تصور کنید میخواهید یک شهر جدید بسازید؛ آن هم در دل استپهای بادخیز و یخزده آسیای میانه، جایی که دمای هوا در زمستان به منفی ۴۰ درجه سانتیگراد میرسد!
این دقیقاً همان چالشی بود که قزاقستان در اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی با آن روبرو شد؛ زمانی که تصمیم گرفت پایتخت خود را از آلماتی خوشآبوهوا، به بیابانهای شمالی (شهر آستانه) منتقل کند.
اما سرمایه را چگونه باید به چنین برهوتِ یخی کشاند؟ آن هم در کشوری که هنوز به شدت درگیر قوانین خشک، دستپاگیر و فسادزای بهجامانده از دوران اتحاد جماهیر شوروی بود.
مدیران قزاقستان میدانستند که سرمایهگذار خارجی ژاپنی، اماراتی یا اروپایی، از سرمای زمستانِ آستانه نمیترسد، بلکه از سرمای بوروکراسی و ناامنیِ قضایی فراری است.
در این گزارش تحلیلی، به بررسی یکی از هوشمندانهترین استراتژیهای اقتصاد شهری جهان میپردازیم: اینکه قزاقستان چگونه با ابتکار مرکز مالی بینالمللی آستانه و استفاده از تکنیک مهندسی حقوقی، یک فرش قرمز واقعی برای سرمایههای جهانی پهن کرد.