فاجعه یک بحث است و پس لرزههای آن بحثی دیگر. حالا چند روزی میشود که بی برقی و قطعی یکباره و بدون اطلاع قبلی دوباره از سرگرفته شد و صدای مردم را حتی در شبکههای اجتماعی درآورده است. واقعیت این است که آستانهی تحمل زخمی شده و آسیب دیده مردم در این روزهای گرم و پرحرارت داغ با کوچکترین اتفاقی تحریک میشود و صدای نارضایتیشان را بلندتر میکند و چه اتفاقی بدتر از این که، در این روزهایی که نه کرونا برای مردم اعصاب و حوصلهای گذاشته و نه گرانی هوش و هواس، بی برقی هم به دنبال بی آبی از راه برسد و قوز بالاقوز شود.
شهر آشوب شده و هیچچیز سر جای خودش نیست. خاموشیها امسال، خیلی زودتر از سالهای گذشته شروعشده و قطعی مدام برق، شهروندان را کلافه کرده و صدای آنها را در روزهای گرم و کشدار بهاری درآورده است. تعطیلی زندگی روزمره به خاطر نبود برق و مختلشدن آن زیر سایه کرونا ازیکطرف و تحمیل خسارتهای ناشی از قطعووصلشدن و آسیبدیدن وسایل برقی هم از سوی دیگر در روزهای گذشته، ساعات طاقتفرسا و کسلکنندهای را نهتنها برای اصفهانیها که شهروندان سایر استانها، همچون تهران رقمزده است؛ دقیقههای خاموش که با صدای آغشته به اعتراض و گلایه مردم از بیبرنامگی و بیتدبیری وزارت نیرو و سایر زیرمجموعههای آن، طی میشود، صدایی که دیوار آن کوتاه است و بهجایی نمیرسد؛ چراکه مسئولان با استدلالهایی همچون اینکه خسارت ناشی از قطعی برق به مردم پرداخت خواهد شد یا شهروندان باید تجهیزات برق اضطراری بخرند تا با مشکلی روبهرو نشوند، سعی در توجیه خاموشیها دارند؛ همین موضوع هم اتفاقا در دو سه روز اخیر باعث راهاندازی هشتگهای برق و زندگی نرمال در فضای مجازی شد.