مربی، تا پای جان

در آستانه یازدهمین سالگرد مرحوم پرورش هستیم. با استاد پرورش، نسل‌های زیادی مرتبط بودند و از محضرشان بهره می‌بردند.

تاریخ انتشار: 14:38 - پنجشنبه 6 دی 1403
مدت زمان مطالعه: 4 دقیقه
مربی، تا پای جان

به گزارش اصفهان زیبا؛ در آستانه یازدهمین سالگرد مرحوم پرورش هستیم. با استاد پرورش، نسل‌های زیادی مرتبط بودند و از محضرشان بهره می‌بردند. یک نسل، نسل هم‌رزمان و هم‌دوره‌ای‌های مرحوم استاد هستند. امثال شهید بهشتی و شهیدمطهری در سطح ملی و دیگران. اما افرادی که شاگرد ایشان محسوب می‌شدند، یک گروه، شاگردان قبل از انقلاب استاد هستند که برخی از آن‌ها عده‌ای به فیض شهادت رسیدند؛ مثل شهید عباس نبوی‌‌منش و شهید جلال افشار، شهید اژه‌ای.

برخی هم الان هستند؛ مثل احمد آقای زمانی، احمد کاویانی، رسول مهاجر (معاونت وزارت خارجه) بنده هم از پیش از انقلاب با ایشان آشنا بوده‌ام. نسلی هم بعد از انقلاب با استاد مرتبط شدند. مثل شاخه دانش‌آموزی و دانشجویی حزب جمهوری اسلامی مثل مرحوم حریرچیان، شهید مطیع، آقای قاسم‌زاده، آقای نحوی، آقای براتی، آقای حامدیان و… . برخی از شاگردان ایشان الان در رده مسئولان نظام هستند؛ مثل آقای طیب‌نیا وزیر اسبق اقتصاد یا آقای اسلامی رئیس سازمان انرژی اتمی، سردار رحیم صفوی و… . فعالیت‌های مرحوم پرورش خیلی گسترده بود.

از فعالیت خیریه‌ای مثل مرکز حمایت از ایتام یا مرکز ابابصیر که به توصیه شهیدبهشتی راه اندازی شد و برای نابینایان فعالیت می‌کرد، تا فعالیت‌های علمی و همچنین تبلیغی و تربیتی و سیاسی. مرحوم پرورش نمونه موفق معلمی بودند که هم تدریس خوبی داشتند و هم دانش‌آموزان را جذب می‌کردند و وارد برنامه‌های اردویی و سپس کلاس‌های اعتقادی می‌کردند. همین شاگردها بعدا در مبارزات وارد شدند. من در سن نوجوانی بودم. شاید کلاس پنجم دبستان. استاد چند مرتبه به پدر بنده فرموده بودند که به برنامه‌هایشان ملحق شوم. چندان توجهی نکرده بودم. یک روز جمعه خود استاد به منزل ما آمدند و زنگ در خانه ما را زدند و فرمودند آقاحمید، آماده شو بریم جلسه.

همین شروع ارتباط ما با ایشان بود. پاییز سال 1349. ایشان طبیب دوار بطبه بود. یکی از برنامه‌های ایشان برگزاری اردو و تفریح بیرون از شهر بود که خود ایشان هم اجرا می‌کردند. یک موردش، یک برنامه 48 ساعته در روستای خیرآباد فلاورجان بود. هم برنامه تفریحی بود و هم آموزشی. همان جا هم بحث عقد اخوت را مطرح کردند و بچه‌ها را با همدیگر برادر کردند و همین الان هم رفاقت‌های پایداری دارند.

یکی دو سال قبل از فوت ایشان یک یادواره برای بزرگداشت ایشان برگزار شد که سخنرانان کشوری حضور داشتند. آن موقع بنا شد بنده به نمایندگی از نمایندگان مجلس اصفهان متنی را تنظیم و قرائت کنم. یادم هست خیلی به این فکر کردم که برجسته‌ترین ویژگی استاد در کدام یک از آیات قرآن نمایان است. آن موقع این آیه شریفه به ذهنم رسید: الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لایخشون احدا الا الله.

مرحوم پرورش از هیچ‌کس جز خدا در مسیر یاری دین و انقلاب واهمه نداشت. شجاعت ایشان هم در مبارزه با رژیم طاغوت نمایان بود و چه در مواجهه با اعوجاجات و انحرافاتی که در مسیر مبارزه و نظام‌سازی مشاهده می‌کرد. از ماجرای بنی‌صدر بگیرید تا فضای داخلی حزب جمهوری اسلامی یا نخست‌وزیری میرحسین موسوی. اولین کسی که از داخل حزب، به مشی آقای هاشمی به انتقاد پرداخت، مرحوم پرورش بود. آقای عسگراولادی می‌فرمودند من در جلسات حزب کنار آقای پرورش می‌نشستم تا اگر ایشان نسبت به مرحوم هاشمی تند می‌شد، جلوگیری کنم.

ویژگی دیگر اینکه ایشان حالت مربی بودن را تا آخر عمر شریفشان، حتی در دوره وزارت حفظ کردند. یعنی مدام صحنه‌هایی را پیش می‌آوردند و در آن‌ها اعتقاد و تربیت صحیح دینی را به اطرافیانشان یادآور می‌شدند. ویژگی سوم هم اینکه خلوت و مناجات و پروای خاصی در زندگی داشتند و خدا واقعا برای ایشان راه باز می‌کرد و به نور خدا نظر می‌کرد. ما از قبل انقلاب، دعای کمیل و احیای سوزناک ایشان را درک کرده بودیم. همین حالت معنوی ایشان باعث شده بود که برای انقلاب به تعبیر حضرت آقا یاور صدیق باشند؛ یعنی بدون چشم‌داشت، کمک به انقلاب کنند. مسئله‌شان، عنوان و مسئولیت گرفتن نبود. به جایگاه خودشان چشم ندوخته بودند. در حال حاضر خلأ نسل‌اولی‌های این‌چنینی خیلی احساس می‌شود. افرادی که قبل از سیاسی بودن، مهذب بوده‌اند؛ مثل مرحوم آقای مهدوی کنی، مرحوم عسگراولادی، مرحوم دعایی، مرحوم پرورش و… .

نکته دیگر، الهام‌بخشی ایشان بود. سخنرانی ایشان شورانگیز بود و مخاطب وقتی می‌شنید، احساس تکلیف و مسئولیت داشت. سخنرانی ایشان در اربعین سال 57 اصفهان که مصادف با چهلم شهید نبوی‌منش بود، ولوله‌ای در اصفهان به پا کرد. پیشتازی اصفهان در ماجرای انقلاب وامدار همین نفس‌های گرمی بود که در اصفهان حضور داشتند. در جمع‌های دانش‌آموزی هم که حضور داشت، همین الهام‌بخشی را داشت.

در زمان مسئولیت و وزارت، نوآوری‌هایی داشتند. طرح کاد در زمان ایشان شروع شد. این طرح تأثیر بسزایی داشت در آشنایی دانش‌آموزان با فضای کار. همین الان هم جزو نیازهای آموزش‌و‌پرورش است. این طرح باعث تقویت مهارت‌های سخت و نرم دانش‌آموزان می‌شد.

همچنین تربیت معلم‌ها را مرحوم پرورش تقویت کردند. بعدا متأسفانه کمرنگ شد و دوباره با سفارش و تأکید آقا احیا شد. آموزش‌و‌پرورش یک نقطه راهبردی است و بی‌توجهی به تربیت معلم، خسارت‌های سنگینی به بار آورده است.

در دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی، جمعی از بچه‌های حزب جمهوری اسلامی را دور خودشان نگه داشته بودند و هفتگی با این‌ها مرتبط بودند. جمعی از عزیزان سپاه هم به‌طور مستمر با ایشان مرتبط بودند. تهران هم یک جمع دانشجویی در اطراف ایشان بود. بعضی‌ها توقع داشتند که ایشان دایره ارتباطی بازتری داشته باشند و با طیف اصلاح‌طلب هم همین رابطه را داشته باشند. البته ارتباطات شخصی گسترده‌ای با طیف‌های دیگر هم داشتند.

هرچند در اصفهان، مسائل سیاسی خیلی جدی‌تر و تندتر بود، آقای پرورش ارتباط را با طیف‌های گوناگون حفظ کرده بودند. هرچند به نظر من امکان داشت که باز هم این ارتباطات گسترده‌تر باشد و نفس گرم ایشان جلوی خیلی از شکاف‌ها را می‌گرفت. یکی دیگر از مسائلی که بعدا مطرح بود، جوان‌ترهایی بودند که معتقد بودند امثال آقای پرورش نباید وارد منازعات سیاسی بشوند و باید حالت پدری را حفظ کنند. در جریان اصول‌گرایی، جوان‌گرایی درست مدیریت نشد. اگر جوان‌ها به درستی وارد فعالیت سیاسی می‌شدند، از افراد باتجربه مثل مرحوم پرورش هم بهتر استفاده می‌شد.