به گزارش اصفهان زیبا؛ پس از منتفیشدن میزبانی ورزشگاه نقشجهان، فدراسیون فوتبال تصمیم گرفت دیدار تیمهای ملی ایران و قرقیزستان را در ورزشگاه فولادشهر برگزار کند و طی یک ماه گذشته روند استانداردسازی این استادیوم انجام شد و تأیید کنفدراسیون فوتبال آسیا را نیز دریافت کرد.
بااینحال کادر فنی تیم ملی و بازیکنان آن از کیفیت زمین چمن فولادشهر گلایه داشتند که به این بهانه خبرنگاران دو ساعتی پس از پایان بازی تیم ملی با نیما نکیسا، مدیرعامل باشگاه ذوبآهن، گفتوگو کردند.
نکیسا در خصوص انتقادهای مطرحشده به زمین چمن فولادشهر گفت: اگر جایی بهتر از اینجا بود، میزبان نمیشدیم. از زمانی که به ما اعلام شد ما باید میزبان باشیم 26 روز گذشت.
او در پاسخ به پرسش خبرنگاری که پرسید، شما در جام جهانی حضور داشتید و کیفیت زمینها را دیدید و چطور از زمین فولادشهر دفاع میکنید، تأکید کرد: قیاس معالفارق انجام میدهید. برای استادیوم و زیرساخت باید متخصصها کار کرده و شرایط را بهتر کنند. نباید عجولانه بدویم و همدیگر را محکوم کنیم. اگر عقبماندگی است، برای همه ماست. اسکوربورد جدید ورزشگاه را ندیدید، ولی رنگ چمن را دیدید؟
نکیسا در واکنش به انتقادهای مطرحشده تصریح کرد: بضاعت ما همین است. تمام زورمان را زدیم که شرایط بهتری فراهم کنیم. اگر کم و کاستی بود، حق با شماست. اجازه دهید تیم خودم در این زمین بازی و تمرین کند. تیم من پنج روز است، آواره است.
او افزود: اگر توانستم تا پیش از بازی با قطر زمین را آماده کنم، خوب است؛ اگر نه باید خارج از کشور بازی کنیم. اگر نتوانستم آماده کنم، باید در کشور دیگری بازی کنیم. تا همین جا تلاشهای زیادی کردیم که بازی را برگزار کنیم. ورزشگاهی که اجازه برگزاری مسابقات داخلی را نداشت، الان مجوز A فیفا شده است.
نکیسا تأکید کرد: باز هم تأکید میکنم اگر رنگ چمن تفاوت داشت، به دلیل سیستم آبیاری است. بهترین مهندس چمن روی ورزشگاه ما کار میکند. درنهایت اگر بضاعت من در اندازه کرامت دوستان نیست، عذرخواهی میکنم.
مدیرعامل باشگاه ذوبآهن درباره اعلام دقیق تعداد هواداران گفت: ظرفیت ورزشگاه 14301 نفر است و طبق اعلام AFC ما 12077 نفر صندلی قابل استفاده داشتیم که 2300 بانوان و الباقی را آقایان نشسته بودند.
او خاطرنشان کرد: سعی میکنم سرباز خوبی برای مردم و مملکتم باشم. سعی میکنم شعار ندهم و با کارهایی که میکنم، مردم را خوشحال کنم. یک جاهایی تمام تلاشم بر این است که دیگران را مجاب کنم در آن مسیر حرکت کنند. شاید مسیر مناسبتری باشد. همه احساس مسئولیت میکنند. کارگروه داریم و اینجا شده است یک خانواده و میخواهد کارهای بزرگی انجام دهد.



