آتشی بر کارنامه آقای کارگردان

مرتضی آتش‌زمزم بار دیگر با فیلم «هرچی تو بگی» به جشنواره کودک آمد. این فیلم در رابطه با پیرمردی‌ست که فرزندانش به او توجه نمی‌کنند و نوه‌ها برای حل مشکلات خانوادگی، تصمیم می‌گیرند به پدربزرگ خود کمک کنند.

تاریخ انتشار: 21:45 - جمعه 20 مهر 1403
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
آتشی بر کارنامه آقای کارگردان

به گزارش اصفهان زیبا؛ مرتضی آتش‌زمزم بار دیگر با فیلم «هرچی تو بگی» به جشنواره کودک آمد. این فیلم در رابطه با پیرمردی‌ست که فرزندانش به او توجه نمی‌کنند و نوه‌ها برای حل مشکلات خانوادگی، تصمیم می‌گیرند به پدربزرگ خود کمک کنند. «هرچی تو بگی» فیلمی سراسر اشکال در کارنامه کارگردانی است که دوره قبلی جشنواره کودک موفق به کسب پروانه زرین بهترین کارگردانی برای فیلم «قهرمان من»
بود.

بنیادی‌ترین ایراد فیلم به فیلم‌نامه‌ای است که تهی از درام قوی و قدرت داستان‌گویی دقیق است؛ به‌طوری‌که بعد از دیدن فیلم گمان می‌کنید به‌اشتباه نسخه اولیه فیلم‌نامه به دست کارگردان رسیده است. فیلم‌نامه‌ای با خط روایی سست، کاشت‌های ضعیف و گره‌گشایی به‌مراتب ضعیف‌تر همراه با پایانی سرخوش، این پرسش را به وجود می‌آورد که سرمایه‌گذاران فیلم چگونه راضی به پرداخت بودجه برای ساخت این اثر شده‌اند.

هرچند دغدغه مرتضی آتش‌زمزم در صحنه‌های آخر فیلم برای شهر اصفهان قابل‌ستایش است، دیالوگ‌های سراسر شعاری در رابطه با خشکی زاینده‌رود و فرونشست‌ها نه‌تنها دردی را از شهر اصفهان دوا نمی‌کند، بلکه پیش‌کشیدن مسائلی خارج از پیرنگ اصلی فیلم‌نامه، بافت سست داستان را بیش‌ازپیش از هم می‌گسلد؛ البته دیالوگ‌های شعاری مثل «ما نمی‌خواهیم با مشکلات کنار بیاییم» یا «ما نمی‌خواهیم بزرگ شویم»، کم‌وبیش در بخش‌های دیگر فیلم نیز وجود دارد که تنها راه فراموش‌کردن آن‌ها پناه‌بردن به صحنه‌های خنده‌آور است؛ البته اگر با هجو و شوخی‌های دم‌دستی و کلیشه در هم نیامیخته باشند؛ همچنین شخصیت‌پردازی ضعیف در فیلم‌نامه جای صحبت پیرامون وجود یا عدم وجود منحنی شخصیت و چگونگی آن یا میزان هم‌ذات‌پنداری مخاطب را باقی نمی‌گذارد.

از فیلم‌نامه که بگذریم، دوست داریم با کارگردانی آقای آتش‌زمزم دل خود را گرم کنیم؛ اما عدم یکپارچگی در روایت تصویری، حرکت دوربین و میزانسن‌ها و وایپ‌های بی‌دلیلی که در مرحله تدوین اضافه شده است، ما را وامی‌دارد که از آقای کارگردان بپرسیم: دکوپاژ به چه معناست؟ برای نمونه، دوربین بی‌قرار نمی‌تواند با نوه کوچک، یعنی همان راوی فیلم همراه شود یا حداقل به بهانه‌ای او را در قاب تصویر بگنجاند تا منطق روایت فیلم از زبان او به‌درستی شکل بگیرد؛ به‌علاوه، آن‌قدر همه‌چیز سطحی به نظر می‌رسد که دقایق زیادی از فیلم باید با دیدن رقص و جشن گرفتن‌ها سرخود را گرم کنیم تا یادمان برود آقای کارگردان با کمی تأمل بیشتر در برخی صحنه‌ها می‌توانست برای کودکان تعلیق ایجاد کند؛ به امید اینکه بتواند کمی ما را در دل داستانی که تا آخر در‌نمی‌یابیم چیست، قرار دهد.

از تمام این‌ها که بگذریم، بازیگران باتجربه‌ای همچون رضا بابک، نعیمه نظام‌دوست و سیاوش چراغی در این فیلم به ایفای نقش پرداخته‌ و هرچند تلاش خود را کرده‌ بودند که بازی قابل قبولی ارائه دهند، زورشان به فیلم‌نامه سطحی و موقعیت‌های فوق مصنوعی موجود در فیلم نرسیده بود.

درهرحال تعدد لوکیشن‌های تاریخی اصفهان در فیلم برای مخاطب نوجوان اصفهانی بسیار دل‌چسب بود که جزو تنها نقاط مثبت فیلم به‌حساب می‌آمد؛ اما استفاده نادرست از ظرفیت روایی آن‌ها بازهم به کار ضربه زده است؛ برای مثال، خانه تاریخی که پدربزرگ در آن زندگی می‌کرد، مبلمانی مدرن داشت که بیش از آنکه حس خانه را القا کند، به مخاطب حس فضای باورناپذیر و غیرواقعی می‌داد؛ به‌علاوه، خالی‌بودن خانه و تنها پرشدن آن با مبل و یک تلویزیون بیش‌ازپیش این موضوع را تشدید می‌کرد. به‌موازات نواقص طراحی صحنه، به طراحی لباس و گریم توجه چندانی نشده بود و این مسئله بازهم بر سطحی بودن شخصیت‌ها می‌افزود.

به‌کاربردن جلوه‌های ویژه در نمای باز و با زاویه روبه‌پایین از منارجنبان و رقصاندن مناره‌ها روی ریتم آهنگ گرچه جالب به نظر می‌رسید، با کل فیلم و حال‌وهوای آن هماهنگی نداشت و تافته‌ای جدابافته از فیلم بود؛ به‌علاوه تمامی این موارد قادر نبودند فیلم را در ژانر خاصی همچون ژانر سوررئال، موزیکال و حتی کمدی یا ترکیبی از آن‌ها بگنجانند؛ چراکه هرکدام از ژانرهای سینمایی دارای تعاریف و مشخصه‌هایی هستند که هیچ‌کدام از ابتدا تا انتهای این فیلم حضور ندارند.

از تمام نکته‌هایی که گفته شد، باید به موسیقی فیلم پناه برد. به‌وسیله موسیقی قادر به تفکیک و تشخیص فضاها و موضوع‌ها بودیم و حداقل مخاطب نوجوان می‌توانست کمی با دست زدن و همراهی با فیلم خود را سرگرم کند؛ همچنین دیالوگ‌های شعرگونه فیلم، ایده جالبی بود؛ اما به علت ضعف‌های گفته‌شده در فیلم‌نامه، بر هم‌ذات‌پنداری مخاطب با کاراکترها تأثیری نداشت.

«هرچی توبگی» به کارگردانی مرتضی آتش‌زمزم به‌عنوان اثری برای مخاطب کودک و نوجوان، نتوانسته است به‌خوبی انتظارها را برآورده کند. فیلم‌نامه ضعیف، شخصیت‌پردازی ناکامل و دیالوگ‌های شعاری، نتوانسته است انتظارها را به‌خوبی برآورده کند. امیدواریم در آثار بعدی آقای آتش‌زمزم شاهد انسجام و هماهنگی بیشتری باشیم.