بازارهای سنتی، میراثی ماندگار در کالبد شهر

آنچه امروزه پاساژ یا مرکز خرید نامیده می‌شود، در حقیقت شکل تغییریافته و در حال گذار بازار سنتی به مدرن است. خود بازار سابقه چند هزار ساله در تمدن ایران و جهان دارد. ازهمان هنگام که انسان موفق به تولید محصول بیشتر از نیاز خود شد و به فکر مبادله آن با دیگر محصولات و تولیدات مورد نیاز افتاد، مراحل شکل‌گیری بازار (هرچند به صورت ابتدایی) آغاز شد. برای این منظور ابتدا فضاهای بازی در مجاورت روستاهای بزرگ به این کار اختصاص داده شد که در فصولی از سال به تدریج در روزهایی از هفته، محل اجتماع، داد و ستد و مبادله منطقه می‌شد. سپس با گسترش جوامع و مبادلات، زمان، مکان، شکل و ساختار آن نیز دچار تغییرات و تحولات تکاملی شد و به‌تدریج از حالت موقتی (و نه دائمی) و از وضعیت فاقد سرپناه و معماری به ساختارهای معماری متشکل و دائمی تبدیل شد.

تاریخ انتشار: 08:52 - پنجشنبه 24 آذر 1401
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
 واژه‌شناسی بازار
ریشه‌شناسی واژه « بازار» که به شکل بازر در بازرگان (مخفف بازارگان) هم آمده است، محلی معین برای دادوستد کالا و اغلب با مجموعه‌ای از ابنیه که به تناسب زمان و مکان از ساختار مادی و معماری خاص برخوردار است. در مطالعات جغرافیایی نظریه پردازان این رشته اغلب براین عقیده‌اند که پیدایش شهرها و تکوین آن‌ها در یک نقطه خاص از مبادلات کالاها منشأ گرفته است. شهر زیستگاه ساکنانی است که در درجه اول از راه بازرگانی (نه کشاورزی) زندگی می‌کنند.
 
 کالبد بازار
بازار به مفهوم حقیقی‌اش مجموعه‌ای از دکان‌هایی است که توسط فضای سرپوشیده به یکدیگر وصل می‌شوند؛ وسط بازار محوطه بزرگی است که گنبد بسیار بلندی چون سقف بازار بر آن زده شده است. میان این محوطه چهارسو قرار دارد و به مفهوم مجازی گستره‌ای گوناگون از معانی را در برمی‌گیرد از اعتبار تا قدرت از شایستگی تا رونق از آراستن تا زد‌و‌خورد کردن و خود جلوه‌دادن.
 
عناصر تشکیل‌دهنده بازار
در بازارهای ایران با اسامی زیر برخورد می‌کنیم:
راسته بازار، قیصریه، دالان، کاروان‌سرا، سرا، تیم، تیمچه و چهارسو.
 
۱.راسته بازار
راسته بازار به خیابان اصلی بازار گفته می‌شود. کلمه راسته همان رسته به معنای صنف است. برای مثال گفته می‌شود راسته کفاش‌ها. در راستای کفاش‌ها عده زیادی کفاش، کنار هم، در دکان‌ها مستقر هستند و مشغول ساخت کفش یا فروش آنند.
 
۲. دالان
در بازار دالان به محلی گفته می‌شود که در آن اصناف مختلفی فعالیت دارند. در دالان می‌توان دکان لوازم و تحریرفروشی را در کنار دکان لوازم خانگی دید و پشم‌فروشی را در کنار یک دکان چلو‌کبابی. این دالان‌ها می‌توانند بسیار طولانی و تو در تو باشند. همه دالان‌ها به هم مرتبط‌اند و در عین حال راه‌های ارتباطی راسته‌ها نیز هستند.
 
۳.قیصریه
قیصریه معمولا به راسته‌ای گفته می‌شود که در آن کالاهای سبک‌وزن و گران‌قیمت به فروش می‌رسد. تفاوت قیصریه با راسته در این است که در دو انتهای دالان قیصریه دو در بسیار محکم و سنگین کار گذاشته می‌شد که در شب‌ها آن‌ها را می‌بستند. صنف طلا فروش، ساعت‌فروش و از این قبیل در قیصریه‌ها مستقر بوده‌اند.
 
4. تیم و تیمچه
در بالا گفته شد که در قیصریه‌ها کالاهای سبک‌وزن و گران‌قیمت به مشتریان عرضه می‌شود. در تیم و تیمچه کالاها گران‌وزن و گران‌قیمت‌اند. قیصریه در دالان قرار دارد؛ ولی تیم و تیمچه به صورت میدان‌اند و به خاطر بالا‌بودن قیمت کالاهای موجود در آن، مانند قیصریه‌ها، دری بزرگ و سنگین دارند که شب‌ها آن‌ها را می‌بندند. پس تیم و تیمچه محل فروش و عرضه کالاهایی هستند که احتیاج به جای زیادی دارند؛ مانند فرش و قالیچه و انواع پارچه‌های گران‌قیمت. 
تیم و تیمچه را در دو طبقه می‌ساختند. در طبقه بالا تجارت‌خانه قرار داشت و در طبقه زیرین کالا را عرضه می‌کردند. خدمات صنفی که در یک تیم یا تیمچه مستقر است در همان محل عرضه می‌شود. برای مثال در تیمچه‌ای که فرش و پارچه گران‌قیمت عرضه می‌شود، رنگ قالی‌فروشی، پشم‌فروشی و خیاطی هم مستقر است. همچنین معمولا در تیم و تیمچه خدماتی مانند آبدارخانه و آشپزخانه نیز وجود دارد. تیم‌ها و تیمچه‌ها مسقف‌اند و معماران همیشه سعی داشته‌اند که این سقف‌ها را هرچه زیباتر و با‌شکوه‌تر بنا کنند.
 
5.کاروان‌سرا
محلی را که کاروان‌ها شب‌هنگام به استراحت می‌پرداختند، کاروان‌سرا می‌گویند. در کاروان‌سراهای بین راه کاروانیان می‌توانستند برای حیوانات خود علوفه وسایر خدمات، مانند نعل‌بندی نیز بیابند. در کاروان‌سراها اتاق‌هایی به نام حجره برای مسافران و طویله و اسطبل برای حیوانات می‌ساختند. در میان کاروان‌سرا چاه آب یا قناتی آب مسافران را تأمین می‌کرد. امروزه نیز مسافران در طول جاده‌های ایران با بقایای بعضی از این کاروان‌سراها برخورد می‌کنند. گاهی در میان آن‌ها کاروان‌سراهایی یافت می‌شود که هنوز پا برجا و قابل استفاده‌اند. در شهرهای کوچک کاروان‌سرا طبیعتا در خیابان اصلی قرار داشت و مانند یک هتل یا مسافرخانه عمل می‌کرد.
کاروان‌سراهای بازرگانان ثروتمند از کاروان‌سراهای بازرگانان متوسط جدا بود و اقلیت‌های مذهبی مانند زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان کاروان‌سرای مخصوص به خود را داشتند.
 
6. سرا
سرا همان نقش کاروان‌سرا را دارد، با این تفاوت که در سرا کالایی جز کالاهای کوچک و آن هم به عنوان نمونه وارد نمی‌شود. سراها هم در فضاهایی بسیار بزرگ و در دو طبقه ساخته می‌شدند. در طبقه بالا دفاتر تجارتخانه‌ها قرار داشت و در طبقه پایین انبار ها و کارگاه‌های تولیدی. در سراها و کاروان‌سراها خرده فروشی نمی‌کردند؛ بلکه معاملات کلی انجام می‌دادند. از آنجا که عبور‌و‌مرور حیوانات در بازار ممنوع بود، سراها و کاروان‌سراها در خیابان‌های جداگانه و موازی راسته‌ها بودند و با دروازه‌ها ارتباط داشتند. عبور‌ومرور حیوانات و گاری‌ها در بازارها به سه ملاحظه مهم ممنوع بود:
از آنجا که محیط بازارها بسته و بسیار شلوغ است، مدفوعات حیوانات باعث ایجاد محیط غیربهداشتی و متعفن می‌شد.
چنانچه از عبور و مرور حیوانات و گاری‌ها در بازار جلوگیری نمی‌شد، محیط بازار مورد تاخت و تاز بعضی از مردم غیر‌مسئول قرار می‌گرفت و باعث می‌شد که امنیت جانی مردم در بازار تهدید شود و فروشنده و خریدار نتوانند با خیال راحت به کار خود بپردازند.
رفت‌وآمد مردم مشکل و گاه نامـمــکن می‌شــد.
 
7.چهارسو
یک چهار راه را در بازار «چهار سو» یا «چار سو» می‌گویند. البته باید در نظر داشت که هر چهار راهی چهار سو نیست؛ بلکه محل تلاقی دو راسته بازار بزرگ تشکیل چهار سو 
می‌دهد. 
چهار سو هشت‌ضلع دارد که چهار طرف آن مسیر بازارهاست و یک طرف آن راه پله طبقه فوقانی بازار. سه طرف دیگر را صراف‌ها یا آنان که خبره بازار بودند اشغال می‌کردند. راه‌پله در چهار سوها به دو دلیل ایجاد می‌شد:اول آنکه راهی برای دسترسی به پشت بام جهت تعمیرات یا طبقات فوقانی بازار بود.
 
دوم اینکه در بازارها کسبه و پیشه‌وران در مواقع شلوغی بازار از روی پشت بام از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر می‌رفتند و به این ترتیب می‌توانستند با سرعت بیشتری به مقصد برسند.این چهارسوها معمولا معماری بسیار زیادی دارند. معماران سعی می‌کردند هر چه در چنته دارند در ساختمان آن به‌ کار ببندند.
چهار سو محل استقرار داروغه نیز بود و در آنجا (تخت) او را می‌زدند. از آنجا که چهار سو مهم‌ترین محل گذر مردم شهر بوده است، حکامان آن را محل اجرای احکام نمایشی خود می‌کرده‌اند. جسد طغرل سوم سه روز در چهارسوی بازار ری به دار آویخته بود.
 
8.بازارچه
اهالی محله‌های شهری برای خریدهای کلی خود به بازار مراجعه می‌کردند. آن‌ها احتیاجات روزمره‌ای هم داشته‌اند که هرچند می‌توانستند از بازار تهیه کنند، ولی اغلب به علت بُعد مسافت بازار ترجیح می‌دادند آن‌ها را در محل زندگی خود تهیه کنند. به این ترتیب در هر محل تعدادی دکان (غالبا بقالی و سبزی‌فروشی و قصابی و قهوه‌خانه و پینه‌دوزی و کبابی …) مجموعه‌ای را تشکیل می‌دادند که معمولا در دو طرف گذرگاه مسقفی مستقر می‌شدند. این مجموعه را بازار چه می‌نامیدند.
 
 بازار اصفهان
نخستین اطلاع از بازارهای اصفهان شرح مافروخی در محاسن اصفهان به نقل از حمزه اصفهانی در اشاره به بناهای شهر یهودیه در زمان خلافت ابوجعفر منصور عباسی سال یکصد و پنجاه و اندی از هجرت است بازاری که دارای میدان‌های بود برای تجار و کسبه و کارگران در کنار یهودیه و در محلی که به میدان تبانان، کاه‌فروشان معروف است مقدسی درباره اصفهان و بازاران می‌نویسد این شهر، شهر تجارت و معاملت است. مصنوعات و منسوجات اصفهان را به اطراف و اکناف عالم می‌بردند. بازارهای این بلد بعضی بی‌سقف و برخی مسقف است ما فروخی در محاسن اصفهان به بازار جوربن در دروازه جور اشاره کرده و می‌نویسد هنگام نوروز به مدت دو ماه در آن مراسم برپا می‌شده است.  بازار اصفهان در دوره‌های مختلف تاریخی همچنان به توسعه وتکامل خود ادامه داد تا اینکه در دوره صفوی به اوج خود رسید. دوره صفویه، در تاریخ ایران، نقطه عطفی است که در شکوفایی فرهنگ و تمدن ایران تأثیر به‌‌سزایی داشت. هوشیاری سیاسی شاهان صفوی به‌ویژه شاه عباس اول واقداماتش در جهت توسعه وآبادانی کشور، موجب ایجاد امنیت وپیشرفت روزافزون در مسائل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و… شد. شاه‌عباس با انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان در سال 1006 هجری، باعث رونق و پیشرفت این شهر شد.
 
ناصر خسرو که در قرن پنجم هجری از اصفهان دیدن کرده است می‌گوید: «اصفهان از همه شهرها آبادان‌تر است ودرآن بازارهای بسیاری است. بازاری دیدم ازآن صرافان که اندر آن دویست مرد صراف بود وهر بازاری را دربندی و دروازه ای و کاروان‌سراهای پاکیزه بود و کوچه‌ای بود که آن را کو طراز می‌گفتند و در آن کوچه پنجاه کاروان‌سرای نیکو و در هر یک بیاعان و حجره‌داران بسیار نشسته اگرچه در دوره ایران باستان به پیشه‌وری وبازرگانی اهمیت داده می‌شد؛ اما با ظهور اسلام بود که اهمیت ومنزلت بیشتری یافت وخلفا و حکام نه‌تنها مانع تجارت نبودند، بلکه به حمایت وتشویق نیز می‌پرداختند. ویل دورانت می‌گوید: «مسلمانان، چون اشراف اروپا، بازرگانان را تحقیر و تمسخر نمی‌کردند، بلکه ارزش و احترام خاصی برای این قشر قائل بودند.»(دورانت،267). 
از قرن چهارم هجری بسیاری از شهرهای بزرگ اسلامی دارای بازارهای بزرگ بودند؛ اصفهان نیز یکی از آن‌ها بوده است. بازار اصفهان مانند سایر شهرهای اسلامی با توسعه شهر و افزایش جمعیت گسترش یافت؛ به خصوص که اصفهان در محل عبور‌ومرور کاروان‌های بزرگ تجاری از نقاط مختلف بود. کهن‌ترین بخش بازار اصفهان در پیوند تنگاتنگ با مسجدجمعه قرار داشت و کاروان‌سراها متصل به بازار احداث شد تعداد کاروان‌سراهای اصفهان بالغ بر یکصد ذکر شده است. از کاروان‌سراهای معروف اصفهان کاروان‌سرای« جده» یا «مادر‌شاه» است که متعلق به مادر شاه سلطان‌حسین بوده است. اصفهان در دوره صفویه رشد کرد؛ بنابراین بازارهای آن بیشتر اساس و شالوده صفوی دارد. 
 
با انتخاب این شهر به‌عنوان پایتخت میدان نقش‌جهان نیز اهمیت پیدا کرد و دنباله بازار به سوی این میدان ادامه یافت. طرح مجموعه با ارزش و کم‌نظیر میدان نقش‌جهان و بناهای شکوهمند پیرامون آن و شبکه بازارهای وابسته به آن از جمله بازار شاهی و سر در قیصریه را باید از شاهکارهای شهرسازی به شمار آورد. شاردن بازار بزرگ شاهی و سر در قیصریه را بزرگ‌ترین و با‌شکوه‌ترین بازار اصفهان می‌داند.در پایان چنین می‌توان نتیجه گرفت که بازارها در بافت و کالبد شهری، بنیادی است اقتصادی و نهادی اجتماعی و میراثی است فرهنگی؛ به‌ویژه بازتابی است از هنر معماری در برابر شرایط و نیازهای اقلیمی و جغرافیایی و نماد روح آن جامعه و طرز تفکر و نوع نگرش اعضای آن جامعه است.