فعالیت‌های فرهنگی شهرداری اصفهان و پیوست‌های آن در چه وضعیتی است؟

پیوست‌های فرهنگی‌اجتماعی اقدامات شهرداری را با اقتضائات شهر هماهنگ می‌کند

رهبر حکیم انقلاب بیش از یک دهه پیش «توجه جدی به مسائل فرهنگی در شهرها و روستاها» را از مهم‌ترین وظایف شوراها و شهرداری‌ها دانستند.

تاریخ انتشار: 10:09 - شنبه 6 بهمن 1403
مدت زمان مطالعه: 15 دقیقه
پیوست‌های فرهنگی‌اجتماعی اقدامات شهرداری را با اقتضائات شهر هماهنگ می‌کند

به گزارش اصفهان زیبا؛ رهبر حکیم انقلاب بیش از یک دهه پیش «توجه جدی به مسائل فرهنگی در شهرها و روستاها» را از مهم‌ترین وظایف شوراها و شهرداری‌ها دانستند. ‌واقعیت آن است که شهرداری‌ها با تنوع فراوان در حوزه‌های عملکرد خود، نقش مهمی در شکل دادن به آنچه فرهنگ و هویت شهر نامیده می‌شود دارند. در این میان اصفهان با سابقه تمدنی درخشان، در حوزه فرهنگ همواره الهام‌بخش سایر شهرهای ایران بوده است و از این حیث توجه به مسائل فرهنگی در این شهر، اهمیتی مضاعف می‌یابد.

در گفت‌وگو با علی صالحی عضو هیئت‌رئیسه، سخن‌گو و رئیس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شورای اسلامی شهر وضعیت فعالیت‌های فرهنگی شهرداری اصفهان در این دوره را بررسی کرده‌ایم. صالحی در این دوره نسبت به وضعیت توسعه صنایع آلاینده در اصفهان نیز حساس بوده‌است. در یک عصر زمستانی با این عضو شورای اسلامی شهر اصفهان گفت‌وگو کردیم.

در این دوره از شورای شهر با توجه به ترکیب شورا و همچنین شعارهایی که مطرح شد، شهرداری را به‌عنوان «شهرداری فرهنگی» می‌شناسند. در این مدت، شاهد تغییر معاون فرهنگی شهردار نیز بودیم. با این مقدمه، به‌عنوان رئیس کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شورای اسلامی شهر، عملکرد شهرداری و شورای شهر در حوزه فرهنگ را طی سه سال گذشته چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من پیش از پاسخ به این سؤال باید چند نکته را عرض کنم: اول اینکه باید بدانیم قانون هیچ تفکیکی برای وظایف اعضای شورا و ورود به موضوعات و مسائل مختلف قائل نیست. شکل‌گیری کمیسیون‌ها صرفا بر اساس تفکیک موضوعات برای هماهنگ شدن مسائل ذیل آن موضوع، شکل گرفته است. وگرنه در همه موضوعات و مسائل مربوط به شهر، همه اعضا باید اظهارنظر کنند و همه شورا در حوزه‌هایی که ذیل مسئولیت شوراست باید نگاه سیاست‌گذاری داشته باشند. نکته دوم این است که شورای ششم، بر اساس نظر کارشناسان مجموعه مدیریت شهری و با توجه به سوابق اعضای شورا، یکی از عمل‌گراترین ادوار شورای شهر اصفهان است. در این شورا با حضور حجم بالایی از افرادی که سابقه قابل‌توجهی در امر مدیریت شهری دارند و با موضوعات و مسائل شهر آشنا هستند، تلفیقی از جوانی و تجربه شکل گرفته است.

با این مقدمه اگر شورای ششم می‌گوید باید نگاه فرهنگی به مسئله شهر داشته باشیم به این معناست که نرم‌افزار شهر(آن هم شهری همچون اصفهان که شهر شهیدان و پایتخت تاریخ و تمدن ایران اسلامی است) باید با مؤلفه‌های فرهنگی، تاریخی و اجتماعی آن سازگار باشد و چالش‌هایی که در گذشته داشتیم و تصمیماتی که همخوان با این مؤلفه‌ها نیست، به وجود نیاید.

بنده در ابتدای این دوره از شورای شهر در نشست خبری به این موضوع اشاره کردم که قرار نیست اداره شهر با رویکرد فرهنگی، به معنای توقف توسعه و عمران و آبادانی شهر باشد و حرکت روبه‌پیشرفت متناسب با عدالت شهر عقب بماند. اداره شهر با رویکرد فرهنگی به این معناست که ملاحظات مربوط به روحیه فرهنگی و هنری و معنویت اصفهان و مردمان آن کاملا رعایت شود و نگاه تمدنی به اصفهان حفظ شود. در این دوره تلاش شد نگاه فرهنگی‌اجتماعی در تصمیمات مربوط به شهر وجود داشته باشد و تصمیمات سختی که در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی گرفته نمی‌شد با توجه به این نگاه غالب فرهنگی، اتخاذ شود.بخشی از تأثیرات فرهنگی شورای ششم، ناظر بر ساحات و حوزه‌های غیرفرهنگی است.

این مسئله در انتخاب پروژه، رویکردهای حل مسئله، نحوه مشارکت دادن با مردم، تکریم ارباب‌رجوع، توجه به ابعاد گوناگون عملکرد یک مدیر و… دیده می‌شود.یکی از مهم‌ترین محورهایی که در حوزه فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهر در شورای ششم با جدیت دنبال شد، توجه به نقش مردم و محوریت قراردادن مردم بود. با این فهم که شهرداری در موضوعات فرهنگی اجتماعی لزوما متخصص نیست، زمینه برای حضور و نقش‌آفرینی گروه‌های مردمی ایجاد شد.

ما تاکنون در این دوره هم ازنظر مساعدت ریالی و هم از نظر میزان حضور و مشارکت مجموعه‌های مردمی، رشد قریب به ده برابری داشته‌ایم. اعتقاد ما این است که متولی‌های اصلی فرهنگ و اجتماع در شهر که هم بتوانند به‌صورت نظام‌مند و هم متناسب با فضای امروز فعالیت کنند، مردم هستند. در این میان ما باید ضمن ایفای وظایف شهرداری در حوزه‌های حمل‌ونقل، خدمات شهری و… برای حوزه فرهنگ بسترسازی کنیم. ما باید زمینه‌ها و شرایطی را که گروه‌های فرهنگی اجتماعی بتوانند به عرصه بیایند و فعالیت کنند فراهم کنیم تا هم بهره‌وری و راندمان شهرداری در این حوزه افزایش پیدا کند و هم اینکه هر ریالی که در این حوزه هزینه می‌شود، ضریب نفوذ و تأثیر بیشتری داشته باشد.

این یکی از مهم‌ترین اتفاقاتی بود که در این دوره رقم خورد. در کنار این موضوع توجه کردیم به مسائلی که در دوره‌های گذشته شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته بود. مثلا ما در گذشته شهر را بنا بر اقتضائات آن توسعه داده‌ایم اما به برخی از سرانه‌ها کمتر توجه کرده‌ایم. مثلا در شهرک شهید کشوری زمینه حضور 20‌هزار‌خانوار فراهم شده بود، اما به کاربری‌های فرهنگی، اجتماعی و آموزشی توجه نشده بود. در این دوره با توجه به ظرفیت گروه‌های مردمی و لوایحی که ارائه شد، در نقاطی از شهر که این عدم رعایت تناسب اتفاق افتاده بود، به این کاربری‌ها توجه شد. در کنار این اصلاحِ اشتباه گذشته (که البته تنها شهرداری متولی آن نبود و دستگاه‌های مختلف باید مطالبه‌گری می‌کردند، اما وظیفه خود را انجام نداده بودند) به میدان آوردن ظرفیت مردم بود.

در قدم بعدی به دنبال استفاده از ظرفیت‌های مغفول هستیم. ما در کنار فعال‌سازی مشارکت مردمی و بازنگری در زیرساخت‌های فرهنگی، تلاش کردیم به ظرفیت‌های خود شهرداری در حوزه فرهنگ که تاکنون به آن توجه نشده بود، توجه کنیم.

مجموعه معاونت حمل‌ونقل شهرداری اصفهان، شاید روزانه با 600 هزار نفر مخاطب در ارتباط باشد. ما حدود 400هزار نفر مسافر در خطوط اتوبوس‌رانی داریم، حدود 100 تا 120 هزار نفر روزانه از خط یک مترو استفاده می‌کنند. تعدادی از مردم روزانه از حوزه تاکسی‌رانی استفاده می‌کنند و… در کنار این‌ها، خانواده چندهزارنفری رانندگان اتوبوس و تاکسی هستند که از شهرداری به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم خدمات می‌گیرند. در این سال‌ها به‌صورت مقطعی و در غالب پویش‌ها به مسئله فرهنگ حمل‌ونقل و ترافیک پرداخته بودیم؛ اما به این ظرفیت عظیم مخاطب در حوزه حمل‌ونقل توجه کافی نشده بود و شاید این مخاطب را به‌صورت ظرفیت نمی‌دیدیم. امروز که در فضای رسانه و محتوا، کمتر از 15 ثانیه فرصت داریم که پیاممان را به مخاطب منتقل کنیم، حتما حضور بین ده تا یک ساعتِ مسافر در مجموعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی، یک فرصت بسیار مناسب برای انتقال پیام و ارائه محتواست. باید توجه داشت این مخاطب در کشاکش مسائل روزانه، به محصول فرهنگی نیاز دارد تا بازیابی شود و به اجتماع برگردد.

ما در سال چهارم به‌صورت جدی، مسئله رونمایی و اجرایی کردن ساختار فرهنگی در مجموعه معاونت حمل‌ونقل و شرکت‌ها و سازمان‌های وابسته را پیگیری و اجرایی می‌کنیم. جمع‌بندی این موضوع در کمیسیون فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شورای اسلامی شهر اتفاق افتاده و در حال دنبال کردن آن هستیم. در سال گذشته که آغاز سال سوم این دوره بود، همه شرکت‌ها و سازمان‌ها ملزم شدند از ظرفیت‌های فرهنگی در سازمان تخصصی خودشان با تأکید بر مشارکت مردم استفاده کنند.

در کنار این موضوع نباید از حوزه هنر و رسانه غافل شویم. در این دوره تلاش کردیم که مجموعه‌های رسانه‌ای و هنری شهرداری بتوانند هم خودکفا باشند و هم با زبان روز صحبت کنند. در همین روزنامه «اصفهان‌زیبا» هم در حوزه خبرنگاری محلی و هم در حوزه چندرسانه‌ای شاهد اتفاقات و تحولات بسیار خوبی بودیم.در موضوع هنر هم تلاش کردیم زیرساخت‌های جدیدی به وجود بیاوریم. دو مصوبه خیلی خوب جهت درنظرگرفتن محلی برای استقرار هنرمندان صنایع‌دستی و ایجاد یک گذر صنایع‌دستی داشتیم که فکر می‌کنم به‌زودی اجرایی شود.

نگاه بعدی، کاربردی کردن توسعه زیرساخت‌ها بود. در گذشته در بعضی از حوزه‌ها رشد کاریکاتوری داشته‌ایم. مثلا سال‌ها میزبان جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان بودیم؛ اما پردیس تخصصی برای نمایش فیلم ذیل مدیریت شهری و همچنین پردیس تخصصی کودک و نوجوان در اصفهان نداشتیم. اتفاق خوبی که از سال گذشته آغاز شد و در آستانه افتتاح است، پردیس سینمایی خانواده و کودک و نوجوان است که در شهر رؤیاها افتتاح خواهد شد. موضوع بعدی توجه به محور خانواده بود. ما امروز در چهار گوشه شهر، در شمال و جنوب و به‌نوعی غرب و شرق، چهار پردیس در مناطق 8 و 12 و 14 و 5 داریم. پردیس‌های خانواده‌محوری که ظرفیت آن بیش از 30 هکتار است، قرار است در کنار ایفای نقش به‌عنوان یک بوستان و ظرفیت تفریحی در حوزه طبیعت‌گردی، خدمات فرهنگی، اجتماعی و ورزشی به مردم ارائه دهند.

یکی از اتفاقات دیگری که در این دوره رقم خورد، مسئله تعاون با سایر عناصر عرصه فرهنگ بود. در کنار مردم، ما گروه‌های شاخص حاکمیتی و دولتی و مؤسسات غیرانتفاعی را در اصفهان داشتیم که هم نقش داشتند هم وظیفه! ما تلاش کردیم که تعاملات این عناصر با مدیریت شهری، بسیار خوب و مؤثر باشد و در این زمینه به دنبال نام‌ها و عنوان‌ها نبودیم.

مهم‌ترین بخشی که در تعامل با این عناصر باید مدنظر داشته باشیم، مسئله زنجیره کردن خدمات فرهنگی از مدرسه تا منزل است. ما به دنبال فرایندی هستیم که اگر شرایط به‌خوبی پیش برود، زنجیره‌ای از مدرسه، دانشگاه، مراکز فرهنگی و اجتماعی شهرداری، مساجد شهر، پاتوق‌های محلات و منزل به وجود بیاید که زنجیره منسجمی از خدمات فرهنگی اجتماعی را داشته باشد. در حوزه فعالیت‌های اجتماعی نیز تلاش کردیم بسترساز برای مجموعه‌های فعال در حوزه مسائل اجتماعی باشیم. مثل کمپ فدک که شهرداری، زیرساختش را برای نگهداری معتادان متجاهر فراهم کرد و همچنین برای هزینه‌هایش کمک ریالی کرد و مدیریت آن را به مجموعه‌های مردمی سپرد که علاقه‌مند بودند با مشارکت سایر دستگاه‌ها در این زمینه فعالیت کنند.

در حوزه آسیب‌های بانوان نیز همین اتفاق افتاد. در حوزه کودکان کار آسیب‌شناسی تخصصی صورت گرفت و با دستگاه‌ها هم‌افزایی شد. بخشی از این مسئله که قابل‌حل بود در قالب پویش «یاریگران اجتماعی شهر» با مشارکت بیش از 200 مجموعه مردمی به سرانجام رسید. شکل‌گیری دبیرخانه فرهنگی زاینده‌رود با کمک کمیسیون آب و مناطق کم‌برخوردار یکی دیگر از اقداماتی بود که با یک سازمان‌دهی و هم‌گفتمانی در حوزه مطالبه‌گری برای زاینده‌رود همراه شد.این دبیرخانه در سفر رئیس‌جمهور شهید به اصفهان خیلی مؤثر بود؛ برای اینکه آسیب تمدنی و خطر بالقوه زیست‌محیطی جاری نبودن زاینده‌رود تبیین شود و چند صدایی و بد مطرح‌شدن مسئله جاری نبودن آب در زاینده‌رود که باعث به وجود آمدن یک نگاه تجمل‌گرایی و تفرجگاهی در خارج از اصفهان شده بود، برطرف شود.

در مسئله نشاط و تفریح نیز ما به بهانه‌های مختلف هم در حوزه زیرساخت‌ها و هم در رویدادها تلاش کردیم زیرساخت‌های تفریحی را به‌روزرسانی و کارآمد کنیم. هم‌اکنون مخاطب مجموعه‌های تفریحی ما به میزان سه تا چهار برابر افزایش یافته و بیش از 20 مجموعه تفریحی به ظرفیت موجود اضافه شده و شاید حداقل هر ماه شاهد رویدادهای تفریحی در شهر هستیم. اگر اصفهان بخواهد شهر زندگی باشد، هم باید بسترها آماده شوند هم باید مشارکت مردمی وجود داشته باشد، هم زیرساخت‌ها رشد کند و هم نگاه نرم‌افزاری و رویدادی در همه ساحت‌های ورزش و تفریح و هنر و رسانه و معارف دینی و اعتقادی به وجود بیاید. همه این اقدامات، یک دورنمای خوب از اصفهانی فرهنگی با شور و نشاط با ظرفیت زیرساختی برای حمایت از گروه‌های فرهنگی، اجتماعی، هنری و رسانه‌ای نشان می‌دهد. اصفهانی با مجموعه‌ای از رویدادها که برخی از آن‌ها تبدیل به یک نمانام و برند شهری می‌شود. این مسیری بود که در طول سه سال طی شد و امیدوارم سال چهارم، سال میوه دادن همه این موضوعات باشد.

به نظر شما در عمل به این سیاست‌گذاری کلان فرهنگی در طول مدتی که از این دوره گذشته است، وحدت رویه وجود داشت؟ با توجه به اینکه ما در رأس معاونت فرهنگی شاهد تغییر بودیم.

ما هم در شهرداری و هم در شورا در عرصه فرهنگ، تغییر داشتیم. فکر می‌کنم نگاه‌های کلان ما چه در شورا چه در شهرداری با محوریت آقای شهردار، تقریبا ثابت بود. اما در میانه و در جزئیات اختلاف‌نظر و تفاوت دیدگاه داشتیم. من این‌طور می‌پسندم که شهرداری سه نوع نگاه در عرصه فرهنگ داشته باشد: یک نگاه مبنایی و محتوایی ناظر به گفتمان حرکتی که می‌خواهد انجام دهد. یک نگاه به زیرساخت‌های فرهنگی، اجتماعی و ورزشی و پیشرفت و افزایش بازدهی آن‌ها.

یک نگاه هم به رویدادها. ما نمی‌توانیم از رویدادها عبور کنیم و نگاه کاریکاتوری به فرهنگ داشته باشیم. توجه به زیرساخت‌ها و غافل شدن از رویدادها و توجه به رویدادها و غافل شدن از زیرساخت‌ها هر دو اشتباه است. ما در کمیسیون فرهنگی تلاش کردیم این سه مقوله را به‌صورت توأمان به شهرداری متذکر شویم. در دوره آقای مهندس شاهمرادی که دوره بسیار خوب اما سختی بود، نگاه ایشان تمرکز معاونت فرهنگی بر رویدادها بود، در کنار اینکه در حوزه‌هایی مثل ورزش اعتقاد به توسعه زیرساخت‌ها داشتند. در دوره آقای دکتر حیدری من فکر می‌کنم با توجه به نگاه ایشان، بیشتر به بهره‌وری و ارتقای زیرساخت‌های موجود و نیروی انسانی مجموعه و توجه بینابینی به مسئله رویداد و موضوعات سلامت، بانوان، فرهنگ شهروندی و… اقدام شد. تفاوت این دو نگاه در این است که در دوره آقای شاهمرادی تمرکز بر موضوع رویدادها بیشتر بود اما در این دوره دامنه موضوعات گسترده‌تر است.

اخیرا شورای شهر طرح اجرایی‌ شدن پیوست فرهنگی‌اجتماعی برای پروژه‌های شهری اصفهان را تصویب کرد. این طرح دقیقا چیست و شامل چه مواردی می‌شود؟

پیوست‌های فرهنگی از سال 1387 به‌صورت رسمی توسط رهبر انقلاب در سیاست‌های ابلاغی برنامه پنجم توسعه کشور مطرح شد. بعد از آن، مصوبه‌ای در شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال‌های 1391 و 1392 گرفت و بعدازآن، نظام‌نامه‌ای در دوره چهارم شورای اسلامی شهر اصفهان در سال‌های 1394 و 1395 به تصویب رسید. از آن سال تا دوره ششم دیگر اتفاق خاصی در حوزه پیوست‌های فرهنگی نیفتاد و تقریبا به مدت پنج سال، مرحله نهایی این مصوبه که ورود و ظهور پیوست های فرهنگی در پروژه‌ها بود، اتفاق نیفتاد.

این «اتفاق نیفتاده بود» یعنی پروژه‌ها پیوست فرهنگی‌اجتماعی نداشت؟

بله تا مرحله تصویب نظام‌نامه پیوست فرهنگی‌اجتماعی پیش رفته بود، در شورا هم مصوب شده بود اما اجرایی نشده بود. چیزی که هم در برنامه پنجم توسعه تبدیل به قانون شده بود و هم در شورای عالی انقلاب فرهنگی به آن پرداخته شده بود و مصوبه داشت و هم در شورای چهارم تصویب شده بود و هم در ابلاغیه سازمان شهرداری‌ها تصویب شده بود اما در بسیاری از شهرها از جمله اصفهان اجرایی نشده و گام اجرای آن باقی مانده بود. از ابتدای دوره یکی از دغدغه‌هایی که من هم داشتم همین مسئله بود. با توجه به اینکه تلاشی در گذشته شده بود و مستندات قانونی هم داشتیم، ویرایشی در سال 1400 بر مصوبه سال 1394 شورای اسلامی شهر رقم خورد. از آن زمان تصمیم‌گیری به دلایل مختلف به درازا کشیده شد.

این در حالی است که در اصفهان افرادی هستند که برای پروژه‌های کلان ملی خارج از اصفهان پیوست فرهنگی‌اجتماعی تهیه می‌کنند. در ابتدای سال چهارم فعالیت کمیسیون فرهنگی اجتماعی مجددا این موضوع را در اولویت کار قرار دادیم. اما موضوع پیوست های فرهنگی اجتماعی چیست؟ قرار است در شهر پروژه‌ای را (چه سخت‌افزاری و چه نرم‌افزاری) اجرایی کنیم. باید توجه داشت که شهر، یک موجود زنده است و مردمی زنده دارد و علاوه بر این اصفهان، شهر شهیدان و شهر اهل دین و معرفت، شهری است که پایتخت فرهنگ و تمدن ایران به شمار می‌رود. در اسناد بالادستی تأکیدات بسیاری شده است که اگر قرار است قدمی در شهر بردارید، باید ملاحظات حوزه فرهنگ و اجتماع را در نظر بگیرید.

اساسا ما برای مردم و رشد اجتماع کار می‌کنیم. اگر به نشان‌گرها و علائم حیاتی این موجودات زنده بی‌توجه باشیم، مسیر خلاف جهت صحیح را طی می‌کنیم.پیوست‌های فرهنگی‌اجتماعی ضمن اینکه نباید سرعت تعریف و تحقق پروژه‌ها را بگیرد باید بتواند کاری کند که این پروژه‌ها با علائم حیاتی و اقتضائات شهر هماهنگ باشد.ماگزاره‌ای در مدیریت شهری داریم که می‌گوید مسائل امروز، راهکار‌های دیروز هستند. دیروز ما برداشت‌ها و اتفاقاتی را رقم زده‌ایم که امروز در حوزه ترافیک، محیط‌زیست و فرهنگ و اجتماع گریبانگیرش هستیم. ما نباید دوباره مسیری که در گذشته به آن بی‌توجه بودیم را طی کنیم. این پیوست کمک می‌کند که پروژه‌ها بهتر انجام شود و آسیب‌های آن در حوزه فرهنگی و اجتماعی کمتر باشد و متناسب با نیاز مردم و ظرفیت شهرداری تعریف شود.

ما معمولا در مسئله‌شناسی‌های خود یک پروژه را در حوزه خدمات شهری بررسی می‌کنیم، از نظر ابعاد ترافیکی بررسی می‌کنیم اما الزامات آن را در حوزه فرهنگ که به تعبیر رهبر انقلاب، به‌مثابه هواست در نظر نمی‌گیریم. یکی از تصمیم‌های بسیار بزرگ در این شورا، تصویب طرح اجرایی شدن پیوست‌های فرهنگی اجتماعی بود. این طرح مسیر تعریف پروژه را از دالان پیوست فرهنگی اجتماعی پروژه‌ها عبور خواهد داد تا حداقل بخشی از عوارض پروژه‌ها در حوزه فرهنگی اجتماعی کاهش یابد. این تصمیم زیر بنایی در ساختار فرایندهای جاری قرار خواهد گرفت و به‌عنوان یک ریل ماندگار از شورای ششم به مردم هدیه می‌شود.

با این اوصاف با این مصوبه شورای اسلامی شهر درباره طرح اجرایی‌ شدن پیوست فرهنگی‌اجتماعی برای پروژه‌های شهری اصفهان، ما اکنون در نقطه صفر شروع هستیم؟

نه نقطه صفر نیستیم الان در نقطه اجرا قرار داریم. در بودجه سال 1404 به شهرداری تأکید شده که حتما تأیید پیوست‌های فرهنگی به‌عنوان یکی از شاخص‌های تأیید بودجه باید به پیوست پروژه وجود داشته باشد و درصورتی‌که این پیوست‌ها تأیید نشود در بودجه سالانه، ردیفی نخواهد داشت.

پروژه‌هایی که الان هم در دست اجراست و در سال 1404 هم ادامه دارد، مشمول این پیوست‌ها هستند؟

بله در سه مقطع قبل از طراحی پروژه، حین اجرای پروژه و برای بهره‌برداری، این نظام‌نامه قابلیت اجرایی شدن دارد.

این طرح چقدر ناظر به جزئیات روند طراحی پیوست‌های فرهنگی اجتماعی است؟ سازوکار طراحی پیوست‌ها کاملا در این طرح ذکر شده است؟

ما یک اسناد بالادستی داریم که مشخص کرده پیوست‌های فرهنگی با چه ابعادی باید وجود داشته باشد. یک نظام‌نامه داریم که جزئیات و تعریف واحدها و بخش‌ها و جزئیات را مشخص کرده و یک طرحی داریم که گفته این دو موضوع چگونه باید اجرایی شود؟ چه کسی متولی هست؟ چگونه تصمیم بگیرد؟ و چگونه گزارش دهد؟ این طرحی که مصوب شد درواقع روح اجرا را به دو مورد قبلی می‌دمد و نقصی را که دلیل اجرایی نشدن مصوبات مربوط به پیوست های فرهنگی اجتماعی بود برطرف می‌کند.

متولی طرح، معاونت فرهنگی شهرداری است؟

قاعده این است که معاونت فرهنگی باید متولی باشد؛ اما از کارشناسان بین‌بخشی باید کمک بگیرد؛ چون در حوزه‌های خدمات شهری، حمل‌ونقل، عمران و سایر بخش‌های شهرداری به تعامل و حتما به کارشناسان بین‌بخشی نیاز دارد.

به‌صورت مصداقی یک پروژه مثل رینگ چهارم ترافیکی شهر که از پروژه‌های بلندمدت شهرداری است و احتمالا تا سالیان آینده هم ادامه دارد، پیوست فرهنگی اجتماعی خواهد داشت؟

تعریفی که کردیم گفتیم پروژه‌های اولویت‌دار شهر از نظر نرم‌افزاری و سخت‌افزاری به تشخیص شورای عالی برنامه‌ریزی و نهاد متولی اینجا قرار می‌گیرد.

یعنی شورای عالی می‌گوید چه پروژه‌هایی باید پیوست فرهنگی داشته باشند؟

بله شورای عالی برنامه‌ریزی بر اساس تعریفی که در طرح نوشته ایم و تعریفی که در نظام‌نامه آمده است این موضوع را تشخیص می‌دهد. درعین‌حال، پروژه‌های شاخص از جمله رینگ چهارم ترافیکی و هفت گروه پروژه مثلا رنگ‌آمیزی‌های معاونت خدمات شهری، اصلاحات ترافیکی معاونت حمل‌ونقل، زیرساخت‌های سازمان فرهنگی و… حتما باید در بودجه سال 1404 منوط به پیوست‌ها باشد. از سال بعدازآن، همه پروژه‌های اولویت‌دار که شورای عالی برنامه‌ریزی تشخیص می‌دهد، در این چارچوب قرار می‌گیرد.

من فکر می‌کنم پروژه رینگ چهارم و پروژه قطار شهری (که پروژه قطار شهری بخشی از فعالیت‌های مربوط به پیوست‌هایش انجام شده است) جزو اولویت‌هایی خواهد بود که ما به‌زودی شاهد شکل‌گیری و تعریف پیوست‌های فرهنگی اجتماعی‌اش خواهیم بود؛ کما اینکه یکی از شروط مسئله رینگ، توجه به همین پیوست های فرهنگی اجتماعی و محیط‌زیستی بوده است که در برخی از جلسات هم به آن تأکید شده است.

همان‌طور که می‌دانید ما شغلی داریم به نام «پیوست‌نویسی». افرادی هستند که تخصصشان این است که پیوست بنویسند. پیوست‌های فرهنگی‌اجتماعی پس از تصویب، منتشر هم می‌شوند که کیفیت آن توسط کارشناسان موردبررسی قرار گیرد؟

حتما ما مثل سایر مستنداتی که برای تعریف یک پروژه داریم، این مستندات هم قابل‌انتشار است. الان تعریف پروژه، ردیف‌های ریالی و پیمانکارانش را در سامانه شفافیت داریم اما پیوست های فرهنگی‌اجتماعی هم قابل انتشار دارد و در دسترس خواهد بود که افراد بتوانند استفاده کنند. تأکید شورای شهر این بوده است که اولویت برای تهیه طرح‌ها، استفاده از کارشناسان شهرداری باشد که مدرک مرتبط با این موضوع دارند تا هم طرح‌ها کاراتر باشد و هم مدخل جدیدی برای هزینه ایجاد نشود.

ما می‌دانیم که منظومه ارزشی جمعی که برای پیوست‌های فرهنگی‌اجتماعی تصمیم می‌گیرند، ممکن است در هر دوره متفاوت باشد. با توجه به این موضوع آیا ما در این طرح، الزام به انتشار پیوست ها داریم یا اینکه انتشار آن‌ها اختیاری است؟

چون بودجه باید بیاید و به شورا ارائه شود، این الزام وجود دارد که شهرداری هم‌زمان با بودجه باید پیوست‌ها و مستندات را الصاق کند. بودجه هر ساله منتشر می‌شود و این ظرفیت وجود دارد که هم‌زمان با انتشار بودجه پیوست‌های مختلف از جمله پیوست فرهنگی‌اجتماعی پروژه هم منتشر شود یا لااقل برای کسانی که علاقه‌مند به دنبال کردن آن هستند از طریق سامانه شفافیت و پژوهش شهرداری قابل‌دسترسی باشد.

گاهی اوقات در پروژه‌های بین‌حوزه‌ای که متولی آن معاونت فرهنگی شهرداری است، ارتباطی بین متولی و دستگاهی که پروژه را اجرا می‌کند، ضعیف است. حتی گاهی در جریان طراحی زیرساخت‌های خودِ معاونت فرهنگی، نظارت این معاونت به یک نظارت فرمایشی تقلیل پیدا کرده است. چه تضمینی وجود دارد که در اجرایی شدن پیوست‌های فرهنگی‌اجتماعی این اتفاق نیفتد؟

یکی از موضوعاتی که ما در طرح دیدیم حضور نمایندگان بخش متولی در مجراهای کلان و اصلی تصمیم‌گیری است؛ مثل شورای سیاست‌گذاری یا شورای عالی برنامه‌ریزی. وقتی نماینده یا خود متولی در گلوگاه‌های تصمیم‌گیری قرار بگیرد، بخشی از این ضمانت اتفاق می‌افتد. ما بخشی از تأیید ادامه مسیر را هم به تأیید آن بخش متولی منوط کردیم.

اگر نکته دیگری درباره طرح اجرایی شدن پیوست‌های فرهنگی‌اجتماعی دارید بفرمایید.

حتما همه مجموعه‌های مردمی و گروه‌هایی را که دغدغه‌مند هستند، دعوت می‌کنم که با مجموعه شهرداری به اشکال مختلف تعامل کنند. ایده‌ها و نظرات بسیار خوبی که وجود دارد قابل استفاده است. در زمینه پیوست‌های فرهنگی‌اجتماعی باید از نگاه بخشی در شهرداری یا انحصار آن در شورا و شهرداری خارج شویم.

شورای شهر در این دوره ورود مستقیم به مسائل زیست‌محیطی اصفهان داشت. یکی از این مسائل، سهم صنایع آلاینده در آلودگی هوای اصفهان بود که با اعتراض و انتقادهای مکرر اعضای شورای شهر مواجه شد. یکی از مسائلی که شما در این دوره مطرح کردید، جریانی است که بعضی از صنایع آلاینده اصفهان در رسانه‌های اصفهان به نفع خود ایجاد می‌کنند. به نظر شما چه اتفاقی در این زمینه رخ داده است؟

من اعتقاد دارم شورای اسلامی شهر، شورای شهرداری نیست. شورا ضمن اینکه به مدیریت شهری کمک می‌کند طبق قانون تشکیلات و وظایف شوراها باید به آنچه مردم به آن نیاز دارند ورود کند. در حال حاضر ما حداقل در حد مطالبه، تذکر و پیگیری قانونی می‌توانیم از جایگاه شوراها عمل کنیم. اگر کسی بخواهد این وظایف را نادیده بگیرد، جایگاه شورا را تنزل داده است. نکته دیگر این است که ما نماینده نسل‌های قبل و بعد از خودمان نیز هستیم. وقتی امام جامعه ما یعنی رهبر انقلاب، الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت را برای پنج دهه کشور در سال 1397 و در اوج فشارها به رأی صاحب‌نظران می‌گذارند یعنی ما باید حداقل نگاهمان 25 ساله باشد. همان‌طور که ما گذشتگان را قضاوت می‌کنیم، آیندگان هم ما را قضاوت خواهند کرد.

وقتی شهروندان اصفهانی با مسائلی مثل آلودگی هوا و خشکی زاینده‌رود، روز خود را به شب می‌رسانند چرا از من به‌عنوان عضو شورای شهر این انتظار وجود دارد که نسبت به این مسائل بی‌تفاوت باشم؟ فارغ از مباحث تبلیغاتی آن چیزی که امروز در اصفهان دارد اتفاق می‌افتد این است که ما داریم با آتش، بازی می‌کنیم. هنوز جریان دائمی زاینده‌رود برای حل بزرگ‌ترین فرونشست ایران و جهان اتفاق نیفتاده و هنوز همچنان به روزهای آلودگی هوا اضافه می‌شود و تعداد روزهای خشک تالاب گاوخونی در حال افزایش است و ما در اصفهان در حال ایجاد بارگذاری‌های جدید هستیم! این واقعا از عقلانیت دور است.

اسم این را هرچه می‌خواهید بگذارید: پول‌پاشی صنعت، مسابقه کوتاه‌مدت ارائه گزارش و دستاورد، زرنگی برای جذب منابع ملی یا هر اسم دیگر! اسمش هرچه باشد، همه این‌ها در آینده به شکست منجر می‌شود! ما در شعاع کمتر از 50 کیلومتر صنایع بزرگی داریم که هم آب‌بر هستند و هم آلاینده و به اسم دانش‌بنیان و تقویت زیرساخت‌های موجود درحال‌توسعه هستند! این اشتباه است… . اگر امروز مدیری فکر می‌کند ایجاد یک خط جدید صنعت آلاینده در اصفهان یک دستاورد است، من نه در جایگاه شورای شهر بلکه به‌عنوان یک شهروند می‌گویم این فکر را از ذهن خود خارج کند که توسعه صنایع بزرگ‌مقیاس برای اصفهان، آورده دارد! هیچ آورده‌ای ندارد! نه در عرصه اقتصادی، نه در عرصه محیط‌زیست، نه در اشتغال! و حتی راندمان صنعت را از نظر اقتصادی کاهش خواهد دارد.

وقتی شما با آسیب‌های اجتماعی، ناترازی انرژی و اعتراضات اجتماعی روبه‌رو هستید، چگونه می‌توانید تولید را افزایش دهید؟ چگونه می‌توانید بستر اقتصادی را برای سرمایه‌گذاری مجدد فراهم کنید؟ اگر ما عینک شورای شهر و نظارت و نماینده مردم بودن را برداریم و یک عینک دیگر هم به آقایان تصمیم‌گیر در این زمینه بدهیم، ازلحاظ اقتصادی و عملکردی هم دیگر دوره توسعه صنایع بزرگ مقیاس در شعاع 50 کیلومتری شهرها تمام شده است! اعتراض و انتقاد من در صحن علنی ناظر به این است.

ما با افراد و مجموعه‌ها مشکل نداریم، مشکل ما با دیدگاه‌هاست. مشکل ما رویکردهای غلطی است که در صنایع بزرگ وجود دارد. چون دوره‌های سیاسی عوض می‌شود و مدیران چرخش دارند، عمده مدیران ما توسعه فیزیکی را معیار می‌دانند در حالی که معیارهای موفقیت صنعت کاملا تغییر کرده است. نکته دوم درباره آن‌هایی است که حضور در یک کرسی تصمیم‌گیری در این صنایع یا خارج از این صنایع را همه هدف خود تصور می‌کنند و تلاش می‌کنند به دلایل مختلف بخشی از این اتفاقات را توجیه کنند. آن‌ها بخشی از فرصت‌های کوتاه‌مدتی را که صنعت در اختیار آن‌ها ولو برای ارائه خدمت به مردم قرار می‌دهد،به آسیب‌های بلندمدت این موضوع ترجیح می‌دهند.

برخی از افراد در حوزه تصمیم‌گیری، قانون‌گذاری و نظارت، آن چیزی را که صنعت تحت عنوان مسئولیت اجتماعی ارائه می‌دهد با سکوت کردن و پیگیری نکردن مسائل، به مصالح درازمدت مردم ترجیح می‌دهند. ما نباید دستاوردهای کوتاه‌مدت را به آسیب‌های بلندمدت ترجیح دهیم. هیچ‌کس در دنیا نیست که بگوید در صنایع بزرگ‌مقیاس فولادی و پالایشگاهی، آلودگی صفر داریم! اگر کسی هست بیاید و به من نمونه ارائه دهد که ما در حوزه صنایع فولادی و پالایشگاهی، صنعت بزرگ‌مقیاسی داریم که دارد فعالیت می‌کند و آلودگی‌اش صفر است!ما نسبت به نسل آینده، هویت و میراث اصفهان مسئول هستیم. امیدوارم گفتمان رسیدن به موفقیت در ازای بارگذاری بیش‌ازحد بر تن بی‌جان محیط‌زیست اصفهان از ذهن مدیران صنعتی ما پاک شود و شاهد تصمیمات خوب برای تبدیل شدن اصفهان به مرکز دانش و فناوری، گردشگری و علم و هنر و فرهنگ باشیم.