنین افرادی تصور میکنند که سلطهیافتن بر قلب و ذهن مردم، مثل خانه یا ویلاست که بتوانند با پول خرجکردن آن را برای خود ممکن و میسر کنند؛ غافل از اینکه اولا خیلی از مردم نسبت به ثروتمندان ناآگاهی که معمولا ثروت خود را از راههای نادرستی تهیه کردهاند، جبهه میگیرند و حتی بذل و بخششهای آنها را نشانهای از فخرفروشی تصور کرده و نفرت بیشتری را نسبت به این دسته از ثروتمندان در خود احساس میکنند و دوم اینکه وقتی یک ثروتمند تلاش میکند از طریق پول خرجکردن محبوبیت را برای خود بخرد، در واقع تنها یک مشت افراد سوءاستفادهگر و فریبکار را دور خود جمع میکند که با تملقگوییهای ظــاهـــری و بــیریشه تنها بهدنبال کـســــب پـــول و منــفـــعــــت بیـشـتــــر هستند.جالب اینکه اینگونه افراد ثروتمند بعد از مدتی خیلی شدید اما دردآور بــا ایــن حقیــقت مواجه مـیشـونــد و درمییابند که تمام کسانی که دور و اطرافشان را گرفتهاند، افرادی چاپلوس و بهاصطلاح بادمجان دور قاب چین هستند؛ البته بنده معتقد هستم که بسیاری از ثروتمندان نیز نه از طریق پول خرجکردن مستقیم، بلکه از طریق خدماتی که به دنیا و جامعه خویش ارائه کرده و میکنند، محبوبیتهای زیادی دارند، منتهی روش و آرزوی آنها شکل درستی دارد و از مسیــر صحیحی نیز آن را دنبال کردهاند؛ بنابراین باز هم تأکید میکنم برخی از ثروتمندان اینگونهاند و تصورات غلطی دارند نه همه آنها.
تغییر دادن تاریخ و سیر تحول جامعه
یک دانشمنــد بــرجستــه که مثلا تکنولوژی خاصی را اختراع میکند و یا رهبری که میتواند با آگاهیبخشی و هدایت صحیح، جامعه خود را به سمت افق مطلوبتری هدایت کند، یک فرد اثرگذار در تاریخ است که میتواند تحولات بزرگ و ارزشمندی را رقم بزند؛ اما این توانایی او حاصل آگاهیها، مهارتها و قدرت شخصیتی اوست، نه ثروتش.بـــرخـــی از افـــــراد ثـــــروتــمنـــــد کـــه برجستهترین آنها دونالد ترامپ، رئیــسجمهور آمـــریکـــا بــود، تصـور میکنند که به صرف پولداربودن و داشتن آگاهیهایی در زمینه مالی، میتوانند در عین نادانیهای خاص خویش، دنیا را نیز به سمت بهتری هدایت کنند. در واقع ثروت به آنها این باور (بهتر بگوییم خودباوری کاذب) را القا کرده که قدرت تغییردادن تاریخ و سیر تحول جامعه را دارند. دوران حکومت ریاستجمهوری ترامپ، رئیسجمهوری که با اتکا به ثروت چشمگیرش به قدرت هم رسید، نشان داد که این آرزو چقدر نادرست است؛ چراکه اینگونه افراد حتی اگر باعث تغییر در دنیا شوند، این تغییر قطعا نادرست و در جهت معکوس خواهد بود.



