همان طور که در نوشتار پیشین ذکر شد، دهه هشتاد میلادی دههای پرکار برای اکوفمینیستها بود. نیمه دوم این دهه با کارهای مشترک «وندانا شیوا»[1] و «ماریا میس»[2] ادامه یافت. شیوا در ادامه کار «کارولین مرچنت»، توانست تاثیر مضر نیروهای مردسالار، استعماری و نیز نیروهای دنیای مدرن همانند «توسعه» و «علم» را بر طبیعت و زنان در عرصه جهانی برجسته سازد. او نشان داد که چگونه توسعه و علم به عنوان نظمهای غالب اجتماعی در پیوندی بنیادین با مردسالاری و استعمارگری هستند. پیش از پرداختن به نظریات مهم در حوزه علم (که عموما در دهه 90 منتشر شدند) و از طریق مرچنت آغاز شده بود، میتوان ابتدا وضعیت کشورهای جهان سوم در آن زمان را بررسی کرد تا بتوانیم درک بهتری از آن چه شیوا درباره ارتباط توسعه و استعمارگری بیان داشته بود به دست آوریم.