به گزارش اصفهان زیبا؛ پدربزرگ شاهینشهری با واکر و پای مصنوعی به جلسه امتحان نهایی دانشآموزان آمد.
او با این اقدام میخواست آرزویی را محقق کند که رؤیایش سالها در دلش روشن مانده بود.
در واپسین روز امتحانات نهایی خردادماه، چهرهای متفاوت در حوزه امتحانی هنرستان شهید نواب صفوی شاهینشهر توجه همگان را به خود جلب کرد.
مردی میانسال با واکر وپای مصنوعی، گامبهگام و مصمم، وارد جلسه امتحان شد؛
چهرهای آرام و پرامید که آمده بود تا یکبار دیگر، رؤیایی قدیمی را زندگی کند.
غلامرضا رفیعی، متولد ۱۳۳۸ و بازنشستهای ۶۵ساله است.
او با وجود دارابودن مدرک کارشناسی مهندسی برق، بار دیگر پشت نیمکت امتحانات نشسته تا باهدف شرکت در کنکور گروه تجربی، سوابق تحصیلی خود را ترمیم کند.
رفیعی که سالها پیش دیپلم فنی خود را از هنرستان صنعتی آبادان دریافت کرده، اینبار با انگیزهای نو به میدان آمده است؛
با پای مصنوعی، واکر و دلی سرشار از امید.
برای مسیرم میجنگم
او درباره انگیزه خود برای حضور در این مرحله از تحصیل میگوید:
«تمام تمرکزم روی پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی است. عاشق این مسیرم و آمدهام که برایش بجنگم.»
رفیعی پدر چهار فرزند است که دو دخترش در رشتههای دندانپزشکی و داروسازی و پسرش در رشته مهندسی مکانیک تحصیل کردهاند.
این پدر معتقد است که اکنون نوبت خود اوست تا رؤیای خودش را دنبال کند.
او با افتخار از خانوادهاش یاد میکند و میگوید:
«خانوادهام بسیار حمایتم کردند. بدون پشتیبانی آنها، این مسیر سختتر میشد. واقعا از آنها سپاسگزارم.»
تلاشی که امید میآفریند
اما تأثیر حضور آقای رفیعی در این حوزه امتحانی، تنها به تجربه شخصی او محدود نماند.
به گفته مسئولان حوزه، بسیاری از دانشآموزان با دیدن تلاش و امید این داوطلب ۶۵ساله، انگیزه و اراده بیشتری برای ادامه مسیر پیدا کردهاند.
خود او نیز به این نکته اشاره میکند:
«اگر حتی قبول نشوم، همین که باعث شدم امید در دل چند جوان زنده شود، برایم ارزشمند است.»
پیامی پرقدرت
او برای همه یک پیام دارد: «پیام من این است: نترسید! من با ۶۵ سال سن اینجا هستم؛ شما صدپله جلوتر هستید. فقط باید تلاش کنید و ناامید نباشید؛ چون ناامیدی هیچ معنایی ندارد.»
باور به خود؛ حلقه مفقوده نوجوانان
رفیعی با نگاهی امیدبخش، دانشآموزان امروز را باهوش و درسخوان توصیف میکند؛ اما باور به خود را حلقه مفقوده برخی از آنها میداند:
«بچهها استعداد دارند، واقعا خوباند؛ اما گاهی خودشان را باور ندارند. اگر باور کنند، کوه را جابهجا میکنند.»
این روایت، فراتر از یک حضور ساده در امتحان است.
غلامرضا رفیعی، پدربزرگ اهل شاهینشهر، با عزم و ارادهاش نهتنها برای خود، بلکه برای دهها نوجوان، درسی زنده از امید، انگیزه و استمرار آموختن نوشت./فارس



