سفر جدید عاصم منیر به تهران، پنجمین سفر رسمی فرمانده نیروهای مسلح پاکستان از زمان آغاز میانجیگری اسلامآباد میان ایران و آمریکا توصیف شده است؛ سفری که در ظاهر برای رایزنی درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقهای انجام شد، اما در مرکز آن یک پرسش سیاسی سنگین قرار دارد؛ اینکه آیا کانال پاکستان هنوز میتواند از تماسهای پراکنده عبور کند و به چارچوبی برای پایان جنگ برسد؟ اهمیت سفر منیر در این است که پاکستان هم به تهران دسترسی سیاسی و امنیتی دارد و هم میتواند با واشنگتن و بازیگران عرب منطقه گفتوگو کند. بااینحال، میانجی نمیتواند خلأ اعتماد میان دو طرف را بهتنهایی پر کند. آینده این روند به یک توافق محدود، قابل سنجش و مرحلهای وابسته است؛ توافقی که ابتدا از کنترل درگیری و توقف اقدامات برگشتپذیر آغاز شود و سپس به پروندههای دشوارتر برسد.
اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد، در کنار بار دیپلماتیک آن، به یکی از پیچیدهترین مقاطع روابط ایران و آمریکا تبدیل شد. هیئت ایرانی به ریاست مسعود پزشکیان و همراهی وزیر امور خارجه، عباس عراقچی، در حالی راهی نیویورک شد که پیش از آن، از طریق میانجی قطری، پیشنهاد «طرح هفتروزه» شامل توقف درگیریها در تمام جبههها و بازگشایی تنگه هرمز را به واشنگتن منتقل کرده بود. اما آنچه در نیویورک رخ داد، بیش از آنکه گشایشی دیپلماتیک باشد، تصویرگر عمق شکاف میان دو طرف بود.
تفاوت رویکرد ایالات متحده به برقراری آتشبس (در بستر جنگ ایران و عراق) در سال ۱۳۶۷ با مواضع امروز این کشور در قبال بحرانهای منطقهای، بیش از آنکه حاصل تغییر در اصول بنیادین سیاست خارجی واشنگتن باشد، نتیجه تغییر در محاسبات راهبردی و تعریف «نظم مطلوب» در منطقه است.
در روزهای اخیر، همراهی بیسابقه کشور و دولت عراق در مراسم تشییع رهبری ایران در نجف و کربلا، علیرغم همه اختلافات پرسشهایی را برانگیخته است.