گفت‌وگو با محسن گودرزی، جامعه‌شناس و عضو هیئت‌علمی دانشگاه اصفهان

سینما بدون خانواده هیچ است

شنبه هفته جاری، سی‌وششمین دوره جشنواره فیلم کودک ونوجوان در اصفهان رسما آغاز شد و فیلم‌ها به رقابت با یکدیگر پرداخته‌اند.

تاریخ انتشار: 11:20 - پنجشنبه 19 مهر 1403
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
سینما بدون خانواده هیچ است

به گزارش اصفهان زیبا؛ شنبه هفته جاری، سی‌وششمین دوره جشنواره فیلم کودک ونوجوان در اصفهان رسما آغاز شد و فیلم‌ها به رقابت با یکدیگر پرداخته‌اند. فارغ از اینکه چه آثاری در این چند روز اکران می‌شوند، نکته مهم دیگری وجود دارد و آن بررسی اهمیت ونقش چنین جشنواره‌ای چه برای کودکان ونوجوانان، چه برای خانواده‌ها و چه برای بررسی جریان فرهنگی جامعه مهم است.

با آنکه جشنواره کم‌کم به چهل‌سالگی خود نزدیک می‌شود؛ اما هنوز که هنوز است نتوانسته به مسائل هویتی و ضعف‌های معرفتی‌اش پاسخ مناسبی به اهالی فرهنگ و هنر بدهد. جشنواره‌‌ای که به جای رشد، هر سال دچار افت می‌شود؛ موضوعی که نشان می‌دهد، مسئولان حوزه فرهنگ ورسانه در برنامه‌های خود اولویت چندانی برای این جشنواره و مخاطبان خاص آن قائل نیستند.

به همین بهانه گفت‌وگویی با محسن گودرزی، عضو هیئت‌علمی گروه جامعه‌شناسی دانشگاه اصفهان، کرده‌ایم که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید.

امروزه یکی از ابزارهای آموزشی مهم برای تربیت نسل آینده استفاده از رسانه‌ها از جمله ساخت آثاری در مدیوم سینما و انیمیشن است؛ موضوعی که غربی‌ها آن را جدی می‌دانند و از سوی ما شوخی انگاشته شده است. دلیل اهمیت این موضوع برای غرب و چرایی اهمال ما در این موضوع چیست؟

ما نمی‌توانیم مدیوم سینما را به تنهایی عامل رشد، ارتقا و شکوفایی ببینیم؛ چراکه سینما اساسا مدیوم ناقصی است که به تنهایی نمی‌تواند اثرگذاری خاصی داشته باشد؛ بنابراین فرقی ندارد که از سینمای کودک و نوجوان حرف بزنیم یا از سینمای بزرگ‌سال. مدیوم سینما برای کودک و نوجوان می‌تواند مکمل نقش‌هایی باشد که خانواده و نهاد تربیت ایفا می‌کنند. سینما برای این دو گروه سنی وقتی مؤثر است که با خانواده و آموزش‌وپرورش همراه و همسو باشد.

اگر در غرب مشاهده می‌کنیم که سینما از جهت اجتماعی و فرهنگی به طریق مثبتی مؤثر و تعیین‌کننده است، به این دلیل است که قبل از تولد سینما و استفاده مؤثر از این ابزار، روی مسئله تربیت و نهاد خانواده تمرکز کرده‌اند و در تقویت آن کوشیده‌اند.

پس این‌گونه به نظر می‌رسد که شما ساخت اثر برای کودک ونوجوان را بیشتر برای خانواده‌ها مؤثر می‌دانید تا بچه‌ها.

سینمایی که بدون توجه به نهاد خانواده به فعالیت بپردازد، سینمای مؤثری نیست. باید اتفاق اولیه در خانواده رقم بخورد و سینما به‌عنوان مکمل به آن اتفاق کمک کند تا بتوانیم بگوییم سینمای ما برای کودک و نوجوان مؤثر است. در سینمای فعلی ایران سهم خانواده از روایت‌پردازی مثبت و متعالی و تولیدات اثربخش بسیار کم‌رنگ است. شاید در دهه‌های 60 یا 70 تولیداتی بود که خانواده را مؤثر می‌دانست و نسبت به آن حساسیت داشت؛ ولی ما امروزه یک‌جورهایی خانواده را در سینما قلع و قمع کرده‌ایم. ما باید فارغ از مدیوم سینما، مدیوم خانواده و آموزش و پرورش را تقویت کنیم.

به نظر شما رسانه و سینما در مواقع بحرانی یک جامعه چه نقشی می‌توانند ایفا کنند؟

اینکه رسانه و سینما در مواقع بحرانی چه نقشی را می‌تواند ایفا کند، مسئله مهمی است. عموما کنش اجتماعی در مواقع بحرانی از جنس کنش احساسی است؛ زیرا احساسات تعیین‌کننده است و می‌تواند یک مسئله را به یک بحران تبدیل کند. از طرف دیگر، احساسات می‌تواند یک فضای ملتهب اجتماعی را تسکین بخشد و باعث فروکش‌کردن آن شود. در اینجا کارکرد منحصربه‌فرد سینما آشکار می‌شود. سینما و به‌طور کلی رسانه در التهابات، نقش جهت‌دهی احساسات را دارند.

یکی از انتقادات وارده به جشنواره فیلم کودک ونوجوان، معلوم‌نبودن تکلیف جشنواره با مخاطبانش است. برای مثال بعد از 36 دوره برگزاری جشنواره، سؤالی که همچنان مطرح می‌شود این است که جشنواره برای کودکان است یا درباره کودکان؟ نظر شما در این خصوص چیست؟

به نظرم در جواب این سؤال باید گفت که این سردرگمی به‌علت سیاست‌گذاری‌های حوزه رسانه‌ای ماست. اگر سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های مالی و محتوایی به‌درستی صورت بگیرد، اگر حمایت درستی از سازندگان (تهیه‌کننده، کارگردان، بازیگر و…) شود، اگر سازوکارهای منطقی و اجتماعی تولید محتوا وجود داشته باشد، قطعا سینما می‌تواند مخاطب کودک و نوجوان را درگیر کند.

شاید بتوان این‌طور بیان کرد که جشنواره سعی دارد خانواده‌ها و متولیان تربیتی را درخصوص مسائل، نیازها، نحوه تعامل و ارتباط با کودک و چگونگی جهت دهی استعدادهای آن‌ها آگاه ‌کند. اگرسیاست‌گذاری درستی وجود داشته باشد و در این مسیر میدانی تحت‌عنوان کودک و نوجوان داشته باشیم، می‌توانیم بازیگران این عرصه را تربیت کرده و زمینه فعالیت فعالان رسانه‌ای که توانایی ساخت اثر برای کودک را داشته باشند، فراهم کنیم. در این صورت می‌توانیم ادعا کنیم که جشنواره توانسته است کودک و نوجوان را مخاطب قرار دهد. به اعتقاد من، در حال حاضر این اتفاق رخ نداده است. ریشه اصلی این مسئله را باید در ضعف‌های شدید معرفتی در حوزه رسانه جست‌وجو کرد.

ما نتوانسته‌ایم پایه‌ای و بنیادی به مسئله رسانه ورود کنیم. شاید مثال ورزش فوتبال درک دقیق‌تری از این موضوع حاصل کند: فوتبال یک ورزش پایه‌ای است و باید از کودکی و نوجوانی فرد را تربیت کنید تا بیست سال بعد بتوانید یک تیم ملی قوی داشته باشید. ما هیچ‌وقت به سینما این‌گونه فکر نکرده‌ایم؛ سینما را مقطعی و گذرا دیده‌ایم. اصولا رسانه را این‌گونه می‌بینیم.

در این جشنواره چه مسئله‌ای وجود دارد و آن هم جمع بستن کودک با نوجوان است. به نظر شما تا چه اندازه این ترکیب درست است؟

اساسا نیاز کودک با نیاز نوجوان متفاوت است و باید از یکدیگر تفکیک شود. در عرصه کودک، کودک ما بیشتر نیاز به کارتون و انیمیشن دارد تا با اثر ارتباط بگیرد؛ درصورتی‌که در سینمای نوجوان می‌توان فیلم داستانی و واقع‌گرا تولید کرد. کودک نمی‌تواند با فیلم سینمایی ارتباط بگیرد؛ چون شخصیت‌های آن کارتونی و انیمه نیستند. ما گاهی آثاری مثل «منطقه پرواز ممنوع»، «مسافری از گانورا» و «پسر دلفینی» تولید می‌کنیم و این آثار را برای هر دو رده سنی کودک و نوجوان در نظر می‌گیریم؛ درصورتی‌که مخاطب هدف هرکدام از آثار متفاوت است.

در پایان چه راهی برای حل این موضوع ارائه می‌کنید؟

راه‌حل سینمای کودک و نوجوان در خود سینمای کودک و نوجوان نیست. همان‌طور که گفتم، راه‌حلش در خانواده، آموزش و پرورش و سیاست‌گذاری و حکمرانی رسانه‌ای در کشور است.