ابعاد شخصیت آیت‌الله شمس‌آبادی در پنجاهمین سالروز شهادتش بررسی شد

قتیل جاوید

نشست تخصصی در محضر آیت‌الله شهید شمس‌آبادی در باغ طوبی به همت مجموعه تاریخی، فرهنگی، مذهبی تخت‌فولاد برگزار شد.

تاریخ انتشار: 13:44 - شنبه 28 مهر 1403
مدت زمان مطالعه: 7 دقیقه
قتیل جاوید

به گزارش اصفهان زیبا؛ نشست تخصصی در محضر آیت‌الله شهید شمس‌آبادی در باغ طوبی به همت مجموعه تاریخی، فرهنگی، مذهبی تخت‌فولاد برگزار شد.

طبیب دوار بطب بود

در ابتدای این نشست، حجت الاسـلام‌والمـسلمین سعید شریفی با اشاره به بهره‌مندی خود از آیت‌الله شمس‌آبادی در جوانی تصریح کرد: ساده زیستی مرحوم شمس‌آبادی بسیار عجیب بود. ایشان در کمال زهد زندگی می‌کردند؛ درحالی‌که خدمات اجتماعی آن مرحوم فوق‌العاده بود؛ برای مثال، خبر دارم که چند سال قبل انجمن مددکاری امام‌زمان(عج)، بیش از چهارهزار نفر خانواده یتیم را پوشش می‌دادند. او ادامه داد: ابابصیر که مرکزی برای نگهداری و آموزش نابینایان بود، بسیار خدمت بزرگی بود که تحت اشراف ایشان بود. تکمیل بیمارستان عسکریه یکی دیگر از خدمات است؛ این در حالی است که آغاز ساخت و پایه‌گذاری این بیمارستان به همت آیت‌الله محمدباقر زندکرمانی بود. امروز این مرکز به مردم خدمت‌رسانی می‌کند و همه از آن بهره‌مند می‌شوند.

این کارشناس دینی افزود: آیت‌الله شمس‌آبادی «طبیب دوار بطب» بودند. باآنکه حالت مناسبی برای مسافرت نداشتند، خودشان را مسئول می‌دانستند که به شهرهای اطراف بروند. همسر ایشان فرزند آیت‌الله شیخ علی مشکات بودند. وقتی طلاب وارد خانه ایشان می‌شدند، با کمال ساده‌زیستی مواجه شده و درنهایت هم با شادی و خوشحالی از آن خانه خارج می‌شدند. هر کس خانه ایشان می‌رفت، خودش باید می‌رفت دوتا چایی، یکی برای آقا و یکی برای خودش می‌ریخت. شریفی تأکید کرد: آیت‌الله شمس‌آبادی حامی ولایت بودند. در آن زمان کتابی به نام شهید جاوید نوشته شده بود که به نظر بسیاری از علمای آن زمان، با برخی نظرهای شیعی همخوانی نداشت. نظر صحیح آن است که بنا بر علم امام و بنا بر گفتار معصومان گذشته، امام‌حسین(ع) می‌دانست که در ادامه این راه شهادت است؛ اما برای آنکه اسلام زنده بماند، این مسیر منتهی به شهادت را انتخاب کرد و با این کار درس شهادت به آیندگان آموخت و از آن روز تا امروز، قدرت دنیای اسلام در برابر دنیای کفر همین الگوگیری از شهادت است.

او در پایان بیان کرد: کتاب را برای ملاحظه خدمت آیت‌الله خادمی بردند و ایشان تعبیر بدی برای محتوای آن به کار بردند. متأسفانه این کتاب در میان عام مردم پخش شد و کار به ‌جایی رسید که در منطقه لنجان یک نفر له آن سخنرانی می‌کرد و من علیه آن. این وظیفه من بود؛ زیرا آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی فرموده بودند که وظیفه داریم مطالب این کتاب را رد کنیم. یکی از کسانی که واقعا از مقام ولایت دفاع کرد، آیت‌الله شمس‌آبادی بود.

سه ضلع ماجرای یک ترور

در ادامه این نشست، حجت‌الاسلام جـواد جلوانی، نویسنده کتاب «پدیدارشناسی ترور آیت‌الله شمس‌آبادی» با اشاره به این فاجعه در تاریخ معاصر خاطرنشان کرد: برای فهم این ترور ناجوانمردانه ما باید به ضلع‌های آن بپردازیم. ضلع اول، کتاب شهید جاوید و ویژگی آن است؛ضلع دوم، خود مرحوم شمس‌آبادی است و ضلع سوم هم سید مهدی‌هاشمی و باند هدفی‌هاست.

او خاطرنشان کرد: پرمناقشه‌ترین کتاب در تاریخ معاصر ایران، شهید جاوید است. در این کتاب، آورده شده که قیام امام‌حسین برای کسب حکومت بوده و هدفش شهادت نبوده است. این حرکت بدون توجه به علم غیب بوده و تنها بر اساس محاسبه انجام شده است و به عقیده صالحی‌نجف‌آبادی، امام‌حسین(ع) اقبال برای رسیدن به حکومت داشته است و بیان می‌کند که این نظر برخی علمای بزرگ شیعه هم بوده است.

این کارشناس تاریخ انقلاب اسلامی ادامه داد: دو نفر بر این کتاب تقریظ نوشتند: یکی، آیت‌الله منتظری و دیگری، آیت‌الله مشکینی. این دو شاگردان امام خمینی هستند و طرف‌داران این کتاب به‌عنوان طیف هواداران امام خمینی معرفی می‌شوند. چاپ اول در سال 49 منتشر می‌شود. در چاپ دوم این کتاب این تقریظ‌ها نیست و برداشته شده است.

صالحی نجف‌آبادی در چاپ‌های بعدی به منتقدان جواب می‌دهد که یکی از مهم‌ترین نقدها توسط آیت‌الله لطف‌الله صافی نوشته شده است. فضا هرچه به جلو می‌رفت، مناقشه بیشتر می‌شد و در ادامه 16 جلد کتاب و جزوه در رد آن نوشته شده است. او تصریح کرد: آقای صالحی‌نجف‌آبادی، شخصیتی رسانه‌ای داشت. او می‌توانست از تمامی انتقادها عبور کند؛ اما با لحن شدید پاسخ می‌دهد. بازخوانی این داستان عبرت از تاریخ است. اگر محتوای این کتاب با مطالب مطرح امروز مقایسه شود، مطالب آن چندان خاص نیست؛ پس چرا آن روز یک کتاب این‌قدر موجب درگیری شد؟ امروز کسی این کتاب را بخواند، تنها به‌عنوان یک دیدگاه علمی متفاوت آن را می‌داند؛ در کنار دیدگاه‌های دیگر.

جلوانی درباره شخصیت آیت‌الله شمس‌آبادی گفت: آن شهید بزرگوار شـخصیـتی بسیار عظیم‌الشأن داشتند که اشاره شد؛ اما نوع مواجهه ایشان با مسئله کتاب جاوید هم به درگیری‌ها دامن زد. آقای شمس‌آبادی بر بالای منبر نویسنده کتاب و تأییدکنندگان آن را لعن می‌کردند؛ این در حالی است که جایگاه آقای شمس‌آبادی بسیار عالی بود و ایشان نماینده آیت‌الله خویی بودند. این نحو مواجهه را مقایسه کنید با نوع برخورد امام خمینی که از علما می‌خواهند به مسائل حاشیه‌ای مانند شهید جاوید وارد نشوند و همه روی هدف اصلی که سرنگونی رژیم است، تمرکز کنند. امام خمینی این تفرقه‌افکنی‌ها را از ترفندهای رژیم پهلوی می‌دانست.

او در پایان تصریح کرد: ضلع نهایی این ماجرا مهدی‌هاشمی است. در مستندی که برای شناخت آیت‌الله منتظری ساخته‌شده، از گفته‌های آقای احمد منتظری بیان می‌شود که هرکس نقطه‌ضعفی دارد و نقطه‌ضعف آیت‌الله منتظری، سید مهدی‌هاشمی بود. این اعتراف خود آنان است. سید مهدی‌هاشمی کسی بود که چند سالی تحصیلات حوزوی داشت؛ اما از پس این تحصیلات اندک ادعای اجتهاد داشت. در دفاع از هاشمی می‌گویند او گفته بود بروید شمس‌آبادی را فقط بترسانید؛ اما دروغ می‌گویند؛ زیرا آن‌ها فقط همین یک قتل را انجام نداده بودند. هاشمی تحت‌تأثیر سید محمدجواد غروی بود؛ کسی که خیلی از اعتقادهای شیعه را غلو می‌دانست. هاشمی و هدفی‌ها مانند گروه فرقان اعتقاد به عبور از روحانیت داشتند و علمای شاخص را سد راه خود می‌دیدند.

اسلام فرهنگی یاری‌رسان اسلام سیاسی

دیگر سخنران این نشست تخصصـی، محمود فروزبخش، نویسنده و اصفهان‌پژوه بود. او در آغاز سخنان خود با گرامیداشت پنجاهمین سالگرد قمری شهادت آیت‌الله شمس‌آبادی بیان کرد: مزار آیت‌الله شمس‌آبادی آرامگاهی بسیار زیباست که این بنا را حکومت نساخته، بلکه با عشق و همت مردی ساخته شده است. معماری آن بسیار زیبا و تمام هزینه‌های آن از جانب بازاریان خیر بوده است.

او ادامه داد: می‌توانم در آغاز بحث خود، دو گروه را از یکدیگر جدا کنم، دو گروهی که در برابر و متضاد هم نیستند؛ اما درهرصورت افق‌هایشان فرق دارد: گروه اول، اسلام فرهنگی و گروه دوم، اسلام سیاسی است. گروهی که به اسلام سیاسی معتقد است، مشخصا اعتقاد دارد باید هر حکومتی که بر سر کار است، سرنگون شده و درنهایت حکومت اسلامی تشکیل شود و همین حکومت امتداد پیدا کند؛ اما در اسلام فرهنگی شما تمرکز اصلی را بیشتر در حرکت‌های اجتماعی و خدمات فرهنگی می‌بینید.

این اصفهان‌شناس تأکید کرد: بدون شک در نیمه دوم دهه چهل و نیمه اول دهه پنجاه شخصیت شماره یک اسلام فرهنگی، آیت‌الله شمس‌آبادی بودند و درزمینه خدمات اجتماعی بهترین کارنامه را داشتند. مرکز ابابصیر، آزمایشگاه مهدیه و بیمارسـتان عسکریه، دبیرستان احمدیه، انجمن ایتام امام‌زمان(عج)، مرکز ناشنوایان، حمایت از طلاب فقیر و موارد دیگر از اقدامات آیت‌الله شــمــس‌آبــادی بوده و از مهم‌ترین کارهای ایشان، مقابله با نفوذ بهائیت بوده است. برای مقابله با بهائیت به دهات و روستاهای مـختلف سرکشی می‌کردند.

او افزود: یک مثال روشن برای فهم تفاوت این دو نوع اسلام، فهم آنان از مقوله ظهور است. عده‌ای می‌گویند تنها نفرات و گروه‌های خاص و اندک به حضرت امام‌زمان(عج) می‌رسند؛ اما در اسلام سیاسی مشخصا حکومتی که صالح و برحق است، تا ظهور می‌ماند و به حضرت ملحق می‌شود. مشخصا بسیاری از علمای بزرگ شیعه پروژه‌ای فرهنگی داشتند و در آن زمان آیت‌الله خویی و آیت‌الله بروجردی این‌گونه بوده‌اند و شخصیت‌هایی مانند شهید سید محمدباقر صدر، امام‌موسی‌صدر و امام خمینی نگاه سیاسی و درنهایت تمدنی داشته‌اند.

این نویسنده در زمینه جایگاه اسلام فرهنگی تبیین کرد: فعلا قضاوت نمی‌کنیم که طرف‌داران اسلام سیاسی تا چه میزان به هدف خود رسیدند؛ اما می‌توانیم بیان کنیم که اگر آنان در رسیدن به اهداف خود ناکام بودند، نظریه اسلام فرهنگی می‌تواند به کمکشان بیاید و برای حفظ دین مردمان کمک‌کار و یاری‌رسان باشد؛ درواقع اگر اسلام سیاسی توانست به آرمان‌های خود نزدیک شود، موفق است؛ در غیر این صورت، نباید تمام ذخیره‌های خود را نابود کند؛ بلکه در آن شرایط اسلام فرهنگی به‌عنوان ذخیره‌ای در صندوقچه تشیع می‌تواند به میدان بیاید.

فروزبخش ادامه داد: برای رسیدن به چنین حالتی نباید انتظار داشت که نیروهای قائل به اسلام فرهنگی از حیث رفتار و اعتقادات، منشی شبیه اسلام سیاسی داشته باشند؛ بلکه باید استقلال روشی خود را حفظ کنند و سبک خاصشان را داشته باشند. روحانیت در اسلام فرهنگی جایگاه مشخصی دارد و توانسته است با ارتباط با مردم و به‌خصوص بازار، اهدافش را به پیش ببرد؛ این در حالی است که روحانیت در اسلام سیاسی بسیار به‌سمت زندگانی کارمندی و دولتی پیش رفته است.

او در خصوص سخنانش توضیح داد: آیت‌الله شمس‌آبادی نمونه شخصـیـتی بودند که تـنـها از کمک‌هـای مـالـی مردمی استفاده می‌کردند و نه‌تنها زندگانی خود را اداره می‌کردند، بلکه منشأ خدمات فرهنگی فراوانی برای مردم بودند؛ این در حالی است که امروزه ما روحانیت را در همه‌جا می‌بینیم؛ الا در جاهایی که باید ببینیم. جای اصلی روحانیون در مساجد است و آنان باید بتوانند از ابزارهای سنتی تبلیغ و تربیت خود استفاده کنند.

او در پایان صحبت‌هـایش در تکمیل شناخت اسلام فرهنگی و اسلام سیاسی بیان کرد: شهید آیت‌الله شمس‌آبادی فعالیت‌های سیاسی داشته‌اند و اینکه می‌گوییم شخصی به پروژه فرهنگی در اسلام اعتقاد دارد، منظور این نیست که کار سیاسی ندارد؛ به‌عنوان نمونه ایشان از امام خمینی در 1342 حمایت کردند. به همین نسبت کسی که معتقد به اسلام سیاسی است، می‌تواند فعالیت‌های فرهنگی‌اجتماعی زیادی داشته باشد؛ اما آنچه مهم است، افق افراد است. در اسلام سیاسی هدف نهایی استیلای اسلام و حاکمیت آن بر یک کشور یا حتی جهان است و این مطلب در چهارچوب ذهنی آن زمان آقای شمس‌آبادی و طرف‌داران ایشان وجود نداشت؛ بلکه صورت‌مسئله ایشان به‌شدت فرهنگی بود و حول دفاع از مبانی و اعتقادها و بسط شعائر دیده می‌شد.

توجه به جهانی‌شدن در الهیات عملی

سخنران پایانی این نشست تخصصی اکبر قربانی، پژوهشگر فلسفه دین بود. او در ابتدای سخنانش با اشاره به نظرهای مختلف در علم امامت گفت: مسئله سهو النبی ازجمله مسائلی بوده که در تاریخ شیعه بسیار دامنه‌دار بوده است؛ برای مثال، شیخ‌صدوق، اولین درجه غلو را عدم سهو در امام و نبی می‌داند. امروزه دیگر نباید بحث‌های علمی به تنش‌های اجتماعی بینجامد و حساسیت گذشته برای طرح آن نباید وجود داشته باشد. اختلاف‌نظرها می‌تواند مبارک هم باشد.

قربانی با اشاره به پدیده جهانی‌شدن گوشزد کرد: الهیات علمی در زمانه ما وقتی موفق می‌شود که بپذیرد دین‌های دیگری هم وجود دارند و همه افراد روی کره زمین پیرو دین ما نخواهند شد. این نگاه باید پذیرفته شود و اگر الهیات عملی بخواهد توفیق پیدا کند، یعنی بخواهد از طریق الهیات نهادسازی کند، حتما باید به مقوله جهانی‌شدن التفات داشته باشد. روحانیتی که استعداد دارد، باید دور دنیا را بگردد و بعد درباره ادیان و انسان‌های دیگر نظر بدهد. اگر امروز بخواهیم در الهیات عملی مانند آنچه آقای شمس‌آبادی در زمان خویش انجام دادند و توفیق‌هایی داشتند، موفق باشیم باید به چالش‌های امروز آن مانند جهانی‌شدن و مواجهه سنت و تجدد توجه داشته باشیم.