به گزارش اصفهان زیبا؛ شیطان از جمله عابدانی است که با وجود انجام مناسک و عبادات فراوان رستگار نشد و به سرمنزل مقصود نرسید. حال این پرسش به ذهن متبادر میشود که محتوای عبادت ابلیس قبل از سقوط او چه بود؟ آیا عبادت او خالص و واقعی نبود که نتوانست موجب نجات او شود؟ آیا ابلیس تمایل داشت با نفی خلیفهالهی انسان، بین او و خدا، کسی قرار نگیرد؟
ابلیس آنچنان خدا را عبادت کرده بود که او را در ردیف فرشتگان بهشمار میآوردند. او نمازهایی بهجا میآورد که هر یک رکعتش به مقیاس زمان دنیوی، شاید صدها سال طول میکشید؛ اما در نهاد او بدترین آفت، یعنی تکبر ریشه داشت.
تا آن زمان که این آفت و ابتلای بالقوه آن ظهور و بروز پیدا نکرده بود، شیطان از آثار عبادات و نمازهایش بهره میبرد؛ تا آنجا که در صف ملائک قرار گرفت و در جمع مخاطبان وحی الهی جای گرفت.
اما همین که آزموده شد، تکبر درونی او بروز کرد و همه عباداتش را سوزاند. او پس از نافرمانی، مورد بازخواست قرار گرفت تا از خود دفاع کند. خداوند کریم از او پرسید: «چرا اطاعت نکردی؟ از عالین (فوق ملائک) بودی یا اینکه استکبار کردی؟» او پاسخ داد: «من برترم.» خداوند متعال هم فرمود: «پس از این جمع خارج شو که این مقام جای متکبران نیست» و او از مقامش هبوط یافت.
انجام عبادت خدا بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه باید مطیع کامل خدا بود. ابلیس تا جایی در مقابل خدا خاضع بود که تکبرش خدشهدار نشود؛ ولی هنگامیکه لازم شد در مقابل آدم(ع) اظهار خضوع کند، از پذیرفتن فرمان حق خودداری کرد و با خدایی که سالها او را عبادت کرده بود، به دشمنی برخاست. ابلیس عابد بود؛ اما مطیع محض نبود. نهتنها مطیع محض نبود؛ حتی به خدا اهانت روا داشت و او را عامل گمراهی خود معرفی کرد.
او برای اینکه اثبات کند امر خدا مبنی بر تواضع در مقابل آدم (ع)، دستوری اشتباه بوده، تمام تلاش و قدرت خود را به کار گرفت و بهصراحت اعلام کرد که نهایت تلاش خود را میکند تا تمام انسانها را به سمت جهنم بکشاند.



