به گزارش اصفهان زیبا؛ رئیس انجمن آسیبشناسی اجتماعی ایران گفت: تمرکز بر مداخلات هیجانی و عدمتوجه به پیشگیری و توانمندسازی جامعه نهتنها به حل مشکل کار کودکان کمک نمیکند؛
بلکه شرایط را برای بهرهبرداری ابزاری از کودکان کار فراهم میآورد.
تغییر اساسی در سیاستها و برنامههای حمایتی ضروری است تا عدالت اجتماعی و رشد تحصیلی کودکان بهطورمؤثر تأمین شود.
استفاده از روشهای منسوخ؛ ضرورت بازنگری در رویکردهای مقابلهای
کورش محمدی با بیان اینکه همزمان با پرداختن به عوارض کار کودک مشکلات ریشهای در این حوزه بازتولید میشود، اظهار کرد:
در کشورهای توسعهیافته روشهای مقابله با آسیبهایی همچون کار کودک از مداخله صرف به تمرکز بر پیشگیری اولیه و توانمندسازی جامعه تغییر کرده است.
او تصریح کرد: در جامعه ما همچنان فعالیتها متمرکز بر مداخلات هیجانی است و برنامههای پیشگیری سهم اندکی از مدل مقابلهای دارند.
این روش منسوخ تا جایی موردتوجه خواهد بود که گاهی خواسته یا ناخواسته حتی به بهرهبرداری و استفاده ابزاری از کودکان کار
توسط افراد غیرمتخصص با پوشش حمایت از کودک کار منجر میشود.
این شرایط ضرورت بازنگری در رویکردهای مقابله ما را بهخوبی نشان میدهد.
کسب اعتبار برخی افراد غیرمتخصص در پوششهای حمایتی
او افزود: برخی افراد غیرمتخصص در پوششهای حمایتی و برای جلب حمایت منابع مختلف از شرایط زندگی کودکان کار برای خود اعتبار کسب میکنند.
گاهی مشاهده میکنیم تصاویری از این کودکان در فضای مجازی منتشر میکنند که نشان دهند در حال حمایت از کودکان هستند؛
اما نتیجه این اقدامات صرفا هیجانی در غیاب برنامههای پیشگیرانه به تقویت وضعیت کار کودک کمک میکند.
نیاز به اقدامات ریشهای و اثربخش
رئیس انجمن آسیبشناسی اجتماعی ایران ادامه داد: برای مقابله اساسی با این معضل اجتماعی نیاز به اقدامات ریشهای و اثربخش داریم.
جامعه باید خدمات اجتماعی، معیشتی، درمانی و آموزشی را در چارچوب تکالیف حاکمیت در توسعه عدالت اجتماعی بهصورت رایگان در اختیار خانوادهها قرار دهد
تا آنها بتوانند روی رشد تحصیلی و ایجاد فضای بازی کودکان خود تمرکز کنند.
در واقع مسائل معیشتی و نیازهای اجتماعی خانوادهها باید توسط دولت تأمین و مدیریت شود.
حمایتها باید باعث پویایی خانوادهها شود
محمدی بیان کرد: سهم خانوارها از منابع و ذخایر جامعه باید براساس تأمین اجتماعی به معنای واقعی کلمه دیده شود.
حمایتها باید بهگونهای به خانواده ایرانی تزریق شوند که سیستم تولید، اشتغال و توانمندی خانواده را پویا کند
و صرف کمک مالی و نظام یارانهای قطعا مؤثر نیست و موجب افزایش نقدینگی، تورم و تقویت جایگاه فقر در جامعه نیز میشود.
مسیر اصلی مقابله با کار کودک
او با تأکید بر پرهیز از رفتارهای هیجانی سیستمی افزود:
مسیر اصلی مقابله با کار کودک باید در چارچوب توانمندسازی نهاد خانواده و برقراری عدالت اجتماعی مشخص شود؛
چرا که لازم است از حوزه کارشناسی کمک گرفته شود.
غالب افرادی که امروز برای کودکان کار تصمیمگیری میکنند، در مراکز تصمیمگیری و سیاسی و اجتماعی و سازمانهای خدمات اجتماعی
هیچ سنخیت و تخصصی مرتبط با مباحث پیچیده کودک کار و آسیبشناسی این حوزه ندارند؛
بههمین دلیل همواره شاهد نوعی تصمیمسازی هیجانی در جامعه هستیم.
حجم آسیب، نیازها، ظرفیتهای جامعه و راهکارهای مؤثر ؛ پیشنیاز تصمیمگیری
رئیس انجمن آسیبشناسی اجتماعی ایران با اشاره به اینکه لازم است موضوعی مثل کار کودکان بهصورت عمیق و کارشناسی موردبررسی قرار گیرد، اذعان کرد:
باید تیمهای کارشناسی در مراکز برنامهریزی و تصمیمسازی مستقر شوند تا قبل از هر تصمیمی رصدهای لازم از حجم آسیب، نیازها، ظرفیتهای جامعه و راهکارهای مؤثر انجام دهند
و براساس دیتاهای حاصله تصمیمات راهبردی اتخاذ یا قوانین مربوط تدوین و وضع شوند.
بیتکلیفکردن حاکمیت رویکردی اشتباه است
محمدی درباره اینکه یکی از رویکردهای اشتباه ما در جامعه واگذاری کامل مسائل کودکان کار به سازمان مردمنهاد(NGO)، خیریهها و بیتکلیفکردن حاکمیت است، یادآور شد:
سازمان مردم نهاد(NGO) برای کاهش عوارض و تبعات کار کودک نقش حمایتی خود را ایفا میکنند و باعث شدهاند برنامههای پیشگیرانه سطح کلان جامعه فراموش شوند.
این تکلیف اصلی بر عهده دستگاههای دولتی است که باید با تمام توان خود و با تکیه بر ذخایر و درآمدهای جامعه
در چارچوب اجرای فرایند بهزیستی، رفاه و تامین اجتماعی نیازهای اساسی خانوادهها را تأمین کند.
مفهوم کاربردی و اثرات واژه های بهزیستی، رفاه و تأمین اجتماعی باید به معنای واقعی کلمه در جامعه تحقق پیدا کند.
استفاده از ظرفیت سازمان مردمنهاد؛ ضرورتی غیرقابلاجتناب
او با اشاره به اینکه استفاده از ظرفیت سازمان مردمنهاد(NGO) و خیریهها ضرورتی غیرقابلاجتناب است، تصریح کرد:
بیتردید زمانی ما میتوانیم از این ظرفیت ارزشمند بهرهگیری مثبتی کنیم که دولت نقش اصلی خود را
در عدالت اجتماعی و تأمین نیازهای اساسی شهروندان جامعه، مانند نیازهای معیشتی و اشتغال، خدمات رایگان اجتماعی، درمانی و آموزشی ایفا کرده باشد.
در کنار آن نیز از ظرفیت سازمان مردم نهاد(NGO) برای کاهش عوارض و فرهنگسازی در جامعه کمک بگیریم؛
بنابراین بدون ایفای نقش اصلی حاکمیت فعالیتهای سازمان مردم نهاد (NGO) و خیریهها نیز بیاثر و حتی بازخورد منفی خواهد داشت.
ضرورت تغییرات اساسی نگرش سیستمی به مسائل اجتماعی
رئیس انجمن آسیبشناسی اجتماعی ایران نگرشهای جاری در جامعه را مهم دانست و گفت:
جامعه ما برای تحقق شعار «توسعه عدالت اجتماعی» به تغییرات اساسی در نوع نگاه و نگرش سیستمی به مسائل اجتماعی نیاز دارد.
اتخاذ تصمیمات و قواعدی برای پاسخگویی به تمامی نیازهای شهروندان در چارچوب عدالت اجتماعی و فرصتهای برابر نیز موردنیاز است.
این رویکرد باید بهصورت جامع و مؤثر در برنامه خدمات بهزیستی و تأمین اجتماعی جامعه پیادهسازی شود؛
موازیکاریها باید از حوزه خدمات اجتماعی حذف شوند، متولی پاسخگو به نیازها و مطالبات جامعه باید بهطور خاص در مرجع قانونگذاری تعریف و اعتبارات مکفی برای مأموریتهای آن تخصیص داده شود.
تعدد مراکز مدعی در موضوع مقابله با کودک کار؛ هدررفت منابع
محمدی خاطرنشان کرد:
در حال حاضر با تعدد مراکز مدعی در موضوع مقابله با کودک کار و سایر معضلات اجتماعی مواجه هستیم که صرف اعتبارات بسیار دارند؛
اما هیچکدام نسبت به هیچ معضلی پاسخگو نیستند. با این اوصاف فقط شاهد هدررفت منابع هستیم؛
بهعنوان مثال اعتبارات موجود در اختیار بهزیستی حتی برای ارائه خدمات اولیه و سطحی به گروه هدف خود هم کافی نیست.
این یک معضل اساسی در ساختار برنامهریزی و مدیریت خدمات اجتماعی است که نیاز به تحول و تغییرات اساسی دارد.
امیدواریم قبل از آنکه دیر شود متولیان امر به فکر تدبیر و چارهاندیشی بیفتند./ایسنا



